به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 53
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    158
    Array

    RE: از نامزدم متنفرم ولی نمی تونم بهم بزنم.

    نبات عزیزم

    گل دختر بذار یک مدت بگذره تا آروم بشی

    الان هر چی بگی و هر تصمیمی بگیری احساسیه.

    تو ازش به شدت آزرده هستی اما تنفر یکم زیاده رویه.

    میدونم خیلی اذیت شدی و خیلی کار بدی صورت گرفته اما عجله نکن.

    بگذار یکم بگذره! یکم آرومتر بشی بعد باهاش صحبت کن عزیزدلم

    نمیشه که بهش فرصت ندی! فکر کنم به اندازه کافی هم پشیمونه اما هر چه بوده دوستت داشته!

    روشش غلط بوده و سخت آزردت کرده ، درکت می کنم اما هنوز زوده واسه گرفتن هر تصمیمی!

    مطمئن باش خودشم از کردش پشیمونه.

    پس صبور باش و اجازه بده تا آروم بشی.

    بعد از آرامش و تسلط بر عواطفت باهاش صحبت کن و بذار از خودش دفاع کنه بعد حکم بده!

    یک قاضی به یک قاتل هم اجازه دفاع از خودش رو میده دیگه همسر تو که جای خود داره!

    پس بی انصافیه که بهش فرصت دفاع از خودش رو ندی عزیز دلم



  2. 7 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (شنبه 16 دی 91)

  3. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array

    RE: از نامزدم متنفرم ولی نمی تونم بهم بزنم.

    سلام دوست عزیز
    [size=x-large]همسر شما
    هیچ تجاوزی در مورد شما انجام نداده . شما گفتین که به هم محرمید. پس کلمه تجاوز چه معنی میده؟ میدونم کار ایشون یه کم زود و از روی تصمیم عجولانه بوده ولی من خودم به عنوان یک خانم کار ایشون رو تجاوز نمیدونم. من با نظر یکی از دوستامون که گفتن کارش فقط واسه این بود که با این کارش[/size] نمیخواد دیگه شما رو از دست بده کاملا موافقم.
    [size=large]ایشون به خاطر اینکه چند بار از شما جواب رد شنیده و قضیه دوست پسرتون رو توی دانشگاه میدونسته این کارو کرده.
    مطمئن باشین حتی ایشون اگه قضیه چت کردن شما رو الان که متاهلین با جنس مخالف بدونه برخوردی بدتر از این نشون خواهد داد. یک طرفه به قاضی نرید. من کار ایشون رو تایید نمیکنم . چون هر دختری دوست دارن از اون لحظه خاطره خوشی براشون به جا بمونه . ولی تنفر شما و پشیمونی از ازدواجتون رو هم تایید نمیکنم. بهتره کمی هم رو رفتارای غلط خودتون زوم بشین که باعث چنین عکس العملی از طرف اون شده.[/size].

  4. 3 کاربر از پست مفید kamr تشکرکرده اند .

    kamr (یکشنبه 17 دی 91)

  5. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 18:01]
    تاریخ عضویت
    1391-10-14
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    206
    سطح
    4
    Points: 206, Level: 4
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 11 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از نامزدم متنفرم ولی نمی تونم بهم بزنم.

