به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 36 از 73 نخستنخست ... 6162627282930313233343536373839404142434445465666 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 351 تا 360 , از مجموع 727
  1. #351
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا حاتمی


    .و معنویات برای من معانی خاص خودش رو داره،و راجع به اعتقاداتم و معنویات خیلی وارد بحث نمیشم با کسی چون شخصیه و تمایلی هم به بحث با آدمهایی که با تعصب به مسائل نگاه میکنند ندارم.
    خب بالاخره خیاط در کوزه افتاد ، و از اونجائی که رئیس صندلی هم باید حرارت این صندلی رو بچشه ، و جائیه برا فکر کردن و تلنگرزدن و وشکون گرفتن،
    دقیقا صندلی داغ برا اینه که راجع به مسائلی که تو زندگی عادی شاید خیلی تمایلی به فکر کردن و تجزیه تحلیلشون نداری ، به چالش کشیده بشه:

    اول اینکه چرا تمایل نداری که اعتقاداتت رو با سایرین مطرح کنی؟
    خدا رو چطوری یافتی / شناختی؟
    ارتباط تقدیر خداوند و عمل شما؟
    ارتباط علم خدا و سرنوشت شما؟
    ارتباط توکل و تلاش شما؟
    شک و یقین شیدا؟
    آیا شیدا اجازه داره در هر چیزی شک کنه؟
    سه تا از چیزائی که واقعا بهشون اعتقاد داری؟
    ریشه کلمه اعتقاد؟
    محبت به خدا بدون بندگی و عبادت امکان پذیره؟
    آیا حسادت فقط یه حس درونیه یا بمحض بروز خارجی اسم حسادت به خودش میگیره؟
    آیا همه آدمها واقعا خوبن؟
    خوبی و بدی مطلقه یا نسبی؟
    فرق خیر و شر با خوبی وبدی؟
    معنای عدل خدا ؟
    معنای دقیق :
    فکروعقل
    وجدان و فطرت
    قلب ودل
    چند تا از آرزوهای دوران کودکیت؟
    چند تا از اهداف 5 سال پیش که به اونهانرسیدی؟
    آیا محتمله که تو روز حشر خدا بگه همه این بساط زندگی و... یه شوخی بوده؟؟


    اگه آدم همیشه خودش رو خیلی دوس / قبول داشته باشه پس نفس لوامه چیکارس؟
    تا حالا صدای وجدانت رو شنیدی ؟ انتقاد کرده و شاکی بوده یا تعریف کرده ازتون؟
    دوس داری در نظر من آدم خاصی جلوه کنی یا یه آدم معمولی؟
    دوس داری بیشتر تعریف و تمجید بشنوی یا انتقاد؟
    .
    .
    .
    .
    حالا پاسخ صادقانه دو سوال بالا رو بده.

    اگه سه دقیقه تو سازمان ملل (یا یه جمعی با همین اهمیت) بهت فرصت بدن راجع به چه موضوعی صحبت می کنی و چی میگی.

    امیدوارم گرمی سوالها باعث آزار شما تواین گرمای تابستون نشه
    .

  2. 7 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (سه شنبه 10 خرداد 90)

  3. #352
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 خرداد 91 [ 02:00]
    تاریخ عضویت
    1389-9-25
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    4,612
    سطح
    43
    Points: 4,612, Level: 43
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    971

    تشکرشده 981 در 133 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط Hamed65
    سلام به شیدا حاتمی عزیز،

    لطفاً به سوالات زیر پاسخ دهید :)

    سلام.ای به چشم:)

    1- به نظرت چرا اینطوری هست که بعضی ها خیلی سریع می توانند در یک جمع محبوب بشوند؟ بعضی ها هستند تا وارد یک جمع می شوند همه نگاهها به سمت آنها می رود. خیلی سریع می توانند خودشان را در یک جمع جا کنند.
    ولی برعکس بعضی ها همیشه تنها گذاشته می شوند. شاید تنها عیب آنها خجالتی بودن آنها باشد...

    به نظرم چیزی که مطمئنا اهمیت داره در نگاه اول ظاهر هست،شما تصور کنین دو نفر با هم وارد یک جمع میشن؛یکی آراسته و مرتب هست و اون یکی ژولیده و شلخته و هپلی!!کدوم یکی توجه مثبت رو مال خودش میکنه؟پس اول ظاهر مهمه و آراستگی.بعد از اون شخصیت آدمهاست که باعث محبوبیتشون میشه.بعضی ها مدام از خودشون انرژی ساطع میکنند،بشاش و خوش رو هستند،اجتماعی و برونگرا هستند ،میدونن چجوری حرف بزنن در واقع خوب حرف زدن رو جایگزین حرف خوب زدن کردن و همین باعث میشه تو دل بقیه جا بشن.اونی که عکس این هست تنها عیب اش نمیتونه خجالتی بودنش باشه!!به نظرم از آدم اولی سوادش هم کمتره!!سواد ارتباط برقرار کردن نداره،احتمالا اعتماد به نفس هم نداره و همین باعث میشه خجالتی باشه.بعضی وقتها هم بخاطر اینه که حرفی برای گفتن نداره و نمیتونه خودش رو نشون بده و یه گوشه ساکت میشینه!!

    2- دوست دارم این سوال را با صداقت کامل جواب بدهی. یکی از فامیل های شما مدیر عامل یک اداره است. به شما می گوید من می خواهم تو را مدیر فلان بخش اداره بکنم. اینکه مدیر آنجا باشی یکی از آرزوهای شماست و موفقیت بزرگی برای شما محسوب می شود. از طرف دیگر می دانی که افرادی لایق تر از شما هستند و انتخاب شما از روی محبت فامیل شما به شماست. آیا این مسئولیت را می پذیری؟

    آره حامد خان.فکر کنم قبول میکنم.چون من هم مثل همه اونهای دیگه دنبال این کار بودم و تمام توانم رو میذارم تا توی کارم کم نذارم.چیزی که غیر قابل انکار هست وجود همین رابطه هاست.نمیخوام شعار بدم تا حرف هام قشنگ باشه.اگر به اون کار نیاز داشته باشم و دنبالش بوده باشم خوشحال میشم که موانع جلوی روم به طریقی کم شده.


    3- فرض بگیریم در شرکتی کار می کنی. کم کم متوجه می شوی که مدیر شما از نظر دانش و فهم از شما پایین تر است. ممکن است او از شما کارهایی بخواهد که به نظر شما اشتباه و احمقانه هستند. چه برخوردی خواهی داشت؟

    پیش اومده برام.باهاش صحبت کردم و نظرم رو به عنوان پیشنهاد گفتم.دونستم چجوری بگم که بهش بر نخوره و اون هم قبول کرده.اما اگر همچنان بخواد روی تفکرات غلط اش پا فشاری کنه از اونجا میام بیرون.

    4- بزرگترین نعمتی که خداوند به شما داده چه چیزی ست؟

    بزرگترین نعمتی که دارم سلامتی ام هست و خدا رو روزی هزار بار بخاطرش شکر میکنم.چند مدت پیش مشکلی برای چشمام به وجود اومد و اون حادثه باعث شد قدر سلامتی ام رو خیلی بیشتر از قبل بدونم.

    5- پسری از خارج از کشور به خواستگاری شما می آید و همه چیز او مناسب به نظر می رسد. با این حال ازدواج با او یعنی مهاجرت شما به خارج از کشور و دوری از خانواده. آیا می پذیری؟

    آره.قبول میکنم.اگر همسر ایده آلم رو بتونم پیدا کنم برام فرقی نداره ایران یا خارج از کشور باشم.ولی پذیرشش برای خانواده ام خیلی سخت خواهد بود!!

