به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 47

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 مهر 91 [ 20:35]
    تاریخ عضویت
    1390-5-12
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    1,889
    سطح
    25
    Points: 1,889, Level: 25
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    550

    تشکرشده 554 در 162 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: دلیل یکسال و نیم بلاتکلیفی مهریه بود

    دوست من سلام
    دوست عزیز علاقه ی یک طرفه فقط می شه جهنمی واسه آدم! علاقه ی یک طرفه ی تو فقط می شه راهی که شوهرت از این طریق از تو باج بگیره...به خدا که من می دونم هر چی ما بگیم آخر کار خودتو می کنی مثل سبکتکین که هر چی همه بش گفتند یک کم مغرور باش التماس نکن آویزون نشو...مهریتو نبخش ...آخر کار خودشو کرد ...برای به دست آوردن دل شوهرشو نشون دادن فداکاریش مهریشو بخشید کلی هم خودشو کوچیک کرد آخر نه مهریه گرفت نه هیچی آخرشم شوهرش طلاقش داد به راحتی آب خوردن!
    دوست گلم مهریه شما که تو جیب ما نمی ره که...به خدا صلاحتو می خوایم...دلمون می سوزه...که 2 سال زندگیتو خراب کرد حالا هم این عدا اطفار ها واسه اینه احساسی بشی و ببخشی مهریتو!
    مطمئن باش حاضرم واست به عزیز ترین هام در زندگی قسم بخورم که این مرد ذره ای تورو دوست نداره و فقط و فقط بلاتکلیف تو رو گذاشته که مهریتو ببخشی...عزیزم چرا یک چهارم؟! اون مهریه تمام و کمال مال تو هست و باید بگیریییییی...اون قصد طلاق داره و باید تمام حقوق تورو کامل بده...تو ضعیفی و واسه همین اون شب خیلی راحت گذاشتی کسی بیاد شب تا صبح پیشت که 2 سال زندگیتو نابود کرده...تو اگر سرسوزنی واسه این مرد مهم بودی فکر می کردی می تونست حتی 2 روز ازت دور باشه؟ همه ی این فیلم ها واسه اینه مهریتو ببخشی و اگر حتی 1 سکه اش رو بخشیدی مثل یک بازنده ی کامل از صحنه بیرون رفتی ...و امثال این آقا رو تو جامعه شماها پرورش می دید که فکر می کنن می تون راحت با سرنوشت هر دختری بازی کنند...الان هنوز نفهمیدی چه بلایی سرت اومده! تو با هر نوع خودشیرینی اعم از بخشیدن مهریه هم نمی تونی اون رو به زندگی برگردونی چون اون دوستت نداره چون نمی خواد با تو باشه...و تو باید مغرور و محکم جلوش بیاستی و جذاب باشی و حتی اگه شده ماهی 1 سکه رو بده اما بهش ثابت کنی تو آدم ضعیفی نیستی...می دونم این هم حرف هم فایده نداره و تو آخر با یک زنگ زدن و 4 تا حرف اون دوباره گول می خوری اما لاقل اگه خودت احساسی هستی و توان تصمیم گیری نداری بسپر قضیه رو به پدرت...آیا این سحر احساسی و ضعیف تو زندگی موفق بود؟ زندگیشو از دست داد...اگر کمی در برابر این مرد محکم بودی زندگیتم از دست نمی دادی...تو باید مهریتو به اجرا بگذاری...آینده تو آینده ی یک زن مطلقه س با کلی مشکلات مالی و...تو باید مهریتو بگیری ...تو به اون مرد د یگه نباید اجازه بدی با احساست بازی کنه ...تلفنت رو باید خاموش کنی ...تماست رو باهاش قطع کنی و از راه قانونی بری جلو...اگر مهریتو بخشیدی آخر می شی همون سبکتکین...که آخرم پشیمون شد چرا جو گرفتشو بخشید مهرشو اما دیگه کاری نتونست بکنه...اون مهریه حق تو هست....

  2. 4 کاربر از پست مفید هم پرواز تشکرکرده اند .