    خیلی آروم شدم با حرفاتون
    چرا میگین تجاوزی صورت نگرفته.تجاوز یعنی وارد شدن به حریم دیگران بدون اجازه
    بهش فرصت این دفاع رو دادم براش ایمیل زدم حرفامو گفتم .گفتم نمی تونم تلفنی یا رو در رو باهات حرف بزنم چون خیلی ناراحتم کردی.
    گفتش با اینکه نامزد شدیم ولی بازم شب ها کابوس می بینم زن کس دیگه ای شدی یا دوباره جواب نه دادی.هر لحظه منتظرم بشنوم جوابت برگشته.خواستم مطمئن شم دیگه مال من شدی.می خواستم روح و جسمم رو با تو پیوند بزنم.وقتی بهت نزدیک شدم دیدم خودتو عقب می کشی،ذره ای از کششی که در من وجود داشت در تو نبود.تمایل شدید من واسه به تو رسیدن و پیوند زدن جسم و روحم نمی ذاشت کنار بکشم.اضطراب اینو گرفتم که هنوز منو واقعا نمی خوای.وقتی دیدم التماس میکنی بهت دست نزنم فکر کردم هنوز منو شوهر خودت نمی دونی ،اون جوری که رفتار کردی هیچ دختری با شوهرش نمیکنه.یه جور گریه می کردی انگار گیر خفاش شب افتادی.فکر کردم نمیخوای با من ازدواج کنی یاد روزایی افتادم که تو حسرت تو می سوختم.اینا باعث شد خون به مغرم نرسه
    حرفاش زیاد و طولانیه ولی اصل چیزی که گفت همین بود.نمی دونم چیکار کنم.درکش می کنم ولی نمی تونم ببخشمش همه چیز رو خراب کرد احمق روانی.

  6. کاربر روبرو از پست مفید نبات تشکرکرده است .

    SHANTIA BALA (جمعه 22 دی 91)

  7. #34
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array

    RE: از نامزدم متنفرم ولی نمی تونم بهم بزنم.

    شما قبلن بهش اجازه دادی.کارش اشتباه بوده توجیهاتشم غیر منطقیه به زور که نمی شه کسی رو دوست داشت.

  8. کاربر روبرو از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده است .

    فرهنگ 27 (یکشنبه 17 دی 91)

  9. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 18:01]
    تاریخ عضویت
    1391-10-14
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    206
    سطح
    4
    Points: 206, Level: 4
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 11 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از نامزدم متنفرم ولی نمی تونم بهم بزنم.

    فرهنگ 27 عزیز به قول یکی از دوستان فکر کنم خیلی ناپخته هست منم نا پخته هستم.فکر میکنم مادوتا اصلا به درد هم نمی خوریم.
    به نظر من هم منطقی نیست حرفاش فقط دلم براش سوخت.راستی قبلا پرسیده بودین قبلا رابطه داشتیم یا خواسته بوده .
    قبلا گفته بود ولی هر دفعه بهش گفته بودم که نمی خوام تا عقد رسمی هیچ ارتباطی بینمون باشه.رابطه خیلی سطحی هم داشتیم بیشتر در حد ابراز محبت بودن نه جنسی

  10. 2 کاربر از پست مفید نبات تشکرکرده اند .

    SHANTIA BALA (یکشنبه 17 دی 91)

  11. #36
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: از نامزدم متنفرم ولی نمی تونم بهم بزنم.

    با سلام
    نبات گرامی
    به نظر احساسات بدی را تجربه می کنی
    تنها امیدواری زیاد اینست که همیشه احساسات زمان انقضاء کمی دارند چه مثبتش چه منفی اش

    لطفا از سایر خصوصیات این آقا برای ما بیشتر صحبت کنید
    گفته بودید که کم کم بهش علاقمند شدید. بگویید چه چیزهایی شما را کم کم به او علاقمند کرد و حتی در حد ابراز محبت با هم ارتباط پیدا کردید؟
    نقاط قوت این آقا چه چیزهایی هست؟
    و هر نکته مهمی که از خصوصیات خانواده و خود این آقا میدونید برایمان بگویید؟
    واقعا بدون سایر اطلاعات لازم، اگر در این زمینه صحبت کنم جفا به شماست!!!

  12. 14 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (یکشنبه 17 دی 91)

  13. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 اسفند 91 [ 14:11]
    تاریخ عضویت
    1391-9-12
    نوشته ها
    271
    امتیاز
    759
    سطح
    14
    Points: 759, Level: 14
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    340

    تشکرشده 358 در 180 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: از نامزدم متنفرم ولی نمی تونم بهم بزنم.