    6- از بین اینها یکی رو انتخاب کن (کدام بهتر است):

    انسان صادق، انسان فداکار، انسان عالم

    انسان صادق

    شوهر خوش چهره، شوهر پولدار، شوهر با موقیت خوب اجتماعی

    همسر با موقعیت خوب اجتماعی


    دوست پر حرف، دوست شلخته، دوست ساده لوح

    دوست پر حرف.اتفاقا دارم باهاش هم مشکلی ندارم:)اون دو تای دیگه فاجعه است.

    فرزند معتاد، فرزند معلول، فرزند قدر نشناس

    وای!!!سخته بین اینها انتخاب کردن:(فرزند قدر نشناس ولی سالم باشه و موقعیتش هم خوب باشه برام کافیه

    شهرت، ثروت، قدرت

    از بین این 3 تا که گفتین ثروت بهتره.


    7- اگر شوهرت ازت بخواهد که به جای جشن عروسی یک مهمانی کوچک بگیرید و به جایش هزینه جشن عروسی را به فقیران هدیه کنید، قبول می کنی؟

    من برای بر اندازی فقر در محدوده خودم برنامه های زیادی دارم که بعضی هاش رو شروع کردم اگر اون هم اینو نگه من خواهم گفت.ولی یه چیزی رو هم صادقانه بگم که فقط نظر ما دو تا نیست!!به خانواده ها و نطراتشون هم باید احترام گذاشت.

    8- اگر دوست داری بهترین کاری که در زندگیت کردی و همیشه به آن افتخار می کنی را برای ما بگو.

    شاید انتخاب های صحیح ام از بین گزینه های زیاد انتخابی چیزیه که همیشه بهشون افتخار میکنم.

    9- تا به حال کاری کردی که سخت پشیمان بشوی؟

    نه.من از کارهایی که میکنم پشیمون نمیشم.اول خوب فکر میکنم و بعد عمل میکنم.نتیجه هر چیزی که بود میپذیرم.اگر بد بود فقط ازش درس میگیرم.پشیمون نمیشم.ولی بوده که کاری کردم و بعدش به خودم گفتم کارم اشتباه بوده و از خودم ناراحت بودم ولی دیگه تکرارش نکردم.



    10- از شهر شیراز هستی؟ یکم از شیرازی ها تعریف کن، از خوبی هایشان بگو :)

    من کی گفتم شیرازی هستم؟!!!:)


    11- حاضری با چتر از هواپیما بپری پایین؟!

    آره.خیلی دوست دارم.خیلی هیجان داره...و من روحیه ماجرا جویی دارم.حتما خیلی میترسم ولی اگر موقعیتش پیش بیاد اینکار رو میکنم.عاشق اینم که یه بار بانجی جامپینگ کنم:)


    12- اگر شوهرت از طرز لباس پوشیدنت ایراد بگیرد، به او چه می گویی؟

    ازش میخوام برام دلیل قانع کننده بیاره که مشکلات لباس پوشیدن من چیه!!اگر قانع کننده نبود و صرف اینکه همسرم"دلش نمیخواد"باهاش صحبت میکنم و من قانع اش میکنم.قبول نمیکنم.مسالمت آمیز حل اش میکنم.من حواسم به پوششم هست اون هم میتونه تذکر بده هرجا من حواسم نبود ولی ایرادش باید منطقی باشه.


    13- شیدا حاتمی نام اصلیت است؟

    نه.شیدا حاتمی اولین اسمی بود که به ذهنم رسید و هیچ پیش زمینه ای پشتش نداره.ذهنم خالیه خالی بود ازش خواستم یه نام کاربری بگه،اینو انتخاب کرد.ولی حالا اسم منه و فقط مال منه:)

    14- به فال اعتقاد داری؟ یا به نظر شما هم همه اینها خرافات است؟

    نه اعتقاد ندارم.به باور مردم احترام میذارم ولی خودم اعتقادی ندارم.به نظرم مثلا چند تا خط کف دست آدم نمیتونن سرنوشت آدم رو مشخص کنن.یا چند تا نقش مبهم داخل یه فنجون یا چیزای دیگه ای که هست و من خبر ندارم.

    15- اول دو نکته مثبت از همدردی بگو و بعد دو انتقاد از همدردی بکن.

    همدردی تونسته آدم ها،عقاید،باور ها و روحیات مختلف رو با هم همسو کنه به وسیله یک سری قوانین سختگیرانه .این شاید در نگاه اول مستبدانه به نظر برسه ولی به نظرم خیلی جالب و عملیه و دیگه اینکه چه نکته ای مثبت تر از این که همدردی به طور تقریبا رایگان داره به آدم ها کمک میکنه و درس بهتر زندگی کردن رو یادشون میده...؟

    سانسور ها هم در همدردی سختگیرانه و بدون تبصره هست!!گاهی سانسور ها شخصی میشه!!البته این سایت اساسش شخصیه:)
    انتقاد بعدم در مورد اعضاست،گاهی احساسات رو خیلی میارند وسط!!به امضا و آواتار هم رتبه میدن!همینجوری چون با یکنفر خوبن یا نظراتشون موافق نظرات اون فرد هست پای پست هاش تشکر میزنن یا رتبه میدن...به هر حال رتبه ها و تشکر ها اینجا یه معیار سنجش هست بهتره که بیشتر به رتبه هایی که میدیم دقت کنیم.


    مرسی حامد گرامی

  4. 8 کاربر از پست مفید شیدا حاتمی تشکرکرده اند .

    شیدا حاتمی (چهارشنبه 11 خرداد 90)

  5. #353
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 خرداد 91 [ 02:00]
    تاریخ عضویت
    1389-9-25
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    4,612
    سطح
    43
    Points: 4,612, Level: 43
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    971

    تشکرشده 981 در 133 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط ani
    سلام خانم حاتمي

    خسته نباشيد . اجازه مي فرمائيد چند سوال تقديمتان كنم ؟!

    سلام،آنی بزرگوار.باعث افتخارمه سوالای فنی شما رو جواب بدم اما تا جایی که بتونم این کار رو میکنم چون نمیخوام قوانین تالار ندیده گرفته بشه.

    نظر و دريافت خود را به شكل واضح و روشن از اين ابيات بفرمائيد

    !_ الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
    که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

    وقتی پای عشق وسط میاد،حالا هر نوع اش که باشه،اول اش شور هست و شوق وصال که شدیدا هم لذت بخشه...انرژی وصف ناشدنی به وجود میاد و همینطور شخص رو تشویق به ادامه میکنه همه چیز آسون و گل و بلبلی میشه...اما عاشق یواش یواش میبینه که راه داره سخت تر میشه و هر چی بیشتر جلو میره معشوق دورتر میشه،گاهی معشوق جفا میکنه،گاهی ناز میکنه،گاهی دور میشه،گاهی خار مغیلان میاد جلوی آدم و اون انرژی که اولش روی همه چیز تاثیر گذاشته بود کم کم تحلیل میره و شوق جای خودش رو به غم میده.غمی که البته اون هم برای عاشق لذت بخشه ولی دیگه بازی سخت شده...دور بودی،همه چیز از دور بهتر و زیبا تر بود هر چی نزدیک تر بشی راه باریک تر و سخت تر میشه...

    2-از شيشه بي مي ، مي بي شيشه بجوئيد
    حق را ز دل خالي از انديشه بجوئيد

    برای وصل،باید خالیه خالی بود...باید من رو کشت...باید نبود...باید همه چیز رو کنار گذاشت تا به حق رسید...باید فنا شد.اما و اگر و شاید و باید نداره...

