به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 52

Hybrid View

  1. #1
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: تعارض های برابر، راه حل چیست؟

    بالهای صداقت


    اتفاقا بر عکس تو ٰ من فکر می کنم تو شوهرت را همانگونه که هست نپذیرفتی . اگر خسته ای یک علت بزرگش عدم پذیرش است تو تحملش می کنی تو صبوری می کنی این دو مقوله با پذیرش خیلی فرق داره .

    حال چه فرقی دارد ؟!

    در پذیرش تو ابدا متحمل فشار نمی شوی .بر روی فرد و رفتارهایش تمرکز نمی کنی .چرا این جور .....چرا اون جور ....هم نداره .هست هر آنچه که هست .


    تو شوهرت را فهمیده ای و درک کرده ای که از این نوع رفتار و .........نفع می برد اما در تحملش هستی و نه در پذیرشش.

    اگر نقش همسرت را در زندگی دوست یا دوستانش پذیرفته بودی که رشد آنها توسط همسرت صورت می گیرد و.......را می پذیرفتی . جای اعتراض و تحلیل باقی نمی ماند . ضمن اینکه به پایان داستان هم اشاره کردی که دست آخر همسرت میاد پیش تو گله می کنه از دوستانش و ...................

    دقت کن
    چرخه تکرار و بازی و نوازش گیری و نفع بردن و نتیجه ی تکراری و...........................دقت کن بازی است . آنتی تز . بی محلی . از اول تا آخر بازی . یعنی به دوستش حساس نباش . روی کارهایش زوم نکن . درست و غلطش نکن . گویی کر و کوری ...........همه ی این اتفاقات یک سرش برای این است که صدای تو در بیاد تا او نوازش بگیرد . بازی اش را به هم بزن . بی توجهی و بی محلی . کر و کور و لال .


    بعد هم طلاق دیگه چه صیغه ای است افتاده توی سرت؟!

    فکر کردی مثلا مرد بعدی از این کارها ندارد ؟! یا فکر کردی دیگه ازدواج نمی کنی ؟

    یادت باشه که این تنهایی که احساس می کنی جنسش با جنس تنهایی بعد از طلاق خیلی فرق داره و جنس تنهایی بعد از طلاق عمقش خیلی زیادتره و.................


    در ضمن چون قبلا این جمله خیلی روت تاثیر گذاشته بود دوباره تکرار می کنم که یادت نره

    طلاق یکی از مزخرف ترین اتفاقات برای یک زن است .



  2. 13 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (چهارشنبه 14 دی 90)

  3. #2
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: تعارض های برابر، راه حل چیست؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط ani

    چرخه تکرار و بازی و نوازش گیری و نفع بردن و نتیجه ی تکراری و...........................دقت کن بازی است . آنتی تز . بی محلی . از اول تا آخر بازی . یعنی به دوستش حساس نباش . روی کارهایش زوم نکن . درست و غلطش نکن . گویی کر و کوری ...........همه ی این اتفاقات یک سرش برای این است که صدای تو در بیاد تا او نوازش بگیرد . بازی اش را به هم بزن . بی توجهی و بی محلی . کر و کور و لال .



    دقیقا در این خصوص همین راهکار رو در پیش گرفتم ، حساسیتم رو به صفر رسونده ام
    مشکل من این قضیه نیست
    چرا نمی تونم درست منظورم رو برسونم




    در ضمن چون قبلا این جمله خیلی روت تاثیر گذاشته بود دوباره تکرار می کنم که یادت نره

    طلاق یکی از مزخرف ترین اتفاقات برای یک زن است .




