به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 38 , از مجموع 38
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 اردیبهشت 92 [ 17:11]
    تاریخ عضویت
    1390-7-17
    نوشته ها
    195
    امتیاز
    1,939
    سطح
    26
    Points: 1,939, Level: 26
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    472

    تشکرشده 475 در 135 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: توقعات بيش از اندازه پدر و مادر يا كم لطفي فرزندان؟؟؟(دچار عذاب وجدان شدم)

    سلام جناب sci عزيز
    راستش خيلي اوضاع جالب نيست ..ديروز هم كه گزارشي ندادم خدمتتون چون اينترنت اداره قطع بود
    شب اول ( دوشنبه شب) مادر شوهرم به اصرار خودش اومد خونمون و شب پيشم بمونه...پدرم زنگ زد اول داد و بيداد كه تو چرا رفتي خونه خودتون و حق نداري تنها باشي و ... گفتم مامان (مادر شوهرم) اينجا هستن
    گفت گوشي رو بهش بده ببينم ..در واقع ميخواست ببينه من راست ميگم يا دروغ
    ملت كه بچه نيستند كه ..مادر شوهرم هم بعد از حال و احوال و خداحافظي با پدرم سريع گفت : ميخواستن ببينن داري راست ميگي يا دروغ ؟! كه گفتن گوشي بدي به من ؟

    به خدا از خجالت آب شدم ..گفتم نـــــــــــــــه ميخواستن حالتونو بپرسن
    مادر شوهرم گفت اره هم حالمو بپرسن هم ببينن تو راست گفتي يا الكي گفتي كه من اينجام

    خلاصه ديشب هم خونه خودمون موندم ..تنها هيشكي هم نگفتم بياد
    مامانم عصر زنگ زد تا اومد دعوا كنه گفتم من خونه خودم راحتم و گفتم كه با كارتون ديشب آبروي منو برديد
    خلاصه مامانم گفت هر جا راحتي بمون ولي من جواب باباتو نميدهم بعدشم نميتونم پاشم اين همه راه بيام شب پيش تو
    گفتم من نميخواهم كسي بياد فقط ولم كنيد به حال خودم من خونه خودم راحتترم
    منتظر بودم بابام شب زنگ بزنه اما نزد
    اين يعني اينكه با من قهر كرده و به شدت از من عصبانيه و برچسب هايي مثل سرخود، لجباز، واسه حرف كسي ارزش قائل نيست ، يك دنده، بي عاطفه و .... (هزارتا چيز ديگه) به من زده
    امروز هم بهش زنگ نميزنم چون تو اداره نميتونم حرف بزنم در ضمن اصلا نميخواهم داد و بيداد بشنوم

