با سلام
شما هم کاربر گرامی
لطفا قبل از راهنمایی و مشاوره دادن به دیگران این تاپیک را به دقت مطالعه و به کار گیرید.
آفت های احتمالی در کار مشاوره
تشکرشده 37,361 در 7,159 پست
با سلام
شما هم کاربر گرامی
لطفا قبل از راهنمایی و مشاوره دادن به دیگران این تاپیک را به دقت مطالعه و به کار گیرید.
آفت های احتمالی در کار مشاوره
she (یکشنبه 05 خرداد 92), فرشته مهربان (شنبه 04 خرداد 92), گل آرا (چهارشنبه 08 خرداد 92)
تشکرشده 3,304 در 1,073 پست
به نظر من کار خوبی کردی که باوجود اینکه خانومت شاغل بود نصف خونه رو به نامش کردی ..شما حسن نیت خودتو نشون دادی الانم مشاوره رفتن بهترین کاره
she (یکشنبه 05 خرداد 92)
تشکرشده 37,361 در 7,159 پست
با سلام
اینکه خانه به نام زدن خوب هست یا نه؟ باید ظرفیت سنجی شود.
با توجه به اینکه این آقا قبلا یکبار در مهریه بالا و غیر منطقی حسن نیتش را نشان داده است و این خانم ظرفیت لازم را نداشته، لذا مجددا نیازی به نشان دادن حسن نیت نبوده و نباید این آقا از یک سوراخ دوبار گزیده می شده.
.
meinoush (شنبه 04 خرداد 92), mohammad6599 (یکشنبه 13 مرداد 92), فرشته مهربان (شنبه 04 خرداد 92), یکی مثل شما (یکشنبه 05 خرداد 92), ژپتو (شنبه 04 خرداد 92), آبان دخت (یکشنبه 05 خرداد 92), جوانه؟؟؟ (شنبه 04 خرداد 92)
تشکرشده 160 در 70 پست
ایشالا مشکلتون حل بشه ، یکی از آرزوهای من توی این سایت اینه که مدیر همدردی زیر پست های من هم نظر بزارن![]()
تشکرشده 390 در 142 پست
farassoo , Aram_577
سلام!
عجب بابا. بیا اون وقت میگن مردها اهل زندگی نیستن و تا مرد بد نباشه زن بد نمیشه !!! اگر چاره پیدا کردین به منم بگین
دست مریزاد.
تشکرشده 30 در 23 پست
با تشكر از راهنمايي ها و نظرات شما دوستان گرامي و مديريت عزيز همدردي. بايد بگم بارها پيش مشاور رفتيم اونم به پيشنهاد من. ايشونو محكوم كرد كه چرا همچين دروغي به همسرت گفتي!اونم قبول كرد اما گفت حاضر به انجام قولم نيستم. مشاور به طور خصوصي بهم گفت حواست باشه ديگه گول حرفاشو نخوري.متاسفانه وقتي خونه را زدم به نامش و 5 روز بعد رفت مجددا رفتم پيش مشاور. نذاشت حرف بزنم و گفت حتما اومدي بگي زدم به نامشو گذاشت رفت! 2 ماه پيش بهش پيشنهاد دادم بيا 1ماه به صورت مشروط با هم زندگي كنيم ببينيم ميتونيم مشكلاتو حل كنيم يا نه كه قبول نكرد
تشکرشده 47 در 26 پست
به نظر منم دیگه ادامه ندید باهاش چون عمرتون رو دارین هدر میدین. این خانم شخصیته واقعی خودش رو نشون داده.
