به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 34 , از مجموع 34

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط lilmor نمایش پست ها
    من به ایشون گفتم که اصرار ایشون باعث یک سری حساسیت ها شده که باید کم کم از بین بره و این از بین رفتن هم مستلزم صبر هست .
    حرفهای قشنگی میزنی حاکی از خرد و عقلانیت و... اما معمولا توی همون پست ات خودت نفی اش میکنی! در شناخت آدمها و حتی شناخت خودمون بهتره صرفا به حرف تکیه نکنیم. هر چند که مثل همین پستها به خوبی میشه حتی توی صحبت افراد هم به خیلی چیزها پی برد. اما قرار گرفتن در موقعیتها خیلی کمک کننده است برای شناخت. و خود این چالشی که الان هر دوی شما باهاش روبرو هستید اتفاقا از نظر من خودش محک خوبی میتونه باشه برای شناخت طرفین و نیز خانواده ها و آزمایش صبر هر یک از شما.

    نقل قول نوشته اصلی توسط lilmor نمایش پست ها
    اما من نگران این موضوع هستم که من باید طول این سال پیش رو ایشون رو معرفی کنم چرا که بالاخره درس من تموم میشه و باید راهی باشه که بتونم بهخانواده بگم که باایشون در تماس هستم برای کارهای مربوط به دانشگاه و رشته تحصیلی آ اما اگر در این سال جاری این اتفاق نیفتاد و راضی نشدن چه؟
    برای رفع نگرانیتون: فراوان مورد مشابه در اطرافم داشتم که دختر و پسر درسشان در دانشگاهی در شهری دیگر تمام شده و خانواده دختر خیلی هم متعصب بوده اند روی سنتها و ... اما آقا پسر عضو مونثی از خانواده را جلو فرستاده (از طریق تلفن یا ارتباط حضوری با نزدیکان) و اعلام کرده که با توجه به همکلاسی و هم پروژه یا ...بودن با هم و با توجه به شناخت دورادور واقف بودن به محاسن دختر خانم از جمله نجابت و... خواهان کسب اجازه برای امر خیر هستند و باقی ماجرا تا ازدواج (که البته نباید انتظار داشت که هیچ چالشی در آن نباشد!).


    نقل قول نوشته اصلی توسط lilmor نمایش پست ها
    منو ایشون فقط یک سال دیگه فرصت داریم که بتونیم کاری رو بکنیم . فقط یک سال که اون هم با یک چشم به هم زدن مثل همین سالی که گذشت میکذره و تموم میشه ...

    ای عاشق دلباخته! صبر صبر صبر! حقیقتا اگر همچین دیدگاهی به گذشت زمان داری پس باید خیلی از مساسل برات حل شده باشه. یک دنیای زودگذر! چهار روز دیگه با همسر و بچه هات داری تعریف میکنی که چقدر اینروزها بی تابی میکردی! و ...خدایی نکرده شاید از این بی صبری افسوس هم بخوری.

    سنتی بودن خانواده من اینو ایجاب میکنه که بعد درسم دیگه بهانه ای برای ادامه ارتباط نداشته باشم و این منو نگران میکنه. اگر منو ایشون داریم اصرار میکنیم که هرچه زودتر خانواده ایشون راضی بشند شاید یکی از دلایلش این باشه ولی این رو هم میدونم که نتیجه معکوس داره اما اخه باید چه کرد؟؟؟؟صبر؟ تا کی ؟ ایا همین صبر نتیجه ای هم میتونه داشته باشه؟؟؟اگر همه زحمات بر باد بره چی ؟ خب همه این سوالات فکر من رو مشغول میکنه و باعث این هم میشه که گاهی حالت دفاعی بگیرم. و بی نهایت نگران باشم.
    بهانه برای ادامه ارتباط؟ چرا؟ مگر هدفتان را واضح و روشن مشخص نکرده اید که ازدواج است؟ مگر به روشنی خود شما اذعان نکردید که پذیرای فرهنگ خانواده ها هم هستید؟ خیلی خوب پس از این به بعد تکلیف روشنه و نیاز به ارتباط بیشتر شما با آقای فروهر (به هر دلیل و بهانه ای) نیست!

    شما قرار نیست کاری کنی! آقای فروهر به عنوان اولین اقدام برای اثبات بالغ شدن و مرد شدن، نیاز دارد که وارد گفتگویی سازنده و ثمر بخش با خانواده اش بشود و ایشان را با حفظ همه حرمتها وارد تعامل مستقیم با خانواده شما (بزرگترها) برای خواستگاری کند.

    اینهمه اصرار و بی تابی از سمت دختر! حقیقتا کمک کننده نخواهد بود.

    این آقا باید بتواند از همین الان چالشهای شروع یک زندگی را به جان بخرد و از پس آنها به درستی بر بیاید.
    شما در حد کلام! و سخن! به حد کافی به یکدیگر تضمین داده اید و از عشق و علاقه یکدیگر را مطمئن کرده اید. الان زمان تمرین و عمل کردن به اون حرفها و شعارهایی است که هر یک از شما به زیبایی تا اینجا بیان کردید.
    معلوم است که خانواده ها سنگ می اندازند، جامعه سنگ می اندازد، روزگار سر ناسازگاری پیدا میکند و... شناخت آدمها یعنی همینکه ما ببینیم طرف مقابلمان در برخورد با این مسائل چطور در جهت رسیدن به خواسته اش عمل میکند؟

    بگذارید آقای فروهر خودش مشکلش را با خانواده اش حل کند. اصلا اینکه چطور ایشان با خانواده اش مشکل را حل میکند هم یک محک خوبی است. شما خانواده ایشان را صرفا از زبان ایشان شناخته ای! و داری خانواده را قضاوت میکنی.

