به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 48

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 آبان 92 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    738
    سطح
    14
    Points: 738, Level: 14
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیزم. به خواهرم گفتم که لجبازی های تو کارو بدتر می کنه و من دیشب از استرس نخوابیدم اما جوگیر شد و گفت نمی تونه جوابشونو نده. اصلا حرف تو گوشش نمیره. من قبلا رو یکی از خواهرام تونستم تاثیر بذارم حتی رو دختر خاله هام. امام حالا خودم تنها موندم. یعنی هیچ کدوم از دور و بریهام نمی تونن آرومم کنن. شاید بلد نیستن. در صورتی که به من میگن یه زبونی داری که راحت همه رو آروم می کنی. البته این خواهرم که عصبیه یه مدت خوب شده بود اما از وقتی من خودم به هم ریختم دیگه حوصله نداشتم باهاش حرف بزنم و آرومش کنم. من الان خودم نیاز دارم کسی کنارم باشه. وقتی دعوا میشه من نمی تونم بیخیال بشینم چون خونه ما انقدر بزرگ نیست که نشه صداشونو شنید یا دیدشون. همش پالس منفی میدن. دو روزه که روزه نیستم هم حالشو ندارم هم معده ام اذیت می کنه. نماز هم نمی خونم نمی دونم چرا هیچ حسی به نماز ندارم هیچ لذتی نمی برم. مشکلم اینه که حال خوبم با کوچکترین چیزی به هم می ریزه و هرچی رشتم پنبه میشه. یعنی کافیه یه حرف بزنن که منو بهم بریزن و یکی اینکه چرا من انقدر دورم از خدا و نمی رم سمتش. انگار اون هم منو نمی خواد که من اینطوریم.

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 31 مرداد 04 [ 19:12]
    تاریخ عضویت
    1391-7-15
    محل سکونت
    زیر باران
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    25,533
    سطح
    96
    Points: 25,533, Level: 96
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 817
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First ClassOverdriveSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    2,336

    تشکرشده 1,642 در 598 پست

    Rep Power
    166
    Array
    خوبه که باخواهرت حرف زدی و ناراحتیتو بهش گفتی.حتما روش تاثیرگذاشته.
    یه جیزی بهت بگم اینکه کسی مسئول شادکردن مانیست.و تو هم درحدتوانت براشون مایه بزار نه بیشتر.اگرهم قبلا بهشون کمک میکردی حتما خودت هم با این کار احساس بهتری بهت دست میداد.آدما باهم خیلی تفاوت دارن.ضمن اینکه به دنیای بقیه احترام می ذاری باید بدونی کاهی وقتا کارایی میکنن که اصلا توی دنیای ما جایی نداره!!!و حتما برعکسش هم صادقه یعنی ما یه کارایی میکنیم که...پس بهتره اصلا سعی نکنیم به دنیای یکی وابسته شیم چون ممکنه مجبوربشیم ازدنیای خودمون فاصله بگیریم.
    عزیزم شاید محبت کردن تو دنیای خواهرت خیلی با تو فرق داره یا شاید به مرور زمان فرق کرده.بالاخره آدما درطول زندگی مسیرهاوتجربههای مختلف دارند.پس به خاطر اینکه دیگران چرا کمکت نمیکنن؟؟؟ وباتکرار این سوال توی ذهنت سرعت و پیشرفت رو ازخودت نگیر.به دنیای خودت احترام بگذار.هنوزم باشخصیتی که ازت میبینم هرقدمی که بتونی برای کمک به دیگران برمیداری و این قانون قلب مهربون توه.(شاید مثل من حتی اگه خودتم ناراحتی).ولی اینو بدون چیزی که رابطه اقتصادی رو از رابطه عاظفی جدا میکنه اینه که تو رابطه اقتصادی همونقدر آش میخوری که پول میدی ولی توی رابطه عاطفی اینجوری نیست.شاید چون قوانین عاطفی نداریم.وشاید هم بعضی ها نبود یا بودن احساس و محبت ما براشون فرق چندانی نکنه.پس چرا ما باید محبت کنیم؟
    من برای محبت کردن چنتا دلیل میبینم و نظر خودم اینه:
    اولا بالاخره محبت باید ازیه جایی شروع بشه اگه ماشروعش کنیم اولش رشد بین فردیش کمه ولی بعدش میفهمیم چطور محبت بی ریا و بدون چشم داشتمون معجزه کرده.
    دوم اینکه با محبت کردن ازلحاظ عاطفی رشد می کنی و میتونیم حس خودمون رو نسبت به دیگران نشون بدیم.همچنین ازخودگذشتگی و خوش بینی هم درانسان تقویت میشه. به علاوه موقع ناراحتی هم میتونیم قشنگ تر احساسمون رو بیان کنیم.

