به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 27 نخستنخست 123456789101112131424 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 262
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    درست مي گي فرشته مهربون .
    حالا كه اين متنتو خوندم بيشتر پي بردم به اينكه هنوز وابسته ام . درسته عشق نيست وابستگيه .
    اميدوارم كه به اون مرحله برسم كه خود عشقو تجربه كنم .
    نوشته هات خيلي قشنگ بود . ولي ما آدمهاي خاكي واقعا چقدر سخته كه بتونيم از اين وابستگيها خودمونو نجات بديم.
    البته سخت نيست خودمون براي خودمون سختش مي كنيم .
    شايد و حتما الان هم معني خيلي از جمله هاتونو متوجه نشم . شايد بقول خودتون يه مدت بعد بهتر بتونم دركشون كنم .
    ولي يه سوال داشتم چجوري مي شه آدم اين نيازهاي عاطفيشو برطرف كنه . هميشه عادت كرديم كه مثلا اگه مادرمون ما رو از شير گرفت خودمونو با يه چيز ديگه ارضا كرديم . نمي دونم مثلا بهمون غذا دادن . يا هر وقت ديگه كه يه چيزي رو از دست داديم يه چيز ديگه جايگزينش بود .
    من الان نمي تونم اون جايگزينو پيدا كنم . شايد اگه كسي جاي من بود مي رفت سراغ مثلا يه كار هنري و خودشو با اون ارضا مي كرد ولي متاسفانه من خيلي از هنرها رو تجربه كردم و حس خارق العاده اي برام ندارن . مثلا تصميم دارم كه برم ويولون كار كنم و احتمالا از اول ماه جديد مي رم ولي انقدرها هم برام جالب نيست چون چندين ساله كه موسيقي كار مي كنم حالا شايد سازهاي ديگه بودن ولي فكر مي كنم اينم يه جورايي مثل هموناست ديگه .
    مثلا مي خوام يه نقاشي جديد بكشم پيش خودم حس يه كار نو و جديدو ندارم چون بارها نقاشي كشيدم حالا شايد فقط موضوع اين يكي تابلو با اونيكي فرق كنه .
    نمي دونم مي تونم منظورمو برسونم يا نه ؟ كاري پيدا نمي كنم كه برام خارق العاده باشه . نمي خوام بگم دچار افسردگي شدم چون نمي خوام كه بشم . ولي تو همين كتاب آخري كه خوندم تشويق كرده بود كه بريم دنبال اون كاري كه دوست داريم و استعدادمونو كشف كنيم و باهاش لذت ببريم . ولي نمي دونم چرا اون چيز و اون كارو پيدا نمي كنم . حس مي كنم همه كارايي رو كه تا حالا دوست داشتم انجام بدم تا حالا يه بار تجربه كردم و چيز خيلي خاصي نيست برام .
    نمي دونم چجوري مي تونم از اين يكنواخت بودن در بيام . شايد اگه اون كار يا اون چيزو پيدا كنم خيلي كمكم كنه به اينكه به دلتنگي هام كمتر اهميت بدم ولي متاسفانه هنوز موفق نشدم .

    بي دل جان از متني كه گذاشته بودي خيلي ممنون . ولي من هنوز خودمو وابسته مي بينم به خيلي چيزا . فكر كنم حالا حالاها خيلي راه مونده كه بفهمم اين هايي كه بهشون دلبستم همشون رفتني ان . يعني لفظي مي فهممشون ولي جرات دل كندن ازشونو هنوز پيدا نكردم .

  2. 6 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (شنبه 27 فروردین 90)

  3. #32
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    گلم ، نازنینم

    نمیخواد بری سراغ کارهایی که فعلاً جذبت نمی کنه .


    می خواهی نیاز عاطفیت رو تأمین کنی ؟

    خودت رو دوست داشته باش .

    این وابستگی ها و این در پی اینکه کسی با ما باشه ها و کسی ما رو بخواد و دوست داشته باشه ها . برای اینه که از خودمون دور افتادیم . خودمون رو نفهمیدیم و داشته هامونو درک نکردیم و از وجود خودمون لذت نمی بریم و خود رو دوست نداریم .

    می دونی که این حرف امام علی (ع) که می فرماید هرکس خود را بشناسد خدای خود را شناخته یعنی چه ؟

    یعنی کسی که هنوز نفهمیده کی هست ، حالش چطوره و ... خودش رو دوست داره یا نداره و ..... چطور میتونه خالق خودش رو که در ذره ذره وجودش جاری هست رو بشناسه و دوستش داشته باشه .