  4. 5 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (پنجشنبه 15 دی 90)

  5. #3
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: تعارض های برابر، راه حل چیست؟

    در پاسخ به پست 28 خانم بالهاي صداقت
    _____________________________

    خانم،
    گام اول و گام دوم در روش حل مساله رو فراموش كرديد...
    گام اول پذيرش مشكل بصورت صحيح بود! نه بغرنج و غير قابل حل... و گام دوم نوشتن يك صورت مساله با پارامترهايي كه خدمتتون عرض كردم!
    براي اينكه ساده تر و راحت تر نتيجه بگيريم... (چون مي دونيد من معتقدم ما در زندگيمون وقت زيادي نداريم كه بخواهيم همش مشكلات و مسائل رو حل كنيم،‌ بايد ساده و سريع نتيجه بگيريم)

    مي تونيد يك صورت مساله تميز كه به معني واقعي صورت مسئله باشه، براي مشكلتون بنويسيد؟ با توجه به معيارهايي كه در پستهاي قبلي نوشته ايم.

    قبلش حتما پستهاي 14 و 16 رو بخونيد

    بعد از اينكه اين صورت مساله رو نوشتيد به مراحل بعدي مي ريم...فعلا پيشنهاد مي كنم به مراحل بعدي زياد فكر نكنيد! پس اول پذيرش مشكل يا مشكلات به معني اينكه، بله اين مشكل وجود داره! و بعدش نوشتن صورت مسئله با روشي كه قبلا گفتم...

  6. 12 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (پنجشنبه 15 دی 90)

  7. #4
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: تعارض های برابر، راه حل چیست؟

    34 پست بلند برایم زده شد به این معنی که
    بالهای صداقت بگیر بشبن سرخونه و زندگیت
    غر غر کردن هم ممنوع
    همچین فکر نکن طلاق بگیری ، خبری هست و حلوا دارند خیرات می کنند

    این رو می دونم ،
    می دونم هیچ وقت زندگی دوم نمیشه همانند زندگی اول
    می دونم زندگی دوم مثل بچه ناتنی می مونه
    می دونم خودم همسرم رو انتخاب کرده ام و به خاطر انتخابم می بایست هزینه هم کنم
    می دونم هنوز هم جاداره که برای زندگیم تلاش کنم
    خوب واسه همین گیر کرده ام
    هرچی راهکار بلد بودم بکار گرفتم تا اگه مشکلی ایجاد میشه اون رو مدیریت کنم تا نشه مشکل لاینحل
    نمیشه زندگی بدون تنش باشه
    نمیشه همیشه از همه چی راضی باشیم

    درسته راه حل هایم هیجانی بودند ، خوب خدا رو شکر که به مرحله عمل نرسید
    منتها نمیشه که یک مشکل ایجاد بشه
    بر سر راه حلی به توافق برسید
    ولی بعد دوباره همون مشکل رو به وجود بیاری ولی به شکل های متفاوت
    نمی دونم اگر یه اشتباه رو چندین بار تکرار کنید و هی بگید ببخشید
    انتظار دارید این طلب بخشش اون عمق رنج و اندوه رو سریع از بین ببره؟
    مشکل من تنهایی های طولانی هست که در منزل دارم
    چندین بار سر این موضوع صحبت کردیم
    خیلی مهارت ها رو امتحان کردم
    یه مدت خوب هست
    بعد دوباره یادش میره
    و وقتی با اعتراض من روبرو میشه
    میگه ببخشید
    یادم رفت
    خوب یک بار ، دوبار ، ...
    اون وقت شما هم لبریز می شوید ، عذرخواهی رو می شنوید ، عکس العملی ندارید و نمی تونید مثل سابق باشید ولی همسرم انتظار داره هربار من اصلا خیالم نباشه و با یه عذرخواهی و قول مجدد بگم باشه همه چی یادم رفت


    نقل قول نوشته اصلی توسط sci


    مي تونيد يك صورت مساله تميز كه به معني واقعي صورت مسئله باشه، براي مشكلتون بنويسيد؟ با توجه به معيارهايي كه در پستهاي قبلي نوشته ايم.