    سوم اینکه به دنیای خودم احترام میذارم.چون تو دنیای من محبت جایگاه ویژه ای داره و برای رشد آدما لازمه.جواب محبت بقیه رو با محبت های بیشتر وسنجیده تر میدم.وعلاوه برخودم به رشد عزیزانم هم کمک میکنم.با اینکه میدونم هنوزم آدم هایی هستند که به درک محبت نرسیدند ولی قانون دنیای من بسیار محترمه!!!برای اینجور افراد قانون های جدید درنظر میگیرم.گاهی وقتا نباید اینجوری به نظربیاد که محبتتو حراج کردی!!!یا داری خیلی ارزون میدی.باید منصفانه براش قیمت بذاری.

    چهارم اینکه با محبت کردن به قلب بقیه بیشتر نزدیک میشم و محبت دیگران هم جلب میکنم.چون من برای زندگی نیاز دارم که محبت کنم و محبت ببینم.گاهی وقتام عزیزانم، درکنار من دردودل هایی میکنن که من بهشون درحدی که میتونم کمک میکنم و یه حس خیلی عالی بهم دست میده اول ازینکه بامن از مشکلاتشون گفتن خوشحال میشم و بعد ازینکه تونستم کمی با شنیدن حرفاشون آرومشون کنم خوشحال میشم.

    اما یادمون باشه....
    محبت که ازحدبگذرد نادان خیال بد کند.هرچیرزی حدی داره و مرزی.هرچه حدومرزات روشن ترباشه برای بقیه هم قابل پیش بینی تر میشی و مرزهای تورو بیشتر درک میکنن و احترام میذارن.
    البته پدرومادر همواره به گردن ماحق دارن و احترام بهشون و محبت به اونا لازمه.چون وقتی ما به اندازه ی یه نقطه بودیم به ما محبت کردند و مارو پرورَ دادن.شاید با محبت ما دوباره یاد روزای خوبشون بیفتند.

