سلام خانوم
همونطور که دوستان گفتند صبور باشین و بزارین نامزدتون به سمت شما برگردن.از وابستگیتون کم کنین لطفا
سلام خانوم
همونطور که دوستان گفتند صبور باشین و بزارین نامزدتون به سمت شما برگردن.از وابستگیتون کم کنین لطفا
sare-tanha (جمعه 02 دی 90)
تشکرشده 115 در 52 پست
مريم جان چيزي كه ازت ميخوام اينه كه لطفا پيش داوري نكني خب اس ام اس صبح بخير نداده پس يعني دوستت نداره عزيز من لطفا اين فكرا رو از خودت دور كن دوستت داشته كه شما با هم ازدواج كرديد ديگه خانمي به هر چيزي كه فكر كني و يا بترسي سرت مياد حالا شما هي بشيني فك كني كه زندگيت از هم ميپاشه بدون كه از هم ميپاشه چون اين ذهنيت روي رفتار و عملكرد شما هم خواسته يا ناخواسته تاثير ميذاره ونامزدتون هم بجاي انرزي مثبت انرزي منفي ميگيره و چرا بهش تلقين ميكني كه دوستم نداري ميدوني اين حرف چقدر روش تاثير ميذاره بجاي فاز منفي دادن انرزي مثبت بده منظورم (محبت كردن از طرف شما نيست فعلا)
مثلا وقتي ازت خبر ميگيره بجاي اينكه بگي تو دوسم نداري ميتوني بگي مرسي از اينكه به فكرمي و نگرانمي اينطوري هم از زنگ زدنش پشيمون نميشه و هم اينكه بجاي اينكه بهش تلقين كني كه دوستت نداره بهش تلقين ميشه كه بفكرته نگرانته .از اين جور جمله ها زيادن ميتوني استفاده كني
ولي به نظر من فعلا باهاش تماس نگير شروع كننده ارتباط نباش ولي وقتي هم تماس گرفت باهاش با ارامش صحبت كن بدون ابراز دلتنگي يا داد و غال كه تو دوسم نداري با ارامش به حرفاش گوش كن بذار برات حرف بزنه حالا حرف عادي كاري هرچي ........
البته اينا نظر شخصي منه و جنبه كارشناسانه نداره
شاد باشي گلم
aramesh_1390 (جمعه 02 دی 90)
تشکرشده 3,200 در 813 پست
با اجازه دوستمون پروانه خانم
قهر طولانی نامزدم
http://www.hamdardi.net/thread-16771.html
مشکل جدی با نامزدم،لجبازی و شرط گذاشتن
http://www.hamdardi.net/thread-17174.html
موفق باشید.![]()
sanjab (جمعه 02 دی 90)
تشکرشده 115 در 52 پست
خواهشا اينقد نگو منو نميخواد
تشکرشده 17 در 9 پست
[align=justify]دوستان اگه امشب یا فردا شب از من خواست که برم چت کنم باهاش ، این کارو انجام بدم ؟ با اینکه قبلا ازم خواسته که مثل 2 تا دوست معمولی که قبلا بودیم رابطه چت داشته باشیم... باهاش چت کنم؟
اگه جوابتون مثبته ، من چطور باید رفتار کنم؟ همونطوری که ایشون خواستن مثل 2 تا دوست معمولی؟ یعنی ناراحتیمو نشون ندم و اصلا به روی خودم نیارم ؟ اگه اون هم اصلا به رو خودش نیاورد من باید چه کار کنم؟
تا کی باید با ایشون که همسر منه اینجور رفتار کنم؟ اگه این رابطه به قول خودش دوست معمولی ادامه پیدا کنه به نظر شما تا همیشه باقی نمیمونه؟ و آیا این باعث نمیشه که ایشون هیچوقت نسبت به من اجساس همسری نداشته باشه؟ [/align]
لطفا همه دوستان منو راهنمایی کنن ، جواب سوالامو بدین خیلی ممنون و برام دعا کنن لطفا
تشکرشده 3,200 در 813 پست
دوست عزیزنوشته اصلی توسط maryam65
ببخشید منو ولی انگار شما اصلا پستهایی رو که بچه ها زحمت می کشند می نویسند براتون نمی خونید
دوستان زیادی مثل گلنوش و بهار و پروانه و آرامش و تنهاو...... براتون پست گذاشتند
وخیلی ها هم در زیر پستها تشکر گذاشتند یعنی موافق صحبتهای دوستان بودند ولی گویی
مرغ شما فقط یک پا داره و دوباره همان سوالهای اولیه رو پرسیدید.
