به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 80
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    میلاد جان
    دوست عزیز و برادر گرامی من باز هم میگم خودت باید سبک سنگینی بکنی همه ی دوستان و خود بنده نمی تونیم برای شما تصمیم بگیریم که بمونی زندگی کنی یا طلاق بگیری
    شما یه فرد ارومی و به قول ما گیلانی ها بی قل و غش خودت به این سوال بنده جواب بده ایا مایلی باز با این خانوم این خانومی که حرمت خونوادتو شکست حرمت تورو که این همه محبت کردی و شکست و تو و خانوادتو داره عذاب میده زندگی کنی؟؟؟؟؟؟؟مایلی؟؟؟؟؟
    باز هم دارم میگم خانوم شما یه نوع بیماری داره و ممکنه این بیماریش بهبود پیدا نکنه برای مثال شما به سلامتی با این خانوم اشتی کردی رفتی سر خونه زندگیت گذشت 5سال و تو بچه خواستی و به امید یزدان بچه دارم شدی و در اون موقع زن شما گفت من نمی تونم بچه داری کنمو و من بچه نمی خوامو از این حرفا شما می تونی باز هم با این همه گرفتاری زندگی بچه داری و غم و غصه و تحمل کنی؟؟؟؟؟بی شک که نمی تونی و زندگی یه بچه طفل معصوم تباه میشه نمی دونم تا چه حد از حرفام گیرت اومد ولی به نظر من و نظر غیر کارشناسانه من ...من در حدی نیستم شاید بتونم نظر قطعی بدم اما این زندگی به صلاح شما نیست منم جای برادرت هیچ وقت یه برادر بدی داداششو نمی خواد که

    به هر حال خودت سبک سنگین کن اگه دیدی باز شک و شبه ای وجود داره من به شخصه هستم دوستانم که هستن می تونیم مشکلاتتو حل کنیم
    اما سخن اخر اینه که شما در این زندگی به عقیده بنده هیچ خطایی نکردی و حق شما این جور خانوم نبود

    یا حق برادر

  2. کاربر روبرو از پست مفید بی وفا تشکرکرده است .

    milad08 (چهارشنبه 15 خرداد 92)

  3. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 30 شهریور 98 [ 12:22]
    تاریخ عضویت
    1390-10-26
    نوشته ها
    711
    امتیاز
    11,022
    سطح
    69
    Points: 11,022, Level: 69
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 228
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,196

    تشکرشده 1,600 در 571 پست

    Rep Power
    106
    Array
    شما قبل از هرچی با یه مشاور حقوقی صحبت کنید
    اجازه ندید فکر کنه به همین راحتی پول و ... به دست می یاره
    مقداری محکم باشید

  4. کاربر روبرو از پست مفید داود.ت تشکرکرده است .

    milad08 (چهارشنبه 15 خرداد 92)

  5. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و عرض تشکر از mehdihn و بی وفا ی عزیز

    خیلی ممنونم،که عاقبت و آینده رو برام ترسیم کردین و در تلاشین که کمک کنید.
    --- قبول کنید برای من خیلی سخته کسی که تمام آرزوی بهترین دوران زندگیم ( دوران جوانی ) بوده ، حالا جوری با من رفتار میکنه که انگار دشمن خونیشم؛ بعضی وقتها با خودم فکر می کنم بزرگترین نارویی که تو زندگیم خوردم ، از شریک زندگیم بوده.

    ---این روزها فکر می کنم که بیشتر از اینکه به برگشتنش امیدوار باشم ، باید از برگشتنش بترسم, توی هفته بعد قاضی دادگاه عدم تمکین نظرشو اعلام میکنه و من نمیدونم اون موقع باید چه رفتاری داشته باشم؟؟؟؟ و نمیتونم رفتار خانومم رو پیشبینی کنم !!!!