    شادوپیروز باشی و سربلند

    - - - Updated - - -

    خوبه که باخواهرت حرف زدی و ناراحتیتو بهش گفتی.حتما روش تاثیرگذاشته.
    یه جیزی بهت بگم اینکه کسی مسئول شادکردن مانیست.و تو هم درحدتوانت براشون مایه بزار نه بیشتر.اگرهم قبلا بهشون کمک میکردی حتما خودت هم با این کار احساس بهتری بهت دست میداد.آدما باهم خیلی تفاوت دارن.ضمن اینکه به دنیای بقیه احترام می ذاری باید بدونی کاهی وقتا کارایی میکنن که اصلا توی دنیای ما جایی نداره!!!و حتما برعکسش هم صادقه یعنی ما یه کارایی میکنیم که...پس بهتره اصلا سعی نکنیم به دنیای یکی وابسته شیم چون ممکنه مجبوربشیم ازدنیای خودمون فاصله بگیریم.
    عزیزم شاید محبت کردن تو دنیای خواهرت خیلی با تو فرق داره یا شاید به مرور زمان فرق کرده.بالاخره آدما درطول زندگی مسیرهاوتجربههای مختلف دارند.پس به خاطر اینکه دیگران چرا کمکت نمیکنن؟؟؟ وباتکرار این سوال توی ذهنت سرعت و پیشرفت رو ازخودت نگیر.به دنیای خودت احترام بگذار.هنوزم باشخصیتی که ازت میبینم هرقدمی که بتونی برای کمک به دیگران برمیداری و این قانون قلب مهربون توه.(شاید مثل من حتی اگه خودتم ناراحتی).ولی اینو بدون چیزی که رابطه اقتصادی رو از رابطه عاظفی جدا میکنه اینه که تو رابطه اقتصادی همونقدر آش میخوری که پول میدی ولی توی رابطه عاطفی اینجوری نیست.شاید چون قوانین عاطفی نداریم.وشاید هم بعضی ها نبود یا بودن احساس و محبت ما براشون فرق چندانی نکنه.پس چرا ما باید محبت کنیم؟
    من برای محبت کردن چنتا دلیل میبینم و نظر خودم اینه:
    اولا بالاخره محبت باید ازیه جایی شروع بشه اگه ماشروعش کنیم اولش رشد بین فردیش کمه ولی بعدش میفهمیم چطور محبت بی ریا و بدون چشم داشتمون معجزه کرده.
    دوم اینکه با محبت کردن ازلحاظ عاطفی رشد می کنی و میتونیم حس خودمون رو نسبت به دیگران نشون بدیم.همچنین ازخودگذشتگی و خوش بینی هم درانسان تقویت میشه. به علاوه موقع ناراحتی هم میتونیم قشنگ تر احساسمون رو بیان کنیم.

    سوم اینکه به دنیای خودم احترام میذارم.چون تو دنیای من محبت جایگاه ویژه ای داره و برای رشد آدما لازمه.جواب محبت بقیه رو با محبت های بیشتر وسنجیده تر میدم.وعلاوه برخودم به رشد عزیزانم هم کمک میکنم.با اینکه میدونم هنوزم آدم هایی هستند که به درک محبت نرسیدند ولی قانون دنیای من بسیار محترمه!!!برای اینجور افراد قانون های جدید درنظر میگیرم.گاهی وقتا نباید اینجوری به نظربیاد که محبتتو حراج کردی!!!یا داری خیلی ارزون میدی.باید منصفانه براش قیمت بذاری.

    چهارم اینکه با محبت کردن به قلب بقیه بیشتر نزدیک میشم و محبت دیگران هم جلب میکنم.چون من برای زندگی نیاز دارم که محبت کنم و محبت ببینم.گاهی وقتام عزیزانم، درکنار من دردودل هایی میکنن که من بهشون درحدی که میتونم کمک میکنم و یه حس خیلی عالی بهم دست میده اول ازینکه بامن از مشکلاتشون گفتن خوشحال میشم و بعد ازینکه تونستم کمی با شنیدن حرفاشون آرومشون کنم خوشحال میشم.

    اما یادمون باشه....
    محبت که ازحدبگذرد نادان خیال بد کند.هرچیرزی حدی داره و مرزی.هرچه حدومرزات روشن ترباشه برای بقیه هم قابل پیش بینی تر میشی و مرزهای تورو بیشتر درک میکنن و احترام میذارن.
    البته پدرومادر همواره به گردن ماحق دارن و احترام بهشون و محبت به اونا لازمه.چون وقتی ما به اندازه ی یه نقطه بودیم به ما محبت کردند و مارو پرورَ دادن.شاید با محبت ما دوباره یاد روزای خوبشون بیفتند.

    شادوپیروز باشی و سربلند

  3. کاربر روبرو از پست مفید Eram تشکرکرده است .

    ندای درون (سه شنبه 01 مرداد 92)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 آبان 92 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    738
    سطح
    14
    Points: 738, Level: 14
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام امروز واقعا دلم گرفته اصلا نمی تونم تمرکز کنم. دلم پره. مخصوصا از این سایت و کاربرا. مرسی که به تاپبکهام جواب میدی. حرفهات واقعا حالمو بهتر میکنه
    خواهرم که کار خودشو می کنه. من مشکلم فقط با خودم نیست. با این مثلث هم مشکل دارم. تحمل کردنشون خیلی سخت شده برام. خیلی گریه ام گرفته.