    عزیز دلم ، خودتو پیدا کن ، و دریابش و دوستش داشته باش . اون پستم که اشاره داشتم که اون سبکتکین رو پیدا کردی و از خفگی نجاتش دادی و ... رو یه بار دیگه بخون . بعد می فهمی که گام بعدی اینه که خودتو دوست داشته باشی .
    نیاز اصلی ما همینه ، خود را یافتن و با خود مانوس و دوست شدن و ... که به شکل نیاز به عواطف و محبت دیگران بروز می کنه ، چون نیاز اصلی رو نمی فهمیم و سرگردانیم ب محبتی جذب میشیم و ... می شود اینکه ما به محبت دیگران نیازمندیم . ما محبت دیگرن به ادمی لذت و حس قدردانی میده اما نیازمند آن نیستیم ، اگر اینو درک کردیم اونوقت با محبتهایی که می بینیم وابسته نمیشویم ، دلبسته می شویم .


    هر کسی کو دور ماند از اصل خویش *** باز جوید روزگار وصل خویش


    روزی وقتی بالهای صداقت از فراق همسرش و درد اینکه همسرش دیگه اونو دوست نداره در تاپیکش نالید . بهش گفتم اون تو رو دوست نداره ، خودت چی ؟ خودت خودتو دوست داری؟ و همین انقلابی در او نسبت به خودش ایجاد کرد که....... . از خودش بپرس چی شد .

    حالا به تو میگم که سبکتکین عزیز دلم . خودت رو دوست داشته باش ، با خودت رفیق شو ، نوازشش کن و ..... بعدها خواهی دید که تو محتاج محبت دیگران نیستی ، بلکه لبریز از محبت برای دیگرانی ، و از محبت کردن لذت می بری و از محبت دیدن قدردان می شوی نه وابسته . اونوقته که تو میشی شمع و پروانه ها هستند که دور تو می چرخند .

    خودت را دریاب . به قول دکتر محمد رضا سنگری " اگر هیچ چیز برای خواندن پیدا نکردی ،کتاب خودت را بخوان "

    آری کتاب وجودت را بخوان .

    مطمئنم موفق می شوی . تا اینجا که خوب اومدی ، بهتر و بهتر هم خواهد شد . و روزی میرسه که تولد دوباره تو رو در همدردی جشن بگیریم ( ان شاءالله ).



    این لینک رو هم بخون :

    برای رسیدن به همه چیز باید از همه چیز گذشت



    .

  4. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (شنبه 27 فروردین 90)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    الان بيشتر از دو هفته از آخرين باري كه شوهرم تماس گرفته مي گذره و با هم هيچ تماسي نداشتيم .
    روزي كه قطع كرد بهم گفت فردا زنگ مي زنم بهت و الان دو هفته است كه گذشته .
    خيلي فضول و كنجكاوم كه بدونم چي تو فكرشه . خيلي كنجكاوم كه بدونم الان با كسي رابطه داره يا نه .
    و خيلي دوست دارم كه برگرديم سر خونه و زندگيمون البته نه مثل قبل .
    قرار بود اوئل اردبهشت زنگ بزنه بريم پيش مشاور ولي نمي دونم هر چي كه مي گذره حس مي كنم اون ديگه دلش پيش من نيست و فقط مي خواسته اين زمان بگذره كه من يه خورده آرومتر بشم و به دوريش عادت كنم .
    من به دوريش عادت كردم و بدون اون مي تونم زندگي كنم . اما دلم مي خواست همونقدر كه من تلاش كردم براي نگهداشتن اين زندگي و تلاش كردم كه بگردم راه هايي رو ياد بگيرم كه تو زندگي خودم و تو زندگي مشتركمون خيلي بدرد مي خوره اون هم يه تلاشي مي كرد .
    برام دعا كنيد . اميدوارم همسرم هم يه خورده تغيير كنه .