لطفا تمام پستهای دوستان را از اول تا اینجا چندین بار بخوان و اگر او تماسی داشت محترمانه
وبدون طلبکاری صحبت کن ولی مختصر و کوتاه و اگر خودت وسوسه شدی دوباره تماسی بگیری باز به این تاپیک سر بزن.
فکر نمی کنم هیچ راه حل دیگری غیر از صبر و سکوت مسئله شما داشته باشد.
موفق باشید.![]()
sanjab (شنبه 03 دی 90)
تشکرشده 768 در 239 پست
شاید حرفام کمی نامربوط به سوال شما باشه ولی فکر میکنم تصور غلط شما از ارتباط صمیمانه و نزدیک بودن با همسر بی تاثیر در این مشکل نیست.
اینکه شما دائم تکرار میکنید من اسرار خانوادم را به ایشون گفتم. من هر کاری کردم و هر نفسی کشیدم گزارش دادم ... این رفتار ها همه اشتباه است و بی تاثیر در این تردید نیست.
در ضمن شما اصلا فرد مطمئن و رازداری نیستید و این هم میتونه یکی از علل تردید باشه.
صمیمت و صداقت به معنی گفتن همه چیز نیست.
شب نم (یکشنبه 04 دی 90)
تشکرشده 17 در 9 پست
دوستان شما درست میگین شاید واقعا من بیش از اندازه بهش توجه میکنم و خیلی ابراز محبت می کنم
شاید واسه همین به من گفته مثل اون موقع ها فقط دوست باشیم چون اونموقع ها حتی تصور اینکه یه روزی در مورد عشق من صحبت کنه براش محال بود منظورم اینه که یه جورایی براش دست نیافتنی بودم ، هیچوقت فکرشم نمیکرد یه روزی منه مغرور عاشقش بشم یا حتی از بین این همه فقط اونو دوست داشته باشم
باید رقتارم مثل همون موقع ها بشه از همه چی براش بگم اما در عین حال حریم بینمون رو حفظ کنم و یه کاری کنم که ایشون بخواد طرفم بیاد
دوستان از همتون ممنون
بهار جون میشه لطفا یکم از این ناز کردنها رو اگه قابل آموزشه برام بگی
[/b][/font][/color][/size][quote=بهار66]
نوشته اصلی توسط maryam65
[size=medium][color=#FF1493][font=Tahoma][b] بقیه دوستان هم اگه در مورد چت با نظر دوستمون بهار موافق هستن لطفا نظرشونو بگن ممنوننوشته اصلی توسط maryam65
![]()
تشکرشده 338 در 108 پست
والا من به عنوان یک مرد اصلا دوست ندارم همش توی توهم باشم !
اگر ببینم داره توهم بیش از حد میشه سریعا واکنش نشون میدم و موقعیت رو عوض می کنم.
شاید نباید بگم و برای من مرد بد باشه ولی شما باید تعادل رو حفظ کنید. یعنی هر چقدر احساس دارید و قابل احترام هست نگذارید همش و در هر زمانی فوران کنه که انگار وقتش گذشته.
ولی به هر حال من به عنوان یک مرد میگم اگر شما جواب ندید و خیلی عادی مثل یک دختر آشنا جواب بدید. یعنی گفت خوبی ؟ شما جواب ندی: آره عزیزم ! خیلی عادی و نه رسمی
ولی سعی کنید کمی ناراحتیتون رو توی ظاهر بیارید با دیر جواب دادن به اس ام اس و یا تلفن.
یک مورد دیگه اینکه شاید دیگه کاربرد نداشته باشه الان ولی میگم : من مرد هم حس حسادت دارم. یعنی اگر ببینم کسی که دوستش دارم بگه مثلا فلان چیز رو خیلی دوست دارم و عمرمه و .... تلاشم رو بیشتر می کنم ولی به هیچ وجه به روی خودم نمیارم !!!
شما فقط صبر کنید ، خدا رو از یاد نبرید مطمئن باشید خدایی دارید که از همه مشکلاتتون بزرگتره و از وصف خارجه. قدرتی داره که میتونه کاری کنه شوهرتون اون حس درونیش رو آنچنان بروز بده که روزی یکی از تاپیک های شما از خوشبختی بی حد و حصرتون باشه.
تذکر:نظارت شخصی من بود و مطمئنا نظر کارشناسی نیست
1majid (شنبه 03 دی 90)
تشکرشده 17 در 9 پست
ممنون مجید جان
خداوند همه جا کمک حال من بوده امیدوارم این دفعه هم منو تنها نزاره و کمکم کنه
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)