    - - - Updated - - -

    سلام امروز واقعا دلم گرفته اصلا نمی تونم تمرکز کنم. دلم پره. مخصوصا از این سایت و کاربرا. مرسی که به تاپبکهام جواب میدی. حرفهات واقعا حالمو بهتر میکنه
    خواهرم که کار خودشو می کنه. من مشکلم فقط با خودم نیست. با این مثلث هم مشکل دارم. تحمل کردنشون خیلی سخت شده برام. خیلی گریه ام گرفته.

  5. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    مریدا جان، ببین تو اسم منو آوردی من زودی اومدم علت این که کسی از کارشناسا اینجا نمیاد من حس میکنم نوع عنوان تاپیکته.

    یه روشی دارم من برای آرامش که همیشه وقتی حالم خوب نیست ازش استفاده میکنم. شاید بعضیا با نماز بعضیا با دعا بتونند به این آرامش برسند اما برای کسایی که به قول تو یه روزایی تو زندگی حس میکنن خدا هم فراموششون کرده این روش روش بدی نیست فکر کنم.

    تصور کن رفتی به یه مکان خیلی خیلی زیبا. مثلا طبیعتی که دوست داری. یا یه معبد قدیمی، یا لب دریا. کسی رو که دوستش داری رو هم در کنار خودت تجسم کن. (حالا یا عشق، یا مادر، یا یه معلم و دوست یا اصلا یه عروسک) حالا فکر کن توی اون مکانی که دوست داری یه آتیش مقدس هم شعله وره. مقابل اون آتیش وایستا و تصور کن تمام افکار و احساسات منفیتو داری با دستات به عنوان یه قربانی به اون آتیش هدیه میکنی. و از اون آتیش بخواه که تورو از شر نیروهای منفی این افکار و احساسات حفظ کنه. تصور کن که هرچی تو دستاته میریزی توی آتیش. بعد برو به سمت کسی که دوسش داری و ازش بخواه که بهت عشق و احترام هدیه کنه.

    باور کن این فکر و ذهن ماست که برداشت مارو از واقعیت میگیره. هر وقت از چیزی ناراحت بودی این کارو انجام بده. و بچسب به زندگی، به عشق، به درس، ورزش و تفریح. خودت خودتو آروم کن. هرجا هم کم آوردی این تمرین ذهنیو انجام بده. من از وقتی این کارو انجام میدم همیشه شادم

    - - - Updated - - -

    مریدا جان، ببین تو اسم منو آوردی من زودی اومدم علت این که کسی از کارشناسا اینجا نمیاد من حس میکنم نوع عنوان تاپیکته.

    یه روشی دارم من برای آرامش که همیشه وقتی حالم خوب نیست ازش استفاده میکنم. شاید بعضیا با نماز بعضیا با دعا بتونند به این آرامش برسند اما برای کسایی که به قول تو یه روزایی تو زندگی حس میکنن خدا هم فراموششون کرده این روش روش بدی نیست فکر کنم.

    تصور کن رفتی به یه مکان خیلی خیلی زیبا. مثلا طبیعتی که دوست داری. یا یه معبد قدیمی، یا لب دریا. کسی رو که دوستش داری رو هم در کنار خودت تجسم کن. (حالا یا عشق، یا مادر، یا یه معلم و دوست یا اصلا یه عروسک) حالا فکر کن توی اون مکانی که دوست داری یه آتیش مقدس هم شعله وره. مقابل اون آتیش وایستا و تصور کن تمام افکار و احساسات منفیتو داری با دستات به عنوان یه قربانی به اون آتیش هدیه میکنی. و از اون آتیش بخواه که تورو از شر نیروهای منفی این افکار و احساسات حفظ کنه. تصور کن که هرچی تو دستاته میریزی توی آتیش. بعد برو به سمت کسی که دوسش داری و ازش بخواه که بهت عشق و احترام هدیه کنه.

