به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 70

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دیروز شوهرم گفت رفتی خونه مامانت برای منم از خیابون یه زل بگیر بهش گفتم نمیرم می خوام بخوابم بعد که از خونه رفت بیرون زنگ زد گفت برو خونه مامانت برای منم زل بگیر بیار منم بهش گفتم اگه برم ناراحت نمیشی گفت نه برو رفتم یه سر زدم و زل گرفتم اومدم .البته اونم که اصرار داشت به خاطر زل خودش بود وگرنه اصرار نمی کرد ولی امروز نمی خوام برم دیشب هم با روی خوش باهاش برخورد کردم تا ببینیم چی میشه توکل به خدا:)

  2. کاربر روبرو از پست مفید shahtab تشکرکرده است .

    mercedes62 (جمعه 20 اردیبهشت 92)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    به نظرم بهتر بود به جای این که بگی می خوام بخوابم می گفتی خونه مامان اینا نمی رم ولی می رم تا سر کوجه زل می گیرم برات تا فکر نکنه به خاطر این که لجبازی کنی یا این که حال زل خریدن نداری گفتی نمی رم
    کلمات نقش موثری دارند سعی کن بهتر به کار بگیری
    امروز بگو نمی خوام برم می خوام برم یه کلاس ثبت نام کنم

  4. 3 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    del (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), malakeh (سه شنبه 17 اردیبهشت 92), shabe niloofari (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اره ولی چون دیروزش مامان گفت اگه فردا امدی بیا موهامو رنگ کن.به شوهرم گفتم باشه میرم که با یه تیر دو نشون بزنم.در مورد کلاس هم هر جا تماس می گیرم اون کلاسایی که من می خوام صبحاست من چون بعدازظهرا میرم خونه مامانم می خوام کلاس بعدازظهر باشه که بهونه داشته باشم که نه سیخ بسوزه نه کباب (شوهر و مادر)ولی بازم پی گیر میشم امروز هم به شوهرم بگم نمیرم خونه مامانم به نظرت به شوهرم بگم می خوام چکار کنم؟یعنی یه کاری بگم که مربوط به اون باشه یا مربوط به خودم؟به مامانم که می گم خوابیدم دیگه دیر شد بیام البته مامانم اصرار نداره که برم من خودم برای اینکه نگران نشه اینطوری می گم.

  6. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    خیلی راحت بگو من امروز خون مامان اینا نمی رم

  7. کاربر روبرو از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده است .

    mercedes62 (جمعه 20 اردیبهشت 92)

  8. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 25 آبان 98 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1391-9-15
    نوشته ها
    336
    امتیاز
    7,732
    سطح
    58
    Points: 7,732, Level: 58
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 52.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    626

