خیلی ممنون از خانم حاتمی و دختر مهربون از اینکه از من تشکر کردید :)
درسته که هر کسی مشکلات خودش رو داره و هیچ کس نمی تونه مثل خودش شرایطش رو درک کنه. ولی بالاخره من هم در شرایط مشابهی بودم. برای همین دوست دارم کمکی بکنم و یا حداقل همدردی کنم.
هرچند دیگه فکر کنم دارم میرم رو اعصابشون و از این بابت شرمندشونم.
این فکر رو نکنید. من به خواست خودم به این تاپیک سر می زنم و اگر خسته شده بودم دیگر اینجا نمی آمدم.
شما سعی کن تمام افکارت رو مثبت کنی. یادمه گفتی وقتی با دوستت هستی شادی و می خندی. سعی کن اون لحظات رو طولانی تر کنی.
بی خیال مشکلات و غم و غصه ها! خیلی چیزها در دست ما نیست. خودش درست می شه. خیلی چیزها هم در دست ماست.
حرفهای من همون حرفهای قبلیمه. باید بخوای.
شما می توانی صبح که بیدار شدی تصمیم بگیری که امروز غمگین باشی. می تونی یک آهنگ غمگین گوش بدی. به خاطرات تلخ فکر کنی و مشکلاتت رو برای خودت یادآوری کنی.
ولی همینطور می توانی صبح که بیدار شدی تصمیم بگیری که امروز شاد باشی. یک آهنگ شاد گوش کنی. برای خودت برنامه تفریحی بگذاری. با دوستت بری بیرون بگردی. یک فیلم خنده دار ببینی و ...
یک پیشنهاد دیگر هم من دارم. من متوجه شدم که هروقت سرم خلوت بشه می روم تو فکر و حالم بد می شه. پس اصلاْ اجازه این کار رو به خودم نمی دهم. همیشه خودم رو مشغول می کنم. همیشه برای خودم یک برنامه ای درست می کنم. حتی اگر یک کار بیهوده باشه بهتر از اینه که بیهوده فکرهای منفی بکنم. شبها هم قبل از خواب آنقدر جدول حل می کنم تا بیهوش شم. این یکی از راههای منه برای اینکه افکار منفی رو از خودم دور کنم.
تفریحات خودت رو زیادتر کن. برای خودت انگیزه و علاقه درست کن.
خوش باش دمی که زندگانی این است
علاقه مندی ها (Bookmarks)