    باور کن این فکر و ذهن ماست که برداشت مارو از واقعیت میگیره. هر وقت از چیزی ناراحت بودی این کارو انجام بده. و بچسب به زندگی، به عشق، به درس، ورزش و تفریح. خودت خودتو آروم کن. هرجا هم کم آوردی این تمرین ذهنیو انجام بده. من از وقتی این کارو انجام میدم همیشه شادم

  6. 3 کاربر از پست مفید sara.s تشکرکرده اند .

    Eram (جمعه 04 مرداد 92), meinoush (یکشنبه 30 تیر 92), ندای درون (سه شنبه 01 مرداد 92)

  7. #5
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    مریدا جان پست اول سه تا تاپیکاتو نگاه کردم. می دونم حالت بده. اما دقیقا سوالت مشخص نیست. بیشتر حالت دردل داره نمی دونم شاید واسه همینه که خیلی کسی نظر نداده. شایدم نه. ولی به هر حال کار خوبی کردی که اعتراض کردی :) الان کسایی که پستتو بخونن میان بتونن برات نظر میذارن.
    مشاوره تخصصی بهار زندگی با آقای sci (مسئله : ذهن سطحی و منتقد درونی )
    این تاپیکو بخون برای اینکه بتونی افکار منفیتو کنترل کنی خوبه.
    ورزش سبک هم اگه می تونی بکن. هم دوستای جدید احتمالا پیدا می کنی هم اینکه برای روحیه ات بهتره.
    واسه تپش قلب منم یه مدتی هست که دچارش شدم.

    - - - Updated - - -

    یه چیز دیگه. از هر کسی به اندازه ای که در توانشه توقع داشته باش تا اعصابت راحت باشه. مثلا هر کدوم از اعضای خونوادت. ممکنه تو به یه چیزی نیاز داشته باشی اما اونا درک نکنن و حتی بعد گفتن تو هم باز هم درک نکنن. خودتو ناراحت نکن. چون نمی تونن دقیقا بفهمن چی می گی. یا مثلا ممکنه از یکی از دوستات توقع داشته باشی که امروز بیاد باهات بیرون. اما دوستت کار داره خسته است خیلی نمیاد. نمی تونه. اگه یه مقدار ازاد بذاری توی فکرت بقیه رو که انجام بدن کاری رو که می خوای یا نه یه مقدار اعصاب خودت راحت تر میشه. البته سخته. تمرین می خواد.

  8. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    ندای درون (سه شنبه 01 مرداد 92)

  9. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 آذر 92 [ 02:46]
    تاریخ عضویت
    1392-4-25
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    131
    سطح
    2
    Points: 131, Level: 2
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 16 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مریدا جان سلام ,عزیزم تاپیکت و خوندم,کلاس یوگا رو از دست نده,
    خانواده منم پر از تنشه! روزایی که تا دوتا دعوای حسابی توش نشه شب نمیشه,خیلی از احساسات رو درک میکنم,
    مادرت هم خیلی تنهاس,چرا با مادرت پیاده روی نمیری!
    از خواهر و برادرت به دل نگیر,اوناهم مث تو توی تنش بزرگ شدن!حال و روزشون بدتر از تو نباشه بهتر نیست, سعی کن توی خونه یه گوشت در باشه یکیش دروازه,تو اینترنت گشت بزن مطابب فان بخو عزیزم ماه رمضونه!با خدا قهر نکن,شبا قبل

    - - - Updated - - -

    !با خدا قهر نکن,شبا قبل از خواب معنی قران و بخون,منم کاهل نمازم اما نماز بد خوندنشم بهتز از نخوندنه

    - - - Updated - - -

    موزیک شاد و رقصیدن کمک میکنه حال بهتری داشته باشی,اگه اهل رقص نیستی ایروبیک هم خوبه,
    اگه میتونی بنویسی شروع کن به نوشتن یه داستان,شاید داستان سرگذشت ایده الت, یه داستان که قهرمان اصلیش تویی,,خودتو بزار تپ داستانو ادامه بده, یه مجله هفتگی پیدا کن و خودتو ملزم کن هرشمارشو بخری و بخونی,مث مجله موفقیت و شادکامی که توش پراز انرژی مثبته!

