به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 73
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 12 بهمن 92 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1390-11-16
    نوشته ها
    171
    امتیاز
    4,421
    سطح
    42
    Points: 4,421, Level: 42
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    182

    تشکرشده 174 در 86 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزيز
    تنها كسي كه مسئول توئه خودت هستي. اشتباهت توي زندگي اين بوده كه تهديد به كاري كردي كه نميخواستي انجام بدي. لازم نيست انقدر احساس ضعف و بدبختي كني.همه آدما توي زندگي مشكل دارن.به خودت مسلط باش.با فكر و درايت برو جلو نه با احساس شكست.
    وضعيت كارت چطوره؟
    اگه موقعيت خوبيه از دستش نده.استقلال مالي خيلي مهمه.بزار وضعيت كارت تثبيت بشه بعد به زندگيت فكر كن.به خودت استراحت فكري بده.وقتي سر كار هستي به مشكلاتت فكر نكن.فقط مرگ چاره نداره.فكر نكن من يه آدم بي مشكلم كه دارم اين حرفا را ميزنم.زندگي هميشه ارزش جبران اشتباهاتمون را داره.به خدا توكل كن.
    ك

  2. کاربر روبرو از پست مفید khoshkhabar تشکرکرده است .

    فرشته مهربان (دوشنبه 06 خرداد 92)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 18:55]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    380
    سطح
    7
    Points: 380, Level: 7
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به دوستانم

    آره راست میکین اگه من مریض نبودم که دست به این انتخاب نمیزدم !!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ه چی بگین حق منه من از بی کسی و از اعتماد بیجام دست به همچین ازدواجی زدم
    میدونم که هر کسی تو زندگیش مشکلاتی داره و زندگی بی مشکل وجود نداره ولی باید با مشکلات کنار اومد و سعی کرد که اونو حلش کرد دوستان هم سنو سال من که جدا شدن همشون کسی پشتشون بوده که دستشونو بگیره یا درس خوندن تو دانشگاه آزاد یا خونواده زیر پرو بالشو گرفته تا فراموش کنن اون دردو رنجو حتی بچشونو هم پیش خودشون نگه داشتن ولی باور کنین من این شرایطو نداشتم تا حالا هم که هر کاری کردم خودم برای خودم کردم خب حالا من باید چیکار کنم بلاخره اگه هم تا حالا اشتباه کردم باید از یه جایی شروع کنم تا جبران کنم یا نه دیگه از غم و غصه خوردن خسته شدم یعنی دیگه نای هیچی برام نمونده میخوام زندگیمو عوض کنم میخوام خودمو بسازم لطفا کمکم کنین .................................................. ...........................


    - - - Updated - - -
    ویرایش توسط پینار : یکشنبه 05 خرداد 92 در ساعت 09:07

  4. 2 کاربر از پست مفید پینار تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 05 خرداد 92), she (یکشنبه 05 خرداد 92)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    عزیز دلم اگر واقعن بخوای مطمئن باش که میتونی. چی کم داری؟ سلامتی شکر خدا، سواد داری، تحصیلات داری. خدا رو داری. هنوز جوون هستی و یه عالمه زندگی پیش روت هست. یه دختر داری که یه روزی بهت افتخار میکنه که یه مادر قوی و محکم داشته. وقتی بزرگ بشه و حق انتخاب داشته باشه مطمئن باش مادر مهربون و قوی و مستقل خودش رو انتخاب میکنه تا کنارش زندگی کنه.
    .
    خودت رو دوست داشته باش خانومی. منتظر دیگران نباش. ببین اول مشکلات مالی و کار هست که باید درست بشه. بشین فکر کن ببین چه کار میتونی کنی.
    بعدش بی خودی غصه گذشته رو نخور. گذشته ها گذشته. به فکر آینده باش.
    به آرزوهات فکر کن. به اینکه چه راه حل هایی داری.
    .
    وقتی به نتیجه رسیدی بیا به ما هم بگو. از اوضاع کار و درآمدت برامون بگو. میشه روش حساب کرد؟
    .
    به خودت فکر کن. باید خودت رو از این وضع نجات بدی. خودت رو گول نزن. تو شایسته ی اینکه بدبخت باشی نیستی! هیچ کس نیست!

