به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 40

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 شهریور 92 [ 20:06]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    429
    سطح
    8
    Points: 429, Level: 8
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستانم رابطم و تموم کردم.
    گفتم اگر منو میخواد باید الان با خونوادش صحبت کنم. اونم گفت الان هیچی نداره که بتونه به خونوادش بگه و واسم ارزوی خوشبختی کرد و تموم
    به همین راحتی منو گذاشت کنار
    دیروز فهمیدم تو این مدت شیطنت هم میکرده و با دخترای دیگه تو نت چت میکرده
    من دیگه طاقتم تموم شد. جوابه 2سال وفاداریم این بود...
    دارم میمیرم . من واقعا دوسش داشتم و بهش وفادار بودم

  2. 2 کاربر از پست مفید mina1234 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (سه شنبه 29 اسفند 91), میشل (چهارشنبه 07 فروردین 92)

  3. #2
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 دی 95 [ 23:50]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    2,996
    سطح
    33
    Points: 2,996, Level: 33
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 97 در 38 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مینا نمایش پست ها
    دوستانم رابطم و تموم کردم.
    گفتم اگر منو میخواد باید الان با خونوادش صحبت کنم. اونم گفت الان هیچی نداره که بتونه به خونوادش بگه و واسم ارزوی خوشبختی کرد و تموم
    به همین راحتی منو گذاشت کنار
    دیروز فهمیدم تو این مدت شیطنت هم میکرده و با دخترای دیگه تو نت چت میکرده
    من دیگه طاقتم تموم شد. جوابه 2سال وفاداریم این بود...
    دارم میمیرم . من واقعا دوسش داشتم و بهش وفادار بودم
    مینا عزیز خوشحالم بلاخره بین عقل و احساس درست ترین تصمیمو گرفتی.
    سعی کن خودتو به کارایی که دوست داری مشغول کنی. اوقاتتو با دوستای صمیمیت بگذرون تا با این مسئله راحتتر کنار بیای. حتی در تنهایی هم به این مسئله فکر نکن. گذر زمان همه چیو از ذهنت پاک میکنه. دیگه غصه ی این موضوعو نخور. یه زندگیه جدیدو شروع کن.
    عزیزم همیشه قدر خودتو بدون و ارزشت خودتو به خاطر هیچکس پایین نیار.
    به گذشته اصلا فکر نکن. به حال و اینده فکر کن و اینارو بساز.
    درسته تجربه تلخی بود ولی بهت یه درس بزرگ داد فراموش نکن...
    امیدوارم شاهد اتفاقای خوب تو زندگیت باشی
    سال خوبی رو برات آرزو میکنم.

  4. 2 کاربر از پست مفید venus123 تشکرکرده اند .

    میشل (چهارشنبه 07 فروردین 92), باران بهاری11 (دوشنبه 26 فروردین 92)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 شهریور 92 [ 20:06]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    429
    سطح
    8
    Points: 429, Level: 8
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط venus123 نمایش پست ها
    ایناز عزیز خوشحالم بلاخره بین عقل و احساس درست ترین تصمیمو گرفتی.
    سعی کن خودتو به کارایی که دوست داری مشغول کنی. اوقاتتو با دوستای صمیمیت بگذرون تا با این مسئله راحتتر کنار بیای. حتی در تنهایی هم به این مسئله فکر نکن. گذر زمان همه چیو از ذهنت پاک میکنه. دیگه غصه ی این موضوعو نخور. یه زندگیه جدیدو شروع کن.
    عزیزم همیشه قدر خودتو بدون و ارزشت خودتو به خاطر هیچکس پایین نیار.
    به گذشته اصلا فکر نکن. به حال و اینده فکر کن و اینارو بساز.
    درسته تجربه تلخی بود ولی بهت یه درس بزرگ داد فراموش نکن...
    امیدوارم شاهد اتفاقای خوب تو زندگیت باشی
    سال خوبی رو برات آرزو میکنم.
    ممنونم ونوس جان... واسم دعا کنید ارامش پیدا کنم ... فکرو ذهنم اروم شه هیچی نمیخوام .. محتاج دعام
    سال نو شمام مبارک .همیشه سالم و شاد باشید

  6. 2 کاربر از پست مفید mina1234 تشکرکرده اند .

    rozaneh (دوشنبه 26 فروردین 92), میشل (چهارشنبه 07 فروردین 92)

  7. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 شهریور 92 [ 20:06]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    429
    سطح
    8
    Points: 429, Level: 8
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان من چطوری میتونم تاپیکم و پاک کنم؟ میخوام این از سایت پاک بشه....

  8. کاربر روبرو از پست مفید mina1234 تشکرکرده است .

    rozaneh (دوشنبه 26 فروردین 92)

  9. #5
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 اردیبهشت 94 [ 09:58]
    تاریخ عضویت
    1389-9-28
    محل سکونت
    ایران_شیراز
    نوشته ها
    3,167
    امتیاز
    21,370
    سطح
    92
    Points: 21,370, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 980
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdrive1000 Experience Points10000 Experience Points
    تشکرها
    14,388

    تشکرشده 15,109 در 3,401 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    341
    Array
    با سلام

    طبق قوانین همدردی امکان حذف تاپیک وجود ندارد.

