
نوشته اصلی توسط
sia518
خدايا
ميخام ي درس ادب بهش بدم كه ديگه حساب كار بياد دستش...خودت ببخشم
خدايا اگه داري امتحانم ميكني بايد بگم كه بريدم ....دوست دارم از اين امتحان سربلند بيام بيرون.
خدايا منو ببخش و تا نيامرزيدي از اين دنيا نبر.
پاورقى:
سلام. جناب sia مكالمه زيبايى با خدا داشتيد، اما اين قسمت كمى تامل برانگيز بود. ناخداگاه يادمو به زليخا انداخت مادامى كه يوسف رو به خودش ميخواند، به خاطر اينكه خداش كار اشتباهشو نبينه، يه دستمال روى چشماى بت اش انداخت و ازش معذرت خواست و به اين صورت مثلاً مجوز گرفت و به اميد بخشش و توجيه ناتوانى مقابل احساس كارشو ماستى پيش برد. ؛)
البته بلاتشبيه ، مبادا كار اشتباه و ناپسندى رو اينگونه توجيه كنيد و براش مجوز صادر كنيد كه بازى شيطانه. حتى براى تلافى، قصاص و انتقام خداوند حد و حدود مشخص كرده كه تعدى از اون حق تون رو كه زنده نميكنه هيچ، يه حق الناس هم بهش افزون ميكنه. (البته فرض من جمله "خودت ببخشم " خودتون هست كه بوى افراط و تعدى ميده!)
اگر دوست داريد از اين امتحان سر بلند خارج بشيد، لازمه منفعلانه عمل نكنيد، از خداوند پيروى كنيد، استعانت از خدا بطلبيد و توكل بر او كنيد.
و اگر اميد بخشش داريد، در قرآن يكى از كفاره گناهان عفو و گذشته.
اينجا جاى مشاوره نيست و منم دوست نداشتم چيزى بگم، اما حس كردم اگر خدايى نكرده لب پرتگاه باشيد و من ببينم و سكوت كنم، مسئولم. بابت پستم عذر ميخوام از شما.
تنها نفس خداست که اگر بر گل دمیده شود انسان می آفریند.
علاقه مندی ها (Bookmarks)