    3-ای قوم به حج رفته کجایید کجایید؟
    معشوقه همین جاست، بیایید بیایید

    چرا مردم دنبال خدایی میگردن که خودش گفته از رگ گردن بهمون نزدیک تره!!کی میتونه منکر این باشه که خدا همین جاست...همین نزدیکی...!!بیایید به خودمون بیاییم!شعر اینو میخواست به من بگه.البته فقط به من:)

    4-دلخوش از آنیم که حج می رویم
    غافل از آنیم که کج میرویم
    کعبه به دیدار خدا می رویم
    او که همین جاست کجا میرویم؟
    دین که به تسبیح و سرو ریش نیست
    هر که علی گفت که درویش نیست
    صبح به صبح در پی مکر و فریب
    شب همه شب گریه و امن یجیب

    آی،آی،آی...آنی خانوم خودم رو انداخت توی کوزه به قول بی بی خاناینو من هم از یکی از بچه ها پرسیدم،نصیب خودم شد!!آنی جان دریافت من دقیقا همونیه که شعر داره میگه و خیلی هم واضحه...بیشتر از این محدودیت های تالار بهم اجازه نمیده و اگر هم بشه جاش داد،جاش توی انجمن نارنجیه:)



    **** به نظر شما براي قضاوت كردن انسانها از چه فاكتورهايي بهره مي برند ؟! آيا اساسا اين كار را درست مي دانيد يا خير ؟چگونه مي توان موانع قضاوت را از سر راه خود برداشت . در هر دو صورت علت را به شكل كامل بيان كنيد .

    خب آنی جان،به نطرم آدم ها توی این مورد به دسته های مختلفی تقسیم میشن،یه عده ای از روی بخل و حسادت قضاوت میکنن،یه عده ای از روی نا آگاهی و نا دونی،یه عده ای از روی تعصب،یه عده از سر گستاخی،یه عده هم این حق رو به خودشون میدن که قضاوت کنن!!!من اساسا این کار رو غلط میدونم و به نظرم باید اون جمله معروف شما رو طلا گرفت چسبوند به سر در تالار که:داوری،کافری است...به نظرم قضاوت فقط حق خداست و این حق رو هیچ کس دیگه ای نداره.نمیدونم کسی میتونه بی طرف و بی غرض به جایی برسه که شرایط قضاوت کردن رو پیدا کنه یا نه اما هر کس باید حواسش به خودش باشه و این حق رو به خودش نده که راجع به بقیه آدمها قضاوت کنه!چون نه علم کافی راجع به همه امور داره و نه جای آدمهای دیگه است.آخر سوالتون برام مبهم بود.امیدوارم تونسته باشم منظورم رو برسونم.

    از ديد شما اين جملات قصار چه مشكلي مي تواند داشته باشد و اگر جمله ي بي اشكالي آنها را مي دانيد چرا ؟!

    چشم:)

    1-جستجوی حقیقت دیوانگی مطلق است ، چه موقعی که به حقیقت رسیدید ممکن نیست به کسی بگویید و دشمن شما نشود

    این جمله رو که خوندم این بیت از شعر حافظ اومد تو ذهنم:گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند/جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد...یاد منصور حلاج افتادم!!حقیقت تلخه...خیلی تلخ...همه توان پذیرش این تلخی رو ندارن برا همین پسش میزنن!!نمیپذیرند اش!!ترجیح میدن چیزهای قشنگ بشنون...حرف های قشنگ...مهم نیست که حقیقت نداشته باشه!
    ولی در کل به نظرم این جمله اشکال داره چون مطلق اش کرده!!


    2-انسانها نه به نسبت تجربه هاي خود، بلكه به نسبت ظرفيتي كه براي تجربه كردن دارند عاقل هستند

    اشکال داره!!ظرفیت آدمها برای تجربه کردن بی نهایته!!!اما خیلی از تجربه ها عین دیوانگیه!!!به نظرم جمله اشکال داره!!

    3-حاضر نیستم در راه اعتقادم کشته شوم چون ممکن است اشتباه کرده باشم

    نتونستم اشکالی توی این جمله پیدا کنم!اعتقاد و باور به مرور زمان و در اثر تلقین و تکرار به وجود میاد!!ممکنه اشتباه باشه...حتی اگر اعتقادت باشه!



    با تشكر و خسته نباشيد .

    من هم از شما ممنونم:)


  6. 7 کاربر از پست مفید شیدا حاتمی تشکرکرده اند .

    شیدا حاتمی (پنجشنبه 12 خرداد 90)

  7. #354
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))


    ســــــــــــــــــــــــ لام



    هیپ هیپ هورا
    ایول ... ایول ... یه عالمه سوت و بوق و هورا
    حالا حالا حالا ... همه دستها به بالا واسه خاطر
    شیدا حاتمی گل مدیر صندلی داغ

    دستا کمه ... حالا همه حاضرید ... یک دو سه







    واسه تمام برو بچه های تالار همدردی یه عکس بذار واسه خودت هم بذار


    حالا سئوال تخصصی :
    آقای مدیر همدردی چه شکلیه؟

    به جواب این سئوال رسیدی یا نه؟زود تند سریع جواب بده .. کار دارم می خوام برم




    چرا بعضی از آدمها روی یه نکته خاص کلید می کنند ول کن هم نیستند یعنی توی هر بحث و مطلبی یه جوری قضیه رو ارتباط می دهند به اون موضوعی که خودشون روشون کلید کردن؟مثلا یکی روی گذشتن از همه چیز کلید کرده ، یکی روی قضاوت کردن؟ یکی دیگه روی کل انداختن؟یکی هم مثل من روی ...؟



    - فکر می کنی تلاش ها شما بیشتر شما را به اهدافتون می رسونند یا امدادهای غیبی و ماورائی؟ منظورم اینکه وقتی یه هدفم برای خودتون در نظر می گیرید چقدرش رو زحمت خودتون می دونید و چقدرش رو عوامل دیگری؟




    موافقی تالار شبها از ساعت 24 الی 6 بامداد و همچنین روزهای تعطیل بسته باشه ؟!! اینجوری اینقدر آدم ها به در بسته تالار نمی خورند و واسه این مشکلات فنی و غیر فنی تاپیک باز نمی کنند


    نظرت در مورد ارتباط واریز وجه کلان میلیاردی به عنوان کمک داوطلبانه اعضا به سایت و این قطعی های مکرر تالار چی هست؟ آیا در باغ سبز بوده؟ دستهایی زیر نمی کاسه هست؟ شاید هم توی خود کاسه هست؟ به هرحال نیت اون شخص گرامی که اینقدر ازش تعریف و تمجید شد چی بوده که همش با این اوصاف تالار در دسترس نیس؟



    اگر بخواهی تصمیمی بزرگ بگیری که عقل و احساست با هم در جنگ باشند
    (با عقلت تصمیم بگیری ، به احساست لطمه ای جبران ناپذیری زدی
    و اگر با احساسات تصمیم بگیری ، خودت را فدا کردی)
    کدام را بر میگزینی ؟ چرا؟ اصلا میشه آدم در آن واحد دوتا صدا رو بشنوه و تجزیه و تحلیلش کنه؟ یعنی هم صدای عقل رو بشنوی و هم دل ؟ به نظرت تداخل امواج صوتی پیش نمیاید؟ یا تداخل نمودار احساس معکوس عقلی؟



    فکر کن یک روز جناب آقای سنگتراشان اختیار تالار رو تمام و کمال می دهد دست تو ...( ایول چه می کنه اون وقت این شیدا حاتمی ) چه قوانینی وضع می کنی ؟ کدوم ها رو عزل می کنی ؟ اصلا چه ابتکار باحالی توی تالار راه میندازی؟نه نه یه دقیقه صبر کن هوشمندانه ترین کاری که واسه حفظ مدیریت یک روزه ات می کنی چه خواهد بود؟


    یه تجربه که گرون به دست آوردی اینجا ارزون به ما بده!؟به نظرت اصلا تجربه قیمت داره؟ چه کسی روی تجربه قیمت میذاره؟ الان این دوره زمونه تجربه توی چه نرخی خرید و فروش میشه ؟



    اگر بنا باشه سه خصلت خودت را حذف کنی آنها کدامند؟ دلیل حذفشون رو هم بگو؟ چه ضربه هایی از طرفشون خورده ای ؟ چقدر زمان به خودت میدهی که اون خصوصیات رو حذف کنی ؟