    بله می تونم

    زندگیم رو دوست دارم و همسرم را هم دوست دارم ، ولی دیدگاهم با همسرم در زندگی همسو نیست
    من و همسرم زبان سخن گفتن یکدیگر را نمی دانیم
    من یک نوع نگاه به زندگی و ارتباط زناشویی دارم و همسرم دیدگاه دیگر
    و اصلا هم نمی خواهم ، نمی خواهم ، نمی خواهم دیدگاه همسرم رو عوض کنم
    حالا چی کار کنم که
    1)وقتی سر مشکلی با همسرم گفتگو می کنم و قرارهایی برای رفع اون مشکل می گذاریم ، (با درنظر گرفتن دیدگاه من و همسرم ) همسرم بر سر تعهداتش بمونه



    وقتی انسانها دو چیز رو باهم می خواهند ولی امکانتشون محدود هست دچار تعارض در انتخاب می شوند

    اصلا این مشکل رو چه جوری حل می کنید؟!


    از تلاش صمیمانتون ممنون که راه درست و ادامه زندگی رو به من نشان دادید
    از 5شنبه که این اتفاق افتاده همسرم شب ها زود میاد خونه
    و الان من شارژم
    تا زمانی که دوباره دیر اومدن هاش شروع بشه و من چندماه تحمل کنم و بعد دوباره اعتراض کنم
    و این چرخه دوباره تکرار بشه
    حالا با محبت بوده و خونه برایش محل امن و آسایش باشه ، انجام دادم
    با صبر کردن و برآورده نکردن مسئولیت هاش بوده انجام دادم
    با انتقاد محترمانه بوده و گفتگو کردن ، انجام دادم
    خودش پیشنهاد داد شب ها ساعت 10 خونه هستم ولی باز خودش رعایت نمی کنه


    ولی وقتی این مشکل حل نشد ، یه مدت دیگه دوباره من همین جوری بهم می ریزم ، اون وقته که دوباره می گم اصلا جدا بشم بهتره ، بعد می بینم با جدایی دردم درمان نمیشه
    و نقطه سر خط





  8. 9 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (پنجشنبه 15 دی 90)

  9. #5
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: تعارض های برابر، راه حل چیست؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
    نقل قول نوشته اصلی توسط sci
    مي تونيد يك صورت مساله تميز كه به معني واقعي صورت مسئله باشه، براي مشكلتون بنويسيد؟ با توجه به معيارهايي كه در پستهاي قبلي نوشته ايم.
    بله می تونم
    زندگیم رو دوست دارم و همسرم را هم دوست دارم ، ولی دیدگاهم با همسرم در زندگی همسو نیست
    من و همسرم زبان سخن گفتن یکدیگر را نمی دانیم
    من یک نوع نگاه به زندگی و ارتباط زناشویی دارم و همسرم دیدگاه دیگر
    و اصلا هم نمی خواهم ، نمی خواهم ، نمی خواهم دیدگاه همسرم رو عوض کنم
    حالا چی کار کنم که
    1)وقتی سر مشکلی با همسرم گفتگو می کنم و قرارهایی برای رفع اون مشکل می گذاریم ، (با درنظر گرفتن دیدگاه من و همسرم ) همسرم بر سر تعهداتش بمونه
    بالهاي صداقت عزيز،
    پس چند تا پيش فرض براي طرح مساله داريد:
    1. زندگيتون رو دوست داريد
    2. همسرتون رو دوست داريد
    3. بحث طلاق فعلا منتفي است
    صورت مسئله اول:
    اما موضوع ديگري كه مطرح كرديد بازهم كلي است! يعني صورت مساله اول:
    من و همسرم،‌ زبان سخن گفتن يكديگر رو نمي دانيم،‌نمي تونيم گفتگو كنيم، چون ديدگاه ما دو نفر در رباطه با زناشويي متقاوته!
    محدودش كنيد... محدودش كنيد... در چه رابطه اي؟ چه زماني؟ زناشويي خيلي كلي است! مسلم مي دونم كه در همه موارد اختلاف نظر نداريد...