    هم پرواز (چهارشنبه 09 آذر 90)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 10 اسفند 90 [ 12:38]
    تاریخ عضویت
    1390-6-15
    نوشته ها
    86
    امتیاز
    1,271
    سطح
    19
    Points: 1,271, Level: 19
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    229

    تشکرشده 230 در 69 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلیل یکسال و نیم بلاتکلیفی مهریه بود

    سلام سحر
    فکر کنم چون تاریخ تاپیکت قدیمیه اجازه ندن تو این تاپیک پست بفرستی
    بهتره یه تاپیک جدید بازکنی و ادامه بدی البته مدیران اگه لازم بدونن خودشون بهت میگن
    سحر مهرتو بزار اجرا اون آدم اگه یه ذره عقل توی کلش بود یه دو دو تا چهارتای ساده میکرد میفهمید با این وضع سکه که هر روز داره میره بالاتر هرچی زودتر مهرتو بده به نفعشه تا هی دست دست کنه!
    لفتش نده مهرتو بزار اجرا قانون مجبورش میکنه مهرتو بده ، اگرم نخواد بده وقتی بیفته زندان مطمئن باش خونوادش نمیتونن ببینن بچشون تو زندان بمونه، مهریتو میدن.
    حرفیم که وکیلت زده خوبه ، هرجوری میتونی زودتر اقدام کن برای مهریت.
    خدارو خوش میاد اینهمه سرگردونت کرده؟ دلت برای اون میسوزه اما برای خودت نمیسوزه؟
    عمرتو تلف نکن، مهرتو بگیر حتی اگه شده اذیتت هم بکنه و مجبور باشی بری شهر اونا برای گرفتن مهرت اینکارو بکن بالاخره حتما یه قانونی هم هست که اگه کسی از زیر اقساط مهریه دربره تاوانشو بده. از وکیلت حتما اینو بپرس.
    من از مهرم گذشتم اما پشیمونم. http://www.hamdardi.net/thread-18073.html
    در مقابل آدمایی مثه شوهر من و امثال شوهر تو نباید کوتاه اومد.
    نمیدونم چرا بعضی مردا وقتی ازدواج میکنن همه چی یادشون میره میگن ما ابراز احساسات کلامی بلد نیستیم تو عملمون نشون میدیم (منظورشون از عمل همون فحش و رفتارای زشتشونه حتما!) اما واسه دوست دختراشون و زنای خیابونی کوه احساساتن!! مثه چی قربون صدقشون میرن!! تف تو ذات هرچی آدم بی صفته!

  4. 4 کاربر از پست مفید آتنــــــا25 تشکرکرده اند .

    آتنــــــا25 (سه شنبه 08 آذر 90)

  5. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 مهر 91 [ 20:35]
    تاریخ عضویت
    1390-5-12
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    1,889
    سطح
    25
    Points: 1,889, Level: 25
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    550

    تشکرشده 554 در 162 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: دلیل یکسال و نیم بلاتکلیفی مهریه بود

    سحر عزیزم
    شما نباید منتظر اقدام اون باشی...یک سال و نیم بلاتکلیفی کافی نبود؟؟؟ عزیزم مهریتو بزار اجرا...ممنوع الخروجش کن..حتی شده حکم جلبش رو بگیر...مطمئن باش اون 100 در 100 می خواد تورو طلاق بده و طلاق هم می ده...تو با دادخواست مهزیه دادن کار اونو آسون نمی کنی...کار خودتو آسون می کنی...دنبال آزار اون نباش دنبال این باش خودت آزار نبینی! مهریت رو بگیر و حتما با وکیل خوبی کا رو پیش ببر...من با ببخشش حتی 1 سکه مخالفم! جتی 1 سکه! pkخیلی قشنگ حرف زد واست اما تو آخر حرف خودتو می زنی...بیفت دنبال کارات و با اون هم هی اس ام اس کاریو و زنگ و زنگ کشی راه ننداز! تلفنت خاموشششش و اقدام قانونی سریع!

    من شعار نمی دم سحر جان...من خودم تو موقعیت تو هستم...الان 5 ماه هست نه بهش زنگ زدم نه اس ام اس...حتی تو دادگاه هم کنارم می شینه بلند می شم می رم ی جای دیگه و چنان اخمی می کنم که جرات نکنه حتی سر حرفو باز کنه...و مهریمو گذاشتم اجرا ...اقدامی هم واسه طلاق فعلا نکردم...تهدید می کرد که طلاق نمی ده تا مهرم رو ببخشم....من هم از طریق وکیلم بهش فهموندم که هیچچچچ جایی عجله واسه کاری ندارم و اصلا مهم نیست ...فعلا مهریمو کامل بده بعد می رسیم سر بحث طلاق اما تا وقتی مهریه رو نداده بنده اصلا گوشهام هیچ حرفیو نمی شنوه! مردی که هرزگی رو به زندگی ترجیح می ده باید جلوش بیاستی...باید حقتو بگیری و بهش درس بدی! باید درس بدی من با دخترهای تو خیابونی فرق دارم ...من به بهای سنگینی به دست می آم و با بهای سنگینی هم از زندگیت می رم...دخترهای هرزه آسون می رن و می آن...تو رو داشتن بها داره! با زندگی تو بازی کردن بها داره! اینو بفهم