    هفته نامه OK شد و از هفته آينده مياد در خونه
    اعصابم بهم ريخته است

    سلام آقاي SCI عزيز
    اوضاع خوب نيست ...
    اينكه ديروز گزارشي ندادم اينترنت اداره قطع بود ببخشيد
    و اما آنچه در 48 ساعت پيش گذشت :
    دوشنبه شب مادر شوهرم به اصرار خودش اومد خونمون كه شب پيش من بمونه
    پدرم زنگ زد و اول داد و بيداد كه تو چرا رفتي خونه خودنون و حق نداري تنها اونجا باشي و ... اصلا نميزاشت من حرف بزنم فقط داد ميزد...يك كم كه اروم شد گفتم مادر( مادر شوهرم) اينجا هستن
    گفت گوشي رو بهش بده ببينم !!!! (ميخواست ببينه راست ميگم يا دروغ)
    ملت كه بچه نيستن كه ..بعد از حال و احوال با مادر و خداحافظي ..مادر شوهرم با خنده گفت : ميخاست ببينه من واقعا اينجا هستم يا نه؟
    آب شدم به خدا از خجالت ..چي ميگفتم؟
    گفتم نــــــــــــــــــه ميخواستن حال شما رو بپرسن
    گفت اونكه ار ه ولي ميخواستن ببينن تو راست گفتي يا دروغ
    خلاصه ديشب هم رفتم خونه خودمون
    عصرش مامانم زنگ زد كه چرا رفتي اونجا و ... گفتم من اينجا راحتترم بعدشم قضيه آبروريزي ديشبو گفتم
    مامانم گفت بيخود كرده اينجوري گفته مادر شوهرت
    بعدش كه دليل اوردم كوتاه اومده ميگه باباته ديگه نميشناسيش ؟
    حالا هم من نميدونم اگه اونجا راحتتري اونجا بمون جواب باباتم خودت بده من نميتونم پاشم اين همه راه بيام خونه شما
    گفتم شما نميخواهد بياي فقط راحتم بزاريد
    منتظر بودم شب بابام زنگ بزنه كه نزد
    اين يعني اينكه به شدت ازمن دلگير شده و قهره و به من بر چسب : لجباز، يكدنده ، حرف من دوزار واسش مهم نيست ، بي عاطفه ، سر خود ، زده شده
    به شوهرم ب چسب : بي مسئوليت ، به فكر زنش نيست ، بي عاطفه ، و ... زده شده
    امروز هم به بابام زنگ نميزنم و شب هم ميرم خونه خودمون
    تو اداره نميتونم باهاش حرف بزنم و كلا حوصله اعصاب خوردي رو هم ندارم

    هفته نامه OK شد و از هفته آينده مياد در خونه
    اعصابم بهم ريخته است

    2 بار تايپ كردم
    اخه هي قطع ميشد

  2. کاربر روبرو از پست مفید yekta_b تشکرکرده است .

    yekta_b (چهارشنبه 03 اسفند 90)

  3. #32
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: توقعات بيش از اندازه پدر و مادر يا كم لطفي فرزندان؟؟؟(دچار عذاب وجدان شدم)

    افرین که هفته نامه رو اوکی کردید...
    بسیار خوب بوده برخورد شما
    باید منتظر رفتارها و برچسبها باشید چون شیوه رفتاری پدر شما جرات مند نیست و پرخاشگرانه است
    اگر در مقابل ایشون جرات مندی همراه با احترام و توجه رو پیش بگیرید بی شک جواب مناسب خواهد بود
    قهر یک تله عاطفی برای شماست که پدر شما به عنوان اخرین راهکار از اون استفاده می کنه اما شما با تکنیک صفحه خط خورده همان دلیل قبلی رو با متانت و محبت تکرار کنید. قهر لازم نیست بکنید و اجازه ندید با شما قهر کنند.. شرایط رو عادی جلوه بدید، عادت می کنند.
    حتما وقتی با پدرتون صحبت می کنید به شیوه ای که با مادرتون صحبت کردید باشه و از خوبیهای ایشون و توجهی که به شما دارند صحبت کنید و اینکه چقدر دوستشون دارید.. و بگید اگر دوستتون دارند به نظر شما احترام بگذارند
    از کلام شیوا، صریح و روشن استفاده کنید و عصبانی تحت هیچ شرایطی نشوید و اگر نتوانستید خودتون رو و یا خشمتون رو کنترل کنید محل رو ترک کنید یا ارتباط رو با ذکر این جمله که الان کاری پیش اومده بعدا تماس می گیرم قطع کنید
    اما یک سوال:
    ارتباط و میزان توجه مادر شما به پدرتون چقدره؟ ایا احساس می کنید پدر شما از رابطه اش با مادرتون راضی است؟

  4. 2 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (چهارشنبه 03 اسفند 90)

  5. #33
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 02:06]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,122
    امتیاز
    4,639
    سطح
    43
    Points: 4,639, Level: 43
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    4,800

    تشکرشده 4,874 در 1,141 پست

    Rep Power
    130
    Array

    RE: توقعات بيش از اندازه پدر و مادر يا كم لطفي فرزندان؟؟؟(دچار عذاب وجدان شدم)

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci
    افرین که هفته نامه رو اوکی کردید...