    - - - Updated - - -

    موزیک شاد و رقصیدن کمک میکنه حال بهتری داشته باشی,اگه اهل رقص نیستی ایروبیک هم خوبه,
    اگه میتونی بنویسی شروع کن به نوشتن یه داستان,شاید داستان سرگذشت ایده الت, یه داستان که قهرمان اصلیش تویی,,خودتو بزار تپ داستانو ادامه بده, یه مجله هفتگی پیدا کن و خودتو ملزم کن هرشمارشو بخری و بخونی,مث مجله موفقیت و شادکامی که توش پراز انرژی مثبته!

    - - - Updated - - -

    موزیک شاد و رقصیدن کمک میکنه حال بهتری داشته باشی,اگه اهل رقص نیستی ایروبیک هم خوبه,
    اگه میتونی بنویسی شروع کن به نوشتن یه داستان,شاید داستان سرگذشت ایده الت, یه داستان که قهرمان اصلیش تویی,,خودتو بزار تپ داستانو ادامه بده, یه مجله هفتگی پیدا کن و خودتو ملزم کن هرشمارشو بخری و بخونی,مث مجله موفقیت و شادکامی که توش پراز انرژی مثبته!

  10. کاربر روبرو از پست مفید helma تشکرکرده است .

    ندای درون (سه شنبه 01 مرداد 92)

  11. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 آذر 92 [ 02:46]
    تاریخ عضویت
    1392-4-25
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    131
    سطح
    2
    Points: 131, Level: 2
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 16 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با چیزای شاد خودتو سرگرم کن,یه روز خودتو ناهار مهمون کن,هرروزی که از خودت راضی بودی به خودت هدیه بده,
    اگه تهران هستی محدودت رو بگو تا شاید واسه کارجایی پیدا کنیم.و اینکه حتما مرتبط با رشتت باشه?

    - - - Updated - - -

    تو زیادی حساسی,من این حسو میفهمم که یه عمر شونه واسه گریه بقیه باشیو وقتی خودت دلتنگی کسی کنارت نیست,چون تو همیشه اون ادم خوبه بودی و خودت از پس مشکلاتت بر میومدی!
    همه فکر میکنن تو رویین تنی!نباید خسته شی و کم بیاری!اما تو یه دختری پراز احساسات,

  12. کاربر روبرو از پست مفید helma تشکرکرده است .

    ندای درون (سه شنبه 01 مرداد 92)

  13. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 آبان 92 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    738
    سطح
    14
    Points: 738, Level: 14
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همه ی دوستان. من اومدم از همه معذرت خواهی کنم. واقعا عصبی بودم اون چند روز ولی دلیل نمی شه تند صحبت کنم. من واقعا جز اینجا جایی واسه درد و دل و صحبت در مورد مشکلاتم ندارم. رفتم لباس خریدم واسه یوگا. با دو جا صحبت کردم اگه عصر جا داشته باشه با خواهرم میرم (اونی که اخلاقش خوبه). اگه صبح باشه تنها. دوست هم فکر نکنم بتونم اونجا پید کنم. همه شون خانومای سن بالا بودن. .
    جا داره از Eram عزیز هم تشکر ویژه داشته باشم بابت راهنماییهای این مدتش. مدیران لطفا تشویقش کنین

    - - - Updated - - -


    اگه تهران هستی محدودت رو بگو تا شاید واسه کارجایی پیدا کنیم.و اینکه حتما مرتبط با رشتت باشه?
    هلما جام تهران زندگی نمی کنم

    - - - Updated - - -

  14. 2 کاربر از پست مفید ندای درون تشکرکرده اند .

