سلام سارا، آره من هستم، من هم يكي مثل تو.
من و تو يك فرق اساسي داريم و اون اينه كه آقاي مورد نظر من با همسرش مشكل نداره ولي فرد مورد نظر شما با همسرش مشكل داره.
اما و اما، عزيزم كمي آرامتر، من وقتي كه جيليز و بيليز تو رو مي بينم با خودم ميگم مثل اينكه از من گرفتارتر هم هست.
مشكل شما اينه كه هر دو بهم وابسته شديد و نه شما مي تونيد از ايشون دست بكشيد و نه ايشون، پس چاره چيه؟؟ حداقل يكي تون بايد كمي كوتاه بياد و به خودش مسلط باشه و بتونه اين اوضاع رو كنترل كنه وگرنه هر دو تا همينطور پا در هوا مي مونيد.
من و تو بايد قبول كنيم كه اونها الان به يك زندگي ديگري تعهد دارند و بايد راه رو خودشون انتخاب كنند نه اينكه من و شما بيايم و تمام مشكلات راه رو براشون هموار كنيم.
ميگي با همسرش مشكل داره و ميخواد ازش جدا بشه، خب پس اين وسط به شما ارتباطي نداره، اون آقا مختاره واسه طلاق يا ادامه زندگي اش تصميم بگيره.
ولي
عزيزم تو آتيش بيار معركه نباش وگرنه بعدا كه با هم ازدواج كنيد و اين بحرانها رو پشت سر بذاريد، ممكنه اولين گله آقا از تو اين باشه كه تو ديدي من با زنم مشكل دارم، چرا اين وسط خودت رو در مشكل ما دخالت دادي؟
سارا جان، درسته من هم واقعا عاشق ايشان هستم اما چشم اميدم به كس ديگري است و مي دونم كه خيلي موانع سر راه ازدواج ما دو تا هست اما مي دونم اگه خدا بخواد همه چيز رو مي تونه به خير و صلاح خودش تغيير بده.
عزيزم، مردي كه در زندگي مشتركش مشكل داره، خيلي مستعده اينه كه براي رهايي از اين دغدغه ها به دامن زني مهربان و پذيرا پناه ببره. اگه اون وابسته تو شده طبيعي است چون:
1- جنس مرد مستعد وابستگي است
و 2- هر فردي در شرايط بحراني، نياز به يك پناهگاه امن عاطفي داره.
عزيزم، خيلي مواظب باش، مواظب باش كه اين وسط تو رو واسه مرهم زخمهايش نخواهد. وگرنه بعدا كه اوضاع زندگي به سامان شد و زخم بهبود يافت، آنوقت او هم مرهم را خواهد برداشت.
موفق باشي![]()






علاقه مندی ها (Bookmarks)