تشکرشده 30 در 23 پست
دوستان خيلي به اين موضوع فكر ميكنم كه راهي پيدا كنم تا زندگيمو حفظ كنم. اما ميترسم. ميترسم از زماني كه برگرده يه بچه هم بذاره رو دستم و بره. الان خودمم و خودش. اما نفر سومي نبايد پاي ما بسوزه. خانمم مال اين شهر نيست. يكي از شروط ازدواج من هم زندگي تو شهر ما بود.به نظر خودم عمده دليل بيقراريش دوري از خانوادش بود. ما پيش خانوادم زندگي ميكنيم البته كاملا مجزا اما هميشه بهونه ميگرفت كه چرا مستقل نيستيم. مادر منم چون دختر نداشت فكر ميكرد كه ميتونه مثل دختر نداشتش باشه.هميشه براش هديه ميخريد.اگه دير از سر كار ميومد غذاشو درست ميكرد ميبرد براش. اما اين كارهارو دخالت ميدونست.مثلا يه بار ديده بود تو سرما با لباس كم داره ميره سركار.بهش گفته بود دخترم چرا پالتو نپوشيدي هوا سرده سرما ميخوري.همين حرفو بهونه كرد كه به مامان تو چه مربوط من پالتومو نپوشيدم چرا دخالت ميكنه. يا مادرم بهش ميگفت از سر كار مياي و خستهاي استراحت كن نميخواد پاي گاز وايسي من برات غذا درست ميكنم يا هر كاري داري شستشو دوخت ودوزو........بگو برات انجام بدم چون سركار ميري خسته ميشي اما اينارو دخالت ميدونست. نميدونم شايد مادرم نبايد اين كارهارو ميكرد. به هر حال اينا مسائل حاشيه اي زندگي ما بود.خيلي بي احترامي به خانوادم ميكرد به عنوان مثال اگه من و بابام و زنم ميخواستيم با ماشين خودمون بيرون بريم ميگفت بابات بايد بشينه عقب و من زنتم بايد جلو پيش شوهرم بشينم:rolleyes:نميدونم چكار كنم. ادامه بدم يا نه.
- - - Updated - - -
خانم شيدا فكر نميكنم كسي تو اين سايت قصد دست انداختن كسي را داشته باشه. اينطور قضاوت نكنيد. اهل مقايسه نيستم اما ميبينم و ميخونم يعضي از خانوما چطور بخاطر حفظ زندگيشون از خيلي چيزها ميگذرند و چطور قدر شوهرشونو و موقعيتهاشونو ميدونن . دلم ميسوزه
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
آقای فراسو شما ما را دست انداختی یا مشاورت را؟
پست مدیر همدردی را با دقت بخون و انجامش بده.
محکم و قاطع بهش بگو بیا بریم مشاوره و برگردیم سر زندگیمون.
یا می آد یا باز می گه خونه می خوام که دیگه با خودتونه.
اگه اموالتون زیادی کرده، یه خونه شش دانگ هم به نامش کنید. شاید خونه شش دانگ را گرفت و رفت و راحتتون گذاشت. شاید هم درخواست مغازه ای چیزی کرد.
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
قصدم این نبود که شما را ناراحت کنم.
ولی دیگه باید حواستون باشه که با کی طرف هستید.
باج ندید.
الان اگه یه کم جدی باشید حتی می تونید گذشته را جبران کنید.
شما زنگ می زنی می گی برگرد، اون هم می گه خونه به نامم کن تا بیام.
شما که قبلا براش احضاریه عدم تمکین فرستادی، الان هم که داری قسط مهریه می دی،
دیگه نمی تونه بگه برنمی گردم.
یکی دیگه براش بفرست. بعد از چند ماه هم بگو اگر قصد برگشتن نداری من از دادگاه اجازه ازدواج بگیرم.
همچین می افته به دست و پاتون که حاضر می شه سه دانگ خونه را برگردونه تا بیاد سرزندگیش.
الان شما برای چی زنگ می زنی بهش که برگرد. اون هم می گه شرط دارم. چه شرطی؟ مهریه اش را که گرفته، تمکین هم که نمی کنه.
به جای این که شما شرط بذاری، اون شرط می ذاره؟
کسی که خودش زنگ زد گفت بیا ازدواج کنیم، مطمئن باش به این راحتی ها نمی ره.
محلش نذار، عدم تمکین هم براش بفرست، خودش تماس میگیره.
farassoo (یکشنبه 05 خرداد 92),tamanaye man(یکشنبه 05 خرداد 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)