به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 39 , از مجموع 39
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    این ترس از ایدز و بیماری های دیگه برام مثه یه فوبیا شده، هرچی فکر میکنم اعصابم بیشتر بهم میریزه
    دیروز یه بطری آب معدنی نیمه خالی توو اتاقم بود، یه ربع پیشش پسرعمم ازش خورده بود، منم برداشتم ازش خوردم، 5 دقیقه بعد دوباره ترسیدم، ترس از ایدز، ای خدا دیگه خستم...

  2. #32
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    پیش روانشناس و روانپزشک می ری دیگه؟
    ایدز طریقه ی انتقالش اینطوری نیست. از راه خون و از راه رابطه جنسیه. با اب خوردن توی لیوان ادم دیگه ای ایدز نمی گیری فوقش سرمامی خوری. اما خوب در کل اب دهن زده نخور دیگه.

  3. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    meinoush (شنبه 07 بهمن 91)

  4. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط alireza_m
    این ترس از ایدز و بیماری های دیگه برام مثه یه فوبیا شده، هرچی فکر میکنم اعصابم بیشتر بهم میریزه
    دیروز یه بطری آب معدنی نیمه خالی توو اتاقم بود، یه ربع پیشش پسرعمم ازش خورده بود، منم برداشتم ازش خوردم، 5 دقیقه بعد دوباره ترسیدم، ترس از ایدز، با اینکه میدونم راهش نیست... 1 هفته ای بود داشتم آروم میشدم ولی دوباره حملات شروع شد ای خدا دیگه خستم...

  5. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-11-07
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    225
    سطح
    4
    Points: 225, Level: 4
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 15 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    یه چیزی می گم از ته دل توروخدا برام دعا کن ولی بیماری ایدز بد نیس براغدد من دعاکن به دردای من دچار نشی نمی دونم شاید منم تاحالا ایدزو گرفته باشم ولی انقد به فکر زندگیم بودم که نتونستم ازمایش بدم هرچی هست مشکلتون یکیه خداکنه برطرف شه من واستون دعاکاش منم ایدز داشتم دردم کمتربود
    التماس دعا

  6. کاربر روبرو از پست مفید mahsa1 تشکرکرده است .

    ayeh.f (شنبه 07 بهمن 91)

  7. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahsa1
    یه چیزی می گم از ته دل توروخدا برام دعا کن ولی بیماری ایدز بد نیس براغدر من دعاکن به دردای من دچار نشی نمی دونم شاید منم تاحالا ایدزو گرفته باشم ولی انقد به فکر زندگیم بودم که نتونستم ازمایش بدم هرچی هست مشکلتون یکیه خداکنه برطرف شه من واستون دعاکاش منم ایدز داشتم دردم کمتربود
    التماس دعا
    مشکلتون با دوستان درمیون بذارید مطمئن باشید کمکتون میکنن، خیلی آدم های مهربونی هستن

    نقل قول نوشته اصلی توسط meinoush
    پیش روانشناس و روانپزشک می ری دیگه؟
    ایدز طریقه ی انتقالش اینطوری نیست. از راه خون و از راه رابطه جنسیه. با اب خوردن توی لیوان ادم دیگه ای ایدز نمی گیری فوقش سرمامی خوری. اما خوب در کل اب دهن زده نخور دیگه.
    با روانشناسه راحت نبودم و دیگه نرفتم، چیزایی رو بهم گفت که توو همین انجمن هم بود ولی منم انتظار چیز خارق العاده ای نداشتم، روانپزشک گفت باید دیدگاهتو عوض کنی و همه چی رو بسپاری دست خدا، ولی من خیلی داغونم...

  8. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 13:20]
    تاریخ عضویت
    1391-11-01
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    147
    سطح
    2
    Points: 147, Level: 2
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 50 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    سلام علی رضا