    ميبخشيد ميشه بگين كدوم هفته نامه؟ چون در طول تاپيك متوجه نشدم
    اگر فكر ميكنيد به درد ما هم ميخوره لطفا اسمش رو بگين.

    مرسي

  6. 2 کاربر از پست مفید گلنوش67 تشکرکرده اند .

    گلنوش67 (چهارشنبه 03 اسفند 90)

  7. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 اردیبهشت 92 [ 17:11]
    تاریخ عضویت
    1390-7-17
    نوشته ها
    195
    امتیاز
    1,939
    سطح
    26
    Points: 1,939, Level: 26
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    472

    تشکرشده 475 در 135 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: توقعات بيش از اندازه پدر و مادر يا كم لطفي فرزندان؟؟؟(دچار عذاب وجدان شدم)

    ارتباط و میزان توجه مادر شما به پدرتون چقدره؟ ایا احساس می کنید پدر شما از رابطه اش با مادرتون راضی است؟

    عجب سوال سختي
    خب راستش ... نميدونم
    نه ببينيد پدر به علت همين عصبانيت ها و پر خاشگري هاش زمان جواني خيلي مامانمو ازرده خواطر كرد..الان كه ديگه 52 سالشونه ارومتر شدن اما مامانمو خيلي دوست داره ... محبت كلامي بينشون كمه اما كارهايي واسه مامان ميكنه كه نشون دهنده محبت هست
    مامانم هميشه در همه حال حتي با بدترين ازردگي هاي خاطر عاشق بابا بوده و كلا توي فاميل نماد يك زن صبور و ايثارگر هستش ( خيلي اين از خودگذشتگي هاي مامانو قبول ندارم .گاهي كلا خودشو فراموش ميكنه)
    الان كه ما بچه ها بزرگ شديم و اون ها سنشون بالا رفته بابا بيشتر به حرف مامانه...يكجورايي مامانم ميتونه اومور رو دست بگيره و بابا رو ببره به سمتي كه خودش يا ما ميخواييم
    ولي خوب بابام اولش دادا و بيدادشو ميكنه حسابي عصباني ميشه پافشاري روي رد نظر مامان ميكنه و در نهايت قبول ميكنه نظر مامانمو
    توضيحاتم كامل بود؟
    چرا اينو پرسيديد؟ چه چيزي معلوم ميشه؟خيلي جالب شد واسم

    *************
    دوستان من مجله موفقيت رو اشتراك گرفتم ...البته اون آقاي كه مسئولش بود گفت شايد بيشتر از 1 هفته بشه اما هر ماه 2 شماره ازش داريم

    مشكل من آقا يSCI ميدونيد چيه؟
    اينقدر بابا ميشنه جلو مامان ميگه اين بچه ها بي عاطفه هستن ...دختر و داماد و پسر و عروسهاي مردم هر هفته خونه پدر مادرها هستن ولي بچه هاي ما نه ... اينقدر ميگه كه مامانم تحتتاثير قرار ميگيره و بقيه داستان
    اونوقت عذاب وجدان منو ميكشه كه حتما ما كم گذاشتيم

  8. 2 کاربر از پست مفید yekta_b تشکرکرده اند .

    yekta_b (چهارشنبه 03 اسفند 90)

  9. #35
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: توقعات بيش از اندازه پدر و مادر يا كم لطفي فرزندان؟؟؟(دچار عذاب وجدان شدم)