    نظرت در مورد عکس زیر چیست؟



    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    این عکس رو من توی یکی از مقاله های آموزنده آقای سنگتراشان دیدم ها


    واسه حسن خطاب این پست و سئوالات کوتاه و من درآوردی خودم


    عکس خودم رو واست میذارم تا اینقدر دنبالم نگردی








    ببین چقدر نازم ... خصوصا چشام ( مامان اسفند واسم بریز دارن چشام رو چش میزنن)




  8. 6 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (پنجشنبه 12 خرداد 90)

  9. #355
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام خانم شیدا حاتمی محترم سو ا ل از شما
    1ـ اگر این قدرت را داشتید که برای یک رو ز به یک دوره ا ز زندگیتان بروید کدام دو ره را انتخاب می کردید
    2ـ کدام گل رو دوست داری
    3ـ چه نام کاربری هایی در تالار برای شما جلب توجه می کند
    4ـ نقش احسا سات مثبت یا منفی را در زندگی خودتون چگونه ارزیابی می کنید ایا شما فردی احساس محو ر هستید یا منطق محو ر
    5ـ یک تاپیک که بیشترین تاثیر را روی شما داشته معرفی کنید
    6ـ اخرین کنسرتی که رفته اید
    7ـ غذای مو رد علاقه شما
    8ـ خانم شیدا حاتمی هدف در زندگی چیست
    9ـ نقش مذهب در زندگی شما چیست
    10ـ را ز موفقیت در دید خانم شیدا حاتمی چیست
    11ـ چه کسی تو تالار در شما حس احترام را بر می انگیزد
    12ـ چه کسی خیلی تو زندگیت تا ثیر مثبت داشته مهمترین تا ثیر ش چی بوده
    13ـ یک انتقاد از محمد ابراهیمی بکنید
    14ـ کدوم بیشتر دوست دارین کوه جنگل دریا اسمون
    15ـ محبوب ترین هنرپیشه مو رد علاقه شما کیست
    16ـ یک نصیحت یا جمله امو زنده
    17ـ هم اکنون یک ارزویی دنیایی بکنید
    18ـ چگونه با تالار همدردی اشنا شدید
    19ـ یک بیت شعر قشنگ بگو
    20ـ یک ضرب المثل بگوید
    21ـ کدامیک از این اشکا ل رو انتخاب می کنید دایره مربع مثلت
    22ـ چه میزان از مهارتهای زندگی را ا ز فضای تالار کسب کرده ای
    23ـ اگر قرار باشد طوفان بیاد کدوم رو انتخاب می کنید یک اسب یا یک خانه


    امیدوارم همیشه موفق باشید

  10. 6 کاربر از پست مفید محمدابراهیمی تشکرکرده اند .

    محمدابراهیمی (چهارشنبه 11 خرداد 90)

  11. #356
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 خرداد 91 [ 02:00]
    تاریخ عضویت
    1389-9-25
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    4,612
    سطح
    43
    Points: 4,612, Level: 43
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    971

    تشکرشده 981 در 133 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط BABY
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا حاتمی


    .و معنویات برای من معانی خاص خودش رو داره،و راجع به اعتقاداتم و معنویات خیلی وارد بحث نمیشم با کسی چون شخصیه و تمایلی هم به بحث با آدمهایی که با تعصب به مسائل نگاه میکنند ندارم.
    خب بالاخره خیاط در کوزه افتاد ، و از اونجائی که رئیس صندلی هم باید حرارت این صندلی رو بچشه ، و جائیه برا فکر کردن و تلنگرزدن و وشکون گرفتن
    دقیقا صندلی داغ برا اینه که راجع به مسائلی که تو زندگی عادی شاید خیلی تمایلی به فکر کردن و تجزیه تحلیلشون نداری ، به چالش کشیده بشه:

    خدااااااااااااااااااااااا ااآخه این چه شانسیه من دارماول اینکه 4 روز قرار بود بشینیم هی 2 روز در میون تالار مشکل پیدا کرد!!سه روز مشکلات تالاری داشتیم،بعدم آقای بی بی انگار فقط از ترک برگشتن که منو به آتیش بکشن!!ولی من مقاومت میکنم آقای بی بی.البته در حدی که تالار بهم اجازه میده.خب؟:)

    اول اینکه چرا تمایل نداری که اعتقاداتت رو با سایرین مطرح کنی؟

    اول اینکه من نگفتم تمایل ندارم اعتقاداتم رو با سایرین مطرح کنم!!من گفتم تمایل ندارم با افراد متعصب وارد بحث بشم و چون نمیدونم در فضایی مثل تالار همدردی چه کسانی متعصب هستند برا همین باید سکوت کنم.هر چقدر هم که با یه فرد متعصب صحبت و بحث کنی اون حرف خودش رو میزنه و آخر سر هم محکومت میکنه!!اگر هم بخواد انتقاد کنه،سازنده نیست!کوبنده است!!تجربه بهم ثابت کرده سری رو که درد نمیکنه دستمال نبندم.

    خدا رو چطوری یافتی / شناختی؟

    به سختی!!!خیلی سخت یافتمش...از یک سنی آموخته های پیشینم نمیتونست پاسخگوی تمام سوالات ذهن من باشه!!ذهنم هم ایجاد سوال های جدید رو متوقف نمیکرد من هم نمیخواستم محدودش کنم،نمیخواستم چیزهایی که هیچ اختیاری توی انتخابشون نداشتم رو به راحتی قبول کنم،شعورم این رو نمیپذیرفت...برا همین به ذهنم اجازه دادم تا هر جا میخواد بپره...و مدام به تناقضات میخوردم،اعتراف میکنم که خیلی داغون بودم اون موقع ها!!چند روز فقط به یه چیز فکر میکردم و دنبال جواب در لابه لای کتابها بودم.بالاخره تونستم خدا رو پیدا کنم...خدای خودم رو...


    ارتباط تقدیر خداوند و عمل شما؟

    تقدیر خداوند روی اعمال من هم تاثیر داره،اون یقینا قوی تره و بر اعمال من اولویت داره،از زمانی که این رو پذیرفتم خیلی راحت تر با مسائل کنار میام.


    ارتباط علم خدا و سرنوشت شما؟

    علم خداوندی چیزیه که من ازش آگاه نیستم ولی سرنوشت من دست خودمه و خدا هم به این عالمه.خدا تا آخر سرنوشت من رو میدونه ولی من هستم که اون رو میسازم.من نماینده خدا بر روی زمینم.قدرت خداوندی در وجود من انسان هم هست.


    ارتباط توکل و تلاش شما؟

    تلاش اولویت داره،اصلا اون تلاشه که به نظرم مهم تره،تلاش نتیجه رو جلو میبره و توکل از لحاظ روحی آرامش رو برات به همراه داره.توکل بدون تلاش معنایی نداره برای من،تلاش بدون توکل رو یه عده ای دارند،اما من اعتقاد دارم که باید هر چقدر که در توان دارم تلاش کنم و نتیجه رو بسپارم به خدا و توکل کنم...


    شک و یقین شیدا؟

    تا شک نکردم،به یقین نرسیدم.یقین بدون شک برای من معنایی نداره.وقتی جلوی هر مساله ای یک علامت سوال میذارم،مجبور میشم برم دنبالش و بیشتر بودنم،هیچ چیزی رو کور کورانه و بدون تفکر قبول نمیکنم حتی اگر جزو تابو ها باشه!!