    نكته اين مسئله:
    ناگفته نماند... طبيعتا هيچ دو نفري ديدگاههاي يكساني در زندگي ندارند و اينكه دو نفر داراي اختلاف ديدگاه باشند،‌ هم طبيعي است! هم لازمه! اختلاف سليقه بايد باشه..
    اما هر دو نفري كه مي خوان با هم زندگي كنند بايد با كنكاش عواطف،‌ شناخت احساسات، و روشن كردن منظور ديگري، سعي كنند صفحات ذهني خود رو به ديگري نزديك و منطبق كنند... اين رو مي گيم تفاهم! كه كاملا اكتسابي است و با زحمت به دست مي اد...
    در مورد تغيير همسرتون، هر ند بحث ما اين نيست... اما در بسياري مواقع رفتارهاي ما، موجبات عكس العملهايي ابتدايي در طرف مقابل مي شه... وقتي اين رفتارها ادامه پيدا مي كنه.. اون عكس العملها بصورت رفتار در شخص نهادينه مي شه و لذا فرد مقابل تغيير مي كنه! گاهي اين تغييرات موقت... گاهي دائمي است! پس اشكالي نداره كه شوهر شما هم تغيير كنه... طبيعتا اين اتفاق خواهد افتاد و تا الان هم افتاده


    صورت مسئله دوم:
    وقتی سر مشکلی با همسرم گفتگو می کنم و قرارهایی برای رفع اون مشکل می گذاریم ، (با درنظر گرفتن دیدگاه من و همسرم ) همسرم بر سر تعهداتش بمونه
    بسيار صورت بهتري است.. اما باز هم محدودش كنيد! شكل بيانش رو تغيير بديد... جزئي تر! با جزئيات بيشتر... از حالت يك پروژه عظيم خارجش كنيد! حتما پستهايي كه گفتم رو بخونيد... بازگرديد و بخونيد... نوشتن صورت مسئله بسيار بسيار مهمه! و البته بخشي از رفتار جرات مندانه....

    دوستان يه پيشنهاد!
    من پيشنهاد مي كنم، براي اينكه بانوي تاپيك، به نتيجه مطلوب برسند ، كمكشون كنيم تا بتوانند صورت مسئله اي صحيح رو از مشكلشون مطرح كنند
    سپس يك بارش فكري داشته باشيم... هر راه حلي كه ممكن بود و از ذهن ايشون يا دوستان گذر كرد نوشته بشه! و بعد جمع بندي و امتياز داده بشه،‌ تا بهترين راه حل رو بشه با توجه به پارامترهاي انتخاب راه حل انتخاب كنند و تصميم بگيرند.




  10. 13 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (شنبه 17 دی 90)

  11. #6
    مدیران انجمن آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array

    RE: تعارض های برابر، راه حل چیست؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci

    بالهاي صداقت عزيز،
    پس چند تا پيش فرض براي طرح مساله داريد:
    1. زندگيتون رو دوست داريد
    2. همسرتون رو دوست داريد
    3. بحث طلاق فعلا منتفي است
    متاسفانه وقتی در دنیا واقعی نتونستم حرف را بزنم ، اون وقت چگونه می توانم در اینجا با چندخط نوشته منظورم رو برسونم
    اگر به طلاق رسیده بودم و برایم حتی 1 نفع بیشتر از ادامه زندگی داشت ، اصلا تاپیک نمی زدم ، ولی این عدم اقدام به طلاق به این معنی هم نیست که زندگیم با همسرم منفعت بیشتر از جدایی دارد


    صورت مسئله اول:
    اما موضوع ديگري كه مطرح كرديد بازهم كلي است! يعني صورت مساله اول:
    من و همسرم،‌ زبان سخن گفتن يكديگر رو نمي دانيم،‌نمي تونيم گفتگو كنيم، چون ديدگاه ما دو نفر در رباطه با زناشويي متقاوته!
    محدودش كنيد... محدودش كنيد... در چه رابطه اي؟ چه زماني؟ زناشويي خيلي كلي است! مسلم مي دونم كه در همه موارد اختلاف نظر نداريد...