  6. 7 کاربر از پست مفید هم پرواز تشکرکرده اند .

    هم پرواز (یکشنبه 04 دی 90)

  7. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 شهریور 92 [ 16:08]
    تاریخ عضویت
    1388-8-29
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    4,088
    سطح
    40
    Points: 4,088, Level: 40
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    220

    تشکرشده 223 در 68 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلیل یکسال و نیم بلاتکلیفی مهریه بود

    این آدم خودشو زده به خواب بعضی حرف هاش رو وقتی می شنوم نمی تونم هضمشون کنم حرفهایی میزنه که قلبم آتیش میگیره حرفای امروزش باعث شد ازش ناامید بشم من خودم باید کاری بکنم ، دیگه حاضر نیستم هر کاری بکنم که برگرده خودم حالم از نوشته هام بهم میخوره ازاین همه ضعف وعجز و...

    مریم گلم واقعا نمیخوام و نمیتونم از حقوقم بگذرم ولی نمیدونم باید چکار کنم؟ چون نمیخوام برای طلاق اقدام کنم منم مثل شما عجله ای برای طلاق ندارم؟ آیا فقط مهریه رو به اجرا بذارم یا برای ترک انفاق هم شکایت کنم؟

    باورم نمیشه قلبم این همه مالامال از خشم ونفرت باشه، باورم نمیشه این منم که دلم می خواد انتقام سختی از شوهرم بگیرم،باورم نمیشه کنار گذاشته شدم، هرچی فکر میکنم جمله ای پیدا نمیکنم که وصف حالم باشه
    شوهرم چی میخواست که من نداشتم؟

    رسیده ام به ناکجا، به آن کجای بی کجا
    رسیده ام به چشمِ تر، به یک غروب پُر خطر
    رسیده ام به یک دروغ، به یک صدای بی فروغ
    رسیده ام به مرزِ شب، به لحظه های سوزوتب
    رسیده ام به درد و غم،به گریه های دم به دم
    رسیده ام به بُغض خیس،به چشمای همیشه خیس
    رسیده ام به یک جنون،به یک نگاهِ پُر زِ خون
    رسیده ام به یک گُذر،به ناله های بی ثمر
    رسیده ام به یک سراب،به یک سؤالِ بی جواب
    رسیده ام به یک حباب،به شومترین لحظۀ خواب
    رسیده ام به یک کویر، به یک دلِ بهانه گیر
    رسیده ام به پُشتِ در،به شکوه های دربه در
    رسیده ام به یک محال،به خواسته های خیس وکال
    رسیده ام به یک شکست،به دردی که به دل نشست
    رسیده ام به نا رفیق، به زخمای خیلی عمیق
    رسیده ام به سوزِ دل،به آدمای مُرده دل
    رسیده ام به انتها،به تارو پودِ مُرده ها
    رسیده ام به فصلِ زرد، به مرگی آلوده به درد
    رسیده ام به مرگِ خویش،به خاطراتِ ریش ریش


  8. 2 کاربر از پست مفید sah@r تشکرکرده اند .

    sah@r (چهارشنبه 09 آذر 90)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 مهر 91 [ 20:35]
    تاریخ عضویت
    1390-5-12
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    1,889
    سطح
    25
    Points: 1,889, Level: 25
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    550