    آیا شیدا اجازه داره در هر چیزی شک کنه؟

    کی میخواد این حق رو از من بگیره!!این جزو شخصی ترین مسائل زندگی هر فرد هست.مگر نه اینه که عده ای میگن شاید بخطر شک هام جهنم رو برای خودم رزرو کنم؟ حتی اگر این گفته واقعیت هم داشته باشه من بهشت اینجوری رو نمیخوام!!بهشتی که از سر تقلید باشه.دوست ندارم نشخوار گر تفکرات دیگران باشم!!اومدن من به این دنیا هدفی خیلی بزرگتر از اینی که به نظر میرسه داشته...(به هیچ کس بر نخوره لطفا!!هر چیزی که من اینجا میگم فقط در مورد شخص خودم هست)


    سه تا از چیزائی که واقعا بهشون اعتقاد داری؟

    بودن روز جزا،وجود خدا،اختیار خودم در این دنیا.

    ریشه کلمه اعتقاد؟

    محبت به خدا بدون بندگی و عبادت امکان پذیره؟

    تا عبادت رو چی معنی کنیم؟!!بر فرض عبادتی که توی ذهن آقای بی بی هست؟یا عبادتی که توی ذهن شیدا حاتمی هست؟آقای بی بی میتونه بگه عبادت شیدا عبادت نیست؟شیدا چی؟میتونه همچین نظری رو در مورد آقای بی بی داشته باشه؟این جمله آشنا رو دوست دارم که میگه:به تعداد آدم ها راه هست برای رسیدن به خدا...


    آیا حسادت فقط یه حس درونیه یا بمحض بروز خارجی اسم حسادت به خودش میگیره؟

    منظورتون رو درست نمیفهمم!!حسادت در وجود همه ما هست!!دست ما نبوده!خدا گذاشته،مثل خیلی از حس های دیگه و به خودی خود حس بدی نیست اما باید کنترل و هدایت بشه و به حالت تعدیل در بیاد باید بهش مسیر داد.پس هم یه حس درونیه و در بعضی آدم ها درون خودشون هم باقی میمونه ولی باز اسمش حسادته و طرف رو از داخل میخوره!هم میتونه بروز کنه و عامل فتنه بشه!!


    آیا همه آدمها واقعا خوبن؟

    آره.ذات و خمیره همه آدم ها خوبه.حتما خوبه...

    خوبی و بدی مطلقه یا نسبی؟

    هیچ چیز مطلق نیست...!!حتی همین جمله!!تنها مطلقی که وجود داره وجود خداوند هست.


    فرق خیر و شر با خوبی وبدی؟

    فکر نمیکنم تفاوتی داشته باشن.دارای یک مفهوم از دو زبان مختلف هستند.



    معنای عدل خدا ؟

    این جزو مسائلی هست که هنوز به قطعیت جوابی براش پیدا نکردم و چون در ذهن من تناقضات زیادی در این مورد وجود داره نمیخوام اینجا زیر دین کسی باشم با حرفی که میزنم.


    معنای دقیق :
    نمیشه معنای دقیق باشه

    فکروعقل

    فکر،نيرويي است عقلاني که انسان از طريق مقدمات و حرکت از آنها به نتيجه و مطلوب دست مي يابد. فکر آن است که شما از مقدماتي که برايتان معلوم است به يک مجهول برسيد.
    عقل هم یکی از نعمت های خداست که به ما داده شده،عقل وجه تمایز بین انسان و حیوان هست.عقل ما رو هدایت میکنه.


    وجدان و فطرت

    وجدان همونیه که خیر و شر مسائل رو یاد آدم میاره،مثل نفس لوامه هست،شاید هم یکی باشه!!قوه ای در باطن شخص که او رو از نیک وبد اعمال آگاهی میده.
    فطرت همون ذات خداوند هست که بخشی اش در وجود ماست.همون سرشت آدمهاست که در برای همه خوبه .


    قلب ودل

    قلب یک عضو از جسم انسان که بدون اون نمیتونیم زنده باشیم.
    دل مربوط به دورنیات ادم هاست."جان"آدمی شاید همون دل باشه.


    چند تا از آرزوهای دوران کودکیت؟

    وکیل بشم.رییس جمهور بشم.یه خونه از اون مدل ها که مثل قصره داشته باشیم،برم دور دنیا رو بگردم،البته با مامانم.بتونم بابام رو خوب کنم.

    چند تا از اهداف 5 سال پیش که به اونهانرسیدی؟

    داشتن یه شغل بالای دولتی.(که کلا ازش منصرف شدم)داشتن یک مقدار مشخص پول که هنوز بهش نرسیدم!!خوندن یه تعداد مشخص کتاب که هنوز به اون تعداد نرسیدم.به بقیه هدف هام رسیدم.

    آیا محتمله که تو روز حشر خدا بگه همه این بساط زندگی و... یه شوخی بوده؟؟
    وااااااااااااا!!!این رو که از من نباید بپرسین!!!ولی اگر نظر من رو میخواییی،من با این دهن ناقصم میگن نه!!نمیتونه شوخی باشه!!ولی باز هم اراده،اراده خداست...



    اگه آدم همیشه خودش رو خیلی دوس / قبول داشته باشه پس نفس لوامه چیکارس؟

    اول اینکه به نظر من،دوس:)داشتن و قبول داشتن دو تاست!!یعنی دو مقوله کاملا جدا از هم هستن.بعد اینکه به نظرم منافاتی با هم ندارن،آدم میتونه از خودش ایراد بگیره،خودش رو سرزنش کنه،از کارهایی که کرده پشیمون بشه ولی همچنان خودش رو دوست داشته باشه و به ذات و شخصیت منحصر بفردش احترام بذاره.به نظر شما نمیشه؟


    تا حالا صدای وجدانت رو شنیدی ؟ انتقاد کرده و شاکی بوده یا تعریف کرده ازتون؟

    آره شنیدم.خیلی زیاد هم شنیدم.گاهی اوقات شاکی بوده خیلی وقتها هم راضی بوده.


    دوس داری در نظر من آدم خاصی جلوه کنی یا یه آدم معمولی؟

    من قطعا آدم خاصی هستم:)همه آدمها خاص هستن...توی دنیا فقط یه شیدا حاتمی وجود داره...هیچ دو نفری شبیه به هم نیستن،پس یعنی همه آدم ها خاص اند،نه؟دوست دارم توی ذهن شما آدم خوبی باشم.کلا این یکی از اهداف من بوده،البته نه به بهای ریا و فروختن فردیتم!!باید به این نکته هم توجه داشت.

    دوس داری بیشتر تعریف و تمجید بشنوی یا انتقاد؟

    صادقانه بگم که دوست دارم انتقاد بشنوم.همیشه از این ناراحت میشم که از همکارام و دوستام میخوام عیب و ایراد هام رو بهم بگن و اونا فقط تعریف میکنن!راستش بهم بر میخوره!!فکر میکن تملق هست همچین کاری.واقعا ناراحت میشم.البته منظورم انتقاد سازنده است نه تخریب شخصیت به اسم انتقاد!!
    .
    .
    .
    .
    حالا پاسخ صادقانه دو سوال بالا رو بده.
    منظورتون سوالای پایینیه؟من اینا رو پایین میبینم!!

    اگه سه دقیقه تو سازمان ملل (یا یه جمعی با همین اهمیت) بهت فرصت بدن راجع به چه موضوعی صحبت می کنی و چی میگی.

    راجع به ایران میگم و مردم ایران.راجع به اینکه مردم ایران صلح طلب هستن و با هیچ کس مشکلی ندارند.ازشون میخوام تحریم ها رو از روی کشور ما بر دارن و قول یک سفر رو به سران سازمان با هزینه خودمون میدم که خودشون بیان و امنیت رو در ایرن ببینند.(وای،اگه این قدرت رو داشتم...)

    امیدوارم گرمی سوالها باعث آزار شما تواین گرمای تابستون نشه

    نهههههههههههههههههههههههه .اصلا!!فقط اینجوریم کرد

    .

  12. 8 کاربر از پست مفید شیدا حاتمی تشکرکرده اند .