    - یعنی همچین شخصیتی که تعریفشو کردم امکان داره که به گذشتش فکر کنه و پشیمون بشه ؟! ، ( من بر این اعتقادم اگه کسی بخواهد خوب بشه ، باید ایمان داشته باشه که بد بوده )
    - یا اینکه ممکنه تا آخر عمرش این نفرت درونش بمونه؟! ( نمیدونم چه دردی از من دوا میکنه که اینارو بدونم ،اما دوست دارم که بفهمم )
    - نمیدونم همچین شخصیتی که تعریفشو کردم احتمال داره که بخواد زندگیشو از نو بسازه و به دستور قاضی برگرده سر خونه زندگیش؟!
    - یا حتی با این نفرتی که من ازش دیدم ، بیاد سر خونه زندگی تا برای من دردسر درست کنه و عذابم بده ؟؟!
    ویرایش توسط milad08 : چهارشنبه 15 خرداد 92 در ساعت 13:10

  6. #34
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array
    سلام
    خیلی تاپیکت سریع داره به ظرفیت مجازش میرسه به همین خاطر دیگه شاخ و برگش نمی دهم
    لطف کنید سئوالات را با دقت بخوانید و برای پاسخ دادنش به خودت کاملا وقت بگذارید ، ترجیحا در محیطی ارام و بدور از دغدغه های معمول زندگی



    >>>> خانومت چه ویژگی های مثبتی داشت که برای ازدواج انتخابش کردی؟ تمام موارد را لیست کن ، عمیقا فکر کن و تمام موارد را بنویس

    >>>> معیارهای شما برای ازدواج چی بود؟ همه را تک تک بنویس (معیارهای امروز را کاری نداشته باش)

    >>>> خانومت از اون معیارها کدام ها داره ، کدام را ندارد؟

    >>>> خط قرمز زندگی شما کجاست؟

    >>>> الان و این لحظه واقعا چه می خواهی ؟

    >>>> چقدر حاضری برای زندگی ات هزینه کنی؟ (منظورم هزینه هایی به غیز از هزینه مالی هست)

    ==========

    بسیار مهم >>>> این پرسش ها باعث می شود کمی از اون چرا بزرگی که در ذهنت شکل گرفته فاصله بگیری ....


    نفس عمیق بکش و رو ی همان سئوالات متمرکز شوو

    .
    .
    .
    .
    .



    بیا و خیلی منفی ببینیم که :
    هیچ وقت چرا های ذهن شما پاسخی پیدا نخواهند کرد ، اون وقت چه اتفاقی می خواهد بیفتد؟
    اگر این چرا ها بی جواب بماند ، ایا میلاد ، اهداف زندگی اش از بین می رود؟ دست از تلاش بر می دارد ....انگیزه اش به صفر می رسد؟ یعنی میلاد اینقدر ضعیف هست؟

    اصلا اهمیت پاسخ این "چرا" ها در زندگی میلاد برای چیست؟
    ----- آیا برای اینکه زن ها ر ا بشناسد؟ به نظرت با چند سال دوستی و سپس ازدواج و بعد بروز مشکلات می توان به شناخت کاملی دست پیدا کرد؟
    ----- آیا برای این هست که بفهمد اشتباهش از کجاست؟ مگر نه اینکه می گویی همه راه ها را رفته ای و امتحان کرده ای ، چس چرا حول یک چرا همش دور میزنی؟ نکنه دلت میخواد راهی باشه که مشکلت را حل کند؟


    ====
    اصل کلام ، اگر خانومت همین گونه باشد ، بدون تغییر ، ایا باز هم می خواهی با او زندگی کنی؟ خوب فکر کن و پاسخ بده



    =======

    شما داری راه های قانونی و دادگاه را طی می کنید آن هم به منظور طلاق ،
    انچه که مسلم هست ، زندگی شما دارای اشکالات اساسی هست ، منتها لاینحل نیست ، این شما هستی که می توانی خودت را بسنجی و بفهمی که چقدر توان داری تا در این زندگی انرژی بگذاری

    بنابراین
    اول ) عدم پیگیری جهت بدست آوردن پاسخ "چرا"
    برای پاسخ اون "چرا" که در ذهنت هست ، خیلی جواب ها می توان داد ، منتها این جواب ها دردی از شما درمان نمی کند، پس از دنبال پاسخ گرفتن فعلا بیا بیرون ... اول مشخص کن چه می خواهی ...