    تشکرشده 554 در 162 پست

    Rep Power
    38
    Array

    RE: دلیل یکسال و نیم بلاتکلیفی مهریه بود

    دوست عزیزم
    یک وکیل خوب بگیر و مهریه ات رو بگذار اجرا...در این مدت برای ترک انفاق هم شکایت کن...شوهرت باید بقهمه که کار جدی هست...و دوست گلم باور کن من خودم تو شرایطی شبیه به تو هستم اما خدا می دونه چه آرامشی دارم...خودم رو چشم نکنم اما باورت می شه اصلا نه ناراحتی دارم نه اخساس ضعف می کنم ...فقط به خاطر اینکه من یه کاری کردم که تو نکردی....من از روزی که منو ترک کرد حتی فکرشو نکردم که زنگ بزنم ...حتی اگر هم زنگ می زد که اونم نزد باز جواب نمی دادم...تو نباید به این فکر کنی که اون تورو پس زده و نخواسته یا نمی خواد باهات ادامه بده...اینش اصلا مهم نیست...مهم اینه تو بفهمی این مردی که یک سال و نیمه تورو رها کرده مرد زندگی نمی شه برات و در هر مقطعی از زندگیت باز هم تو رو ترک می کنه و مسئولیت پذیر نیست...درسته تو اشتباهاتی داشته...همه ی ما آدمها داریم...اما شوهرت آدمی ... و بی مسئولیته ...این چیزی فراتر از یک اشتباهه...این آدم آدمی نیست که یک عمر تکیه گاهت بشه...عزیز دلم راجع به مسائل حقوقی وکیل باید نظر بده نه ماها...چه بسا روی عدم داشتن دانش کافی یکی چیزی بیاد بگه که به ضررت بشه...تو فقط به وکیل باید بگی قصد بخشش مهریه رو نداری...ببین عزیزم همه ی اون زنهایی که مهرشونو می بخشن بعدا پشیمون می شن...تو ولی درس بگیر...اگه از همین حالا موبایلت رو خاموش کردی و ارتباطت رو باهاش قطع کردی به خودت بزرگترین لطف رو کردی...این یک سال و نیم بلاتکلیفی عاملش خودت بودی گلم...او ن مرد زندگیت نیست ...تو چیزی کم نداری...الیزابت تایلر و هزاران زن زیبای دیگه در این دنیا هستند که اونها هم مردهایی تو زندگیشون بودند که اونا رو طرد کردند...این نشون می ده اونا چیزی کم داشتند؟ نه...بعضی آدمها تنوع طلبن و بی مسئولیت! این که گناه شما نیست...اما اگه از این لحظه اراده کردی دیگه ضعیف نباشی و محکم ایستادی پای حقوقت اون موقع آرامش می گیری...فکر می کنی این مرد برگرده به زندگیت چیزی درست می شه؟ حرمتی مونده؟ خیانت که کرده،رهات که کرده یک سال و نیم...این مرد برگرده هم 1 سال دیگه باز به همین جا و همیم نقطه می رسی...گلم دنیا پره از آدمایی که ما رو دوست دارن،حیف نیست وقتتو تلف کنی به پای کسی که دوستت نداره؟ عزیزم این مرد لیاقت تورو نداره...2 سال دیگه همه ی اینه یادت می ره...خیال می کنی ماها شوهرامونو دوست نداشتیم؟ طلاق واسه کی آسونه؟ شاید واسه آدمای بی مسئولیت آسون باشه...واسه ماها سخته...اما تو قوی هستی...تو از پسش بر می آی! من بهت قول می دم...از کجا معلوم روزب با کسی ازدواج نکردی که روزی هزار بار خدارو شکر کنی که از این مرد طلاق گرفتی؟ به خودت تلقین نکن که نمی تونی...خانوادتو بزار تو اولویت ...خانوادت صلاحتو می خوان نه شوهرت...شوهرت که اگه واسش مهم بودی رهات نمی کرد...اون فقططططط دردش مهریس و لحظه ای شک نکن...اما اینم مهم نیست....تو با گرفتن مهریت بهش نشون می دی حالا که تو واسه اون مهم نیستی اون هم واسه تو اهمیتی نداره و مهرتو فقط می خوای همین...اگه فکر کردی باز صبر کنی و اقدام نکنی که پشیمون شه و برگرده در اشتباهی...برو تاپیک های سبکتکین رو بخون می فهمی چی می گم....اون اگه دوستت داشت 1 روز هم رهات نمی کرد چه برسه یک سال و نیم که عمری هست...این آدم لایق دوست داشتن تو نیست...قبلا هم اصرار کردی برگرده فراموشش کن...خوب تو تلاشتو کردی...دیگه بسه...دیگه غرورت باید حفظ بشه...اگه این کارو کردی بعدا پیش خودت از این دختر قوی ای که هستی کیف می کنی! اون با بدبهتی باید ماهی یک سکه جور کنه به تو بده و همه خوشیش ناخوش می شه! کی گفته که باید ببخشی که راحت بره به ... برسه؟ نه ...بزار استرس بکشه بزار بفهمه زن گرفتن یعنی چی...جا خالی نکن که بره ی دختر دیگرو بگیره و بکی دیگرم بدبخت کنه... ماهی 1 سکه کم پولیه؟ 600 هزار تومن کم پولیه واسه تو؟ اگه کم پولی بود که تورو بلاتکلیف نمی زاشت و اینهمه فیلم بازی نمی کرد که ببخشی...تو با گرفتن مهریت بزرگترین درسو بهش می دی ...که از حقت نمی گذری..حق گرفتنبه نه دادنی....

