ولی تو سال اول ازدواجم ، اولین تبریک "همسرم روزت مبارک" حسرتش موند به دلم
بدیش اینه که همسر من متوجه تک تک این مسائل هست، ولی من مهم نیستم
به خواهراش تبریک گفت، به مادرش تبریک گفت، فقط به من که میرسه به این مناسبتها اعتقادی نداره
باشه
بازم به روم نمیارم،
راستش میخواستم امروز قبل اینکه بیاد خونه بهش اس ام اس بدم که دلم میخواست تو اولین سال ازدواجم مرد زندگیم روزمو بهم تبریک بگه ، برای این ناراحتم
به نظرتون اینکارو انجام بدم؟
من میدونم سرتون شلوغه ، ولی تو رو خدا منو ول نکنین
بهم کمک کنین از لاک احساسی و عاطفی که دارم بیرون بیام، من سعی میکنم به تمام جنبه های روحی و جسمی همسرم کاملا اشراف پیدا کنم، هرکاری میکنم اونو در نظر میگیرم ولی اون اینطور نیست
کمکم کنین فراموش کنم چه انتظاری از زندگی مشترک داشتم، کمکم کنین به ذهنیت دوران مجردیم برگردم، یادم بیاد تنهاییم زنده میموندم
متأسفانه من وابسته شدم
چیزایی که مینویسین خیلی خوبه، ولی من وقتی از دست همسرم دلخور میشم کاملا به هم میریزم
یه مشکل هم اینه که ناخودآگاه چشمام خیس میشه، خیلی سعی کردم ولی نمیتونم جلوشو بگیرم
سعی میکنم کاری رو که گفتین انجام بدم
حتما امشب شب خوبی هست
علاقه مندی ها (Bookmarks)