  6. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array
    سلام
    من از جمله آدم هایی هستم که دو بار جدا شدم نمی دونم چه کمکی می تونم بهت بکنم . اگر خواستی می تونی تاپیک های منو از همین تالار بخونی .
    با توجه به شرایطی که داری بخصوص مسئله اعتیاد که بیشتر رفتارهای نابهنجار همسرت زیر سر همین مواد هست، برای درست شدن زندگیت باید خیلی تلاش کنید و درصد شکست هم بالاست. یعنی ممکنه کلی انرژی روحی و روانی بذاری و دست آخر هم هیچی.
    سعی کن ترس و احساس ناتوانی وادارت نکنه که یک شرایط بدتر را تحمل کنی. چون تحمل این شرایط ممکنه ته مانده روحیه و انرژیتو هم تحلیل ببره و در آینده با مشکل مواجه بشی.
    درمورد حرف مردم همه چیز بستگی به خودت داره. مردم همیشه میگند و دهن مردم را نمیشه بست. حالا راه حلی که من برگزیدم واسه حل این موضوع اینه که بعد از جدایی جوری برخورد کردیم من و خانواده م که هیچکس حتی جرئت نکرده چیزی بپرسه که آیا سابینا جدا شد یا نه و چرا. نه اینکه پرخاش کنیم نه، ولی مثلا مادرم یا من ننشستیم الکی الکی سفره دلمونو پیش این و اون باز کنیم و ناله کنیم که دیگران جرئت سوال پرسیدن و دلسوزی پیدا کنند. اینطوری خیلی از حرفها رو نمی شنوی و راحتی.
    یه سری مسائل هم هست که باید بعد طلاق مراعات کنی. مثلا یه مقدار نحوه پوشش و حرف زدن و ارتباط از هر نوع با جنس مذکر باید خیلی سنحیده و با رعایت فاصله باشه که خدایی نکرده فکر های بد بد به سر کسی نزنه

    در کل من نمی دونم شما رو چطوری راهنمایی کنم چون شرایطت نه تنها سخت بلکه طاقت فرساست. اما در مورد زندگی بعد از طلاق دوم باید بگم اونقدر ها که ادم فکر می کنه بد نیست . بخصوص من خیلی می ترسیدم از طلاق ولی خوب بعد جدایی فهمیدم که سرمایه عاطفی و انرژی که گذاشته بودم رو نامزد دومم در واقع به هدر رفته و هیچ چیز مثل آرامش و سلامتی و یک زندگی سرشار ( خودشکوفایی و هدفمند و محکم ) ارزش نداره .
    قوی باش آروم باش. من بازم در خدمتم

  7. 2 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    she (یکشنبه 05 خرداد 92), فرشته مهربان (دوشنبه 06 خرداد 92)

  8. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سابینا نمایش پست ها
    من از جمله آدم هایی هستم که دو بار جدا شدم نمی دونم چه کمکی می تونم بهت بکنم . هیچ چیز مثل آرامش و سلامتی و یک زندگی سرشار ( خودشکوفایی و هدفمند و محکم ) ارزش نداره .
    قوی باش آروم باش
    همیشه موفق باشی سابینا جان. چه خوب که زن های قوی و منطقی مثل شما هستند. یه آمار هست که میگه درصد نارضایتی در ازدواج دوم بالاتر از درصد نارضایتی در ازدواج اوله. شاید به خاطر شرایط ... نمی دونم.