    در خصوص زمانهایی که با هم هستیم ، برای گذراندن وقت کنار هم
    در خصوص برنامه های تلویزیون
    در خصوص نحوه غذا پختن
    در خصوص مهمانی رفتن
    در خصوص نوع کوتاه کردن مو
    در مورد رنگ انتخابی برای خونه
    در مورد روی میز غذا خوردن یا روی زمین غذا خوردن
    چقدر دیگه ریز کنم ، مشکل من اینها نیست .... درد من این هست اگر درمان نی ای دردم چرایی؟
    من که کاری به کار تو ندارم ... تو همان جور زندگی کن که می خواهی و اجازه بده من هم همان جور زندگی کنم که می خواهم ، چرا انحصار طلب باشیم؟
    من تو را همانگونه که هستی پذیرفتم ، تو هم بپذیر ... من هم خسته می شوم ، من هم دلگیر می شوم ، من هم ناراحت می شوم ، اگر درک نمی کنی ، نمیایی با من هم حسی کنی حداقل انتظار نداشته باش پاشم برات پشتک و وارو بزنم که خوبم ...
    اگر دستشویی خانه رو درست نکرده ای من سه هفته هست در گرد و خاک هستم و همش امروز و فردا می کنی
    اجازه بده یه بنا از بیرون بیاد درست کنه ... نه هزینه اش رو بده و نه وقت بذار فقط غر سرم نزن ... وقتی خودت کاری رو شروع نمی کنی ، می کشی عقب به من می گی خودت میدونی ، پس بهم اجازه بده که انجامش بدهم
    به من می گی خودم ماشین رو می برم تعمیرگاه ، ماشین رو صفر خریدم که مشکل نداشته باشه و صدتا غر دیگه ... خوب حالا که نمی بری و من می برم دیگه نگو چرا اینجوری درست کردند چرا اون جوری نشد چرا نذاشتی خودم ببرم




    نكته اين مسئله:
    ناگفته نماند... طبيعتا هيچ دو نفري ديدگاههاي يكساني در زندگي ندارند و اينكه دو نفر داراي اختلاف ديدگاه باشند،‌ هم طبيعي است! هم لازمه! اختلاف سليقه بايد باشه..
    اما هر دو نفري كه مي خوان با هم زندگي كنند بايد با كنكاش عواطف،‌ شناخت احساسات، و روشن كردن منظور ديگري، سعي كنند صفحات ذهني خود رو به ديگري نزديك و منطبق كنند... اين رو مي گيم تفاهم! كه كاملا اكتسابي است و با زحمت به دست مي اد...

    چقدر بکار بردن فعل جمع زیباست ......




    در مورد تغيير همسرتون، هر چند بحث ما اين نيست... اما در بسياري مواقع رفتارهاي ما، موجبات عكس العملهايي ابتدايي در طرف مقابل مي شه... وقتي اين رفتارها ادامه پيدا مي كنه.. اون عكس العملها بصورت رفتار در شخص نهادينه مي شه و لذا فرد مقابل تغيير مي كنه! گاهي اين تغييرات موقت... گاهي دائمي است! پس اشكالي نداره كه شوهر شما هم تغيير كنه... طبيعتا اين اتفاق خواهد افتاد و تا الان هم افتاده


    صورت مسئله دوم:
    وقتی سر مشکلی با همسرم گفتگو می کنم و قرارهایی برای رفع اون مشکل می گذاریم ، (با درنظر گرفتن دیدگاه من و همسرم ) همسرم بر سر تعهداتش بمونه
    بسيار صورت بهتري است.. اما باز هم محدودش كنيد! شكل بيانش رو تغيير بديد... جزئي تر! با جزئيات بيشتر... از حالت يك پروژه عظيم خارجش كنيد! حتما پستهايي كه گفتم رو بخونيد... بازگرديد و بخونيد... نوشتن صورت مسئله بسيار بسيار مهمه! و البته بخشي از رفتار جرات مندانه....

