به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 36 از 70 نخستنخست ... 6162627282930313233343536373839404142434445465666 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 351 تا 360 , از مجموع 691

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها
    سلام


    یه سوالی برام مطرح شده
    چرا اکثر مردم به حال خوب واکنش میدن من یه دوست دارم خیلی فعاله کوه نورده و فول انرژی هست اون هم میگه وقتی سطح انرژیت بالاتر از حد معمول و کسل کننده عموم باشه سعی بر سرکوب میکنند.


    مثلا این تالار هم تقریبا اینطوره صدها تاپیک مشکل و دردسر و جدایی و مصیبت هست و هیچ مشکلی نداره مطرح کردنش برای حل مشکل.
    ولی تاپیکی که مردم بیان خوشبختیشون رو بگن و هم برای خودشون یاداوری بشه و هم شاید تاثیری رو سطح عشق دیگران بذاره متناوب با اعتراض و سرکوب مواجه میشه منظورم پست مریم نیست از خیلی قبل برام سوال بود


    اخه مگه همه مطلقا خوشبخت یا بدبخت هستن؟ که بگیم مشکل دارا حسرت میخورن؟ مجردا حسرت میخورن... همه متاهلا که متاهل به دنیا نیومدن


    مثلا وقتی پاییزه شروع کرد به گفتن لحظات خوش زندگیش به وجد اومدم و از اقای به سوی خوشبختی ایده گرفتم از بی نهایت تدبیر رو یاد گرفتم


    فکر میکنم خوندن تاپیک ها باید با اختیار خود شخص باشه .مثلا من الان ابدا وارد تاپیک های مشکل دار نمیشم یا تو محیط اطرافم وقتی کسی از مشکلاتش میگه سعی میکنم ادامه ندم چون ظرفیت شنیدن حال بد رو فعلا ندارم و دارم خستگی سال ها قبل رو از تن و روحم بیرون میکنم شاید خستگی 3 سالگی ام یا 14 یا 20 یا... گاهی برعکس این حال رو دارم دوست دارم به کسی کمک کنم و به حرفاش گوش کنم .


    فکر میکنم ما ها تمایل به غم داریم و شاید ریشه ای شده و با شادی برخورد میکینم .


    شاید موقع شاد شدن احساس گناه میکنیم .


    گاهی دوست دارم تو شهرها و کشورهای دیگر هم موقتا زندگی کنم و تجربه کنم ...
    ما نباید محدود به شرایط موجود باشیم باید تغییر بدیم تا به نتیجه متفاوت از قبل برسیم .


    قبل ها این تالار خیلی شاد بود
    من عرق خاصی به این تالار دارم و همیشه تو جاهای حساس به دادم رسیده و برام مهمه .

    سلام
    منم یه سوال دارم
    واقعا سوال بود؟! یا این همان "غُر" معروفه؛ البته ما خیلی وقته حق غر زدن رو برای کلیه ی خانم ها به رسمیت شمردیم . فقط برای اطلاعات خودم پرسیدم میخواستم ببینم درست تشخیص دادم یا نه :-)


    حالت کلی اینه که همیشه افرادی با ما مخالف اند و افرادی موافق. اگر ما بخوایم اونا رو نفی کنیم نهایتا تفاوتی با وقتی که اونا ما رو نفی می کنند نداریم. پس شاید شما موافق باشی دیگران و خودت شادیتونو بروز بدین ولی کس دیگه ای نه. هیچ ایرادی نداره این اختلاف.
    اما یه مشکل دیگه ای هست و اون اینکه من کلا وقتی میبینم دیگران شاد هستند ناراحت بشم؛ این حقیقتا مشکله، اینو میگم چون سالیان قبل خودم دچار این مورد بودم. و اگر سایت نتونه حتی به چنین فردی آلارم بده که باید به خودت رسیدگی کنی، عملا بخشی از کارکردش رو از دست میده. هر کس امکاناتی داره توانایی هایی داره اقداماتش باید در اون چارچوب باشه. البته واقعا شرایط زندگی الان سخته اما نباید برای توجیه عیوب شخصیتیمون ازش استفاده کنیم؛ در اون صورت همیشه این عیوب با ما هستند و تلاشی برای رفعش نمیکنیم و زندگی ما در غم بیشتر فرو میره.
    هنر اینه که در سختی های خودمون از آسایش و موفقیت دیگران لذت ببریم . و این هنر بدست نمیاد مگر با بررسی روی خود. واقعا اگه دقت کنیم نیازی به غم نیست. مشکل از انتظارات اشتباهمونه . اگه شرایط رو درست ببینیم، میبینیم همه چیز خوبه و اونطوریه که باید باشه. البته اینو بعضی وقتا خودم یادم میره!