    یکتا،
    این اطلاعات رو به شما می دهم که کمی بتونید ریشه های مشکلات رو پیدا کنید، وقتی ریشه رو بدونید می تونید مشکلات رو بپذیرید و براش راه حل داشته باشید: راه حلی سازگار و مساله مدار!
    خب تا حدودی جواب سوالم و تیپ شخصیتی مادر شما و پدر شما مشخص بود و الان روشن تره... من فکر می کنم داستان این زوج به موضوع امروز شما گره خورده... مادر شما با شخصیت مادر محوری که دارند و از خود گذشتگی، ایثارهای بی حد وحصر که من اسمش رو انفعال محض می گذارم، و پدر شما به عنوان یک تیپ شخصیتی پرخاشگر، موجب شده اند که رابطه ای ناکام همراه با سلطه در منزل پدری شما رقم بخوره و چرخه ای منفی آغاز بشه...
    این چرخه فوق العاده بده! انفعال یکی، سلطه دیگری رو زیاد می کنه! یکی از بیان خواسته هاش اجتناب می کنه و دیگری مسلط تر می شه و این چرخه منفی گاهی تا ابد ادامه پیدا می کنه... اما یک پیامد بد داره و اون اینه که معمولا طرف منفعل توجه عاطفی خودش رو از طرف پرخاشگر دریغ می کنه و عملا ناخودآگاه جنگ قدرت عاطفی راه می اندازه که نتیجه اون کمپلکسهای شکل گرفته در فرد پرخاشگر ناشی از عدم توجه خواهد بود!
    نکته دیگری که باید در مورد افراد پرخاشگر بدونید این است که معمولا این افراد یک قطب منفعل هم دارند... پس همواره پرخاشگر نخواهد ماند و به موضع انفعال هم خواهند رفت...
    بذارید روشن تر بگم: پدر شما به دلیل تیپ شخصیتی مادرتون، با توجه به اینکه خیلی هم ایشون رو دوست دارند، اما ابرازات کلامی و توجه عاطفی و شاید روابط زناشویی مطلوب رو حتی، از مادرتون دریافت نمی کنه و این موجب می شه که این توجه رو از فرزندانش انتظار داشته باشه که بتونه از اون طریق نیازش رو تامین کنه! بویژه فرزند دختر! که می شه گفت بعد از مادر شما، تنها زن زندگی اوست! و اون دختر کسی نیست جز شما!!! پس فشارهای ناشی از سالها بی توجهی به واسطه سبک گفتگوی این دو نفر، به شما تحمیل می شه و وقتی از طرف شما تامین نمی شه، ایشون بر آشفته می شه و کمپلکسها آشکار می شوند...
    امیدوارم توانسته باشم توضیح بدم که علت اینکه پرسیدم میزان توجه مادر شما به پدرتون چقدره... چی بود!
    شما قرار نیست تامین اون نیاز رو بر عهده داشته باشید... فقط بدونید که درد کجاست که تا حدی با تغییر سبک رفتاری خودتون بتونید توجهی به پدرتون بدهید
    حتما زمانهایی که قراره به منزل ایشان بروید رو مشخص کنید... مثلا روزهای دوشنبه... یا سه شنبه... ضمنا در بارهای اول اشکالی نداره اگر شبی که به منزل پدری، تنها می روید یعنی همون روزهای وسط هفته، شب رو اونجا بمونید تا در دفعات بعدی این موضوع راحت تر حل شود
    حتما این روزها رو به مادرتون اعلام کنید.. چه شبی تنها اونجا می روید و چه شبی به همراه همسرتون
    در مورد تعیین این شبها با همسرتون مشورت کنید
    سوالی بود بپرسید
    نذارید نقطه مبهمی براتون باشه..

    گلنوش! خواهر عزیزم،
    مهم نیست اون هفته نامه چی باشه و شخصا هفته نامه خاصی رو توصیه نمی کنم... مهم این بود که برای یکتا لازم بود و ضروری... بعدها این رو بهتر خواهد فهمید.



  10. 4 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (پنجشنبه 04 اسفند 90)

  11. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 اردیبهشت 92 [ 17:11]
    تاریخ عضویت
    1390-7-17
    نوشته ها
    195
    امتیاز
    1,939
    سطح
    26
    Points: 1,939, Level: 26
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    472

    تشکرشده 475 در 135 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: توقعات بيش از اندازه پدر و مادر يا كم لطفي فرزندان؟؟؟(دچار عذاب وجدان شدم)