    دوم) آزرده هستی و عاشق ... به عجب بد دردی هم دچار شده ای!!! ، و می دانی که دچار یعنی عاشق !!!

    سوم) مشکلی هم که من دیدم و بسیار بارز هست ، عدم قاطعیت شما در برابر همسرتون بود ...اون هم به دلیل علاقه زیادی که بهش داری ، هرچند این عشق و علاقه بی نظیر هست ،
    اما هرچی که از حد تعادل خارج شود ، آسیب زا خواهد شد ،
    حتی عشقِ به همسر

    خلاصه و نتیجه گیری
    با خودت خلوت کن
    معیارهای ازدواجت را مرور کن
    خوبی های خانومت را بیاد بیار
    با معیار های خودت بررسی اش کن
    یک دله شو و بفهم که چه می خواهی
    انگاه قاطعیت را تمرین کن و با قاطعیت در مورد آنچه که می خواهی تصمیم بگیر و دنبالش کن
    در این تالار ما نیز هستیم هر چه خواستی بیاو مشاوره بگیر
    ویرایش توسط بالهای صداقت : چهارشنبه 15 خرداد 92 در ساعت 16:26

  7. 12 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    gelareh (پنجشنبه 16 خرداد 92), milad08 (چهارشنبه 15 خرداد 92), mohammad6599 (یکشنبه 06 مرداد 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 21 خرداد 92), فرشته مهربان (شنبه 18 خرداد 92), گل آرا (پنجشنبه 16 خرداد 92), یلدا68 (شنبه 18 خرداد 92), مدیرهمدردی (یکشنبه 19 خرداد 92), دختر مهربون (چهارشنبه 15 خرداد 92), رها92 (چهارشنبه 15 خرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92), شوکا (شنبه 18 خرداد 92)

  8. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 92 [ 02:49]
    تاریخ عضویت
    1391-6-27
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    140

    تشکرشده 140 در 56 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اقا میلاد متاسفم که روزهای سختی رو داری میگذرونی و با یه عالمه سوال بی جواب ذهنت درگیره.میفهمم که چه شرایط سختی داری.طبق فرمایشات شما و با فرض اینکه خانم شما بیمار باشن بنظرم بهتره علائمی رو که نام بردی با یه روانپزشک درمیون بذاری و از چگونگی بیماری خانمت و اینکه ممکنه روند درمانش چقدر طول بکشه و وخامتش و....سوالاتتو بپرسی..اینجوری تکلیفت با خودت روشن میشه.الان با هر تصمیمی که بگیری راه جدیدی رو تو زندگی برای خودت رقم میزنی..اگه بخوای رابطتو تموم کنی مسلما به مشاور و راهکارهای خاصی نیاز داری تا زخمتهاتو التیام بدی.اگه هم بخوای رابطتو حفظ کنی باید از کمک حرفه ای روانپزشک و روانشناس بهره ببری. یادت باشه که برگشتن خانمت رو مشروط بر این بذار که حتما باهات بیاد دکتر.تا هردو تون توصیه های لازم رو بگیرید.فکر کنم بتونی از دادگاه هم این حکمو بگیری(البته اگه خانمت بخواد به این زندگی برگرده شرط روانپزشک یادت نره)هر تصمیمی که بگیری به هر حال روزهای پرتلاشی در پیش داری از صمیم قلبم برات آرزوی موفقیت دارم....

    - - - Updated - - -

    اقا میلاد متاسفم که روزهای سختی رو داری میگذرونی و با یه عالمه سوال بی جواب ذهنت درگیره.میفهمم که چه شرایط سختی داری.طبق فرمایشات شما و با فرض اینکه خانم شما بیمار باشن بنظرم بهتره علائمی رو که نام بردی با یه روانپزشک درمیون بذاری و از چگونگی بیماری خانمت و اینکه ممکنه روند درمانش چقدر طول بکشه و وخامتش و....سوالاتتو بپرسی..اینجوری تکلیفت با خودت روشن میشه.الان با هر تصمیمی که بگیری راه جدیدی رو تو زندگی برای خودت رقم میزنی..اگه بخوای رابطتو تموم کنی مسلما به مشاور و راهکارهای خاصی نیاز داری تا زخمتهاتو التیام بدی.اگه هم بخوای رابطتو حفظ کنی باید از کمک حرفه ای روانپزشک و روانشناس بهره ببری. یادت باشه که برگشتن خانمت رو مشروط بر این بذار که حتما باهات بیاد دکتر.تا هردو تون توصیه های لازم رو بگیرید.فکر کنم بتونی از دادگاه هم این حکمو بگیری(البته اگه خانمت بخواد به این زندگی برگرده شرط روانپزشک یادت نره)هر تصمیمی که بگیری به هر حال روزهای پرتلاشی در پیش داری از صمیم قلبم برات آرزوی موفقیت دارم....