    جالبه که در محیط واقعی هم شاهد این قبیل موارد هستم.




    حالا واقعا این یه سوال بود!؟
    من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم / هیچ لایق‌ترم از حلقه زنجیر نبود



    ویرایش توسط m.reza91 : یکشنبه 17 دی 96 در ساعت 01:46

  2. 5 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    Eram (یکشنبه 17 دی 96), miss seven (سه شنبه 19 دی 96), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 17 دی 96), ستاره آشنا (یکشنبه 08 بهمن 96), سرشار (دوشنبه 18 دی 96)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلام
    محمدرضا این اصلا غر نبود سوالی بود برای فکر کردن
    شاید من اشتباه میکنم ولی میخواستم ببینم این همه پرداختن به غم چه معنی ای داره؟ با شادی که مشکلات راحتتر حل میشه.
    مثلا من یه عادت و یا ضعفی دارم که موقع طرح مسایل جدی و یا دعوا با همسرم خندم میگیره میخواستم اینجا مطرح کنم واقعا نمیتونم جلوشو بگیرم
    بعد به این نتیجه رسیدم که فرشته بذار این ضعف بمونه چون وقتی خندم میگیره همه چی حل میشه حل شدنی که شاید با منطق و فلسفه و داد و زدن به این زودیا رفع نشه و دلخوری پیش بیاد.بعد از خندیدن دیگه راحتتر باهم بحث میکنیم.

    نکته خوبی که استخراج کردی همین بود که باید تمرین کنیم از دیدن حس خوشبختی دیگران لذت ببریم تو هر جایی فضای مجازی واقعی و....
    حتی اگر مشکل داریم سعی کنیم لذت ببریم و از خوشبختی دیگران الگو بگیریم نه اینکه بگیم نگو خوشبختی احساس شادی داری تا دیگران غم نخورند.
    در واقعیت هم به عنوان مثال تا حالا ندیدم همکارام بشینن از لحظات خوششون با همسرشون بگند ولی خیلی یادم میاد گله و شکایت کنند...

    به نظر میادمدتی هست مدیران هم توجهی به فضای سایت ندارند...
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

  4. 6 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    Eram (یکشنبه 17 دی 96), m.reza91 (دوشنبه 18 دی 96), miss seven (سه شنبه 19 دی 96), الهه زیبایی ها (دوشنبه 18 دی 96), ستاره آشنا (یکشنبه 08 بهمن 96), سرشار (دوشنبه 18 دی 96)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 مرداد 04 [ 04:24]
    تاریخ عضویت
    1394-1-19
    نوشته ها
    235
    امتیاز
    16,214
    سطح
    81
    Points: 16,214, Level: 81
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,748

    تشکرشده 764 در 211 پست

    Rep Power
    73
    Array
    سلام


    کلی کار ریخته سرم.شیطونی میگه یواش یواش شونه خالی کنم

    هر جایی میرم یکی زانوی غم بغل کرده که بیکارم و ... اما خداروشکر من خیلی سرم شلوغه و تازه چند تا پیشنهاد کاری خوب هم دارم ، ولی دیگه وقت و حوصله ندارم.مدیونین اگه فکر کنین تنبل و تن پرورم!!!