  6. 2 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (شنبه 27 فروردین 90), رها68 (سه شنبه 19 اسفند 93)

  7. #34
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    سبک تکین عزیزم
    به دوری اش عادت نکرده ای بلکه نحوه برخوردت با احساس دلتنگی ات عوض شده
    قبلا خیلی احساساتی می شدی و صبر نداشتی ولی الان داری صبر می کنی و تحمل داری
    برات خیلی خوشحالم
    تو می تونی و موفق می شی
    عزیزکم اینکه شوهرت بهت گفته زنگ میزنه ولی نزده می خواسته به قول فرشته مهربون بهت سیخونک بزنه تا تو یه عکس العملی ، چیزی از خودت نشون بدی
    ولی تو داری صبر می کنی و تحمل می کنی
    اینها میشه اون تغییر که برای زندگی لازم هست

    نگران نباش شوهرت دوست داره ولی گیر کرده به اون هم حق بده
    این رو بدون اگه مردی بخواد همسرش رو طلاق بده پیراهن تنش رو میفروشه و طلاقش میده حتی اگه از آسمون تیر بباره هیچکس نمی تونه مجبورش کنه به یه زندگی پایبند بشه
    ببین شوهر تو هم همین طوری داره عمل می کنه و برای طلاق اقدام نمی کنه
    این حرف ها رو قبلا به من می گفتند و من الان دارم به تو می گویم

    سبک تکین روی خودت کار کن
    روی ضعف هایی که داری


    شوهرت می خواد با تو زندگی کنی اما یه ترسی توی وجودش هست که نکنه باز هم مثل قبل دعواتون بشه
    و این همه با دست پیش کشیدن ها و با پا پس زدن هایش به خاطر همون دودلی هست که داره
    از یه طرف تو رو می خواد و از یه طرف می ترسه دوباره زندگیتون به اینجا برسه
    هرچقدر تو روی خودت کار کنی و نتیجه رو بسپری دست خدا راحت تر می شی

    ********
    عزیزم فیلم راز رو بگیر و تماشا کن
    به نکته نکته ی اون عمل کن
    از خدا بخواه اونچیزی که از ته قلبت می خواهی

    یادمه اون زمانی که از شوهرم گذشتم نه به طمع اینکه ازش بگذرم که دوباره بدستش بیارم بلکه به این امید از شوهرم گذشتم که "خدایا هم اون رو خوشبخت کن و هم من رو خوشبخت کن"
    و الان که با همسرم زندگی خوبی دارم می بینم که خدا دعایم رو مستجاب کرده
    چون من و همسرم در کنار یکدیگر خوشبختیم
    از خدا بخواه
    "یا رب چنان کن که سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار"

  8. 4 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (سه شنبه 30 فروردین 90)

  9. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    ممنونم بالهاي صداقت عزيز
    يه وقتايي فكر مي كنم نكنه حالا فكر كنه بي تفاوت شدم و دوباره شك بياد سراغش . دوباره نشينه فكر و خيال كنه كه حتما دوباره سرش يه جايي مشغوله كه ديگه بهم زنگ نمي زنه و همش با خودم كلنجار مي رم كه زنگ بزنم و يه خبري ازش بگيرم ولي تا حالا خدا رو شكر جلوي خودمو گرفتم .
    همه چي رو سپردم به خدا . من خيلي دوستش دارم ولي نمي دونم انقدر بخشش داشته باشم مثل شما كه حتي اگه ولش كنم از خدا بخوام كه اونم خوشبخت باشه يا نه ؟ فكر كنم هيچوقت انقدر بخشنده نباشم .
    مي دونين همش فكر مي كنم اگه مي خواد برگرده و زندگي كنه چرا به جاي اينكه بياد در مورد بهتر شدن زندگيمون و حل شدن مشكلمون حرف بزنيم همش حرف از بخشيدن مهريه و اين چيزا مي زنه . بخشيدن مهريه من چه تفاوتي تو زندگيمون بوجود مي ياره ؟ مثلا بهتر مي كنه ؟ به خاطر همين مي گم نمي دونم به چي فكر كنم . بي خودي نمي خوام اميدوار بشم . دوست دارم اونم يه كم بزرگتر شده باشه و به خودش بياد .
    من خيلي دوستش دارم و الان با تجربه هايي كه بدست آوردم و درس هايي كه ياد گرفتم خيلي نظرم به زندگي عوض شده . كلي چيز خوب ياد گرفتم و احساس مي كنم يه خورده بزرگتر و فهميده تر شدم . اونم مرد خيلي خوبيه و دوست دارم به جاي اينكه به فكر جدايي باشه يه كمي فهميده تر و بزرگتر بشه . نه اينكه حرف از مهريه و بابا و مامانامون بزنه .
    سي دي راز رو هم حتما مي گيرم نگاه مي كنم امروز . البته تا حدودي مي دونم مطالبش چيه و مقالاتشو خوندم ولي چشم حتما دوباره نگاه ميك نم و سعي مي كنم از مطالبش استفاده كنم .
    دارم سعي مي كنم تو اين مدت چيزاي خوب ياد بگيرم . اين سايت خيلي برام مفيد بود مخصوصا تجربه ها و راهنمايي هاي دوستان .
    ممنونم از همتون .