    Eram (جمعه 04 مرداد 92), meinoush (سه شنبه 01 مرداد 92)

  15. #9
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 آذر 92 [ 02:46]
    تاریخ عضویت
    1392-4-25
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    131
    سطح
    2
    Points: 131, Level: 2
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 16 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    گریه ادمو سبک میکنه!
    خواهرپناه ادمه,سعی کن رابتطو باهاش قوی کنی بحثای مشترک,هیشکی به اندازه اون تورو نمیفهمه چون تو همون خونه بزرگ شده,اگه دوتاتون یه هدف مشترک بسازین که مثلا مامانو نرنجونیم ...و تو یه جبهه قرار بگیرین بهتر میشه!

    - - - Updated - - -

    گریه ادمو سبک میکنه!
    خواهرپناه ادمه,سعی کن رابتطو باهاش قوی کنی بحثای مشترک,هیشکی به اندازه اون تورو نمیفهمه چون تو همون خونه بزرگ شده,اگه دوتاتون یه هدف مشترک بسازین که مثلا مامانو نرنجونیم ...و تو یه جبهه قرار بگیرین بهتر میشه!

  16. کاربر روبرو از پست مفید helma تشکرکرده است .

    ندای درون (سه شنبه 01 مرداد 92)

  17. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 06 آبان 92 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    738
    سطح
    14
    Points: 738, Level: 14
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 74 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من دوتا خواهر دارم که بزرگه یکی از قطب های دعواهاست و سنش کم نیست که بشه نصیحتش کرد بارها امتحان کردم. وقتی یکی خودش اشتباهشو قبول نکنه هرچی بگی فایده نداره. اون یکی خوبه اما نمی تونم باهاش دردو دل کنم. من آدمی نیستم که سفره دلمو پیش همه پهن کنم شاید هم غرورم اجازه نمیده خودم شروع کنم. دوست دارم اون شروع کنه و خودشو مشتاق نشون بده که حرفهامو بشنوه. من از همه دوستان معذرت می خوام. حال خوبی ندارم به همه چی گیر میدم. سارا جان شاید بخاطر تاپیک یا اینکه خیلی دوستت دارن حرفهاتو گوش میدن خوشا به سعادتت. نمی خوام ناشکری کنم فقط دلم پره. دوست نداشتم این حرفها رو بزنم فکر کنین حسودم. من فقط حرف دلمو زدم فکر نمی کنم هم بی راه گفته باشم. بگذریم..... من دیگه نمی خوام تاپیکو ادامه بدم. این سالها فقط کسی که حرفامو گوش کرده خودم بودم. بازم خودم می مونم و خودم. هیچی دیگه نمی خوام فقط واسم دعا کنید.

    - - - Updated - - -

    من دوتا خواهر دارم که بزرگه یکی از قطب های دعواهاست و سنش کم نیست که بشه نصیحتش کرد بارها امتحان کردم. وقتی یکی خودش اشتباهشو قبول نکنه هرچی بگی فایده نداره. اون یکی خوبه اما نمی تونم باهاش دردو دل کنم. من آدمی نیستم که سفره دلمو پیش همه پهن کنم شاید هم غرورم اجازه نمیده خودم شروع کنم. دوست دارم اون شروع کنه و خودشو مشتاق نشون بده که حرفهامو بشنوه. من از همه دوستان معذرت می خوام. حال خوبی ندارم به همه چی گیر میدم. سارا جان شاید بخاطر تاپیک یا اینکه خیلی دوستت دارن حرفهاتو گوش میدن خوشا به سعادتت. نمی خوام ناشکری کنم فقط دلم پره. دوست نداشتم این حرفها رو بزنم فکر کنین حسودم. من فقط حرف دلمو زدم فکر نمی کنم هم بی راه گفته باشم. بگذریم..... من دیگه نمی خوام تاپیکو ادامه بدم. این سالها فقط کسی که حرفامو گوش کرده خودم بودم. بازم خودم می مونم و خودم. هیچی دیگه نمی خوام فقط واسم دعا کنید.


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.