    شیدا حاتمی (پنجشنبه 12 خرداد 90)

  13. #357
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    جمعه 28 فروردین 94 [ 21:07]
    تاریخ عضویت
    1386-12-09
    نوشته ها
    2,496
    امتیاز
    42,303
    سطح
    100
    Points: 42,303, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran25000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    8,459

    تشکرشده 9,108 در 2,116 پست

    Rep Power
    269
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام افرین هزا ر افرین به خانم شیدا حاتمی محترم
    خانم شیدا حاتمی محترم به زییایی به سو ا لات اعضا پاسخ میدهد

  14. 4 کاربر از پست مفید محمدابراهیمی تشکرکرده اند .

    محمدابراهیمی (چهارشنبه 11 خرداد 90)

  15. #358
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 خرداد 91 [ 02:00]
    تاریخ عضویت
    1389-9-25
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    4,612
    سطح
    43
    Points: 4,612, Level: 43
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    971

    تشکرشده 981 در 133 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت

    ســــــــــــــــــــــــ لام



    هیپ هیپ هورا
    ایول ... ایول ... یه عالمه سوت و بوق و هورا
    حالا حالا حالا ... همه دستها به بالا واسه خاطر
    شیدا حاتمی گل مدیر صندلی داغ

    دستا کمه ... حالا همه حاضرید ... یک دو سه






    سلام بالهای صداقت عزیزمچند روز نبودین دلم حسابی تنگولیده بود و جاتون در تالار خالی بود


    واسه تمام برو بچه های تالار همدردی یه عکس بذار واسه خودت هم بذار

    داشتیم بالهای صداقت جونم؟برا همشون؟یعنی 29842تا؟؟؟؟؟؟آخه چراااااااااااااااا؟؟؟؟خدا رو شکر که فردا نوبت من تمام میشه




    حالا سئوال تخصصی :
    آقای مدیر همدردی چه شکلیه؟

    به جواب این سئوال رسیدی یا نه؟زود تند سریع جواب بده .. کار دارم می خوام برم

    [IMG]http://www.hamdardi.net/imgup/19427/1306926939_19427_030fc4d5f4.gif[/IMG]

    مدیر همدردی،شکل تمام آدمهای مهربون و دلسوزیه که فکر مردم هستند و منافع مردم رو هم در زندگیشون در نظر میگیرن...شکل تمام مردان عمل هستند...شکل تمام آدم های منطقی و کار درست.مدیر همدردی این شکلین




    چرا بعضی از آدمها روی یه نکته خاص کلید می کنند ول کن هم نیستند یعنی توی هر بحث و مطلبی یه جوری قضیه رو ارتباط می دهند به اون موضوعی که خودشون روشون کلید کردن؟مثلا یکی روی گذشتن از همه چیز کلید کرده ، یکی روی قضاوت کردن؟ یکی دیگه روی کل انداختن؟یکی هم مثل من روی ..?


    فکر کنم اون چیزی که روش کلید میکنن،دغدغه اصلی زندگیشونه یا میخوان نشون بدن که دغدغه اصلیشونه...یا اینکه در مورد اون مورد حرفی برای گفتن دارند و میخوان حرفشون رو به گوش بقیه برسونند،بعضی ها هم نادانسته هاشون رو با دانسته هاشون میپوشونن.مثل یه استاد ما که هر چی ازش میپرسیدیم،با هر چی بلد بود جوابمونو میداد!شاید این کسانی که شما میگین هم اینجورین.البته این فقط یه فرضیه است.



    - فکر می کنی تلاش ها شما بیشتر شما را به اهدافتون می رسونند یا امدادهای غیبی و ماورائی؟ منظورم اینکه وقتی یه هدفم برای خودتون در نظر می گیرید چقدرش رو زحمت خودتون می دونید و چقدرش رو عوامل دیگری؟

    [والا بالهای صداقت عزیزم،من واقعا خودم تلاش کردم.هیچ پارتی هیچ جا نداشتم و عوامل دیگه توی موفقیت هام تاثیرشون کم بوده.اما امداد های غیبی اگر منظورتون مدد خداوند هست،اون رو همیشه با خودم داشتم و هیچوقت تنهام نذاشته.و همین که وجودش رو کنارم حس میکردم بهم آرامش و قوت قلب میداده

    موافقی تالار شبها از ساعت 24 الی 6 بامداد و همچنین روزهای تعطیل بسته باشه ؟!! اینجوری اینقدر آدم ها به در بسته تالار نمی خورند و واسه این مشکلات فنی و غیر فنی تاپیک باز نمی کنند



    من نمیدونم مشکلات تالار از حجم بالای تالار در حال حاضر هست یا نه!!اما خیلی وقتها آدم ها دلشون از همه چیز و همه کس گرفته...شبه...جایی نمیتونن برن!بی خوابی و افکار مختلف آزارشون میده...چه عیبی داره اون موقع جایی باشه مثل تالار همدردی که هم میتونه آدم رو توی اون شرایط بخندونه،هم همدردی کنه با آدمهایی این شکلی،هم با مقاله ای چیزی یاد بده به افراد؟!!مشکلات و دلتنگی و گرفتگی دل آدمها که شب و روز نمیشناسه...نه موافق نیستم عده ای رو از تالار محروم کنند در صورتی که شاید تالار تنها چیزیه که میتونن اشته باشن اون موقع...


    نظرت در مورد ارتباط واریز وجه کلان میلیاردی به عنوان کمک داوطلبانه اعضا به سایت و این قطعی های مکرر تالار چی هست؟ آیا در باغ سبز بوده؟ دستهایی زیر نمی کاسه هست؟ شاید هم توی خود کاسه هست؟ به هرحال نیت اون شخص گرامی که اینقدر ازش تعریف و تمجید شد چی بوده که همش با این اوصاف تالار در دسترس نیست

    وای خیلی باحاله که بیایم جنایی اش کنیم قضیه رو ...آخ جون آخ جون.یعنی کاسه ای زیر نیم کاسه بوده بالهای صداقت عزیزم؟!!




    اگر بخواهی تصمیمی بزرگ بگیری که عقل و احساست با هم در جنگ باشند
    (با عقلت تصمیم بگیری ، به احساست لطمه ای جبران ناپذیری زدی
    و اگر با احساسات تصمیم بگیری ، خودت را فدا کردی)
    کدام را بر میگزینی ؟ چرا؟ اصلا میشه آدم در آن واحد دوتا صدا رو بشنوه و تجزیه و تحلیلش کنه؟ یعنی هم صدای عقل رو بشنوی و هم دل ؟ به نظرت تداخل امواج صوتی پیش نمیاید؟ یا تداخل نمودار احساس معکوس عقلی؟


    خیلی سخته...سعی میکنم خوب بگردم و راه حلی رو پیدا کنم که تعادل بین این دوتا به وجود بیارم.احتمالا راه حلی هست...ولی اگه بخوام انتخاب کنم ترجیح میدم خودم رو فدا نکنم.برام پیش اومده،مادرم میخواست با کسی ازدواج کنم که آرزوش بود،اگر قبول میکردم مادرم خیلی خیلی خوشحال میشد و میدونم خیلی از بدبختی هاش یادش میرفت،اما نتونستم قبول کنم!حرف یک عمر زندگیم بود...با عقلم تصمیم گرفتم ولی هنوز مادرم خیلی ناراحته.