  10. 2 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (شنبه 27 فروردین 90)

  11. #36
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    توس سی دی راز میگه
    " شک بزرگترین خائن هست ، داشتن شک در زندگی یعنی داشتن یک خیانت کار در زندگی"

    و یه نکته
    اینکه بیا مهریه ات رو ببخش و از این حرف ها اینها همش بهونه هست ، بهونه های عاشقونه هست
    در این مورد ضعف نشون نده ولی کوتاه هم نیا
    فعلا در این مرحله
    "اون می خواد طلاق بده ، مهریه و حق و حقوقت رو بده ، بعد طلاق بده "
    اینجوری تو هم داری تظاهر به طلاق می کنی ولی طلاق نمی گیری و به نحوی غیرمستقیم می گویی تو عامل از هم پاشیدن زندگیتون نیستی.


  12. 3 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (سه شنبه 30 فروردین 90)

  13. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    دو روز پيش شوهرم زنگ زد و آب پاكي رو ريخت رو دستم . نمي دونم چرا اگه مي خواست اين حرفا رو بزنه واسه چي دفعه آخر كه زنگ زده بود اين همه از شرط و شروط و برگشتن حرف مي زد . كاش كه خودش مي رفت دنبال طلاق و زنگ نمي زد به من انقدر تحقيرم كنه . انقدر احساس كوچيكي مي كنم كه نمي دونم چي بگم .
    از خودم ، از اون ، از پدر و مادرم ، از همه متنفرم .
    دوست دارم فردا صبح كه از خواب پا مي شم آلزايمر گرفته باشم . يادم نياد خودم كي بودم . شوهرم كي بود . يادم نياد روزايي خوبي رو كه با شوهرم داشتم . يادم نياد حرفهاي تحقيرآميزي رو كه بهم زد .
    حتي انقدر بدبخت و حقيرم كه اگه بخوام برم ازش جدا بشم و بهش نشون بدم كه ديگه نمي خوام آويزونش باشم نمي تونم . چون عقدنامم دست بابامه .
    نمي دونم چرا خدا نمي خواد دست از عذاب دادن من برداره . انگار دوست نداره كه يه روز آب خوش از گلوي من بدبخت پايين بره . دو روز كه مي يام از فكرش بيام بيرون و اميدوار بودم به برگشتنش حتما بايد اينجوري مي زد تو ذوقم .
    نمي دونم چرا هر چي مرد نامرده بايد تو زندگي من پيدا بشه .
    سه روزه بغض تو گلوم گير كرده . سه روزه يه پرده اشك جلوي چشامه كه همه جا رو تار مي بينم .
    يادمه تو يه يكي از تاپيكام صحبت از سي دي راز بود . من به يكي از بچه ها گفتم هميشه براي من اتفاق برعكس مي افته من حتي اگه تو يه قدمي رسيدن به چيزي باشم و همش به اين فكر باشم كه به اون چيز مي رسم و همش فكر مثبت راجع بهش بكنم برعكش اون چيزو از دست مي دم حتي اگه فقط يه قدم مونده باشه كه بهش برسم و يكي از بچه هاي همين تالار بهم گفت تو داري اشتباه مي كني و چقدر منفي بافي تو . اونروز به خودم گفتم شايد راست مي گن شايد من اشتباه مي كنم .
    الان خيلي وقته با وجود طرد كردنهاي مدام شوهرم و حرفهاي تحقيرآميزش همش به خوبي هاش فكر مي كنم . فكراي خوب مي كنم . براي اومدنش نقشه مي چينم . حتي اگه يه فكر منفي مي خواست بياد سراغم مي گفتم بهش فكر نكن خوب فكر كن . همه تو خانواده و دوستام مسخرم مي كردن كه هنوز اميدوارم كه شوهرم برگرده . همه مي گفتن عكساشو پاره كن بريز دور احمق اون ديگه بر نمي گرده و من پيش خودم مي گفتم نه تو به اون چيزي كه مي خواي مي رسي اگه بخواي . و ديروز انقدر قشنگ خدا جواب اين همه اميدمو داد كه نمي دونين .
    به زنايي مثل ليلي حسوديم مي شه كه شوهري مثل آقا فريد دارن ،‌به زن احمد آقا حسوديم مي شه كه شوهراشون انقدر به فكر اصلاح خودشون و زندگيشونن . چرا هيچوقت از اين اتفاقاي خوب و قشنگ تو زندگي من نمي افته ؟

    حتما كار بد تو زندگيم زياد كردم كه خدا به اين زوديا نمي خواد دست از سرم برداره و من بدبخت يه روي خوش ببينم . بايد وايستم تا ببينم عذابم تا كي ادامه داره . شايد تا آخر دنيا .... نمي دونم .

