به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 36 , از مجموع 36

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 91 [ 23:49]
    تاریخ عضویت
    1391-6-15
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    422
    سطح
    8
    Points: 422, Level: 8
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 9 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: مشکل با مادر زنم بخاطر راحت نبودن در کنار من

    کاملا درسته آستانه تحملم خیلی پایین ا.مده
    تمام تلاشم میکنم که این استانه رو ارتقاء ببخشم اما فعلا کار خیلی سختیه به هر حال من 34 سال با این طرز تفکر زندگی کردم اما خداییش من تا جایی که میتونستم تحمل هم کردم اما نشد خداییش به هیچ راهی نمیشه این زن رو با خودت همگام کنی
    وجودی پر از عداوت و کینه که این حرفها رو نداره
    موندم چطور که این نقشها رو بازی میکنه میدونم شاید درک این قضایا برای شما ها که از این قضیه دور هستین سخت باشه اما برای من وحشتناکه
    میشه ازتون بخواهم یه راهکار دیگه ای جز اینکه سعی کن تحملش کنی رو به من یاد بدین این یکی خونم رو به جوش میاره
    به نظر من بهتره با این دوستات که اینطوری باهات صحبت مبکنند قطع رابطه کنی !! یعنی چی که به خودشون اجازه میدن فکرت رو در مورد خانومت خراب کنن!!! چه آدمایی هستند ها
    در مورد این حرف هم واقعا دوستام خسته شدن هر روز خدا یه مورد از این زن دیدن بالاخره آدم عاصی میکنه دوستای من همه سالها رفتاری مشابه شما داشتن حالا شما ببینید کار به کجا رسیده که اونها این حرف رو میزنن
    مطمئنم اگه شما یه بار این زن جادوگر رو ببینید به من میگید تحمل نکن که هیچ بلکه با کمال صحت و سلامت بهش بی احترامی کن

    واقعا اگه همچین برخوردی داشته کارش افتضاح بوده.....!!! برخوردش عجیبه ولی بی دلیل نیست اگه اینطوره!! از اول باهات اینطور بود؟؟ شاید حس حقارتی در برابرت داره که میخواد اینطوری بپوشونش!!! البته این نظر من هست
    خوب شخصیت خودشون رو زیر سوال بردن بقیه هم متوجه شدن که اشتباه از ایشون هست بهتره که شما هم روی این موضوع حساس نشید و به قول دوستمون براتون بی تفاوت باشه مثلا شما همون لحظه که خواسته شد ایشون با شما برقصه و این برخورد رو کرد میتونستی یهو دست 1آشنا رو بگیری و 1طوری نشون بدی مهم نبودن ایشون...


    اتفاقا همین کار رو کردم تا دیدم اینطوریه گفتم خستم و نشستم یه هو دیدم خانم بلند شدن و دارن میون 50 تا مرد غریبه غر میدن (چون عروسی مختلط بود)بعدش خواهرش به من گفت بیا با هم برقصیم و من هم این کار رو کردم البته داشت زیر چشمی ما رو نگاه میکرد

    می نوش عزیزم سلام
    با نهایت احترام به شما
    از شما که این همه من نصیحت میکنین بعید بود که این رو برام بفرستید:

    اون خواهری که گفت تو باهاش بری برقصی هم غلط کرد. دیگه موقعیت مشخصه و رابطه شما دوتا هم مشخصه. مرض داشته که اینو گفته که مادره هم اینو بگه؟

    شما هنوز هیچی نشده از راه دور عصبانی شدین پس من از نزدیک گود چه باید بکنم
    راستی این خاله خانومم همیشه همراه من بوده و اگه پشتیبانی های اون نبود حتما زندگی ما تموم شده بودش
    چون تمام فامیل براش احترام خاصی قائلن
    راستش من توقع نداشتم در مورد خاله این طوری صحبت کنید چون خاله مادر دوممه
    به اندازه مادرم دوستش دارم.
    میدونم اگر این حرف رو هم زد به این خاطر بود به دیگه اعضای فامیل بفهمونه که کرم از خود درخته چون همه این صحنه بگو مگو رو دیدن

  2. کاربر روبرو از پست مفید نیما فلاح تشکرکرده است .