    فکر کن یک روز جناب آقای سنگتراشان اختیار تالار رو تمام و کمال می دهد دست تو ...( ایول چه می کنه اون وقت این شیدا حاتمی ) چه قوانینی وضع می کنی ؟ کدوم ها رو عزل می کنی ؟ اصلا چه ابتکار باحالی توی تالار راه میندازی؟نه نه یه دقیقه صبر کن هوشمندانه ترین کاری که واسه حفظ مدیریت یک روزه ات می کنی چه خواهد بود؟



    قبول نمیکنم چون سوادش رو ندارم!اما اگر فرضی بگیم،من قوانین آقای مدیر رو دنبال میکنم.توی اون یک روز انجمن آزاد رو مجانی میکنم.نه اصلا کل تالار رو در دسترس میگذارم:)یه روز که بیشتر نیست بذار هر کی تو دلش مونده پررنگ باشه،این امکان رو داشته باشه.ولی برای همون یک روز حداقل 15 تا ناظم قرار میدم


    یه تجربه که گرون به دست آوردی اینجا ارزون به ما بده!؟به نظرت اصلا تجربه قیمت داره؟ چه کسی روی تجربه قیمت میذاره؟ الان این دوره زمونه تجربه توی چه نرخی خرید و فروش میشه ؟



    نمیتونیم قیمتی برای تجربیات در نظر بگیریم نهایت کاری که میتونیم بکنیم اینه که بگیم گرونه اما اگر هم بشه آدم ها فقط خودشون میتونن روی تجربه هاشون قیمت یا میزانی بذارن،برای هیچ کس دیگه ای قابل درک نیست.فکر کنم الان خیلی ها اصلا تجربه ها شون رو نمیفروشن!!فروش که هیچی!!بخیل اند و تجربه هاشون فقط مال خودشونه!یه تجربه گرونم این بود که ضمن اینکه همه رو در کنارت داری روی کمک هیچ کس حساب باز نکن،چون توی بحرانی ترین شرایطی که نیاز به اون حسابی که باز کردی داری،میبینی هیچ کس باهات نیست.




    اگر بنا باشه سه خصلت خودت را حذف کنی آنها کدامند؟ دلیل حذفشون رو هم بگو؟ چه ضربه هایی از طرفشون خورده ای ؟ چقدر زمان به خودت میدهی که اون خصوصیات رو حذف کنی ؟


    1-خونسرد بودنم:من زیادی خونسردم،جوری که حتی اگه برام مشکلی هم به وجود بیارن واکنشی نشون نمیدم!!این خوب نیست.خیلی وقتها از این خصلتم سواستفاده شده!
    2-بهم میگن بی معرفت میشم گاهی!خیلی وقتها که حوصله ندارم جواب تلفن دوست هام رو نمیدم اونا شاکی میشن.یا عروسیشون دعوتم میکنند دوست ندارم و نمیرم و ناراحت میشن.شاید بهتره حذف اش کنم.از این یکی ضربه نخوردم اتفاقا خوب هم بوده برام ولی دوستام رنجیدن!!
    3-میدونم قبلی رو نقض میکنه ولی بعضی وقتها هم خیلی برای دوستام مایه میذارم!!جوری که از رفاقتم سواستفاده کردن.یه علت اش هم،همون خونسردی بیش از حدم هست.برای اینکار دوستام رو عوض کردم ولی هنوز چند تاییشون مونده.برای همه اش به خودم کمتر از 6 ماه زمان نمیدم و حد اکثر 1 سال.باید تا اون موقع بر طرف اش کنم.


    نظرت در مورد عکس زیر چیست؟



    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    این عکس رو من توی یکی از مقاله های آموزنده آقای سنگتراشان دیدم ها


    [color=#0000CD]
    حتی اگر سایز واقعی این بینی هم همین باشه،صاحب اش خودش بزرگترش کرده!!همه صورتشو پوشونده و خودش بیشتر از هر کسی روی بینی اش زوم کرده!!اگر چشم هاش رو نمیپوشوند شاید زیبایی چشم و ابرو هاش بزرگی بینی اش رو کمتر نشون میداد.زیبایی صورت ترکیبی از تمام اعضاست،اما اینجا فقط یک عضو مشخصه پس طبیعتا معلومه که خیلی تو چشم میاد!!این عکس رو که دیدم یاد اون نکته روانشناسی افتادم که در مورد تعمیم مبالغه آمیز صحبت میکنه و یه مشکل رو شدیدا بزرگ میکنه تا جایی که محاسن و نکات مثبت رو تحت الشعاع خودش قرار میده و باعث میشه آدم از محاسن و نکات مثبتی که داره غافل بشه!!این نظر منه.[/color]


    واسه حسن خطاب این پست و سئوالات کوتاه و من درآوردی خودم


    عکس خودم رو واست میذارم تا اینقدر دنبالم نگردی








    ببین چقدر نازم ... خصوصا چشام ( مامان اسفند واسم بریز دارن چشام رو چش میزنن)

    ای جاااااااااااااااااانم.قرب ن چشماتون بشم بالهای صداقت عزیزم




  16. 5 کاربر از پست مفید شیدا حاتمی تشکرکرده اند .

    شیدا حاتمی (پنجشنبه 12 خرداد 90)

  17. #359
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 خرداد 91 [ 02:00]
    تاریخ عضویت
    1389-9-25
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    4,612
    سطح
    43
    Points: 4,612, Level: 43
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 138
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    971

    تشکرشده 981 در 133 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    وقت آن رسید که عکس و شکلک بگذاریم...هر چقدر تونستم الان میذارم بقیه شو بعد.

    اول از همه مدیر عزیز همدردی:


    فرشته مهربان عزیزم:


    سبکتکین:


    سارا بانو:


    بالهای صداقت(این عکس رو گذاشتم چون به نظرم شما هم سیمرغ وار از خاکستر دوباره زندگی نو ساختین)

    آنی بزرگوار(به شخصیتشون نزدیکه این عکس)

    دختر مهربونه مهربون:


    حامد65:

    فرانک دوست داشتنی:

    مامان بلو اسکای(ایشالله دو قولو داشته باشین به همین نازی)



    دوستان کسی از زیر دستم در نمیره.ولی نمیدونم چرا فقط 10 تا تصویر میتونم بذارم!!نمیدونم باید چکار کنم تا تعداد بیشتری تصویر بذارم!!نه تونستم بخندم تو این پست!!نه عکس بیشتری بذارم! اگر کسی میدونه باید چکار کنم لطفا اط طریق پیام خصوصی یادم بده(خنده)ممونم.بقیه عکس ها رو هم به زودی میذارم.در ضمن تا 21 امشب نوبت شیدا حاتمی است.
    ******************************
    سلام خانم شیدا حاتمی محترم سو ا ل از شما

    سلام آقای ابراهیمی.در خدمتم.

    1ـ اگر این قدرت را داشتید که برای یک رو ز به یک دوره ا ز زندگیتان بروید کدام دو ره را انتخاب می کردید

    به زمانی که کودکستان میرفتم.خاطرات خیلی شیرینی از اون زمان تو ذهنمه...


    2ـ کدام گل رو دوست داری

    یاس رو بیشتر از هر گلی دوست دارم.


    3ـ چه نام کاربری هایی در تالار برای شما جلب توجه می کند

    بالهای صداقت،سایه های ماه،شاد،مهاجر،این کاربر هم بود اسم خودش رو گذاشته بود مدیر همدردی.خیلی خندیدم وقتی دیدمش.

    4ـ نقش احسا سات مثبت یا منفی را در زندگی خودتون چگونه ارزیابی می کنید ایا شما فردی احساس محو ر هستید یا منطق محو ر

    خب همیشه به احساساتم اجازه دادم بروز کنن،هیچ وقت سرکوبشون نکردم،هر جا لازم بوده عصبانی بشم شدم،یا ناراحت،یا خوشحال ولی در همه موارد سعی کردم تعادل رو حفظ کنم و موقعیتی که داخل اش هستم رو هم در نظر بگیرم.اما در کل از بچگی منطق محور بودم

    5ـ یک تاپیک که بیشترین تاثیر را روی شما داشته معرفی کنید

    تاپیک احساسات زجر اور و همونجور که قبلا گفتم تاپیک زمان خوشبختی،یه تاپیک از بلوم عزیز بود که پست های آنی خیلی روی من تاثیر گذاشت.(لازم به ذکره که هنوز وقت نکردم تاپیک های بالهای صداقت و چکامه رو بخونم)

    6ـ اخرین کنسرتی که رفته اید

    یه کنسرت موسیقی سنتی بود که رفتم.اسم گروه یادم نیست!