    دوستان يه پيشنهاد!
    من پيشنهاد مي كنم، براي اينكه بانوي تاپيك، به نتيجه مطلوب برسند ، كمكشون كنيم تا بتوانند صورت مسئله اي صحيح رو از مشكلشون مطرح كنند
    سپس يك بارش فكري داشته باشيم... هر راه حلي كه ممكن بود و از ذهن ايشون يا دوستان گذر كرد نوشته بشه! و بعد جمع بندي و امتياز داده بشه،‌ تا بهترين راه حل رو بشه با توجه به پارامترهاي انتخاب راه حل انتخاب كنند و تصميم بگيرند.






    اونقدر بهم ماهی دادید که تا 10 تا شب یلدای دیگه می تونم سبزی پلو با ماهی بخورم



    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت



    اما هرچقدر ظرف وجودی ات رو بزرگتر می کنی و معناهای والا تری رو برای خودت تعیین می کنی بیشتر زبان سخنت گنگ میشه ، کمتر زبانت رو می فهمند و تنها تر میشی
    یاحق
    -----------------------

    اونقدر فکر کنم یاد گرفته باشم که همین جوری ، بدون دورنگری همه چیز رو نریزم بهم ،
    بهتر می بود که این بار هم فشار رو تحمل می کردم، تا اینکه بیام تاپیک بزنم و خاطر شما عزیزان رو مکدر کنم و به قول سبکتکین دلم خوش بود که همسرم هست که هرازگاهی بانک عاطفیم رو پر کنه و یا به قول آنی تا طلاق نگیری نمی تونی درک کنی که زن بدون حمایت مرد یعنی چی ، یا طبق همون پست مدیر که برای بی دل زده بود به این فکر کنم که خدا رو شکر سه روز ناهار و شام رو تنها بودم خوبه که امروز یکی هست که با من شام بخوره ...



  12. 6 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (شنبه 17 دی 90)

  13. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 27 خرداد 92 [ 14:42]
    تاریخ عضویت
    1390-3-26
    نوشته ها
    244
    امتیاز
    2,982
    سطح
    33
    Points: 2,982, Level: 33
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    452

    تشکرشده 458 در 140 پست

    Rep Power
    40
    Array

    RE: تعارض های برابر، راه حل چیست؟

    سلام خانم بالهای صداقت
    این پست من صرفا جهت همدلی هست متاسفانه من در جایگاهی نیستم که بتونم بهتون راه حل بدم اما وقتی تاپیکتونو خوندم واقعا دلم گرفت. یادمه تو روزهای سخت زندگیم و اون زمانی که کاملا درگیر مشکل با نامزدم بودم شما پیگیر تاپیکم بودین و راهنماییم میکردین هر چند بعضا حس می کردم حرفاتون تند بود اما حالا می فهمم که لازم بوده. از صمیم قلب امیدوارم همسرتون با تمام وجودش برگرده به زندگیتون و روزای شادی و خوشیتون تکرار بشه.
    از شما هم می خوام همونطور که همیشه مراجعین رو تو شرایط بحرانی زندگیشون به آرامش دعوت می کنین خودتونم تو این شرایط آرامشتونو حفظ کنین و تا آروم شدن کامل ذهنتون تصمیمی نگیرین.

  14. 10 کاربر از پست مفید parvane123 تشکرکرده اند .

    parvane123 (پنجشنبه 15 دی 90)

  15. #8
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: تعارض های برابر، راه حل چیست؟

    وااااااااااااای ماااااادر نفسم گرفت از بس پستهای دراز دراز خوندم! 33 پست!