  9. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 شهریور 96 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1389-9-06
    نوشته ها
    1,077
    امتیاز
    14,205
    سطح
    77
    Points: 14,205, Level: 77
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,300

    تشکرشده 3,560 در 934 پست

    Rep Power
    123
    Array
    ممنون از she عزیزم. البته دوستانی که منو میشناسن میدونن که منم آسون و ساده به این مرحله نرسیدم و خیلی وقت ها اعتماد به نفسمو از دست دادم. خیلی جاها هل شدم و گاها متنفر شدم از زندگی . ولی به هر حال شرایط پیش آمده را باید پذیرفت و رفع و رجوع کرد.
    حالا من نمی خوام بحث را به مسئله ازدواج دوم یا سوم بکشونم چون کار این دوستمون از ازدواج دوم گذشته و درمرحله انتخاب نیستند، خوب مسئله اینجاست که این دوست خوب و نازنین باید :
    1- خودشونو دوست داشته باشند ( عزت نفس که با اعتماد به نفس فرق داره )
    2- اشتباه در انتخابشون را درک کنند و شناسایی کنند و بپذیرند ولی کیه که اشتباه نکنه؟ بشر جایزالخطاست . مسئله اینه که خطاهای گذشته را شناسایی کرد و تکرار نکرد
    3- باید درک کنیم و بپذیریم که ما یک کالا نیستیم که مثلا در بیست سالگی و وقتی مجرد بودیم 10 تاخریدار داشته باشیم و الان 1 دونه. اصلا این خریدار ها ملاک خوبی یا بدی ما نیست. بنابراین این حس را نداشته باشیم که اگر ده تا خواستگار نداشته باشیم نشانگر اینه که ما بد و دوست داشتنی نیستیم
    4- طلاق یک آوار هست که انسان زیرش می مونه، مهمترین مسئله اینه که این آوار را با طمانینه از رومون برداریم و سعی کنیم تکه پاره های زندگیمونو جمع کنیم. مثلا درمورد این دوست عزیز پیدا کردن کار، استقلال، بازسازی روانی و ... می تونه یک هدف و اصل باشه
    حالا در این شرایطی که ایشون دارن و انصافا سخته :
    هدف اول به هر حال رهایی از این وضعیت هست. انتخاب با خودشونه صد البته که هدف ساختن این زندگی هست و یا جدایی. ولی هر چه که هست باید زودتر دست به کار بشن و شروع کنند. مشاور خوب هم بسیار سودمند هست.
    The Happiness of Your Life Depends on The Quality of Your Thoughts

    [SIGPIC][/SIGPIC]

  10. 2 کاربر از پست مفید نیلا تشکرکرده اند .

    she (یکشنبه 05 خرداد 92), فرشته مهربان (دوشنبه 06 خرداد 92)

  11. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 18:55]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    380
    سطح
    7
    Points: 380, Level: 7
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به دوستم سابینا جون و همه دوستانی که برام پیغام گذاشتن

    دوستان دو روزه سعی کردم یه جوری رگ خوابشو بدست بیارم و یه جوری فکر کنه برنده ی ماجراست تا که اذیتم نکنه تا بتونم تو آرامش و بدور از هرگونه دعوا و کشمکش و اذیت شدن فکر کنم و تصمیم بگیرم چون شدیدا تحت فشارهای روحی و عصبی هستم به طوری که سلامتیمو به خطر انداخته میترسم بازم تحت فشارهای روحی تصمیم درستی نگیرم و بازم درگیر مشکلات بشم

    کارمم منشیگری تو یه موسسه ی آموزشی از ساعت 8 صبح اونجام تا 7 شب با حقوق 100 تومنه مشکلات خونه فشارهای عصبی زیاد اونوقت شوهرمم اصلا دوست نداره برم سر کار و ...... بیمه هم نیستم روش نمیشه زیاد حساب کرد ولی خب دنبال یه کار بهترم که بتونم روش حساب کنم

    سابینا جون با آرزوی موفقیت برات دوست دارم بدونم چند سالته بچه داری یا نه و مشکلات تو زندگیت چی بود که تصمیم به حدایی گرفتی و الان چیکار میکنی

    ازدواجهای دوم دوامش از ازدواج اول کمتره یا بیشتره ؟؟؟؟؟؟

  12. #38
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    با انتقاد به پست تند و تیز خانم she! دوست عزیز و گرامی به احساسات و عصبانیت شما حق میدم اما هیچ کدوم از ما شرایط پینار رو درک نمیکنیم و حق نداریم اینجوری براش پست بذاریم که از همین یه جایی هم که پیدا کرده کمک بگیره فراری بشه! پس من از طرف شما از این ایشون عذر میخوام.