  9. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    >>>> خانومت چه ویژگی های مثبتی داشت که برای ازدواج انتخابش کردی؟ تمام موارد را لیست کن ، عمیقا فکر کن و تمام موارد را بنویس

    • روابط عمومی خوبی داشت
    • به نظرم سختی کشیده بود و قدر راحتی رو می دونست
    • منو عاشقانه دوست داشت
    • بهم گفته بود که خیلی قانع هست و حاضره که زندگیرو از صفر با هم بسازیم
    • ساده و بی آلایش بود ( به دور از رنگ و ریا )
    • دروغگو نبود
    • اعتقادات مذهبیش

      >>>> معیارهای شما برای ازدواج چی بود؟ همه را تک تک بنویس (معیارهای امروز را کاری نداشته باش)
    • کسی کنارم باشه تا در کنارش آرامش داشته باشم
    • زندگی مستقلی داشته باشم
    • به عشقم برسم و بهش ثابت کنم که به خاطرش می تونم یک زندگی بسازم
    • به گناه نیافتم و دینم کامل بشه
    • هدفی برای زندگیم داشته باشم و با توجه به هدفم برنامه ریزی کنم
    • به زندگی مشترک دو نفره علاقه داشتم و از مجرد بودنم لذت نمیبردم
    • دوست داشتم رو پای خودم بایستم
    • دوست داشتم به اطرافیانم ثابت کنم اگه آدم حرکت کنه خدا برکتش رو هم میده و الگو باشم برا اطرافیانم


    >>>> خانومت از اون معیارها کدام ها داره ، کدام را ندارد؟

    • روابط عمومی خوبی داشت (هنوزهم داره )
    • به نظرم سختی کشیده بود و قدر راحتی رو می دونست( در عمل دیدم که سختی کشیدنش باعث شده عقده ای بشه )
    • منو عاشقانه دوست داشت ( الان که خوب فکر می کنم کسی که آدمو دوست داشته باشه به خار کردنشو بردن آبروش راضی نمیشه،و انقدر راحت دوست داشتنو با کینه عوض نمیکنه؛ الان که دقیقتر میبینم فکر می کنم دوست داشتنش یه حس گذرا یا نمیدونم شاید یه حس از سر نیاز بوده )
    • بهم گفته بود که خیلی قانع هست و حاضره که زندگیرو از صفر بسازیم ( در عمل دیدم که اصلا اینجوری نیست و دوست داره همه چی براش فراهم باشه و حاضر نیست از هیچ خواسته ایش بگذره به خاطر زندگی مشترکمون )
    • ساده و بی آلایش بود ( به دور از رنگ و ریا ) ( از ساده بودنش که چی بگم الان تو دادگاه می بینم چه قدر سادست همه راهای قانونی و غیر قانونی رو ماشاا... فوت آبه ، تیپ و ظاهرشم که دیگه نگو )
    • دروغگو نبود ( تو دادگاه دیدم وقتی پای منفعتش وسط اومد به چه راحتی دروغ می گفت؛حتی دست روی قرآن هم می گذاره تا به هدفش برسه؛حاضرم به جون عزیزای زندگیم قسم بخورم که اصلا یک کلمه حرف راست هم توی هیچ دادگاهی نزد )
    • اعتقادات مذهبیش ( الان که ازش خبر ندارم و اصولا این یکی رو خدا عالمه ،اما از صمیم قلبم امیدوارم که هنوز هم باشه؛ تا خدا نجاتش بده )
      >>>> خط قرمز زندگی شما کجاست؟
      - من قبل از ازدواجمون بهش گفته بودم خط قرمز زندگیه من بی احترامی به خانوادهامون هست و باهاش شرط گذاشته بودم که این حرمت هیچوقت نباید از بین بره
    • بی آبرویی و بی حیایی دومین خط قرمز زندگی من بود که به سادگی آب خوردن شکسته شد
      >>>> چقدر حاضری برای زندگی ات هزینه کنی؟ (منظورم هزینه هایی به غیز از هزینه مالی هست)
      - من هم از آبروم و هم از جونیم و هم از اطمینان هزینه های زیادی برای زندگیم کردم و دیگه حاضر نیستم به روزهای سخت و پر استرس گذشته برگردم،مگر اینکه تغییراتی در حد معجزه تو خانومم ببینم
      ==========
      اصل کلام ، اگر خانومت همین گونه باشد ، بدون تغییر ، ایا باز هم می خواهی با او زندگی کنی؟ خوب فکر کن و پاسخ بده