    7ـ غذای مو رد علاقه شما

    هر چی فکر میکنم میبینم غذایی نیست که دوست نداشته باشم.تا حالا برای غذا غر نزدم هر چی بوده خوردم.ولی خب باقالی پلو با ماهیچه و کباب ترکی رو خیلی دوست دارم.

    8ـ خانم شیدا حاتمی هدف در زندگی چیست

    اصلی ترین هدف هام دو تاست:اول اینکه انسان باشم.دوم اینکه شاد باشم.بقیه هدف هام در راستای این دو تا پیش میره.

    9ـ نقش مذهب در زندگی شما چیست

    میترسم یه چیزی بگم بی بی خان با گرز سوالاتش پیداش بشه!!


    10ـ را ز موفقیت در دید خانم شیدا حاتمی چیست

    باید مسائل رو آسون گرفت.باید از شکست نترسید.باید مقاوم بود و ایستادگی کرد.باید امید داشت. خیلی وقتها باید سنگینی روی شونه هات رو بسپاری به خدا...خودش کمکت میکنه.باید تا آخرین توانی داری پیش بری،کم کاری نکنی و خودت رو گول نزنی.


    11ـ چه کسی تو تالار در شما حس احترام را بر می انگیزد

    همه اعضا...برای همه احترام قائلم....دقیقا همه...حالا هستند کسانی که ناخود آگاه بیشتر دوستشون دارم.بدون اینکه بدونن.


    12ـ چه کسی خیلی تو زندگیت تا ثیر مثبت داشته مهمترین تا ثیر ش چی بوده

    حضرت محمد یکیشون بودن.معلم دینی کلاس سوم دبیرستانم.استاد فلسفه کلاس کنکورم.استاد ادبیات کلاس کنکورم و چند تا از اساتید دانشگاهم..و یه پیر مرد نازنین که فقط یه بار دیدمش...

    13ـ یک انتقاد از محمد ابراهیمی بکنید

    به نظرم کمی زود رنجین!البته خودم در برخورد با شما این رو ندیدم از لا به لای پست های قدیمی فهمیدم.بالاخره من یه روزی میفهمم چرا شما فعالیتتون رو محدود به چند تا تاپیک کردین!!

    14ـ کدوم بیشتر دوست دارین کوه جنگل دریا اسمون

    دریا رو...
    15ـ محبوب ترین هنرپیشه مو رد علاقه شما کیست

    رضا کیانیان،پرویز پرستویی،بهزاد فراهانی.عزت الله انتطامی و علی نصیریان.از جوون ها شهاب حسینی،محمد رضا فروتن وووووحامد بهداد متفاوت.
    خانم ها:عاشق بازیه گوهر خیر اندیش و ثریا قاسمی هستم.خدا حفظشون کنه که مثل اینا دیگه نداریم.


    16ـ یک نصیحت یا جمله امو زنده

    من اهل نصیحت کردن نیستم.عفو بفرمایید.

    17ـ هم اکنون یک ارزویی دنیایی بکنید

    آروزی دنیایی؟!!میدونم ایده الانه است اما آرزوم اینه که صلح در دنیا بر قرار بشه...


    18ـ چگونه با تالار همدردی اشنا شدید

    یکی بهم معرفی اش کرد.بخاطر این کارش بهش مدیونم...


    19ـ یک بیت شعر قشنگ بگو

    عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت/که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت...!


    20ـ یک ضرب المثل بگوید

    خودم چیزی نیستم،پسر خاله رشیدی دارم!!


    21ـ کدامیک از این اشکا ل رو انتخاب می کنید دایره مربع مثلث

    مثلث.همیشه بدون اینکه بدونم چرا مثلث نقاشی میکنم.


    22ـ چه میزان از مهارتهای زندگی را ا ز فضای تالار کسب کرده ای

    خیلی.دارم استفاده میکنم.احساس میکنم توی روابطم الان بهتر عمل میکنم ولی هنوز باید کار کنم و یاد بگیرم.

    23ـ اگر قرار باشد طوفان بیاد کدوم رو انتخاب می کنید یک اسب یا یک خانه

    اگه خونهه بتونه در مقابل طوفان مقاومت کنه ترجیح یدم خونه رو انتخاب کنم.در هر صورت من جونمو دوست دارم اگر خونه قابل اعتماد نباشه با اسب پا میذارم به فرار.


    بابت همه زحمت هایی که میکشین از شما صمیمانه ممنونم آقای ابراهیمی عزیز.



  18. 9 کاربر از پست مفید شیدا حاتمی تشکرکرده اند .

    شیدا حاتمی (پنجشنبه 12 خرداد 90)

  19. #360
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 94 [ 23:38]
    تاریخ عضویت
    1389-12-01
    نوشته ها
    191
    امتیاز
    5,807
    سطح
    49
    Points: 5,807, Level: 49
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,748

    تشکرشده 1,724 در 298 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: **صندلی داغ1390**((سری ششم))

    سلام شیدا حاتمی عزیز
    خسته نباشی خواهر
    خب ده تا ده تا بفرست دیگه،لینکای همه عکسها رو فک کنم گذاشتی بعد زدن ارسال دیدی هشدار میده بیشتر از ده تا نمیتونی اگه لینکارو یه جایی کپی میکردی تند تند ده تایی اینجا پیست میکردی وارسال،والا فک کنم واست دوباره کاری میشه که دوباره باید بری اپلود کنی.
    اینم سوالای اخر من از شما:

    1.تا حالا احساس غیر قابل توصیف داشتی؟توصیف کن:D

    2.عشق اگه بعد ازدواج بوجود بیاد خوبه یا قبل ازدواج؟کدومو ترجیح میدی؟

    3.چرا من همش فکر میکنم تو یا یه رشته هنری خوندی یا انسانی؟یعنی غلط فک میکنم!

    4.برا چه جور ادمایی احترام زیادی قائلی؟و چه جور ادماییو رو اصلا نمیتونی تحمل کنی؟

    5.اگه همه زیر وبم زندگی یه نفر که دوستته از جمله خطاها وخرابکاریاشو بدونی،که همچین هم قابل جبران نیست،و برای خود طرف خیلی خیلی مهمه که از تحقیق پذیرش بشه،اگه بیان از تو راجعش برا هرچی(ازدواج،کار و...) تحقیقات کنن،که لازمه اون خطاهاش گفته بشه،میگی؟چرا؟

    6.اگه بگن تو تعیین کن که کی دنیا رو نگه داریم،چه وقتی را انتخاب میکنی؟(مثلا چند سال دیگه)

    7.اینکه این همه تو سایت ازت تعریف میکنن وشخصیت محبوبی داری،شده حتی برا یه لحظه مغرور بشی؟

    8.ایا به پدرت محبت کلامی یا چی میگن بهش اینکه بری بغلش کنی و ببوسی،از این کارا میکنی؟

    9.اگه تو دلت یه دردی سنگینی کنه به کی میگی اون دردو؟و ایا اهل درد و دل با ادما هستی؟

    10.بنظرت اگه تو شرایط سختی پرورش نمیافتی بازم این قدر موفق میشدی؟یعنی بیشتر سختیا تو رو ساخته یا نه تو وجود خودت بوده؟

    11.صداقت ایا قابلیت تبدیل به حماقتو داره؟اگه منظور سوالو نفهمیدی خودت هر برداشتی کردی اونو بگو.

    12..یه انتقاد از من بکن؟


    موفق و پاینده باشی

  20. 4 کاربر از پست مفید shayana تشکرکرده اند .

    shayana (پنجشنبه 12 خرداد 90)


 
صفحه 36 از 73 نخستنخست ... 6162627282930313233343536373839404142434445465666 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.