الا یا ایها ساقی ادر کا سا و نا ولها
که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
ببوی نافه ی کاخر صبازان طره بگشاید
زتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
ا بده
تشکرشده 55 در 39 پست
الا یا ایها ساقی ادر کا سا و نا ولها
که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
ببوی نافه ی کاخر صبازان طره بگشاید
زتاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
ا بده
تشکرشده 1,607 در 499 پست
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد افتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
تشکرشده 55 در 39 پست
روی خوبت ایتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف وخوبی نیست در تفسیر ما
تشکرشده 116 در 62 پست
از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر
ای دیده نگه کن که به دام که در افتاد
تشکرشده 1,607 در 499 پست
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
تشکرشده 55 در 39 پست
گفتم: ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت:در دنبال دل ره گم مسکین غریب
تشکرشده 116 در 62 پست
کنجکاو عزیز اینجا مشاعره است نمیتونین هر شعری که دوست داشتید بذارید باید با "د" میگفتید
بیا که پرده ی گلریز هفت خانه ی چشم
کشیده ایم به تحریر کارگاه خیال
تشکرشده 375 در 164 پست
لعل سيراب به خون تشنه لب يار من است
وز پي ديدن او دادن جان كار من است
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
تشکرشده 55 در 39 پست
ترا که هر چه مرادست در جهان داری
چه غم زحال ضعیفان نا توان داری؟
تشکرشده 375 در 164 پست
يك قصه بيش نيست غم عشق وين عجب
كز هر زبان كه مي شنوم نامكرر است
او مـانده و قلب آهنـــی تان مردم!
یا می نگـرد به دشمنی تان مردم!
این پاسخ لطف یک درخت است؟تبر؟
لعنت به نمکدان شکنی تان ! مردم!
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)