      بدون تغییر نه اصلا (حتی اگه زندگی بدون خانومم بدتر باشه )
    • من وقتی با احساسم به قضیه نگاه می کنم دوست دارم که روزهایی خوشی که سابق داشتیم رو دوباره برگردونم و به سوال بالا جواب مثبت بدهم . دوست دارم که همه اینها تو خواب بوده باشه و من دوباره به زندگیم برگردم تا بتونم با چیزهایی که جدیدا یاد گرفتم گذشتمو جبران کنم و زندگی خوبی مثل تمام زوج های اطرافم داشته باشم.
    • اما وقتی با عقلم به زندگیم نگاه می کنم،می بینم درسته که من ممکنه اشتباهاتی رو هم انجام داده باشم ، اما تلاش زیادی هم برای بقای زندگیم انجام دادم،وقتی می بینم حتی با گذشت چند ماه خیلی از رفتار های بد خانومم مثل روز اول برام ثقیله و غیر قابل بخشش، وقتی می بینم من نمیتونم شخصیتم رو عوض کنم و آدمی بشم که همه حرفاشو با زور تحمیل بکنه.وقتی میبینم نمی تونم بی عفتی خانومم رو حتی به مدت خیلی کوتاه تحمل کنم. وقتی میبینم نگاه کل اطرافیانم به خاطر یک انتخاب اشتباه به میلادی که خیلی قبولش داشتن عوض شده و همه به خودشون حق اظهار نظر راجع به زندگیه من میدن و اشتباهامو تو سرم می کوبن.وقتی می بینم تمام کارهایی که از نظر خودم برای خوبی زندگیم انجام دادم از نظر خانومم بدی بوده و اصلا اونارو ندیده.به این نتیجه میرسم که ادامه این زندگی، با این شرایط به صلاحم نیست و باید خودم رو به جریان آب بدم تا ببینم خدا چه سرنوشتی رو برام رقم خواهد زد


    >>>> الان و این لحظه واقعا چه می خواهی ؟
    دوست دارم قدرتی داشته باشم تا بتونم برای شخصیتم احترام قائل باشم و دیگه برای به دست آوردن خانومم عشق رو گدایی نکنم،و بتونم با تبعات کارم و ضربات روحی و جسمی و مالیی که ممکنه تا سال های سال تو زندگی همراه من باشن به بهترین نحو کنار بیام
    از دوستان و کارشناسان میخواهم که درسترین راه ممکن رو جلوی پام بگذارن و نظرشون رو بهم بگن،تا من هم با کمک خدا و استفاده از علم و تجربیات و نظرات شما عزیزان و بزرگواران بتونم بهترین تصمیمو بگیرم

    خانم یا آقای بال های صداقت بی نهایت از پست مفیدتون سپاسگزارم ، خیلی خیلی کمکم کردین تا با خودم راحت تر بتونم کنار بیام و از همه مهمتر به اصلی ترین ایراد خودم پی ببرم



    ویرایش توسط milad08 : پنجشنبه 16 خرداد 92 در ساعت 05:06

  10. 6 کاربر از پست مفید milad08 تشکرکرده اند .