    بالهای صداقت عزیز تازه دارم می فهمم که همه شوهرها تقریبا مثل همند باور کن عین حرفهات رو از n نفر ادم شنیدم ایضا خودم، تازه وخیم ترش رو. منتها همه این ادمها هم دارند زندگیشونو میکنند و ابدا به فکر طلاق هم نیستند. البته چند مورد هم فکر کردند به تکاپوی طلاق بیافتند تا همسران چموش را تادیب کنند اما آخر سر دست از پا دراز تر با چند تا کلمه عاشقانه و وعده و وعید سر خرمن برگشتند سر خونه زندگیشان.

    ضمن تایید نظرات تقریبا همه دوستان، به طرز فجیعی با پست آنی و ستاره عزیز موافقم. البته ستاره شعری به زبان اسپرانتو و خط میخی گذاشته بود که اصلا بلد نبودم بخونمش ولی به هر حال با شناختی که از نویسنده داشتم به معنای اثر رسیدم

    ببین عزیز دل! خسته ای! گیر دادی! حالا هی بگو نه! انگار یک انرژی منفی ای جمع کردی میخوای یکجا تخلیه اش کنی دیوار هیچ کی هم کوتاهتر از شوهر خطاکار نیست باباجان چه قولی چه وعده ای؟ چه کشکی؟ چه پشمی؟ یه چند روز قول و شوهر و بی خیالی شوهر و... همه و همه را فراموش کن. هر برنامه ای که فکر میکنی حالت رو خوب میکنه (البته بغیر طلاق و دادگاه و پوست شوهر را قلفتی کندن که میدونم چقدر به جیگرت جلا میده) ردیف کن. شوهرت بهت نرسیده؟ خودت این لطف رو بخودت بکن و کمی بخودت برس. یه چند روز برو پیش فک و فامیل مادری ات. یا چه میدونم مسافرتی بدون همسرت! مسافرت و دوری فیزیکی همیشه دوری عاطفی نمیاره. گاهی این دوریها خیلی هم ما رو بهم نزدیک میکنه و اثرات خوبی داره.

    راستی از قدیم گفتن: همه چیز از نازکی پاره میشه ولی آمیزاد از ضخامت (کلفتی) ضخامت! تا بدانجا رسید دانش من که بدانم همی که نادانم از کجا معلوم دو سال دیگه هم پستی ارسال نکنی عین پست پایین:


    دو سال پیش بلد نبودم چه جوری باید زندگی کرد
    توی کار زندگی خودم مونده بودم
    ولی امروز نه ، می تونم خیلی چیزها رو درک کنم، خیلی مشکلات را بفهمم و راه حلشن رو بلد هستم ، حتی با شجاعت در خیلی از تاپیک ها در جهت سازندگی نظر می دهم و از اینکه راهنمایی هایم مثمر ثمر میشه از ته دل خوشحال میشم
    ناقلا ، خیلی باحالی ، از دید یک مراجع ببینم؟
    اون وقت به مراجع میگم کار نشد نداره
    تو میتونی
    برو درستش کن


    [/quote]

    واقعا کار نشد نداره تو میتونی بالهای صداقت! به حرفهای ستاره هم فکر کن. گاهی لازمه از قید تعلقات دنیوی و دلبستگیها و وابستگیهای رنج آور و بیحاصل کمی بیرون بیاییم تا دنیامون هم قشنگتر بشه. تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

  16. 13 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (یکشنبه 21 اسفند 90)

  17. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array

    RE: تعارض های برابر، راه حل چیست؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط بالهای صداقت
    شوهرم سرما خورده
    مثل این پسر بچه مظلوم ها کز کرده بود کنار بخاری
    دلم اونقدر براش هلاک شد
    شام می خواستم حاضری و از نوع سرخ کردنی درست کنم ، اون هم چیزی نگفت (گلوش درد گرفته)
    ولی خیلی دلم براش غصه دارشد
    رفتم بیرون براش جوجه کباب !!!!گرفتم
    اونقدر ذوق کرد ،دقیقا مثل بچه ها
    من هم از خوشحالی همسرم ذوق کردم ، درست مثل بچه ها



    دلتنگ کودکیم. یادش بخیر قهر میکردیم تا قیامت و لحظه ای بعد قیامت می شد






  18. 11 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    بی دل (یکشنبه 21 اسفند 90)

  19. #10
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: تعارض های برابر، راه حل چیست؟

    اگر زبان این مرد را نفهمی زبان بقیه را که ابدا نمی فهمی . خدایی ازدواج اول و مرد اول یک چیز دیگه است .