    تشکرشده 656 در 231 پست

    Rep Power
    48
    Array
    عزیز دلم دوستان خیلی قشنگ راهنمائیت کردن ولی میخوام بگم چرا انقدر خودت رو اذیت میکنی چرا فکر میکنی مشکلت انقدر بزرگه تو اول باید با خودت رو راست باشی عزیزم میدونی باید واقعا خودت رو دوست داشته باشی که انقدر به خودت استرس وارد نکنی که به همسرم چی بگم به مادرم چی بگم عزیزم همیشه یادت باشه نیازی نیست که تو همه مسائل زندگیت را برای همه حتی مادر و خواهرت مطرح کنی و نیازی نیست که دروغ بگی خیلی راحت میتونی به همسرت بگی عزیزم من خیلی این روزها دارم فکر میکنم به مسائلی که تو زندگیمون پیش اومده احساس میکنم یه جاهائی من کم گذاشتم یه جاهائی تو خیلی راحت و صادق بهش بگو من اگه میرم خونه مامانم فقط به خاطر اینکه اون تنهاست دلم اتیش میگیره وقتی فکر میکنم تنهاست ولی از یک طرف هم حق با توئه من میتونم واقعا یه روزهائی هم نرم مطمئن باش اگه منطقی اگه با محبت با همسرت صحبت کنی همسرت هم با تو همراه خواهد شد میدونی برو حتما یه کلاس ثبت نام کن حتی اگه صبح هم باشه برو بعد از ظهر ها هم بگو باید تکالیفم رو انجام بدم اگه زبان میری بگو باید تمرین کنی و ... سعی کن یواش یواش رفتن به خونه مامان رو کم رنگتر کنی اول یک روز در میونش کن ساعتش هم از 2-3 ساعت بکن یک ساعت بعد یواش یواش 2 روز در میونش کن بعد 3 روز بعد هفته ای یکبارش کن حالا گاهی اوقات پیش میاد که آدم هفته ای 3-4 بار هم ممکنه بره خونه مادرش ولی زندگیت رو هدف دار کن عزیزم یه روز به مامانت بگو مامان جان تو هم از خونه بیا بیرون یه روز لاقل یه هوائی میخوری اون بیاد خونه تو یه روز آشپزخونه ات رو تمیز کن میدونی واسه خودت کار بتراش واسه خودت سرگرمی درست کن نمیدونم بعد از ظهر که حوصله ات هم سر نره یه شیرینی یا کیکی چیزی درست کن که همسرت هم از راه رسید بزاری جلوش با عشق با همسرت برخورد کن نه خانواده ات رو پیش همسرت کوچک کن نه همسرت رو پیش خانواده ات عزیزم نمیدونم چند سالته ولی تو میتونی فقط اول باید خودت شروع به تغییر کنی باید طرز فکرت رو عوض کنی نترسی از اینکه اگه نرم خونه مامانم شوهرم پررو میشه این رو کی گفته اگه کسی حرف همسرش رو گوش کنه پر رو میشه اتفاقا اگه بهش احترام بذاری برای حرفش احترام قائل بشی اون هم یاد میگیره از تو که بهت احترام بذاره و بقول دوستان عزیز همسرت رو ببین بهش ارزش بده نگو اگه برم خونه مامانم تو ناراحت میشی بگو امروز میخواستم یه سری به کارهای خونه برسم یا یه سری به کارهای شخصیم برسم ... دیدت رو به زندگیت مثبت کن تو مشکل خاصی تو زندگیت نداری که بخوای همسرت رو نفرین کنی یا آرزوی مرگش رو بکنی تو باید راه و روش زندگیت رو عوض کنی با مادرت سعی کن یک روز ببینیش یه روز تلفن بزنی بهش هر روز زمانش رو از روز قبل کمتر کن پس نگران هیچی نباش به غیر از آینده زندگی خودت و همسرت و فرزند آیندتون

  9. 2 کاربر از پست مفید malakeh تشکرکرده اند .

    mercedes62 (جمعه 20 اردیبهشت 92), reyhan (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  10. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Eh S

    من اخر نفهمیدم برای نرفتن به خونه مادرم باید به شوهرم بگم به خاطر تو نرفتم یا بگم کار دارم و نمیرم اخه بعضی هاتون از روی سخنتون پیداست که باید بگم به خاطر تو نمیرم بعضی ها هم که پیداست باید بگم کار دارم و نمیرم این دوتا خیلی با هم فرق می کنه ؟من 24 سالمه شوهرمم 28سالشه.درسته شاید از نظر شما مشکل بزرگی نباشه ولی برای من خیلی بزرگه طوری که تمام فکر و زندگیمو مختل کرده نمی دونم باید چیکار کنم

  11. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یه چیز دیگه هم هست همسرم موقع نزدیکی همیشه می گه بیا تو فکر کن من یکی دیگه هستم منم فکر کنم تو یکی دیگه هستی .حالا براش هم مهم نیست چه کسی می خواد الکی فقط در حد اسممون رو عوض کنیم یا افراد واقعی مثل خواهر و عمه و خاله و... نکه فقط برای خودش بخواد برای منم می گه فکر کن من مثلا داییمم یا هر کس دیگه می گه اینطوری ببخشید ها بیشتر حال میدده.منم در این مورد باهاش برخورد نداشتم و سر سری ردش کردم و مخالفتی نکردم .حالا سوالم اینه که باید برخورد من درباره این خواسته شوهرم چه جوری باشه باید مخالفت نکنم یا بکنم؟

    - - - Updated - - -

    امروز که داشت می رفت گفتم نون بخر گفت میری خونه مامانت از نونوایی سر کوچشون بگیر گفتم من تا حالا نونوایی نرفتم قانونشو بلد نیستم گفت به مامانت بگو بگیره گفتم من امروز نمی خوام برم خونه مامانم خودت بگیر چی میشه مگه.میدونید هروقت حالش خوب نیست سر من خالی می کنه شروع می کنه از 5 سال پیش از زمان خواستگاری هر چی دق و دلی داره می گه میگه اره منو خیلی بردین اوردینو همش تقصیر مامانته و باباته و... نمی دونم من اول زندگی بچه می خواستم نیاوردی الان دیگه نمی خوام و مامانت فرق گذاری می کنه و..........کلا غراشو میزنه ضمن اینکه توی غرهاش از خونوادم مایه میذاره یه روزم که حالش خوبه می گه برو یه رو خوب نیست می گه نرو دیگه دارم دیوونه میشم هیچ وقت به یه منوال نیست