    نیما فلاح (شنبه 18 شهریور 91)

  3. #2
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: مشکل با مادر زنم بخاطر راحت نبودن در کنار من

    معذرت می خوام که ناراحتتون کردم.
    الان گزارش پست خلاف کردم و توش نوشتم اون قسمتو که شمارو ناراحت کرد لطف کنن مدیران یا حذف کنن یا خط بزنن.
    نه. از من هیچی بعید نیست! من سعیمو می کنم کمک کنم. اما یه کاربر عادی هستم. کارشناس نیستم. واسه همینم ممکنه با وجود همه ی دقتی که می کنم چیزی بنویسم که ناراحت بشه مراجع بعدشم بیام عذرخواهی کنم. تازه چند بارم پستمو می خونم بعد از اینکه می نویسم که اگه مشکلی داشت ویرایشش کنم.
    من نمی دونم چه کار باید می کردین. کل چیزی که می تونم توصیه کنم همونیه که نوشته بودم. یعنی تاپیکای چگونه منفعل نباشیم و کارگاه جراتمندانه رفتار کردن. بعدش هم چیزایی که توش یاد می گیرینو باید برین توی جامعه و زندگی واقعی با ادمای مختلف تمرین کنین تا در عمل هم یاد بگیرین. من خودم بهتر شدم این کارگاهو خوندم اما هنوز خیلی مشکل دارم توی جراتمندانه رفتار کردن واسه همین نمی تونم دقیقا واسه این موضوع مشخص راهنمایی کنم که چی بگین خوبه. شاید اینو دوستانی که بیشتر می تونن رفتار جراتمندانه داشته باشن بتونن بگن.
    من از جمله ای که نوشتم عذر می خوام. خاله یا خواهر خانمتون یا هیچکس دیگه ای رو نمی شناسم. اما خود من اگه اونجا بودم از اون شخصی هم که این موقعیتو ایجاد کرده بود یعنی کسی که یه باره گفته بود به مادر خانمتون که بیاد با شما برقصه هم ناراحت می شدم. به خاطر همین اونو نوشتم. یعنی خودمو توی اون وضعیت تصور کردم و احساسمو نوشتم که اشتباه بود کار من.
    --
    فکر می کنم مدیران لطف کردن اون جمله ی منو حذف کردن الان.

    موفق باشید.

  4. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    meinoush (شنبه 18 شهریور 91)

  5. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 31 شهریور 92 [ 14:15]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    537
    سطح
    10
    Points: 537, Level: 10
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 22 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    salam
    rosh nemishe k khodesho miposhone
    madare mn
    hm avayel injori bod azesh porsidam goft midonm damadame, ama rom nemishe narahati nadare ghabl az in k shoharam b in fkr biyofte k soal kone khodm goftm
    goft midonm
    bahash samimi shod azesh nazar bekhah madar sedash kon. moghe dorost kardn ghaza dr ashpazkhone agr tanha bod shokhi kon. adi mishe inha narahati nadae

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 04 فروردین 92 [ 18:32]
    تاریخ عضویت
    1391-12-16
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    131
    سطح
    2
    Points: 131, Level: 2
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 28 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نیما خان خودت میگی مثل پسرش هستم
    پسرش که نیستی !!
    بعضی آدما مقید هستن از اول اینجور بار اومدن وبعضیا هم راحتن
    خب اگر میبینی معذب میشن شب اونجا نمون
    اگر خانومت هم موند شما نمون
    به نظر من که مساله پیچیده ای نیست

  7. کاربر روبرو از پست مفید sina123 تشکرکرده است .

    mozab (چهارشنبه 16 اسفند 91)

  8. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    ای بابا .چرا انقدر سخت می گیری آقا نیما . مگه همه چی به حجابه ؟ والا به خدا مامان من داماداشو از پسرش بیشتر دوس داره . اما جلوشون حجاب داره . بابا به خدا پیرن . گیر ندین به این مادرزنا و مادرشوهرا تو رو خدا. خب پسرش رو از بچگی بزرگ کرده ، به دنیا آوردتش.یه کمی طول می کشه راحت بشه با شما . اما در مورد حجاب بی خیال شو. اونا نظرات خاص خودشونو دارن. استغفرا...خدا هم بیاد به مامان من بگه روسریتو جلوی داماد بردار ، میگه واااا چه حرفااا خب سنش بالاست و کسی ازش انتظارنداره. می دونی یه جورایی خجالتی بودنشونه . نه معذب بودن و احساس راحتی نکردن

  9. 2 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    mozab (چهارشنبه 16 اسفند 91), فرهنگ 27 (چهارشنبه 16 اسفند 91)

  10. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 خرداد 92 [ 20:45]
    تاریخ عضویت
    1389-1-02
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    2,373
    سطح
    29
    Points: 2,373, Level: 29
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    26

    تشکرشده 22 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مادر من هم همین گونه با دامادمون رفتار میکنند البته ایشون در منزل هم عموما روسری به سر دارند چه نامحرمی باشد وچه نامحرمی نباشد
    عادت کرده اند و از کودکی با این باور بزرگ شده اند
    داماد ما هم بسیار فرد باشعوری هستند وهمیشه با این رفتار مادرم کنار می آیند موقع وارد شدن به خانه ی ما یا الله می گویند!

  11. کاربر روبرو از پست مفید mozab تشکرکرده است .

    gole kaghazi (چهارشنبه 16 اسفند 91)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.