    تازه امسال میخوام دوباره کنکور شرکت کنم و این دفعه دندون پزشکی بخونم.کلی انگیزه دارم و البته یه خورده عذاب وجدان.آخه من قبلا با امکانات دولت ارشد گرفتم و عذاب وجدانم از اینه که خدایی نکرده جای کسی رو تنگ کنم !!! هزار دفعه به خودم گفتم مرد مومن آخه آبت نیست ، نونت نیست ، دیگه این دندون پزشکی رو از کجا درآوردی ؟!!!! ولی نمیشه کاری کرد ! قبلا میخواستم برای ادامه تحصیل برم کانادا یا آمریکا ، ولی بعدا یه موضوعی پیش اومد که فهمیدم من دور از شهر و کشورم بیشتر از دو هفته دووم نمیارم و در اوان و عنفوان جوانی پر پر میشم.این شد که بی خیال شدم و تصمیم گرفتم دوباره کنکور بدم. فقط یه جو عذاب وجدان توی وجودم رخنه کرده که به امید خدا تا فردا پس فردا سرکوبش میکنم.

    اگه دلتون خواست واسه منم دعا کنین. خداوکیلی راه دوری نمیره !!!!

    راستی باغبان کجاست ؟!!!!!

  6. 4 کاربر از پست مفید سرشار تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 19 دی 96), mohamad.reza164 (دوشنبه 18 دی 96), tavalode arezoo (دوشنبه 18 دی 96), الهه زیبایی ها (دوشنبه 18 دی 96)

  7. #4
    تمنای عشق
    مهمان
    دوستان من خیلی بهم ریخته هستم نمی دونم شاید فشار های عصبی مدتی قبل حالا خودشو نشون داده قدرت ندارم دستامو مشت کنم ضعف داره بدنم کلا کل سیستم بدنم دچار اختلال شده
    خواهش میکنم برای سلامتیم دعا کنید هیچ چیزی با ارزش تر از سلامتی نیست
    تو رو خدا قدر سلامتی تونو بدونید واسه هیچ چیزی حرص نخورید من به خودم رحم نکردم...

    شایدم خدا داره امتحانم میکنه ، خیلی سخته کاش خودش بهم صبر و تحمل هم بده

    برام دعا کنید صلواتی حمدی هر چی دوست داشتید فقط برام دعا کنید ممنونم

  8. 4 کاربر از پست مفید تمنای عشق تشکرکرده اند .

    miss seven (سه شنبه 19 دی 96), tavalode arezoo (دوشنبه 18 دی 96), الهه زیبایی ها (دوشنبه 18 دی 96), بی نهایت (دوشنبه 18 دی 96)

  9. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    سلام هفت عزیز

    من هم روزهای خوبی رو برات آرزومندم. اون حالت برای من یه خلسه ی طبیعی بعد خواب های عمیق نبود، ظاهرا سیستم عصبیم راه حل رو در این دیده بود که به خودش مرخصی بده تا فشارهای اخیر بهش آسیب نزنه.

    طوفان های پی در پی که من و زندگیم رو به چالش های خارج از توانم کشیدن و هنوز هم ادامه دارن ولی با افزایش توانم دیگه به اندازه قبل ویران کننده نیستند، من به یک حال جدید رسیدم. حال شکرگزاری از پروردگاری که "عذابش هم رحمته".

    هرچند الان میدونم که چه عذابی؟!! هر سلول از زندگی ما آغشته و غوطه ور در رحمت محضشه.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  10. 2 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    mohamad.reza164 (سه شنبه 19 دی 96), فکور (سه شنبه 19 دی 96)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    سلام به همدردیهای عزیز

    تو آشپزخونه مادرم خبرهائی بود..

    دو تا خواهرم با ذوق و شوق در حال غذا پختن و اماده کردن ژله و این جور کارها بودن.. با خودم پرسیدم حتما مهمون قرار بیاد .. آخرهای شب که رفتم خونه سر بزنم دیدم بادکنک هم هستش..

    بازم هنوز نفهمیده بودم جریان چیه؟

    تا اینکه خانمم گقت احتمالا تولد .... کوچولوئه ( خواهر زادم) ..

    کمی بعد داداش و خواهرام هم رفتن خونه و من از تو مغازه میدیدم..

    لرزش و حس مضخرف همراه با تنفر در من داشت ایجاد میشد.. یعنی همه رو دعوت کردن جز من ..و این من من من تو مغزم هی منعکس میشد..