  12. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    با سلام شاه تب خانم
    در مورد اين نوشته
    می گه بیا تو فکر کن من یکی دیگه هستممنم فکر کنم تو یکی دیگه هستی .حالا سوالم اینه که باید برخورد من درباره این خواسته شوهرم چه جوری باشه باید مخالفت نکنم یا بکنم؟
    بايد بگم همينكه ايشون سعي ميكنه با تو لذت ببره ( براي لذت بردن متوسل به چيزايي ميشه كه شايد برا هر كسي مفهوم متفاوتي داشته باشه) خيلي عاليه ولي بهتر است چند نكته را توجه كنيم 1- در زناشويي و رابطه بايد خودمتونو ول و رها كنيد و حريم و چارچوب براش درست نكنيد تا نهايت لذت و ببرين مگر اينكه رفتارهاي فيزيكي باشد كه اذيت بشيد كه خوب بايد ملاحظه كنيد ولي هر حرف و گپي كه به خوش آمدنتون كمك ميكنه استقبال وهمراهي كنيد البته لازم است بدونيد شوهرتون ميخواد نهايت لذت رو از شما ببرد ولي موانعي بينتون هست بخاطر اون متوسل ميشه به فكر تنوع و حرفاي غير واقعي و خيالي اماااااااااااااااااا اگر شما در اين خصوص ايشان را همراهي كنيد در عين حال تلنگر هم بزنيد از رابطه با شما راضي و نهايت لذت و ميبره و بمرور خود رابطه با خودتون براش لذتبخشتر ميشه و سعي ميكنه با خودتون بيشتر حال كنه تا با تصور ديگران .هميشه يك قدم عقبتر از شوهرت باهاش همراهي كن باعث اصلاحش ميشه نگران نباش.
    ببينيد كلاً همديگه را قدر بدونيد بهم بميريد اولويتتون همديگه باشه وبا هم به اطرافيان كمك كنيد و از كمك هم تشكر كنيد نميشه خط كش گذاشت از ته دل هواي همو داشته باشيد و به رخ هم نكشيد.


    - - - Updated - - -
    ویرایش توسط حسين40 : سه شنبه 17 اردیبهشت 92 در ساعت 18:47

  13. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    [QUOTE=shahtab;267074]یه چیز دیگه هم هست همسرم موقع نزدیکی همیشه می گه بیا تو فکر کن من یکی دیگه هستم منم فکر کنم تو یکی دیگه هستی .حالا براش هم مهم نیست چه کسی می خواد الکی فقط در حد اسممون رو عوض کنیم یا افراد واقعی مثل خواهر و عمه و خاله و... نکه فقط برای خودش بخواد برای منم می گه فکر کن من مثلا داییمم یا هر کس دیگه می گه اینطوری ببخشید ها بیشتر حال میدده.منم در این مورد باهاش برخورد نداشتم و سر سری ردش کردم و مخالفتی نکردم .حالا سوالم اینه که باید برخورد من درباره این خواسته شوهرم چه جوری باشه باید مخالفت نکنم یا بکنم؟


    دوستان عزیز سوالی از دوستانی دارم که در جواب این پست حرفها و رفتارهای این زوج رو تایید کردن.
    آیا زن و مردی که در حین نزدیکی دوست دارن شخص دیگری رو در ذهنشون مجسم کنن آیا این کار رو نوعی بی عفتی نمیدونین؟ آیا احتمال نداره که زوجین با این رفتارها واقعا دوست داشته باشن که در واقعیت هم با آن اشخاص رایطه داشته باشن؟
    بنده این کار رو البته به نظر شخصی خودم نوعی بی حیایی و بی عفتی میدونم.

  14. کاربر روبرو از پست مفید (محرک) تشکرکرده است .

    گل آرا (پنجشنبه 26 اردیبهشت 92)

  15. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 خرداد 94 [ 23:42]
    تاریخ عضویت
    1392-2-16
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    2,266
    سطح
    28
    Points: 2,266, Level: 28
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    17

    تشکرشده 18 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Eh S

    خوب محرک جون راه برخورد باهاشم بلدی بهم بگی؟در مورد مشکل اولم چه نظری داری؟


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.