    سلام دوست عزيزم. دوستان همه حرف ها رو زدن من فقط خواستم باهات همدردي كنم و ازت بخوام صبر كني و در مورد مهمترين اتفاق زندگيت زود تصميم نگيري. توجيه هايي كه آورده شايد باعث بشه دلت براش بسوزه ولي اين دليل خوبي واسه شروع يه زندگي نيست.ازش بخواه حتما باهم پيش روانشناس بريد و اين رفتارهاش و ريشه يابي كن شايد در آينده هم واسه اينكه تو رو داشته باشه و به خاطر دوست داشتن زياد تو خونه زندانيت كنه و واسه اينكه هيچ مردي نبينتت دست به كارهاي غيرعقلاني بزنه پس بايد ياد بگيره دوست داشتن صحيح چيه.
    يه بار ديگه برگرد به قبل از اون روز و احساست و بهش بررسي كن و خصوصيات خوب و بدش و بنويس.بذار اين احساسات منفي تخليه بشه بعد در موردش فكر كن. موفق باشي خواهر گلم

  14. 2 کاربر از پست مفید saharjavid تشکرکرده اند .

    saharjavid (یکشنبه 17 دی 91)

  15. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 18:01]
    تاریخ عضویت
    1391-10-14
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    206
    سطح
    4
    Points: 206, Level: 4
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 11 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از نامزدم متنفرم ولی نمی تونم بهم بزنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    با سلام
    نبات گرامی
    به نظر احساسات بدی را تجربه می کنی
    تنها امیدواری زیاد اینست که همیشه احساسات زمان انقضاء کمی دارند چه مثبتش چه منفی اش

    لطفا از سایر خصوصیات این آقا برای ما بیشتر صحبت کنید
    گفته بودید که کم کم بهش علاقمند شدید. بگویید چه چیزهایی شما را کم کم به او علاقمند کرد و حتی در حد ابراز محبت با هم ارتباط پیدا کردید؟
    نقاط قوت این آقا چه چیزهایی هست؟
    و هر نکته مهمی که از خصوصیات خانواده و خود این آقا میدونید برایمان بگویید؟
    واقعا بدون سایر اطلاعات لازم، اگر در این زمینه صحبت کنم جفا به شماست!!!
    سلام مدير همدردي عزيز خيلي ممنون از كمك شما
    آقاي مدير واقعا الان نميدونم چي بگم .كه ازش خوشم اومد.الان كه متنفرم.حتي دلم نميخواد صداشو بشنوم.خيلي فكر كردم تا نوشته ها زير رو نوشتم.