    mohammad6599 (یکشنبه 06 مرداد 92), reihane_b (سه شنبه 21 خرداد 92), یلدا68 (شنبه 18 خرداد 92), مدیرهمدردی (یکشنبه 19 خرداد 92), بالهای صداقت (جمعه 17 خرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)

  11. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 18 خرداد 92 [ 19:41]
    تاریخ عضویت
    1392-3-16
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    25
    سطح
    1
    Points: 25, Level: 1
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 25
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    0
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    شما خیلی مرد خوبی هستید چون من توزندگیم اجازه غرزدن ناراحتی وراه انداختن بحث در صورت لزومو ندارم..جالبه خانم شما چقدر راحت بوده وتازه کتکم نمیخورده و پرتوقع ونترس بوده...

  12. کاربر روبرو از پست مفید زخمی روزگار تشکرکرده است .

    الهه آذر (جمعه 17 خرداد 92)

  13. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 03 مرداد 94 [ 21:52]
    تاریخ عضویت
    1392-3-11
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    2,033
    سطح
    27
    Points: 2,033, Level: 27
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 93 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با عرض تشکر و قدردانی از همه دوستان و کارشناسان بابت ارائه راهکار و همدردی

    از دوستان و کارشناسان خواهمشندم که درست ترین راه ممکن رو جلوی پام بگذارن و نظرشون رو بهم بگن،تا من هم با کمک خدا و استفاده از علم و تجربیات و نظرات شما عزیزان و بزرگواران بتوانم بهترین تصمیمو بگیرم
    ویرایش توسط milad08 : شنبه 18 خرداد 92 در ساعت 14:08

  14. کاربر روبرو از پست مفید milad08 تشکرکرده است .

    بالهای صداقت (دوشنبه 20 خرداد 92)

  15. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    بال های صداقت گرامی یک مفهوم رو 3 بار به شما یاداوری کرده:

    این شما هستی که می توانی خودت را بسنجی و بفهمی که چقدر توان داری تا در این زندگی انرژی بگذاری

    اول مشخص کن چه می خواهی ...

    یک دله شو و بفهم که چه می خواهی

    خب آقا میلاد. جواب شما چیه؟ تونستی تصمیم بگیری که جدا بشی یا زندگیت رو بسازی؟ اینجا تو این تالار هیچ کس حتی کارشناس ها هم به شما نمیگن که چه تصمیمی بگیری...تصمیم نهایی با خودته.

    هم به تبعات جدایی فکر کن هم به اینکه اگه بخوای زندگیت رو بسازی به قول خودت معجزه نمیشه به قول بال های صداقت عزیز باید خیلی انرژی بذاری و خیلی تلاش کنی و خودت هم خیلی از رفتارهات رو تغییر بدی. میتونی؟ ببین ارزشش رو داره؟
    یا ترجیح میدی اون انرژی رو بذاری برای روزهای بعد از جدایی و برای شروع یک زندگی جدید اما به این قیمت که از زندگی مشترک و علاقه و عشق بگذری؟

    هیچ کس به شما نمیگه جدا شو. اما اگه شما هر تصمیمی بگیری دوستان کمکت میکنن.

  16. 2 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    بالهای صداقت (دوشنبه 20 خرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)

  17. #40
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array
    عذر تقصیر مرا در تاخیرم به همفکری دادن به شما بپذیرید


    به دقت پاسخ هایتان را خوانده ام

    پاسخ های شما را حاکی از توانایی شما در تسلط بر خودتان و اوضاع و شرایط پیرامونتان دارد


    بزرگترین نکته ای که هم اکنون به شما کمک می کند این هست که


    مهم نیست که ادامه بدهی یا طلاق بگیری . مهم اینست که قوی باشی و تبعاتش را بپذیری و همچنین سبک و سنگین کنی که کدامیک می تواند منافع بیشتری برای همتون داشته باشه.



