به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 53
  1. #31
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: راهنمایی کنید برای مدیریت روابط بین خودم و همسرم و پدر شوهرم با توجه به شرایط خاصمون

    نقل قول نوشته اصلی توسط جوانه؟؟؟
    اقلیما
    وقتی شوهرت دوست داره نره مجبورش نکن
    به پدر شوهرتم با احترام بگو مساله رو با شوهرت مطرح کنه .

    یکم مهارت گفت و گو یاد بگیری حل میشه قضیه به این سادگیو برای خودت پیچیده نکن
    جوانه جان اون دوست داره بره و خیلی خیلی هم دوست داره فقط و فقط افتاده رو دنده لجبازی با من

    بعدشم نمی دونم اول تاپیکم و گفتگوی با کمال احترامم با پدرشوهرم و عکس العمل بدش رو با من خوندی یا نه!!
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  2. کاربر روبرو از پست مفید eghlima تشکرکرده است .

    eghlima (چهارشنبه 10 خرداد 91)

  3. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 95 [ 16:53]
    تاریخ عضویت
    1390-8-28
    نوشته ها
    744
    امتیاز
    8,604
    سطح
    62
    Points: 8,604, Level: 62
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,594

    تشکرشده 1,946 در 612 پست

    Rep Power
    90
    Array

    RE: راهنمایی کنید برای مدیریت روابط بین خودم و همسرم و پدر شوهرم با توجه به شرایط خاصمون

    بله عزیزم
    خوندم کاملا در جریان هستم
    من خودم خیلی نتیجه گرفتم از مهارت گفتگو واقعا با حرف زدن میتونی کسیو مجبور کنی کاری که میخوای انجام بده البته بدون اینکه بفهمه مجبور شده! وقتی یه را یا یه حرفو میزنی و جواب نمیگیری روش اصرار نکن دوباره تکرارش نکن رهاش کن و راه تازه ای رو برای رسیدن به هدفت امتحان کن شیوه گفتگوی جدید ...

  4. کاربر روبرو از پست مفید جوانه؟؟؟ تشکرکرده است .

    جوانه؟؟؟ (چهارشنبه 10 خرداد 91)

  5. #33
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: راهنمایی کنید برای مدیریت روابط بین خودم و همسرم و پدر شوهرم با توجه به شرایط خاصمون

    با مادر همسرم حرف زدم
    اولش با توپ خیلی پر بهم پرید که تو به بابا گفتی کوهستان باعث اختلاف و جدایی من و ف.. هستش و اونم حق داشته عصبانی بشه و اقلیما چرا درکش نمی کنید و اینا رو همه رو با لحن چکشی می گفت

    منم یه نفس عمیق کشیدم و گذاشتم اون تا دلش خواست گفت و گفت.....
    بعدم با کمال آرامش اول شروع کردم به گفتن نکات مثبت مثل اینکه من زنگ زدم با شما که مثل مادرم هستید درد و دل کنم شما برام خیلی ارزشمندید و زنگ زدم برای حل مشکلات پیش اومده از شما نظر بخوام
    اونم کم کم آروم شد و گفت تو با دخترم هیچ فرقی نداری و من خدا شاهده به پسرم گفتم حق با اقلیما و تو چیز نگفته بودی که بابا عصبانی بشه ولی اونم خسته بوده
    بابا همین طوریه با من فلان رفتار و داشته و شروع کرد باهام همدردی کردن
    آخرم گفت زندگیتو سر این چیزا خراب نکن....
    و هزار تا حرف دیگه........
    و گفتم که شما شاهد باشید که من به همسرم میگم بره کوهستان ولی اون نمی ره....
    اینقدر آخرش نرم شد که خودمم تعجب کردم چون با اون توپ پر اون اگه منم قاطی می کردم معلوم نبود چی پیش بیاد


    خدایا من بالاخره تونستم چیزایی که اینجا یاد می گیرمو رو یه نفر پیاده کنم و خوشحالم از این بابت

    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  6. 6 کاربر از پست مفید eghlima تشکرکرده اند .

    eghlima (یکشنبه 21 خرداد 91)

  7. #34
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: راهنمایی کنید برای مدیریت روابط بین خودم و همسرم و پدر شوهرم با توجه به شرایط خاصمون