    از ساير خصوصياتش بگم هم سن من هست يعني 23 سالشه،فوق ديپلم در رشته فني داره.مدتي عسلويه كار مي كرد با رزومه اي كه از اونجا بدست آورد تهران استخدام قراردادي شد.
    چيزي كه باعث شد كم كم بهش علاقه مند بشم اين بود كه از زمانيكه ميشناختم هميشه در دامان خانواده بود.منظورم اينكه مثل پسرهاي هم سن سال خودش تفريحات مجردي نداشت.در قبال خانوادش احساس مسئوليت مي كرد.تفريحات خودش رو به خانواده ارجح نميي دونست.برعكس هم سن وسالانش.
    با اينكه وضع مالي پدرش بدم بود ولي از 18 سالگي دستش تو جيب خودش بود.از كاراي سطح پايين شروع كرد .كار براش عار نبود.براي همينم نتونست زياد ادامه تحصيل بده ولي الان ميخواد امتحان كارداني به كارشناسي شركت كنه.هيچ وقت از خانوادش توقع زيادي نداشت.مثلا همه بچه ها اتاق مجزا و كامپيوتر ميخواستن.يكي ديگه از پسر عممه هام سركامپيوتر نداشتن با مادرش قهر بود.ولي اين مي گفت هركاري برام كردن لطف كردن.هر كاريم نكردن در حدشون نبوده هم از لحاظ فرهنگي هم لحاظ مادي.اين جور چيزا باعث شد از همون 16 17 سالگي ديد خوبي بهش داشته باشم.خانوادم هم ازش تعريف مي كردن.
    چيز ديگه بگم زياد اهل دين ومذهب نبود ولي بي قيد لا دين هم نبود در حد اعتدالش .اينم برام مهم بود.
    تو صحبت هاش روشن فكر بود.نقاط قوت ديگه اينكه هيچ وقت از عشقش به من كم نشد.
    راستش چيزي كه باعث شد كم كم بهش علاقه مند شم اين بود كه پدر من چندماه پيش دراثر سكته شديد قبلي بيمارستان بود و تو مدتي كه پدرم بيمارستان بود سعيد مثل پسر واقعي مادرم بود.انقدر احساس مسئوليت مي كرد كه من و مادرم شرمنده مي شديم.هم از نظر كاري كه كاري پدرمو انجام ميداد هم از نظر مالي مي گفت من هستم و هم مي موند شب ها بيمارستان.خوب من تك فرزندم وقتي پدرم بيمارستان بود واقعا سختي كشيدم.و كمك هاي سعيد خيلي به ما آرامش ميداد.در حاليكه داداشاي بابام يعني عمومام حتي روز عمل بابام هم بيمارستان نيومدن.اين رفتارش باعث شد محبتم بهش بيشتر شه.بعد كه دوباره اومد خواستگاري گفتم باهاش حرف مي زنم دو سه بار بيرون رفتيم و بهش بله گفتم.بعد از اون مدت كم كم رابطه احساسي بينمون شكل گرفت.اوايل سخت صداش مي كردم نمي گفتم سعيد .بهش مي گفتم ببين!اين جوري .ببين اون جوري.بهم گفت اسممو بگو.كلي تمرين كردم وقتي اسمشو گفتم ذوق كرد. به نظرم پاك بود.خلاصه اين چيزا باعث شد بهش جواب مثبت بدم.
    ولي الان ازش بدم مياد.حالم بهم مي خوره واقعا بهم مي خوره .فكرشو مي كنم حالم بد ميشه.

    خانوادش از نظر تحصيلات از خانواده من سطح پايين تري داشتن.از نظر مذهبي مثل هم هستيم.يك برادر بزرگتر داره كه طلاق گرفته و يك خواهر مجرد 29 ساله.هر دوشون تحصيل كرده تر از اين هستن .پدرش دست بزن داشته جووني هاش.عمه منو مي زده تا جاييكه كار به طلاق كشيده ولي كم كم به مرور اخلاقش بهتر شده.

  16. #39
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 21 مرداد 05 [ 15:12]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,628
    امتیاز
    327,112
    سطح
    100
    Points: 327,112, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,886

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: از نامزدم متنفرم ولی نمی تونم بهم بزنم.

    با سلام
    ضمن تشکر از صبر و خویشتنداری شما و اینکه پاسخها را بدور از احساسات و دقیق ارائه کردید.

    حالا برای چند لحظه این حادثه را کنار نگه دارید و بنویسید شما چه معیارهایی دارید که تصور می کنید اگر همسرتان آنها را داشته باشد، شما را خوشبخت می کند.
    این معیارها را فهرست کنید و برای ما بنویسید.
    بعد معیارهایی که این آقا دارند را بنویسید.
    بعد این دو را مقایسه کنید تا ببینیم چه میزان تطابق دارید.

  17. 4 کاربر از پست مفید مدیرهمدردی تشکرکرده اند .

    مدیرهمدردی (یکشنبه 17 دی 91)

  18. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 دی 91 [ 18:01]
    تاریخ عضویت
    1391-10-14
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    206
    سطح
    4
    Points: 206, Level: 4
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 11 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: از نامزدم متنفرم ولی نمی تونم بهم بزنم.

    مدير عزيز فكر مي كردم هيچ كي تو دنيا من رو اندازه اون دوست نداره .

    چشم مي نويسم مدير همدردي عزيز از كمكتون ممنونم اين جمله قبلي رو قبل ديدن نوشته شما نوشتم.

  19. 2 کاربر از پست مفید نبات تشکرکرده اند .

    SHANTIA BALA (یکشنبه 17 دی 91)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:16 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.