  14. کاربر روبرو از پست مفید saboktakin تشکرکرده است .

    saboktakin (سه شنبه 30 فروردین 90)

  15. #38
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    آروم عزیز دلم
    چی شده
    غصه نخوری ها
    اینها همش بازی هایی که شوهرت داره درمیاره
    به خدا دوست داره ... من که تو رو ندیدم ، دوست دارم چه برسه به شوهرت که باهات زندگی کرده

    این حرف هایی که دیگران به تو میزنند به من هم زدند
    میدونی من چی کار کردم
    رفتم یه آلبوم خوشگل و جدید خریدم همه عکسهامون رو قشنگ چیندم توش
    هرکی می دید من دارم با چه عشقی این کار رو می کنم
    توی دلش می گفت من خل شدم واسم هی دلسوزی می کرد .. به خدا نگاهاشون هنوز یادم نرفته
    اما من با خودم می گفتم : " هر چی می خواهید بگید هر کاری می خواهید بکنید ، من خاطرات قشتگی با همسرم داشته ام ، چه در کنارم باشه و چه از هم جدا بشیم ؛ من این خاطرات را دوست دارم ... به همین خاطر عکس هامون رو می خواهم خیلی خوب نگه دارم "

  16. 9 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (سه شنبه 30 فروردین 90), رها68 (سه شنبه 19 اسفند 93)

  17. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 بهمن 90 [ 11:22]
    تاریخ عضویت
    1389-10-18
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    1,969
    سطح
    26
    Points: 1,969, Level: 26
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    95

    تشکرشده 96 در 44 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    سبک تکین عزیزم

    آروم باش میدونم سخته ولی به خاطر خودت آروم باش هنوز که اتفاقی نیفتاده

    به همسرت فکر نکن دوباره پستهای فرشته مهربون رو بخون برات دعا میکنم همه ما همراهتیم

  18. 4 کاربر از پست مفید بئاتریس تشکرکرده اند .

    بئاتریس (سه شنبه 30 فروردین 90)

  19. #40
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: واسه سبکتکین

    سلام عزيزم


    نگران نباش . در زندگي لحظه هاي بالا و پائيني وجود دارد . تو بر مبناي قصد خودت از جز به كل همه را تصور كن تجسم خلاق داشته باش و سهم خودت را از رابطه ببين . بقيه اش را بسپار به دست هستي . تو در تلاشي كه زندگي ات را بسازي و خودت را بفهمي كه اينها يعني رشد و آگاهي و فوق العاده هم خوب است و بايد بهت تبريك گفت .هر چند كه ما به سهم ديگران كاري نداريم اما فعلا تو متمركز بر سهم خودت باش .


    احساس حقارت را از خودت دور كن . با اهانت شنيدن آدم تحقير نميشه اين حس دروني است تو ميتواني جور ديگر ديدن را تجربه كني . در مسير زندگي از اين اتفاقات خيلي زياد مي افته كه ذهن فرمان تحقير شدن مي ده اما اين تويي كه صاحب تفكر و احساسات خودت هستي نه ديگران . منفلانه با خودت و احساسات و تفكرت رو به رو نشو . تو بي نهايت توانايي و تا بي نهايت ارزشمند و دوست داشتني چه ديگران ارزشهاي تو را درك كنند يا درك نكنند.

    قوي باش عزيزم . دنيا با اين حرفها به آخر نميرسه . ذهنت را ،احساساتت ، افكار و اعمالت را در كنترل مقتدرانه ي خودت بگير و احساس ضعف نكن . به حرفهاي ديگران متمركز نشو به خواستهاي خودت متمركز باش . مطمئنم كه جواب مي گيري .

  20. 9 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (سه شنبه 30 فروردین 90)


 
صفحه 4 از 27 نخستنخست 123456789101112131424 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.