RE: در ادامه تاپیک یافته های من و سخنی با مدیر وهم تالاران
ستايش عزيز ميخواستم برات پست بذارم راجع به كمالگراييت ديدم هيچي به ذهنم نمي رسه گفتم تا اين جا اومدم دست خالي نرم
برات دعا كنم كه انشالله آزمون بانك قبول بشي و همه كارهات درست بشه 
يه چيزي هم بگم در مورد اون گردنبند من فكر مي كنم خدا عين اون باباهه نيست منتظر بشه تا ما گردنبند را بديم و بعد براي ما عوضش كنه اگه صلاحمون در اون گردنبند نباشه خودش ازمون مي گيره حتي اگه نخواهيم بديم اونوقت اگه از اون گرنبند قبل از اينكه ازمون گرفته بشه بگذريم به نفع خودمونه چون واسمون بي اهميت شده و آرامشمون را از دست نمي ديم اما اگه خلاف خواست ما ازمون بگيره زمان مي بره تا به آرامش برسيم.
به هر حال خدا بهتر از ما مي دونه كه با كي خوشبخت مي شيم پس بايد بهش اعتماد كنيم.
ستايش عزيز منظورم از اين حرف اين بود كه موضوع اين پسر را تموم شده در نظر بگير
كه اگه يه روز خبر ازدواجش را شنيدي روحيه ات خراب نشه ومدتها آرامش ازت گرفته نشه .همه چي را به خدا بسپار و اون گردنبند را به خدابده تا اگه گردنبند اصله بهت برش گردونه.
موفق باشي
... به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من
علاقه مندی ها (Bookmarks)