    سلام آقاي sci
    چقدر چيزهايي كه گفتيد واقعيت داشت ... حق با شماست من الان بهتر خيلي چيزها رو متوجه ميشم
    و اما روند من
    من از روز 2 شنبه تا 5 شنبه شب كه شوهرم اومد خونه خودمون بودم
    بابا فقط يك روز با من قهر بود و من خيلي عادي رفتار كردم انگار نه انگار كه چيزي خلاف وضعيت عادي پيش اومده و بعدش هم ديگه حرفي زده نشد
    فكر كنم تا قسمتي موفق بودم و يك كم استقلالم رو بدست اوردم
    اين روزها يك كم مريضم و احتباج به مراقبت دارم و بهتره كه تنها نباشم ولي ميخواهم تا جايي كه حالم خوبه خونه خودمون باشم
    ***************
    راستي در مورد تاپيك بردن همسرم به مهموني و سر وقت آماده شدنش هم دارم به جاهاي خوبي ميرسم
    يكي دوتا مهموني بوده كه قبلش تايم اعلام كرديم به هم .اوايل اگه قرار بود 7 بزنيم بيرون ميشد 7.20 (قبلا ميشه 8.20) اروم بودم اگرچه پر از دلشوره دير رسيدن ميشدم اما غر غر نميكردم
    دفعه هاي بعد ميشد مثلا 7.5 دقيقه تا بلاخره ديروز شد 6.55 دقيقه ...يعني 5 دقيقه هم زودتر از زمان اعلام شده اماده بود هوراااااااااااااااااااااا اا

    بابت همه چيز هزاران هزار بار ممنونم
    و خواهش ميكنم بازهم كنارم باشيد و راهنمايي كنيد

  12. 3 کاربر از پست مفید yekta_b تشکرکرده اند .

    yekta_b (شنبه 06 اسفند 90)

  13. #37
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: توقعات بيش از اندازه پدر و مادر يا كم لطفي فرزندان؟؟؟(دچار عذاب وجدان شدم)

    يكتا،
    خوشحالم كه موفق بوده ايد،‌
    هنوز نمي دونم كه زمان مشخصي رو براي منزل پدر گذاشته ايد يا نه! يعني مشخص كرده ايد كه چه شبهايي اونجا خواهيد يود؟ دو شب كافي است
    ضمنا حواستون به توصيه در رابطه تلفنهايي كه مي زنيد باشه...
    اميدوارم زودتر خوب بشيد. اين روزها به دليل تغييرات هوا،‌سرماخوردگي زياد شايع شده،‌ به دكتر مراجعه كنيد تا دوره درمان شما طولاني نشه
    وقتي به هر دليلي به منزل پدري ( خارج از قاعده معمولي كه گذاشته ايد) مي رويد حتما توضيح بديد براي چه موضوعي اونجا هستيد.
    مشكلات به زودي حل مي شوند و پدر و مادر شما طي سه هفته عادت خواهند كرد به رفتار جديد شما
    تاپيك قبلي و پست هاي اين تاپيك رو چند بار مرور كنيد تا نكات فراموش نشوند
    سوالي بود بپرسيد
    خوشبخت باشيد

  14. 4 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (شنبه 06 اسفند 90)

  15. #38
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: توقعات بيش از اندازه پدر و مادر يا كم لطفي فرزندان؟؟؟(دچار عذاب وجدان شدم)

    خانم يكتا،
    بهتر شديد؟ چه خبر؟


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرمو خودم پیدا کنم یا خانواده م؟؟؟ میشه نشرتونو بگین
    توسط sepanta1990 در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 17 اسفند 93, 02:17
  2. شما چه جورى انرژى خودتونو تخليه ميکنين؟؟؟
    توسط niki.69 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: دوشنبه 19 آبان 93, 16:32
  3. به اين احساس اوليه اعتماد كنم؟؟؟ ... به نظرتون من زود قضاوت ميكنم؟؟؟
    توسط rama25 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 شهریور 91, 09:00
  4. +بچه تون و بیشتر از خانمون دوست دارین؟؟؟
    توسط shideeeh در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 20 اردیبهشت 88, 10:21
  5. نظرتون چيه؟؟؟ عشق يا عقل!
    توسط ig-darya در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 فروردین 88, 17:19

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.