حسابی داغونم...![]()
این چه وضعیه....
فقط خودش و خانواده اش...... بعدش هم تازه کلی مظلوم هستند!
میمیره یه زنگ به مامان من بزنه! بعد از اون همه محبت ... بعد از اون همه فداکاری ...
خسته ام.
محبت می خوام... صداقت می خوام...داغونم....
تشکرشده 1,605 در 532 پست
حسابی داغونم...![]()
این چه وضعیه....
فقط خودش و خانواده اش...... بعدش هم تازه کلی مظلوم هستند!
میمیره یه زنگ به مامان من بزنه! بعد از اون همه محبت ... بعد از اون همه فداکاری ...
خسته ام.
محبت می خوام... صداقت می خوام...داغونم....
تشکرشده 1,605 در 532 پست
من چندوقته دارم این زنونه برخورد کردن رو تمرین می کنم... بهتر شده...ولی خیلی انرژی داره ازم میگیره...تو رو خدا یکی با من حرف بزنه!
تشکرشده 1,605 در 532 پست
شما بهم یاد دادین که محبت کن. مهربون باش. زنونه باش. آروم و صبور باش.تحمل کن تا درست بشه...
سخته. خیلی سخته. برای چیزی که حقته بجنگی. اگه کوچکترین اخمی کنم صد برابر جوابم رو میده. کینه ایه. یه بار که داد و بیداد راه انداخته بود و من ترسیده بودم به مامانم زنگ زدم اونم با کلی جانم و عمرم با شوهرم حرف زد.
شوهرم هی می گفت من برای دخترت همه کاری کردم! حالا من بخوام دوستامو دعوت کنم باید از زنم اجازه بگیرم!!!!!!!!! من بخوام فلان من بخوام بهمان... من همه کار براش کردم اون هیچ کاری برای من نمی کنه! مامانم هم گفت تو چی کار کردی براش؟ همه اش که شد خواسته های تو!
نه خونه ای نه ماشینی نه خریدی نه مسافرتی نه هیچی نه کسی از ما یکبار تا حالا در خونتون رو زده. دخترم از صب میره تا شب سر کار چی ازت خواسته؟
اونم دیگه به مامانم زنگ نمی زنه... طاقچه بالا می ذاره. با مادر خودش که حق رو بهش داد صمیمی تر شده!![]()
تشکرشده 1,605 در 532 پست
شما بهم یاد دادین که محبت کن. مهربون باش. زنونه باش. آروم و صبور باش.تحمل کن تا درست بشه...
سخته. خیلی سخته. برای چیزی که حقته بجنگی. اگه کوچکترین اخمی کنم صد برابر جوابم رو میده. کینه ایه. یه بار که داد و بیداد راه انداخته بود و من ترسیده بودم به مامانم زنگ زدم اونم با کلی جانم و عمرم با شوهرم حرف زد.
شوهرم هی می گفت من برای دخترت همه کاری کردم! حالا من بخوام دوستامو دعوت کنم باید از زنم اجازه بگیرم!!!!!!!!! من بخوام فلان من بخوام بهمان... من همه کار براش کردم اون هیچ کاری برای من نمی کنه! مامانم هم گفت تو چی کار کردی براش؟ همه اش که شد خواسته های تو!
نه خونه ای نه ماشینی نه خریدی نه مسافرتی نه هیچی نه کسی از ما یکبار تا حالا در خونتون رو زده. دخترم از صب میره تا شب سر کار چی ازت خواسته؟
اونم دیگه به مامانم زنگ نمی زنه... طاقچه بالا می ذاره. با مادر خودش که حق رو بهش داد صمیمی تر شده!![]()
تشکرشده 1,605 در 532 پست
وقتی میره پیش مادرش و میاد یه جور دیگه میشه. کلی طول میکشه تا دوباره حالت طبیعی پیدا کنه
نمی دونم این زن چه کار می کنه ... نه آشپزی می کنه نه به بچه هاش رسیدگی کرده... هیچ مادری نکرده... نمی فهمم چرا پسرش اینقدر قبولش داره.
این زن یه دروغگوی مظلوم نماست که به طرز پیچیده ای شوهرم رو به سمت بدی ها مردسالاری و بدجنسی های بیشتر هدایت می کنه. همه ی آدم ها رو بد جلوه میده و فقط خودش خوب روزگاره.... نقش یه آدم ساده و مظلوم رو بازی می کنه. خیلی آروم و سیاستمداره. یه دروغگوی حرفه ای.... هر واقعیتی رو به راحتی 180 درجه برعکسش رو جلوه می ده. شوهرم میمیره برای مادرش. ولی مادرش توی همون دو روز هم برای پسرش غذا درست نکرده!!!!!!! حتی شب کاری به پتو و وسایل و جای خوابش نداره. وسط اتاق بدون پتو هم خوابش ببره نمیاد پتو روی پسرش بندازه!!!!!