    تورو خدا یکی بهم بگه چی کار کنم

    من فقط تونستم وضعیت رو از بدتر شدن کنترل کنم ولی اوضاع همونه

    بهم بگید چی کار کنم

    یعنی هیچ کس هیچ راهی به ذهنش نمی رسه

    جوانه جان حرف زدن با اونا هیچ فایده ای نداره جز بد حرف زدن اونا و جمع و جور کردن من ........
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  8. #35
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: راهنمایی کنید برای مدیریت روابط بین خودم و همسرم و پدر شوهرم با توجه به شرایط خاصمون

    سلام عزیز دلم

    اول یک آفرین برای مهارت گفتگو با مادر شوهر جان و تشویق



    استرس برای چی؟

    تو عالی داری رابطه رو مدیریت می کنی! تو کلید ارتباط رو پیدا کردی اقلیما!

    پس با حفظ آرامش سکان کشتی رو به سمت جلو هدایتش کن گلم!

    اقلیمای عزیز

    در مورد همسرت ، انقدر باید و نباید نکن!

    اصلا کار نداشته باش که میره یا نمیره! رهاش کن! بگذار خودش تصمیم بگیره بره یا نره! سر لج ننداز!

    یک مثال میزنم برات :

    دیدی وقتی به یک بچه بهانه گیر و بد غذا وقتی خیلی هم گرسنه است اصرار می کنی غذا بخوره با اینکه گرسنه

    هست و از طرفی برای سلامتیش هم مفیده اکر اصرار زیاد کنی با عتاب باهات برخورد می کنه و غذا رو پس میزنه و

    با اینکه گرسته هست نمیخوره؟ حالا میدونی چرا نمیخوره؟ چون میخواد خودش هر وقت خواست قاشق رو برداره و

    غذا بخوره و احساس امنیت خاطر و استقلال کنه در تصمیم گیری!

    حالا اگه دنبال این بچه بدویی و هی اصرار کنی فقط خودت خسته میشی! اما اگه غذا رو بذاری دم دستش و بهش

    بگی غذا حاضره و بری دنبال کارت بچه خودش میاد میشینه میخوره وقتی حواس کسی بهش نیست :)

    حکایت همسرت هم همینه!

    اون خیلی دلش میخواد بره پیش پدرش اما تو با اصرارهات و باید و نباید کردن هات و حساسیت و زود رنجی بیش از

    حدت عرصه رو بهش تنگ کردی و اون فکر می کنه که تو دائم میخوای براش تعیین تکلیف کنی و باهات مقابله به

    مثل می کنه کثل همون کودک مثال بالا! خودش هم در صحبتهاش این رو اذعان کرده!

    پس رهاش کن! مثل همون بچه! اصلا بهش نگو که برو یا نرو و هیچی نگو! اگر حرفی زد بگو میل خودته اگر دوست

    داری برو دوست هم نداری نرو! به این میگن استفاده از شیوه مهندسی معکوس! تو متریال رو دم دستش میگذاری

    اما بهش اصراری نداری و اون که خودش مشتاقه بلند میشه و میره پیش پدرش!

    به همین سادگی خانوم خانوما!

    باور کن همین استرس داشتنت و بزرگ کردن مسئله توی ذهن خودت نشون از شخصیت حساست داره و این اصلا

    خوب نیست! دائم برات مهمه که چطور قضاوت میشی! رها کن این قضاوت ها رو و خودت باش!

    ریلکس ، آرام و زیرک ، صبور!

    این فرمول رو بکار ببر نتیجه میده!

    در مورد پدر شوهرت هم دیگه پشتش به همسرت حرف نزن! به هیچ عنوان!

    مطمئن باش اگر تو با شیوه ای که گفتم غیر مستقیم همسرت رو روانه کنی دلخوری اون کمتر میشه و بعد میتونی

    در فاز آخر با بدست آوردن قلب پدر همسرت ، به آرامش برسی و از این بعد به خوبی روابط رو مدیریت کنی!

    اونوقت می بینی چقدر همه چی ساده حل شد و تو چقدر پیچیده اش کرده بودی!

    پس این همه استرس و نگرانی رو بگذار کنار و از الان رو خودت کار کن و همه نتایج مثبت و روند کارت رو در یک

    دفترچه بنویس! دفترچه ثبت موفقیت ها و زیبایی های زندگی اقلیما! حتی این موفقیت ارتباط خوب با مادر شوهر

    رو هم با تاریخ بنویس و اینکه چطور دلش رو بدست آوردی!

