دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت
ابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلاب داشت
در تفکر عقل مسکین پایمال عشق شد
با پریشانی دل شوریده چشمم خواب داشت
تشکرشده 2,234 در 570 پست
دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت
ابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلاب داشت
در تفکر عقل مسکین پایمال عشق شد
با پریشانی دل شوریده چشمم خواب داشت
تشکرشده 37,361 در 7,159 پست
سلام طاهره
شعر تکراری دادی، ولی چون شعر قشنگی ما ندید می گیریم ....
تلخ از تو شیرین میشود کفر از تو چون دین میشود
خار از تو نسرین میشود چیـــــــــــــزی بده درویش را
تشکرشده 3,584 در 906 پست
اشک من رنگ شفق یافت زبیمهری یار
طالع بی شفقت بین که دراین کار چه کرد
تشکرشده 507 در 236 پست
در دو روز عمر کوته ، سخت جانی کرده ام
با همه نامهربانان مهربانی کرده ام
همدلی هم آشیانی هم زبانی کرده ام
تشکرشده 303 در 128 پست
میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد؟
عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابرو کمان کرد..
تشکرشده 715 در 251 پست
دل بردی از من به یغما
ای ترک غارتگر من
دیدی چه آوردی ای دوست
از دست دل بر سر من
تشکرشده 2,234 در 570 پست
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوستر دارند
جوانان سعادتمند پند پیر دانا را
تشکرشده 303 در 128 پست
این منم در ایینه یا تویی برابرم؟
ای ضمیر مشترک..ای خود فراترم!
تشکرشده 239 در 119 پست
من ترک عشق و شاهد و ساغر نمی کنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم
تشکرشده 59 در 29 پست
من از بازوی خود دارم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم![]()
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)