  10. 4 کاربر از پست مفید هم پرواز تشکرکرده اند .

    هم پرواز (چهارشنبه 09 آذر 90)

  11. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 خرداد 91 [ 10:07]
    تاریخ عضویت
    1388-5-23
    نوشته ها
    220
    امتیاز
    3,209
    سطح
    35
    Points: 3,209, Level: 35
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 141
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    345

    تشکرشده 339 در 159 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: دلیل یکسال و نیم بلاتکلیفی مهریه بود

    سحر جان تو دختر قوی و با اراده ای هستی کلی خوشم امد از این تلفن ات
    این تلفن نشون داد تو دختر محکمی شدی

    از نظر من شما برای نفقه اول اقدام کن و شکایت ترک انفاق رو بزن چون اگه اول بری سراغ مهریه می گن این زن سر ناسازگاری گذاشته و اقساط مهریه ات رو کم در نظر می گیرند
    ولی اگه اول بری شکایت ترک انفاق بدی مشخص می شه که شوهرت چه ادمی
    قدم بعدی مهریه (بعد از محکوم شدن توی دادگاه ترک انفاق )

    ولی حتما از نظر قانونی اقدام کن دیگه این موش و گربه بازی ها بسه

  12. 3 کاربر از پست مفید اتنا تشکرکرده اند .

    اتنا (یکشنبه 04 دی 90)

  13. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 06 فروردین 93 [ 16:08]
    تاریخ عضویت
    1390-6-01
    نوشته ها
    193
    امتیاز
    2,322
    سطح
    29
    Points: 2,322, Level: 29
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    646

    تشکرشده 658 در 179 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: دلیل یکسال و نیم بلاتکلیفی مهریه بود

    [align=justify]سحر جان
    خواهر خوشکلم
    پیامبر میگفت زن امانت خداست، زن ریحانه ست و هر کس یه سیلی به صورت زنش بزنه من هفتاد سیلی آتشین در جهنم براش از همین الان تضمین میکنم که بخوره!
    مسلما تمام ثروتهای دنیا جای مهر یه زنو نمیگیره، این مهریه بیشتر مثل یه پشتوانه ست برای روز مبادا. چون اکثر ما خانوما همون روز مبادا که ایکاش در زندگی هیچکس نبود ازش استفاده میکنیم. اما چه با این مرد زندگی یکنی چه نکنی این مهریه حق تو بود که باید بهت میداد، همونطور که حقت خیلی چیزای دیگه هم بود مثل صداقت که توی زندگی باهات نداشت،..
    حتما برو پیش وکیل، توکلت به خدا باشه و محکم باش، برات دعا میکنیم انشالله درست ترین راهو انتخاب کنی [/align]

  14. کاربر روبرو از پست مفید pk1365 تشکرکرده است .

    pk1365 (چهارشنبه 09 آذر 90)

  15. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 شهریور 92 [ 16:08]
    تاریخ عضویت
    1388-8-29
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    4,088
    سطح
    40
    Points: 4,088, Level: 40
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    220

    تشکرشده 223 در 68 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلیل یکسال و نیم بلاتکلیفی مهریه بود