    اگر سوالی بود باز بپرس گلم

    تو موفق میشی ان شالا من مطمئنم









  9. 4 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (چهارشنبه 10 خرداد 91)

  10. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 اسفند 92 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1390-4-25
    نوشته ها
    643
    امتیاز
    4,583
    سطح
    43
    Points: 4,583, Level: 43
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 167
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2,779

    تشکرشده 2,844 در 585 پست

    Rep Power
    80
    Array

    RE: راهنمایی کنید برای مدیریت روابط بین خودم و همسرم و پدر شوهرم با توجه به شرایط خاصمون

    اقليماي عزيز...ضمن تاييد و تشكر از صحبتهاي بهار شادي عزيز...در تكميل صحبتهاي ايشون به اين نكته هم بايد توجه كني كه اگر ميخاي به نتيجه برسي بايد في الواقع و درونا هم اين مسئله رو رها كني،يعني در حين اين كه همسرتو آزاد ميزاري كه خودش تصميم بگيره و مراتب پشتيباني و حمايتت رو هم از هر تصميم ايشون در حرف و عمل نشون ميدي بايد به اين پذيرش هم برسي كه اگر تصميم گرفت كه آخر هفته ها بره ديگه باهاش در اين مورد بحثي نكني و فكر نكني كه اونا رو به شما ترجيح داده يا مثلا چرا نبايد مثه همه ي زوجها باشي و الي آخر...
    در يك كلام بايد پرونده ي اين موضوع رو توي ذهن خودتم ببندي ....

  11. 3 کاربر از پست مفید یک زن امیدوار تشکرکرده اند .

    یک زن امیدوار (چهارشنبه 10 خرداد 91)

  12. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 اردیبهشت 92 [ 09:40]
    تاریخ عضویت
    1389-7-21
    نوشته ها
    715
    امتیاز
    7,206
    سطح
    56
    Points: 7,206, Level: 56
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,662

    تشکرشده 1,673 در 522 پست

    Rep Power
    87
    Array

    RE: راهنمایی کنید برای مدیریت روابط بین خودم و همسرم و پدر شوهرم با توجه به شرایط خاصمون

    اقلیما جون انقدر رو این قضیه زوم نکن و حساسیتتو بزار کنار و یه ذره بی خیال باش.
    راستی تاپیک منم بیا نظرتو بگو.

  13. کاربر روبرو از پست مفید آفتاب همدرد تشکرکرده است .

    آفتاب همدرد (چهارشنبه 10 خرداد 91)

  14. #38
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 21 تیر 99 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,339
    امتیاز
    22,823
    سطح
    93
    Points: 22,823, Level: 93
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 527
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran10000 Experience PointsTagger First ClassOverdrive
    تشکرها
    3,264

    تشکرشده 3,442 در 1,036 پست

    Rep Power
    151
    Array

    RE: راهنمایی کنید برای مدیریت روابط بین خودم و همسرم و پدر شوهرم با توجه به شرایط خاصمون

    بهار جان متاسفانه اینقدر حساسم و حساس شدم که داره دمار از روزگارم در میاد
    خیلی تحت فشارم بعد از اینکه حرفام با مادر همسرم تموم شد چون سر کار هستم رفتم دستشویی و تا دلم خواست گریه کردم و الان هم نیمی از سرم به شدت درد می کنه
    ولی خوشحالم که آخرش من برنده بودم و اون پشیمون



    بهار با این همه شکافی که بین من و همسرم به وجود اومده که با هیچ چیز انگار پر نمی شه چه کنم انگار دیگه حرف همو نمی فهممیم انگار غبار ناراحتی و کینه از من نمی ذاره همسرم حرفامو بشنوه ازم دوره..........
    تو روز چند باری با هم حرف می زنیم و بهم زنگ می زنه ولی انگار جز سلام و خداحافظ هیچی برای هم نداریم
    تنها دلیل حرفامون شده مدل نقاشی که من می خوام شروع کنم به کشیدن انگار وسط این همه حرف مهم و مشکلات زندگیمون ،مدل نقاشی که من می خوام شروع کنم از همه چیز مهم تره
    نزدیک ترین کسمه ولی اصلا نمی تونیم با هم حرف بزنیم در مورد مشکلاتمون و سریع یکیمون و بیشتر من از کوره در میریم