    پینار خانوم. شرایطت سخته. اما شرایط هیچ دو انسانی مثل هم نیس که بخوای با توجه به تجربه و زندگی اعضای تالار تصمیم بگیری عزیزم. خودت رو ببین. شرایط گذشته ات، شرایط الانت، و منطقی شرایط آینده رو پپیش بینی کن.

    من پیشنهادم این بود که یکی دو ماه صبر کنی تا اگر قراره جدا بشی حسااااابی مطمئن شده باشی یا شاید تو این چند ماه به این نتیجه رسیدی که میشه ادامه داد !
    اما اگه الان تصمیم قطعی و نهاییت رو گرفتی اجراش کن!
    دوست عزیز، تا با خودت کنار نیای و قاطعانه تصمیم نگیری چیزی عوض نمیشه.

  13. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 18:55]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    380
    سطح
    7
    Points: 380, Level: 7
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    6

    تشکرشده 12 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان خوبم تو تالار

    دیشب جو خونه یه کم اکسیژن برای تنفس پیدا کرد!!!!!!!!من دو سه روزه تقریبا با سکوت و برقراری یه جوی که به شوهرم بفهمونم که خلع سلاحم و کاری باهاشون ندارم یه کم آرامش پیدا کردم یعنی از اون فشار روحی یه کم در اومدم (اگه دوباره خراب نشه)و دارم سعی میکنم بلاخره نهایت تلاشمو بکنم تا شاید موثر واقع بشه

    من یه مشکل دیگه هم دارم و اون اینکه احساس میکنم که شوهرم به علت استفاده ی مواد یا روحیش اینطوریه از لحاظ جنسی نسبت به من سرد هست یعنی من یا هر زنی دوست داره شوهرش پیشش بخوابه و هفته ای یک یا چند بار با هم رابطه داشته باشن ولی شوهرم اینطور نیست میگه زن و شوهر زمانی که با هم رابطه داشته باشن باید پیش هم بخوابن!!!!!!!!!!!!و ماهی یک دو بار رابطه کافیه و من تو اتاق خواب همیشه تنها میخوابم اونم تو حال تنها تا صبح بیدار میمونه با تلویزیون!و ساعت دو یا سه نصف شب میاد تو اتاقم همیشه هم آغاز کننده رابطه منم و بعد از اون هم اتاقمو ترک میکنه و من بازم تا صبح تنها میخوابم !!!!! حداقل تو حال هم نمیخوابه که منم برم پیشش بخوابم براش توضیح هم میدم مثال میارم هر چی میگم کار خودشو میکنه جتی از لباس باز که توی خونه میپوشم تا شاید تحریک بشه و ارایشم انتقاد میکنه شاید 80 درصد دعوامون سر این موضوعه و میخواستم شاید از طریق این موضوع بتونم کنترلش کنم و روش تاثیر بذارم و منم از تنهایی در بیام چون من و شوهرم هیچ تماس بدنی با هم نداریم و هیچ حرف محبت آمیز جتی اس ام اسی هم به من نمیدیم یعنی گاهی جواب تلفن منو نمیده چه برسه به اس ام اسای محبت آمیز!!!!طریقه لباس پوشیدنم نوع لباس پوشیدنم و آرایشم اصلا براش مهم نیست البته ایشون از اول اینطوری بود و به مرور جدی تر هم شد میخوام بدونم این حالت تو این سن و سال طبیعیه یا نه؟؟؟!!! و آیا راهی هست بتونم این مشکلو حل کنم لطفا راهنماییم کنید

  14. #40
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    متأسفانه این مورد از اثرات مصرف مواد مخدره. ربطی به سن و سال و روحیه ایشون نداره.


 
صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.