[QUOTE=قلمکار;281765]
mercedes62 عزیز
بله فقط بهم میگه : برگرد باهم پیش مشاوربریم حل میشه ومن ازاین به بعدسرکارمیرم ولی تاوقتی مهریه ات باشه خانواده ام چیزی بنامم نمی کنن وقضیه عدم استقلالش همچنان هست.
تازه میگه اگه بچه دارشدیم خونه بنامت می کنم.ومیگه اگه الآن بنامت کنم ممکنه دوباره بری.
خیلی مادی فکرمی کنه مساله به این مهمی که دست بزن داره ومحکوم شده روبه سادگی ازش ردمیشه فقط میگه تعهدمیدم دیگه نزنم بیامنوامتحان کن امامن می ترسم
- - - Updated - - -
ببینید مشخصه شما عنگ طلاق براتون خیلی سنگینه و ترس ازش دارید و این تو ذهن و فرهنگ ما ایرانیا حک شده که البته الان کمتر شده
از نظر روانشناسی میگن خانوما بیشتر از همه از تغییر میترسن و برا همین سازگاریشون با همه چیز خیلی بیشتر از آقایونه
ولی در کل زندگی به این شکلی که شما فرمودید نبودنش خیلی بهتر از بودنشه و ضررش خیلی بیشتر از منفهتشه
آدم 1 بار بدنیا میاد زندگی متاهلی بی کیفیت و با استرس و درگیری و... روح و جسم آدمو نابود میکنه مثل شمع آب میشه اونن بخاطر هیچی. به نظر من بعنوان برادر بهتون میگم اصلا ارزشو نداره.
با توکل به خدا و با عقل و منطق و کمک از خدا ایشالا هرچی خیره تصمیم بگیرید






علاقه مندی ها (Bookmarks)