    خیلی خیلی غمگینم و بی حوصله
    خونه که میرم حوصله ندارم حتی یه چراغ روشن کنم و فقط کارم شده خواب ولی با کابوس مشکلاتم از خواب پا میشم
    به شدت تنهایی رو دوست دارم
    وقتی مامانم زنگ می زنه عصبی میشم و دوست دارم اصلا بهم زنگ نزنه

    باورتون میشه دیشب بابا و مامانم اومدن خونمون از چشمی که دیدم اونا هستن گریه ام گرفته بود و دلم نمی خواست بیان خونمون ........
    نگاه های غمزده مامانم داغونم میکنه


    امیدم بعد خدا شده حرفای رنگیه تو بهار جان
    یعنی تو زندگیه من همه چی درست میشه!!!!!!!!

    زن امیدوار عزیز اگه به این نقطه برسم که دیگه مشکلم تماما حل شده خیلی سخته
    [align=center]خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
    بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .[/align]

  15. کاربر روبرو از پست مفید eghlima تشکرکرده است .

    eghlima (چهارشنبه 10 خرداد 91)

  16. #39
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: راهنمایی کنید برای مدیریت روابط بین خودم و همسرم و پدر شوهرم با توجه به شرایط خاصمون

    اقلیما چر کار تو رفع وابستگی و رهاییست ، هرچه بیشتر این روحیه را حفظ کنی شوهرت از تو دور تر دورتر می شود ف پس اگر می خواهی داشته باشیش ، رهاش کن و از وابستگی بیا بیرون ، چرا آرامش و نشاطت رو گره زده ای به یک عامل بیرونی ؟؟؟؟ عوارضش زیاده ها !!!!!!


    .

  17. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه 10 خرداد 91)

  18. #40
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: راهنمایی کنید برای مدیریت روابط بین خودم و همسرم و پدر شوهرم با توجه به شرایط خاصمون

    همه چیز به درون بر میگردد


    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    از موضوعات بسیار کلیدی و مهمی است که دوستمون ستاره به آن اشاره کرده است. ریشه لذت و شادی و آگاهی و رشد همه و همه در درون ما و ذهن و قلب ماست. ضرب المثل آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم اشاره به همین مطلب دارد. یا غزل قشنگ حافظ:
    سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
    آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
    گوهری کزصدف کون و مکان بیرون بود
    طلب از گمشدگان لب دریا می کرد.
    همچنین مولانا در مثنوی معنوی با خطاب قرار دادن انسان و با استفهام انکاری این مطلب را که همه چیز در درون آدمی نهفته است با بیانی زیبا می آورد که :
    ای همه دریا چه خواهی کرد؟ نم!؟
    ای همه هستی چه می جویی؟عدم؟!
    ای مه تابان چه خواهی کرد؟ گرد!؟
    ای که مه در پیش رویت، روی زرد
    تو خوشی و خوبی و کان هر خوشی
    پس چرا خود منت از باده کشی
    ای غلامت عقل و تدبیرات و هوش
    چون چنینی خویش را ارزان فروش؟!
    امروز روانشناسان و روان درمانگران به خصوص آنها که در حوزه شناخت درمانی کار می کنند، با تحقیقات این مطلب را اثبات کرده اند که افراد دنیا را در ظرف ادارک و ذهن خود تفسیر و تعبیر می کنند و به آن پاسخ می گویند. یک اتفاق مشترک که در بیرون از فرد رخ می دهد، یکی را تا مرز جنون به افسردگی می کشاند و دیگری با کمترین تبعات در بستر زمان از کنار آن عبور می کند.
    و گذشته ما ، تربیت ما ، و اراده ما و ....، همه در شکل گرفتن ذهن و درون ما نقش دارد، بیاییم ذهن های خود را تمییز کنیم و بگذرایم که احساسمان هوایی بخورد و ...

  19. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (چهارشنبه 10 خرداد 91)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 29 مهر 96, 17:07
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 اسفند 92, 10:36
  3. رفتار های دختر عمه ام منو اذیت میکنه!!! (جلب توجه همسرم)
    توسط بوی خاک در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: جمعه 23 تیر 91, 22:37
  4. من مرد زنی را حمایت می کنم که:(قابل توجه خانم ها)
    توسط حسین پور در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: دوشنبه 10 خرداد 89, 03:14

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.