    دوستان شکایت کیفری و حقوقی ترک انفاق کردم کل مهریه رو هم اجرا گذاشتم هنوز احضاریه به دست شوهرم نرسیده
    این روزا یه دغدغه دیگه دارم همونطوری که میدونید 26 ام نوبت دادگاه طلاق توافقی داشتیم اخرین باری که با شوهرم صحبت کردم شرایطم رو قبول نکرد ولی چون خانوادش به کل فامیل گفته بودن قراره توافقی جدا بشن من 26 رفتم دادگاه اما شوهرم نیومد
    با این حال خودم رفتم پیش قاضی
    گفتم شوهرم نیومده
    گفت حتما راضی نیست طلاقت بده که نیومده..
    گفتم میگه باید مهریت رو ببخشی تا طلاقت بدم
    گفت خب راضیش کن ببخش تا طلاقت بده..
    گفتم اخه یکسال و نیمه رهام کرده برای همینکه راضی بشم بدون مهریه جدا بشم...
    گفت خب حتما یه کاری کردی ازت دلخوره..
    گفتم نه اینطور نیست یه نگاهی کرد لبخند بامعنی زد.. گفتم من اصلا طلاق نمیخوام گفت پس برو زندگی کن.... خیلی حرصم گرفت توقع داشتم حداقل راهی جلو پام بذاره ولی چون احتمال میدادم باز هم پرونده مون تو همین شعبه باشه تشکر کردمو و اومدم بیرون... امروز وکیلم گفت چون قبلا پرونده داشتیم (همون پرونده طلاق توافقی).. پرونده جدید م تو همون شعبه رسیدگی میشه..

    شدیدا محتاج همفکریتون هستم

    من کل داستان زندگیم رو که به وکیلم نگفتم فقط گفتم نزدیک به سه سال عقد هستیم و بیشتر از یکسال و نیمه رهام کرده و...
    به نظرتون لازمه وکیلم کل جریان زندگیم رو بدونه؟ البته خودش که چیزی نپرسید..اگه جایی لازم باشه خودم هم حضور داشته باشم با چه ادبیات و لحنی باید با قاضی صحبت کنم؟مخصوصا چون یه برخورد باهاش داشتم... حس میکنم نمیتونم از خودم دفاع کنم
    اخه شما در جریان کل اتفاقات زندگیه من هستید مثلا شوهرم ادعا میکنه من بهش بدبینم ، یا مثلا مجبور شده منو بگیره و...



  16. کاربر روبرو از پست مفید sah@r تشکرکرده است .

    sah@r (یکشنبه 04 دی 90)

  17. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 09 اسفند 96 [ 15:33]
    تاریخ عضویت
    1387-11-29
    نوشته ها
    1,733
    امتیاز
    22,684
    سطح
    93
    Points: 22,684, Level: 93
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 666
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    4,250

    تشکرشده 4,203 در 1,431 پست

    Rep Power
    191
    Array

    RE: دلیل یکسال و نیم بلاتکلیفی مهریه بود

    نقل قول نوشته اصلی توسط sahar_1987
    دوستان شکایت کیفری و حقوقی ترک انفاق کردم کل مهریه رو هم اجرا گذاشتم هنوز احضاریه به دست شوهرم نرسیده
    این روزا یه دغدغه دیگه دارم همونطوری که میدونید 26 ام نوبت دادگاه طلاق توافقی داشتیم اخرین باری که با شوهرم صحبت کردم شرایطم رو قبول نکرد ولی چون خانوادش به کل فامیل گفته بودن قراره توافقی جدا بشن من 26 رفتم دادگاه اما شوهرم نیومد
    با این حال خودم رفتم پیش قاضی
    گفتم شوهرم نیومده
    گفت حتما راضی نیست طلاقت بده که نیومده..
    گفتم میگه باید مهریت رو ببخشی تا طلاقت بدم
    گفت خب راضیش کن ببخش تا طلاقت بده..
    گفتم اخه یکسال و نیمه رهام کرده برای همینکه راضی بشم بدون مهریه جدا بشم...
    گفت خب حتما یه کاری کردی ازت دلخوره..
    گفتم نه اینطور نیست یه نگاهی کرد لبخند بامعنی زد.. گفتم من اصلا طلاق نمیخوام گفت پس برو زندگی کن.... خیلی حرصم گرفت توقع داشتم حداقل راهی جلو پام بذاره ولی چون احتمال میدادم باز هم پرونده مون تو همین شعبه باشه تشکر کردمو و اومدم بیرون... امروز وکیلم گفت چون قبلا پرونده داشتیم (همون پرونده طلاق توافقی).. پرونده جدید م تو همون شعبه رسیدگی میشه..