    بعد هم فکر کردی برات بعد از طلاق تخت گذاشتند بری بنشینی روش و تکیه بدهی و یکی هم بیاد جفت پا بایسته و بادت بزنه و بگه امر کن سرور من ؟!

    بابا نوکر که نگرفتی ..................شوهر کردی .

    علی این را بخر
    علی آن را بخر
    علی اینجا بیا
    علی آونجا نیا
    علی اینوری برو
    علی اونوری نرو
    علی زود بیا
    علی چرا زود آومدی
    علی چرا دیر میای
    علی چرا میای
    علی بخاری ماشین
    علی پنکه ی ............و...........!!!!!!!!!!!!

    ( نصف بیشتر این چیزهایی که تو می گی و دستورش را صادر می کنی خودت می تونی انجام بدهی . حالا گفته اند مرد باید مسئولیت امور زندگی را به عهده بگیرد و ............اما دیگه شور کردن ماجرا هم درست نیست . قبلا اگر دچار تفریط بودی الان دچار افراط شدی . )


    آن خط کش نظم و انصباط و برنامه ریزی سفت و سخت را بینداز کنار . انضباط و برنامه ریزی و مدیریت و.......خیلی خوبه . اما این هم مثل خیلی چیزهای دیگه حد و اندازه داره .

    باور کن تو در نظر همسر جان حکم ناظم خط کش به دست را داری که آدم را کلی هم جریمه می کنه و مشق هم زیاد میده .

    این مرد بدبخت را فراری دادی اینقدر براش خط و مرز گذاشتی . آقا دوست نداره ساعت غذا خوردنش معلوم مشخص باشه .
    اگر می توانست چنین نظمی داشته باشه که خیلی خوب بود و می شد نمونه .اما این نظم را نداره .حالا چی ؟تکلیف چیه ؟ طلاق می گیری و الهی به امید تو !

    یک رازی را بهت بگم .

    اگر من هم بدونم هر روز باید برم توی خونه ای که کلی خانم خونه دستور می ده و ...............شب که دیر می آمدم هیچ .اصلا بعد از مدتی خونه نمی آمدم . والاااااااااااااااااااا.( این قسمت بدآموزی داشت شرمنده )

    بعد هم دفعه قبل مامان جان مورد هدف بود که او باعث انتخاب علی شد .

    اما این دفعه خودت انتخاب کردی یعنی همون دوسال پیش . یعنی عزیز آش خالته . بخوری پاته نخوری پاته .




    با توجه به تعاریف خودت خارج از شوخی اسیر افراط و سخت گیری شده ای .




  20. 7 کاربر از پست مفید ani تشکرکرده اند .

    ani (پنجشنبه 15 دی 90)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سردرگمی و نداشتن تعادل در زندگی
    توسط sepi در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 03 خرداد 92, 05:59
  2. تعارض های برابر(2) ، راه حل چیست؟
    توسط بالهای صداقت در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 02 فروردین 91, 00:22
  3. 1 مقدمه:انسان کیست؟! انسانیت چیست؟!
    توسط مدیرهمدردی در انجمن منحصر به فرد بودن انسان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 04 اردیبهشت 90, 05:24
  4. روش تهیه اب قورباغه-تعجب نکنید .این خبر را بخوانید.
    توسط Niloo55 در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 اردیبهشت 88, 10:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.