    موفق باشی.
    O.o°•♥خـــٌـدایــا راز دل با تــو چـہ گویَـم ڪِہ تــو خــود راز دِلــــی ♥•°o.O


    http://gifportal.ru/data/smiles/cveta-674.gif

  10. کاربر روبرو از پست مفید ویدا@ تشکرکرده است .

    rozaneh (دوشنبه 26 فروردین 92)

  11. #6
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array
    سلام،
    من در خدمت شما هستم! جايي خوندم نوشته بوديد كه نمي تونم به سادگي ازش دست بكشم... راستي نكنه مي خواهيد به سختي ازش دست بكشيد؟؟؟
    چون با توجه به مطالبي كه از شما خوندم... چيزي اين وسط نيست كه بخواهيد حفظش كنيد! نه علاقه دو طرفه اي... و نه عشقي حتي و نه يك رابطه حرفه اي! تنها چيزي كه بايد دست بكشي روياست و خيال!
    پس به نظرم ساده دست كشيدن بهتر از سخت دست كشيدن است... بالاخره اين هم يك تجربه بود كه اگر كسي گفت دوستت دارم و مي خوام باهات زندگي كنم...فوري وارد فاز روياهامون نشيم! راستش الان هم نمي توني دست بكشي و فراموشش كني چون وارد فاز روياهات شدي و داري رويا پردازي مي كني براش! زياد به ذهنت اعتماد نكن! كلي فرضيات و اگرها رو براي آفرينش اين روياهاي رمانتيك مي ذاره كنار هم....

    اين نيز بگذرد دوست من!

    راستي! فعلا هيچ شخصي رو جايگزين دوستت نكن
    سوالي بود بپرس!

  12. 4 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    rozaneh (دوشنبه 26 فروردین 92), she (دوشنبه 26 فروردین 92), ویدا@ (دوشنبه 26 فروردین 92), باران بهاری11 (دوشنبه 26 فروردین 92)

  13. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 شهریور 92 [ 20:06]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    429
    سطح
    8
    Points: 429, Level: 8
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    sci عزیز . ممنون از جوابت . من تصمیم میگیرم که باهاش رابطه مو قطع کنم. اما وقتی پای انجامش میرسم نمیتونم. من ایشون و خیلی دوست دارم. ولی چیزی که از رابطه ی ما مشخص ایشون اونجور که باید نیست. و میتونه راحت بگذره و جدا شه. چه الان و چه در اینده که خونوادش با ازدواج ما مخالفت کنن
    یه حسایی رو تجربه میکنم. که خیلی عذابم میده. و ته دلم میدونم که درست نیست و عقلانی نیست که این حسارو داشته باشم اما هر روز باهاش درگیرم و نمیزاره که قوی باشم و بتونم کاملا رابطمو قطع کنم.
    حس اینکه دوست ندارم اون به جز من با کس دیگه ای باشه. این فکر اونقدر اذیتم میکنه که مثله الان به محض اینکه بهش فکر میکنم گریه ام میگیره و بند هم نمیاد و پشتش فکرای بد دیگه های هم میاد...
    حس اینکه حتی با اینکه میدونم ایشون انچنان که یه مرد باید مصمم باشه نیست اما بازم نمیزاره تموم کنم.
    وقتی به اینده فکر میکنم و تصور میکنم که من باهاش نیستم و خیلی راحت تموم شد و اون با کسه دیگه های باید باشه دلم میخواد بمیرم... خیلی از این فکرام میترسم ...
    میخوام بتونم دوباره قوی بشم. بتونم اعتماد به نفسمو که واقعا از دستش دادم رو به دست بیارم. اما نمیدونم باید از چه راهی برم. هر راهی و که فکرشو میکنم بازم ختم میشه به این ادم.
    فقط میخوام دوباره خودم باشم. قوی . چر انرژی. کسی که همیشه نیاز به تایید از طرف این ادم نداشته باشه.. میخوان دیگه واسم مهم نباشه این ادم راجع بهم چطو ر فکر میکنه... میخوام بتونم بعد از رفتنش خودمو قوی تصور کنم..

    من وقعا به کمک نیاز دارم.

  14. کاربر روبرو از پست مفید mina1234 تشکرکرده است .

    sci (سه شنبه 27 فروردین 92)

  15. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 شهریور 92 [ 20:06]
    تاریخ عضویت
    1391-12-17
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    429
    سطح
    8
    Points: 429, Level: 8
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 13 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اقای sci جوابی از شما نگرفتم؟ میشه بهم یاد بدین چطور ذهنم رو از افکار مزاحم ازاد کنم؟ خیلی فکرای بدی تو سرم میاد.


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.