    شدیدا محتاج همفکریتون هستم

    من کل داستان زندگیم رو که به وکیلم نگفتم فقط گفتم نزدیک به سه سال عقد هستیم و بیشتر از یکسال و نیمه رهام کرده و...
    به نظرتون لازمه وکیلم کل جریان زندگیم رو بدونه؟ البته خودش که چیزی نپرسید..اگه جایی لازم باشه خودم هم حضور داشته باشم با چه ادبیات و لحنی باید با قاضی صحبت کنم؟مخصوصا چون یه برخورد باهاش داشتم... حس میکنم نمیتونم از خودم دفاع کنم
    اخه شما در جریان کل اتفاقات زندگیه من هستید مثلا شوهرم ادعا میکنه من بهش بدبینم ، یا مثلا مجبور شده منو بگیره و...


    سلام سحر جان...اولا من باید یک دور تمام تاپیکت رو بخونم تا یادم بیاد چی به چی بود
    دوما چه کار خوبی کردی وکیل گرفتی...
    سوما موضوعاتی رو که به درد وکیل میخوره بهش بگو...اینجا رازداری رو توصیه نمیکنن....وکیل بهترین راه رو میدونه...
    من در اولین فرصت تاپیک های قبلیتو میخونم و بهت خبر میدم

  18. کاربر روبرو از پست مفید parnian1 تشکرکرده است .

    parnian1 (چهارشنبه 07 دی 90)

  19. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 23 اردیبهشت 94 [ 18:59]
    تاریخ عضویت
    1390-6-23
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    3,094
    سطح
    34
    Points: 3,094, Level: 34
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    208

    تشکرشده 222 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلیل یکسال و نیم بلاتکلیفی مهریه بود

    سلام گلم ظهرت زمستونی ات بخیر.

    در مورد حرفهای آقای قاضی باید بهت بگم که در برخورد اول نباید از یک مرد قاضی که روزانه هزاران مورد جدایی میبینه توقع همدلی داشته باشی یا انتظار داشته باشی که حرفت رو صد در صد قبول کنه چون اقتضای روحیه اش و شغلش اینه اول از همه روح و ذهن قشنگتو درگیر شلوغی های اجتماع خشن دادگاه نکن...
    بعدم این که همه قاضی ها آقا هستن اما ادم شناسهای خوبی هستن به نظر من مختصری از زندگیت کاملا صادقانه خودت به قاضی بگو طوری که داری با فردی معمولی صحبت میکنی نه قاضی پرونده ات تا حدوی در جریان ماجراهات باشه مطمئن باش مؤثره...
    درمورد مهریه ات هم باید بگم به نظرم همسرت خیلی داره ازت زمان میدزده و من دلم نمیاد که تو بیشتر از این دیگه عمر و روح لطیفتو درگیر این بازیها بکنی تو که میدونی نداره بده از طرفی هم نباید و درست نیست که به راحتی رهاش کنی... پس یه کاری کن تا هم زودتر ماجرا تموم شه به خاطر خودت و هم اون تنبیه بشه... حالا که شرایط توافق تورو قبول نکرده و داره این کارارو میکنه تا بدون اینکه یه قرون هم بهت نده جداشه بهتره به نظرم همین کارا که کردی عالیه(مهریه ات رو گذاشتی اجرا) صبر کن تا قانون تکلیف همه چیو روشن کنه اما زودتر همه چی تموم شه بهتره.

    خانومی میخواستم بهت بگم برای تحمل این شرایط خاص خودتو به یه منبع بزرگ نور متصل کن نوری که تورو در خودش حل میکنه اون موقع است که دردی بر تو وارد نمیشه گلم شاید خدای مهربونمون خواسته سحر کوچولو رو بزرگ کنه تا به خانومی قوی که الان میبینیم تبدیل بشه دستت رو از دستش رها نکن همیشه باهاش صحبت کن و در مقابلش دو زانو بشین و از دردهای تو سینه ات بگو به ش بگو دوستت دارم و رهات نمیکنم بعضی وقتا که دلت گرفته بغلش کن و تو بغلش گریه کن اصلا مهم نیست مهم اینه که تو آروم بشی. توکل کن به خودش.اون موقع است که مهم نیست چی میشه مهم اینه که اون راضی باشه ازمون.
    خانومی برات خیلییییی دعا میکنم

  20. 3 کاربر از پست مفید sali1987 تشکرکرده اند .

    sali1987 (چهارشنبه 07 دی 90)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:49 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.