    بگذار ایشان وظیفه مردانه خودش را انجام دهد و شما هم رسالت زنانه خودت را (زمانی که موضوع به خانواده شما کشیده میشود) انجام بده.

    من اون مقدار پذیرش و ملایمت و صبوری را که در صحبتهای آقای فروهر دیدم در صحبتهای شما ندیدم! علتش هم این است که شما یکجورایی خیال این آقا را زیادی راحت کرده ای و میخواهی و داری بخشی از نگرانیهای ایشان را حمل میکنی و احتمالا تلاش داری با یک ترفندی بتوانی وظیفه ایشان را هم انجام بدهی.

    به نظرم شما نیازی به ارتباط بیشتر با این آقا حتی اگر یکسال دیگر هم طول بکشد نداری. این آقا تکلیفش روشن است! باید بتواند طبق سنت و عرف جامعه یک خواستگاری آبرومند از شما به عمل بیاورد یا اینکه بی خیال شما بشود.

    هشدار! خواستگاری شروع ماجراست. یکی از مضرات وابستگی و استرس و تنش برای اینکه آیا خانواده راضی میشوند یا نه، باعث میشود که موضوع شناخت تحت شعاع قرار بگیرد.

    برای همین اوصیکم به صبوری صبوری و باز هم صبوری!

    نه خودت رو تحت فشار بگذار نه آقای فروهر را. بگذار ایشان طی یک بازه زمانی خواستگاری را به ثمر برسونه در غیر اینصورت ...

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد

    ویرایش توسط بی دل : یکشنبه 23 تیر 92 در ساعت 15:47

  2. #2
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانم لیمور. نگران نباش. شما و ایشان اگر واقعا تصمیم قطعی برای ازدواج گرفته اید و اگر آن طور که می گویید همه جوانب را سنجیده اید و علاقه هم به هم دارید مشکلی نمی بینم. یادتان باشد شما قصد دارید ازدواج کنید. پس حتی بعد از تمام شدن درس خود نتوانید با هم ارتباط داشته باشید مشکلی نیست. ببینید هدف از ارتباط شما که سه سال هم سابقه دارد شناخت و آشنایی یکدیگر بوده است. حالا شما دو نفر به این هدف رسیده اید. پس قدم بعدی لازمه اش رابطه داشتن مداوم شما دو نفر نیست. شما هر دو اطلاعات محل سکونت و تماس و ایمیل دارید و یکدیگر را گم نمی کنید. نداشتن ارتباط ازدواج شما را به خطر نمی اندازد. شما دو نفر این تالار را هم دارید و می توانید برای حل مشکلات مشترکتان مثل الان تاپیک بزنید و قدم به قدم پیش بروید. خیلی از بچه های تالار این کار را کرده اند و مرحله به مرحله مشاوره گرفته اند. پس خواهش می کنم دیگر خودتان را ناراحت نکنید. سر گرفتن این ازدواج به ارتباط داشتن یا نداشتن شما ربطی ندارد. بلکه الان برنامه ریزی ، اصلاح قدم به قدم افکار و اعمال در طی برنامه و صبر مهم است. خواهش می کنم شما دو نفر تمام سعی خود را بر روی آرام کردن ذهن و جسم خود بگذارید. بعد می توانید کارهایی بکنید که فکرش را هم نمی کردید. اگر موافق باشی به عنوان اولین قدم فعلا بحث راضی کردن خانواده ها را کنار بگذاریم و با کمک بچه های دیگر راه هایی برای آرامش شما دو نفر پیدا کنیم. بعد قدم بعدی را برداریم.

  3. کاربر روبرو از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده است .

    بی دل (یکشنبه 23 تیر 92)

  4. #3
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 تیر 92 [ 18:45]
    تاریخ عضویت
    1392-4-21
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    17
    سطح
    1
    Points: 17, Level: 1
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بی دل عزیز واقعا مرسی. بله کاملا حق باشماست. من فکرم رو به این یک سال باقی مونده محدود کرده بودم . واقعا حق باشماست بله تصمبم ما ازدواج هست و حرفهایی که شما زدید واقعادرسته مرسی.من واقعا تشکر میکنم.

    - - - Updated - - -

    نوپوی عزیز از شما هم بسیار سپاسگذارم. بله با شما موافق هستم . شاید ما بیشتر نیاز به ارام کردن هم دیگه داریم . و باید یه جوری این تشنج رو در خودمون بر طرف کنیم. مرسی از لطف همه دوستان. واقعا خوشحالم که با شما دوستان اشنا شدیم.

    - - - Updated - - -
    ویرایش توسط lilmor : یکشنبه 23 تیر 92 در ساعت 18:29

  5. کاربر روبرو از پست مفید lilmor تشکرکرده است .

    نوروزیان. (یکشنبه 23 تیر 92)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.