    من احساس می کنم یک اشتباه یا به عبارتی سوء تفاهم تو رو هی بیشتر توی مشکلت غرق کرده، تا حدی که شاید دیگه اصلا دوست نداری از این حالت بیرون بیای!
    اینکه به خاطر اون روابط وجداندرد داشته باشی قابل درک هست
    ولی ترست رو نمی فهمم
    صرف اون نوع رابطه ای که شما داشتی ایدز ایجاد نمیشه!!! یکی از طرفین باید دچار این بیماری می بوده تا منتقل بشه!!
    پس تا کی میخوای با خودت الکی کلنجار بری؟؟؟ سر بی اطلاعی...
    برو یکم اطلاعات صحیح، نه کوچه بازاری، در این زمینه کسب کن و یک بار برای همیشه تصمیم بگیر که دیگه الکی به این مسائل فکر نکنی.
    اگر بحث وجدان درد هست خب راه داره، توبه داره، رد مظالم دادن و غیره که میتونی با یک عالم دینی به طور سربسته صحبت کنی و راهکار بگیری!
    اگر بحث ترس از بیماری هست، این ترست کاملا بی معنی و بی جا هست. من اول فکر کردم تو از جایی ایدز گرفته بودی و در حالی که می دونستی ایدز داری به این رابطه ها تن دادی و بقیه رو مریض کردی. در حالی که شما داری میگی اصلا بیماری نداشتی و می ترسی طی این روابط گرفته باشی!! همچین چیزی نیست عزیز! برو اطلاعات صحیح بگیر و خودت رو بیخودی نابود نکن!!!!!!!!!

    پیش روانشناس یا روانپزشک هم رفتی نمی خواد کل داستانت رو تعریف کنی، بگو کاری کردی که احساس گناه میکنی، وسواس فکری پیدا کردی و فقط در این زمینه کمک بخواه!

  9. کاربر روبرو از پست مفید nasime sobh تشکرکرده است .

    nedaa (شنبه 07 بهمن 91)

  10. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 22:22]
    تاریخ عضویت
    1391-8-20
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    424
    سطح
    8
    Points: 424, Level: 8
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    31

    تشکرشده 31 در 19 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    ممنونم ولی هر چی راجع به این موضوع اتفاق میوفته من میترسم، از خوردن یک بطری آب که قبلا کسی ازش خورده تا اینکه هر چند وقت یه بار حتی خواب ببینم تا عصبی بشم، اگر روز عصبی بشم، حتی سر ظهر موقع خواب با بدخلقی پا میشم، الان مثلا ترس دارم که گرفته باشم تازه موضوع داره کش پیدا میکنه، مثلا در آینده نتونم خانواده داشته باشم، نتونم رویاهامو پیش ببرم و ... منم آدم احساساتی هستم و توو این سن(18)خودمو سالم نگه داشتم برام عذاب آوره اگر بخاد این اتفاقا بیوفته و حالا داره یواش یواش داره رو درسم تاثیر میذاره و این منو بیشتر از پیش ناراحت میکنه... و دارم تقریبا همرو اذیت میکنم حتی دوستان این انجمن
    فکر کنم خدا هم از دست عاصی باشه

  11. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 بهمن 91 [ 09:47]
    تاریخ عضویت
    1391-10-21
    نوشته ها
    55
    امتیاز
    254
    سطح
    5
    Points: 254, Level: 5
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 46
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    19

    تشکرشده 55 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    سلام آقاعليرضاشايد من درست متوجه نشدم اما بيشتر ما از كمبود توجه والدينمون اينجاييم.پس بقيه نبايد بيخود برچسب بزنن.تا يكي حرف ميزنه ميگن وسواس فكري داري.كدوم روانشناس با يك تاپيك نيم صفحه اي نظر داده كه شما(همه رو نميگم)برچسب ميزنيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟به قول خودتون همه آدما با هم فرق دارن وخدا هيچ موجودي رو مثل يكي ديگه خلق نكرده!خواهش ميكنم يكم بيشتر توجه كنيد تا همه بتونن راحت دردودل كنن.

  12. #39
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: دردمو به کی بگم؟

    علیرضا

    یا باید بر این وسواس فکری که نوع ترس از بیماریش گریبان شما را گرفته غلبه کنی . یا استفاده از تکنیک مواجهه را در پیش بگیری . یعنی با این ترس روبرو بشی ، به جای اینکه بترسی که نکنه بیمار باشی . فکر کنی خوب حالا بیمار هم باشی بعدش چی ؟، و بپذیریش و ..... در واقع شما ترس از مرگ داری . اصل موضوع اینه که چون به این فکر می کنی که این بیماری آخرش مرگه ، می ترسی . پس با حس مرگ روبرو شو . بپذیر و بد نبینش . و تمام شدن همه چیز ندونش و فکر کن که خودتو آماده می کنی براش .

    یکی از این دو راه ترا خلاص می کنه .

    یا با توقف فکر و کمک دارو از افکار وسواسی بیرون بیا . یا با ترست از مرگ و ایدز روبرو شو .


    .

  13. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (یکشنبه 08 بهمن 91)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:18 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.