    بخاطر کدورت با خانم بنده به من نگفته بودن و من دیشب تموم شدم .. من احساس تنهائی رو صد برابر از قبل دوباره احساس کردم.. جای خالیه مادرمو به وضوح دیدم..

    لامصبا من اینهمه به شما محبت کردم.. هر کاری داشتین میومدین سراغه من..

    من آچار فرانسه تون بودم .. هیچ وقت نخواستم ذره ای از طرف من مشکلی براتون پیش بیاد.. چه زود منو ترد کردین..

    کادوی خواهرزادمو خریدمو براش بردم و به همه گفتم مهمونم خونه مادر خانمم تا بلکه شرمندگی حس نکنن از طرفم و شبشون خراب نشه..

    تا صبح منگ بودم ..

    خانمم سرخوش بود و میدونستم دلیلش احساس پیروزیه

    ازدواج برای من از اول اومد نداشت و من بازم با امید به روزهای بهتر تنفری تزئین شده با لبخند به لب دارم..

  12. 5 کاربر از پست مفید جوادیان تشکرکرده اند .

    maryam123 (جمعه 22 دی 96), فکور (سه شنبه 19 دی 96), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 19 دی 96), میشل (سه شنبه 19 دی 96), شیدا. (سه شنبه 19 دی 96)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 05 دی 99 [ 03:11]
    تاریخ عضویت
    1393-10-29
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    6,907
    سطح
    54
    Points: 6,907, Level: 54
    Level completed: 79%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    57

    تشکرشده 80 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان

    چند روزه یه حال عجیبی دارم نه خوشحالم نه ناراحتم نه با انگیزه نه بی انگیزه چند وقت درگیر مشکلات خودم و اخیرا مشکلی که برای برادرم پیش اومده بودم ولی الان همه چی خوبه مشکلی ندارم ولی حالم هم سرجاش نیست کم حرف شدم بیحالم خوابم میاد البته چند روزه کمبود خواب هم داشتم کاش زودتر این روزها تموم بشه حوصله بیحالی رو ندارم

  14. 3 کاربر از پست مفید مهرسا مامان تشکرکرده اند .

    فکور (سه شنبه 19 دی 96), میشل (سه شنبه 19 دی 96), شیدا. (سه شنبه 19 دی 96)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    سلام بر همگی
    آقای جوادیان فکر کردم الان میاین میگید که می خواستن تولدمو بگیرن و سورپرایزم کنن
    آقای جوادیان آدم اگر از هیچ کس هیچ توقعی نداشته باشه خیلی راحت تر زندگی می کنه هیچ توقعی
    در عین حال هر وقتم هر کاری صلاح میدونه و خوشحالش می کنه انجام بده
    مثلا توقع نداشته باشید کسی برای مراسمی دعوتتون کنه
    برای روابط خودتون رو فرسوده نکنید کنترل همه چیز در دست شما نیست
    در رابطه با مواردی که مثال زده بودید به نظر می رسید بیشتر خواهرهای شما مقصر باشن تا خانمتون یا نهایتا موضوع 50:50 باشه

    پدر و مادر هیچ موقع بچه شون رو کنار نمیذارن (حداقل تا اونجایی که من دیدم) ولی خواهر برادر احتمالش خیلی زیاده که این کارو بکنن

    من هم اطرافم از این جور چیزا دیدم
    و اینکه به نظر من در روابط آدم نباید زیادم باج بده به کسی (مثل همون هدیه ای که شما گرفتید و عذرخواهی که کردید)
    شاید نیاز باشه که زمان بگذره تا آدمها قدر همدیگه رو بیشتر بدونن

    نمیدونم نظراتم درسته یا نه ولی با تجربه ای که تا الان در زندگی به دست آوردم این تفکر رو دارم

    خدا هست و همیشه هوای بنده هاش رو داره. خدا کنه رابطه آدم با خدا ضعیف نباشه بقیه اهمیت بسیار ناچیزی در برابر اون دارن

    میشل جان برای من گاهی پیش اومده که زیاد متوجه اطرافم نباشم
    البته علتش درگیر بودن فکرم به موضوعی بوده که می خواستم خودم حلش کنم و دلم نمی خواسته با کسی مطرحش کنم