می دونین چی می گم؟
اون فقط دلش می خواد ما رو بدبخت کنه تا خیالش راحت باشه.![]()
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
تا حالا از خودت پرسيدي چرا مادري كه نه غذايي واسه پسرش درست ميكنه، نه رسيدگي انچناني ميكنه و نه ... چرا در مقابل شمايي كه كدبانو خونه همسرت هستي، بهش رسيدگي ميكني و تقريبا همه نيازهاي ماديش از جنسي گرفته تا غذا و ... رو برطرف مي كني، پيروزه؟
خیلی آروم و سیاستمدارهبدي ها و بدجنسي ها رو نميدونم ولي چيزي كه شوهرت بهش نياز داره، مرد بودن و همون مردسالاري كه مادرش به سمتش هدايت ميكنه!!!به طرز پیچیده ای شوهرم رو به سمت بدی ها مردسالاری و بدجنسی های بیشتر هدایت می کنه
ظاهرا مردسالاريه!!! و گرنه اين چه مرد سالاريه كه مادرش (يك زن) اينقدر نفوذ و اقتدار داره؟؟؟
she (شنبه 26 اسفند 91)
تشکرشده 1,605 در 532 پست
درست می گی . خدا رو شکر که جوابمو دادی صبا جان. راهنمایی هات توی این تالار فوق العاده است!
آره . مامانش تاییدش می کنه. ازش ایرادی نمی گیره. بهش اینطوری منتقل می کنه که از داماداشون خیلی سرتره! بهش حس مرد بودن میده.
توی خونشون ظاهرن مردسالاریه. پدرش روی صندلی میشینه و مامانش زیر پای باباش میشینه!!!! ولی باباش بدون اجازه مامانش آب هم نمی خوره.
مادرش مدیر مدرسه بوده. شوهرش رو هم طوری مدیریت می کنه بدون اینکه هیچ زحمتی بکشه!!! ظاهرش هم اینه که حرف حرف باباشه!
من نمی فهمم چطوری این کارو می کنه!
صبا_2009 (شنبه 26 اسفند 91)
تشکرشده 6,060 در 1,481 پست
مادرشوهرت بهترين الگو براي موفقيت زندگيت هست!!
من قبلا هم گفتم شوهرت رو پادشاه خونه ت نشون بده و در مقابل خودت پادشاهي كن.
من اگه بودم تا اونجايي كه مي تونستم به مادرشوهرم نزديك مي شدم و تا سياست هاشو ياد بگيرم.
چقدر راحت و بدون زحمت با چند تا جمله شوهرت رو خام مي كنه! she عزيز از مادرشوهرت پيش همسرت تعريف كن، از اينكه اينقدر زن زيركي هست،
بگو تو هم دوست داري مثل مادرش بشي!!
عزيزم ياد بگير و عادت كن از شوهرت چه تو خلوت خودتون و چه تو جمع تعريف كني، تاييدش كنه، ديگه هيچ سياستي لازم نيست.
she (شنبه 26 اسفند 91)
تشکرشده 1,605 در 532 پست
من فردا بهش میگم. امروز هنوز آماده نیستم...:(
تشکرشده 1,605 در 532 پست
چندبار نوشته هاتون رو خوندم صبا خانوم.
1. تعریف کردن از همسرم جلوی دیگران.... نمی دونین چقدر اینو دلش میخواد. دید و بازدید عید فرصت خوبیه. ولی نمی دونم باید از چه چیزی تعریف کنم! که تاثیرات جانبی بدی نداشته باشه.
2. تعریف کردن از مادر شوهرم پیش همسرم ... اولش حرفامو باور نمی کنه. فکر می کنه الکی می گم! ولی می دونم که تاثیر خوبی داره.
3. چه کار کنم که رابطه شوهرم با مادر و خانواده ام بهتر بشه؟ (از شوهرم تعریف می کنم جلوی اون ها. باید قبلش خانواده ام رو توجیه کنم... نمی خوام شوهرم کارخاصی برای خانواده ام انجام بده فقط می خوام قدر محبت هاشونو بدونه.)
4. آیا یه روزی میاد که من سال نو رو همراه با همسرم و کنار خانواده ی خودم جشن بگیرم؟! یعنی شوهرم تا این حد منو قبول داشته باشه و به سمت من بیاد؟:confused:
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)