    من تک تک کلمات شما در پست هاتون را از اول تا انتهای تاپیک خوانده ام ، از مدیر همدردی هم در این خصوص راهنمایی گرفتم

    الف)
    آنچه که مسلم هست و خود نیز به آن واقفید این هست که شما از توان بالایی برخوردار هستید و برای زندگی تان بسیار تلاش کرده اید...برای اصلاح یک زندگی اشتراکی می بایست طرفین هردو باهم بخواهند و در کنار هم سعی کنند تا مشکلات را مرتفع کنند، یک طرفه نمی توان شرایط را تغییر داد ، مثلا مشکلاتی که شما عنوان کرده اید مثل اقدام به دروغ ، قسم دروغ، تغییر در قول و قرارهای روز اول (نوع حجاب) و خصوصا اقدام به خودکشی همسرتون که مشکلی است که می بایست حتما زیر نظر مشاور و روانشناس حل شود ، از آن دسته مشکلاتی است که هر دو طرف زندگی باید دردست هم به رفع آنها اقدام کنند

    ب)
    نکته بعدی ، ظرفیت و تحمل طرفین در مسیر حل مشکلات می باشد، با نگاهی اجمالی به سیر زندگیتون و آنچه که در حال گذشتن هست ، می توانید دریابید که ظرفیت شما و همسرتان چه اندازه هست و تا چه اندازه ای نیز جا خواهد داشت و چه زمانی تکمیل می شود
    بررسی اینکه توی موقعیت های پرتنش قبلا چه رفتاری داشته اید (هردوتاتون) و هم اکنون در همون موقعیت ها و یا موقعیت هایی که تنش آن کمتر از قبل هست چگونه برخورد می کنید ، می تواند به دانستن گنجایش ظرفیتتان کمک کند
    حتی موقعیت هایی به غیر از مسائل خانوادگی ، مثلا در محیط کار ، در برخورد با یک دوست ، حتی در برخورد با خودتان ، قبلا چگونه عمل می کردید و اکنون چگونه نیز سرنخ هایی را در اختیارتان می گذارد


    بنابراین با توجه به توضیحات ارائه شده هم اکنون توصیه می کنم بار دیگر پستی که در آن به پرسش هایم پاسخ داده اید را بخوانید
    سپس به دور از هر هیایو و اضطرابی در کمال آرامش و به دور از احساسات
    فهرستی از منفعت های جدایی و منفعت های ادامه زندگی
    و همین طور فهرستی در خصوص ضررهای جدایی و همچنین ضررهای ادامه زندگی
    تهیه کنید


    منتظر پست شما هستم

    من نیز پس از خواندن پست شما ، با هماهنگی مدیر همدردی ، منفعت ها و ضررهایی را که به ذهنم می رسد بر فهرست شما می افزایم تا بتوانی روند فکری و اصولی خوبی را تا رسیدن به آرامش واقعی و رضایت از تصمیمت را در پی بگیری

    نگران نباش! خدای امروز فردا هم هست ، من مطمئنم ، تو هم مطمئن باش

  18. 8 کاربر از پست مفید بالهای صداقت تشکرکرده اند .

    del (سه شنبه 21 خرداد 92), mohammad6599 (یکشنبه 06 مرداد 92), reihane_b (سه شنبه 21 خرداد 92), فرشته مهربان (دوشنبه 20 خرداد 92), گل آرا (سه شنبه 21 خرداد 92), مدیرهمدردی (سه شنبه 21 خرداد 92), دلنشین (سه شنبه 21 خرداد 92), راحیل خانوم (شنبه 25 خرداد 92)


 
صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با شوهر دروغگو وخیانتکار خود چگونه رفتار کنم
    توسط مریم سبز در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 شهریور 94, 19:54
  2. زنی که همه دنیام بود وقیح و دروغگو شده (2)
    توسط milad08 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 14 آبان 92, 15:24
  3. با شوهر خیانت کار و دروغگو چطور برخورد کنم؟
    توسط باران بهار 64 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 آبان 92, 00:58
  4. با شوهر دروغگو و لجبازم چیکار کنم؟
    توسط شارلوت در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 28
    آخرين نوشته: شنبه 07 مرداد 91, 09:17
  5. خواص باور نکردنی روغن کنجد
    توسط parnian1 در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 16 دی 88, 10:36

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:24 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.