    امیدوارم حال همتون همیشه خوب باشه

    یک بار در برنامه کتاب باز یک نویسنده جمله جالبی می گفت که محتواش این بود
    "شادی، عدم غم نیست بلگه سازگاری و کنار آمدن با غمهاست"
    پرواز کن آنگونه که می خواهی
    وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند

  16. 10 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    maryam123 (جمعه 22 دی 96), paiize (سه شنبه 19 دی 96), tavalode arezoo (سه شنبه 19 دی 96), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 19 دی 96), نیکیا (چهارشنبه 27 دی 96), میشل (سه شنبه 19 دی 96), بی نهایت (شنبه 23 دی 96), جوادیان (سه شنبه 19 دی 96), زندگی خوب (سه شنبه 19 دی 96), صبا_2009 (سه شنبه 19 دی 96)

  17. #9
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 اردیبهشت 98 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1394-2-31
    نوشته ها
    777
    امتیاز
    14,904
    سطح
    79
    Points: 14,904, Level: 79
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 446
    Overall activity: 15.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    700

    تشکرشده 1,168 در 528 پست

    Rep Power
    147
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
    سلام بر همگی
    آقای جوادیان فکر کردم الان میاین میگید که می خواستن تولدمو بگیرن و سورپرایزم کنن
    آقای جوادیان آدم اگر از هیچ کس هیچ توقعی نداشته باشه خیلی راحت تر زندگی می کنه هیچ توقعی
    در عین حال هر وقتم هر کاری صلاح میدونه و خوشحالش می کنه انجام بده
    مثلا توقع نداشته باشید کسی برای مراسمی دعوتتون کنه
    برای روابط خودتون رو فرسوده نکنید کنترل همه چیز در دست شما نیست
    در رابطه با مواردی که مثال زده بودید به نظر می رسید بیشتر خواهرهای شما مقصر باشن تا خانمتون یا نهایتا موضوع 50:50 باشه

    پدر و مادر هیچ موقع بچه شون رو کنار نمیذارن (حداقل تا اونجایی که من دیدم) ولی خواهر برادر احتمالش خیلی زیاده که این کارو بکنن

    من هم اطرافم از این جور چیزا دیدم
    و اینکه به نظر من در روابط آدم نباید زیادم باج بده به کسی (مثل همون هدیه ای که شما گرفتید و عذرخواهی که کردید)
    شاید نیاز باشه که زمان بگذره تا آدمها قدر همدیگه رو بیشتر بدونن

    نمیدونم نظراتم درسته یا نه ولی با تجربه ای که تا الان در زندگی به دست آوردم این تفکر رو دارم

    خدا هست و همیشه هوای بنده هاش رو داره. خدا کنه رابطه آدم با خدا ضعیف نباشه بقیه اهمیت بسیار ناچیزی در برابر اون دارن
    سلام فکور عزیز..

    پررنگ ترین خصلت من عدم انتظار از دیگرانه..

    اما الان که پدر و مادرم در قید حیات نیستند تنها دلگرمیه من خونواده ام و زن و بچه ام هستند..

    وقتی با اونها هم رفت امد نکنم واقعا احساس تنهایی عجیبی سراغم میاد .. واسه همین دوس دارم بعضی وقتها دور هم باشیم..

    از اون گذشته حس ترد شدن بخاطر گناه نکرده عذاب اوره

  18. 5 کاربر از پست مفید جوادیان تشکرکرده اند .

    maryam123 (جمعه 22 دی 96), tavalode arezoo (یکشنبه 24 دی 96), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 19 دی 96), میشل (سه شنبه 19 دی 96), زندگی خوب (سه شنبه 19 دی 96)

  19. #10
    تمنای عشق
    مهمان
    سلام
    به لطف دعاهای شما خیلی بهتر هستم قدرت و توانم برگشت

  20. 2 کاربر از پست مفید تمنای عشق تشکرکرده اند .

    maryam123 (جمعه 22 دی 96), میشل (جمعه 22 دی 96)


 
صفحه 36 از 70 نخستنخست ... 6162627282930313233343536373839404142434445465666 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.