ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.![]()
![]()
تشکرشده 537 در 283 پست
ملانصرالدين داشت سخنراني مي کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برايش روشن مي شود. ناگهان در ميان جمعيت ، زن خود را ديد. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافي خاموش.![]()
![]()
تشکرشده 537 در 283 پست
به معتادي گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه مي کشي؟ چلا شيشه مي شکني؟ چلا هف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت؟
![]()
تشکرشده 537 در 283 پست
غافلگيري
از شخصي مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»
پاسخ مي دهد: «مي خواهم ميكروب ها را غافلگير كنم.»![]()
تشکرشده 537 در 283 پست
دنياي گنجشكي
يك روز يك گنجشك با يك موتوري تصادف مي كند و بي هوش مي شود. وقتي به هوش مي آيد، مي بيند در قفس است. مي زند توي سرش و مي گويد: «بيچاره شدم، موتوريه مرد!»![]()
تشکرشده 537 در 283 پست
موهاي سفيد
پدر: «پسرم! هر وقت مرا عصباني مي كني، يكي از موهايم سفيد مي شود.»
پسر:« حالا فهميدم كه چرا پدر بزرگ همه موهايش سفيد است.»![]()
زیبا. (دوشنبه 31 خرداد 89)
تشکرشده 537 در 283 پست
علت جنگ
شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!![]()
تشکرشده 537 در 283 پست
واي ...!
مشتري: « اين كت چند است؟»
فروشنده:« ۱۰ هزار تومان.»
مشتري: « واي! اون يكي چي؟»
فروشنده: « دو تا واي!»![]()
تشکرشده 537 در 283 پست
2- پسری با یه دختر ازدواج مي کنه فاميلاي عروس تو جشن عروسي مي خونن سبد سبد گل ياس عروس ما چه زيباست فاميلاي دوماد مي خونن گوني گوني پشگل عباسعلي خوشگل.![]()
تشکرشده 5 در 5 پست
کلاس اول خواندم آن مرد در باران آمد،
تازه فهمیدم تا آن مرد نیایدباران نخواهد آمد.
برای ظهور آقا امام زمان دعا کنید.
khoda (دوشنبه 31 خرداد 89)
تشکرشده 12 در 7 پست
ديشب مثال رويت نسبت به ماه كردم
خاك بر سر بي ريختت من اشتباه كردم
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)