
نوشته اصلی توسط
setayesh92
دوستان من واقعا نمیدونم چه کار باید بکنم
نمیدونم چی درسته و چی غلط
نمیدونم درسته که بگم یا نه ولی انگار من حتی خونه مامانمم اگه چند ساعت بیخبر باشم ازش بهم خوش نمیگذره
چرا؟؟؟؟
نمیدونم
یه حسی به خونه خودم دارم که انگار هیچ کجا ندارم، اگه 100 ساعت توی خونه خودم تنها منتظرش باشم انگار نمیتونم یک دهم این مدتو خونه مامانم منتظر ش باشم و در عین حال خودمو مشغول کنم
چرا؟؟؟
نمیدونم
بهم بگید ایا نوع نگاهم به زندگی خیلی اشتباهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بچه ها یه چیز دیگه ، وقتی من با اصرار میخوام که با هم حرف بزنیم بعد از کلی منت گذاشتن در حالی که چشاش توی تلوزیونه میگه خوب بگو، اون لحظه واقعا دلم نمیخواد چیزی بگم چون دیگه اعصابم خورد شده ولی از ترس از دست دادن اون فرصت با استرس و ناراحتی زیاد حرفم رو میزنم ، و مثل همیشه اون هیچ جوابی به حرف من نمیده، اون قدر سکوت میکنه و تلوزیون میبینه که خودم خسته بشم و برم، وقتی میگم خوب یه جوابی به حرفم بده بعد از کلی وقت تلف کردن میگه حرفی ندارم، انگار که من همیشه روی اعصابشم، منتظره که من بلند شم برم و اون به دیدن تی وی ادامه بده
من نمیدونم واقعا تلوزیون ایران و کانالای استانی چی دارن که چسبیده بهشون
این جوریه که احساس میکنم شخصیتم داره خورد میشه
هر کاری میکنم نمیتونم وارد صفحه پرداخت اینترنتی بشم
دوست من چون من خ مهارت ندارم نمی خام تاپیکت رو پر کنم از طفی حالت چت هم پیدا می کنه تاچیکت قفل میشه. شما سری به موضوعات دوستان دیگه زدی. مثلا زندگی موفق( البته به انگلیسی) اصلا مشکل ایشون شبیه شما نیست اما یه سری توصیه ها اقای sci کردن خ خوب اونا روبخون.
ببین دوست من متمرکز شدن روی شوهرت و اصرار کردن اونم با این سبک شما جواب نمیده. همه ادمها همشون بلا استثنا وقتیچیزی زیاد در دسترسشون باشه مغرور می شن. شما خودت یکی التماست بکنه دوسش داری. از من نرنج. خاهشا این موضوعاتی رو که برات فرستادم بخوون. من دارم می بینم شما رفتار منفعلانه ای داری جایگاتو عوض کن. چوننمی تونم خ کمکت کنم دیگه مزاحمت نمیشم خدانگهدار دوست من
- - - Updated - - -

نوشته اصلی توسط
setayesh92
دوستان من واقعا نمیدونم چه کار باید بکنم
نمیدونم چی درسته و چی غلط
نمیدونم درسته که بگم یا نه ولی انگار من حتی خونه مامانمم اگه چند ساعت بیخبر باشم ازش بهم خوش نمیگذره
چرا؟؟؟؟
نمیدونم
یه حسی به خونه خودم دارم که انگار هیچ کجا ندارم، اگه 100 ساعت توی خونه خودم تنها منتظرش باشم انگار نمیتونم یک دهم این مدتو خونه مامانم منتظر ش باشم و در عین حال خودمو مشغول کنم
چرا؟؟؟
نمیدونم
بهم بگید ایا نوع نگاهم به زندگی خیلی اشتباهه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بچه ها یه چیز دیگه ، وقتی من با اصرار میخوام که با هم حرف بزنیم بعد از کلی منت گذاشتن در حالی که چشاش توی تلوزیونه میگه خوب بگو، اون لحظه واقعا دلم نمیخواد چیزی بگم چون دیگه اعصابم خورد شده ولی از ترس از دست دادن اون فرصت با استرس و ناراحتی زیاد حرفم رو میزنم ، و مثل همیشه اون هیچ جوابی به حرف من نمیده، اون قدر سکوت میکنه و تلوزیون میبینه که خودم خسته بشم و برم، وقتی میگم خوب یه جوابی به حرفم بده بعد از کلی وقت تلف کردن میگه حرفی ندارم، انگار که من همیشه روی اعصابشم، منتظره که من بلند شم برم و اون به دیدن تی وی ادامه بده
من نمیدونم واقعا تلوزیون ایران و کانالای استانی چی دارن که چسبیده بهشون
این جوریه که احساس میکنم شخصیتم داره خورد میشه
هر کاری میکنم نمیتونم وارد صفحه پرداخت اینترنتی بشم
دوست من چون من خ مهارت ندارم نمی خام تاپیکت رو پر کنم از طفی حالت چت هم پیدا می کنه تاچیکت قفل میشه. شما سری به موضوعات دوستان دیگه زدی. مثلا زندگی موفق( البته به انگلیسی) اصلا مشکل ایشون شبیه شما نیست اما یه سری توصیه ها اقای sci کردن خ خوب اونا روبخون.
ببین دوست من متمرکز شدن روی شوهرت و اصرار کردن اونم با این سبک شما جواب نمیده. همه ادمها همشون بلا استثنا وقتیچیزی زیاد در دسترسشون باشه مغرور می شن. شما خودت یکی التماست بکنه دوسش داری. از من نرنج. خاهشا این موضوعاتی رو که برات فرستادم بخوون. من دارم می بینم شما رفتار منفعلانه ای داری جایگاتو عوض کن. چوننمی تونم خ کمکت کنم دیگه مزاحمت نمیشم خدانگهدار دوست من
هر قدیسی گذشته ای و هر گنهکاری آینده ای دارد.....اسکار جووون
علاقه مندی ها (Bookmarks)