به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 75

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دیروز پدرش زنگ زدن دلیل خواستن منم همه چیزو گفتم. گفتن درست میشه من خودم به شخصه درستش میکنم گفتم لطفا خودتونو خسته نکنین آسمون به زمینم بیاد من دیگه نمیتونم ادامه بدم. انقدر دیگه ایشون اصرار کرد و از اونجایی که جای پدر منم هستن دست نگه داشتم ولی بارها بهشون گفتم نمیتونم با دخترشون ادامه بدم. نمیدونم زمان برای چی میخوان. شب دیدم خانوم اومد خونه ی ما منم اصلا تحویل نگرفتم گفتم مامان من دارم میرم بیرون. گفت منم میام! گفتم احتیاجی نیست و رفتم. وقتی بعد چند ساعت برگشتم بازم بود منم رفتم تو اتاقم اومد دنبالم تو اتاق و بعد اینکه دید من هیچ حرفی نمیزنم باهاش گفت تو میخوای منو طلاق بدی من دیگه باکره نیستم باید چیکار کنم؟ گفتم من چه میدونم هرکار میخوای بکن. زد یکی از مجسمه های رو میزو کوبوند به دیوار شکوند!(باور کنید اینکارو کرد!!!) گفت من میدونم تو با فلانی(یکی از دخترهای فامیلم) رابطه ی آنچنانی داری و شما کثیفین و دخترای فامیلتون هیچکدوم دختر نیستن و میرین به جهنم و از اینجور چرندیات. منم خیلی آروم گفتم دختر باشن یا نباشن به من و تو و دیگران ربطی نداره و برای من نقش خانواده رو دارن و احترام میذارم بهشون. پس توهم اینجا نچسب بمن برو یه جای تمیز. اینجا بود که مثل چی گریه کردنو شروع کرد. من رفتم یه لیوان آب آوردم گفتم بسه دیگه اینو بخور بعدشم برو خونه. گفت میخوام شب پیشت بمونم! گفتم اینجا میخوای بمونی بمون ولی پیش من نه.من دیگه نیستم. با گریه گفت من لباس عروسی و آرایشگاه و دسته گل انتخاب کردم پس چیکار کنم؟! من از شما سوال میکنم آخه این دختر نرماله که دارین منو ارشاد میکنین صبر کنم تو طلاق؟! من ناخودآگاه خنده م گرفت فکر کرد خوشم اومده از حرفاش گفت حالا اشکال نداره عروسی مختلط باشه.من اجازه میدم. من فقط خندیدم گفتم زنگ بزن بابات بیاد دنبالت برو خونتون گفت تو باید منو برسونی گفتم من راننده نیستم. بعدشم به زور از اتاق فرستادمش بیرون.شب نرفت خونشون. امروز صبح زنگ زدم به پدرش گفتم لطفا بیاین دخترخانومتونو ببرین و لطفا یه وقتی رو تعیین کنید عاقد بیاد واسه طلاق...

    الآن این خانوم بیاد 180 درجه هم تغییر کنه دیگه هیچ اهمیتی برام نداره.بازم سر حرف طلاقم هستم.حاضر نیستم عمرمو یک ثانیه دیگه تلف کنم باهاش
    ویرایش توسط nima23 : یکشنبه 06 مرداد 92 در ساعت 16:05

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    142
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nima23 نمایش پست ها
    گفت تو میخوای منو طلاق بدی من دیگه باکره نیستم باید چیکار کنم؟ گفتم من چه میدونم هرکار میخوای بکن!!!!

    الآن این خانوم بیاد 180 درجه هم تغییر کنه دیگه هیچ اهمیتی برام نداره.بازم سر حرف طلاقم هستم.حاضر نیستم عمرمو یک ثانیه دیگه تلف کنم باهاش

    خوب پس چرا نمیری وکیل بگیری یا بری دادگاه درخواست طلاق بدی؟
    توی این سایت مشاوره دنبال چی هستی؟

    جمله ات رو که در جواب سوال ایشان گفتی، اگر هر زن دیگری بود، یه بلایی سرت میاورد که هیچ وقت یادت نره. ایشون خیلی خویشتن داری کرده.

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد


  3. 3 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 06 مرداد 92), tamanaye man (یکشنبه 06 مرداد 92), مهرانا9 (یکشنبه 06 مرداد 92)

  4. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    رفتارت اصلا درست نبود. اصلا
    به اون میگی غیر نرمال ، خودت که در ظاهر غیر نرمال تری!!!
    یادت باشه اون هنوز همسر توئه ! حتی اگه نخوای !! حتی اگه قبول نداشته باشی .
    خودت این همه رفتارای غیر طبیعی داشتی ! اون وقت اون خانم یه مجسمه رو شکونده میگید باور کنید.
    معلومه که باور می کنیم ! معلومه که باور می کنیم .
    چرا نباید می شکست ؟؟؟؟؟
    من رفتارای شما رو نمی تونم باور کنم !!!
    در قبال این همه رفتارای توهین آمیز بازهم خیلی خوب برخورد کرد که فقط یه مجسمه شکوند !!
    آقا سینا ! دوست خوبم
    به ما بگو
    مشکلت با حجابشه و عقایدش یا کلا از ریشه نمیخوایش ؟؟؟؟؟؟؟؟

  5. 6 کاربر از پست مفید asemani تشکرکرده اند .

    ema1989 (پنجشنبه 10 مرداد 92), reyhan (یکشنبه 06 مرداد 92), tamanaye man (یکشنبه 06 مرداد 92), مهرانا9 (یکشنبه 06 مرداد 92), بی دل (یکشنبه 06 مرداد 92), عسل. (یکشنبه 06 مرداد 92)

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 23 آذر 93 [ 01:06]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    1,010
    سطح
    17
    Points: 1,010, Level: 17
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 90
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 24 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تو پست اول.
    شما مثل یه زباله باهاش برخورد کردید.
    این رفتار به نظر من فقط در حالت خیانت توجیه داره.

    می خواهید طلاق بگیرید خوب یه خورده محترمانه تر.
    به نظر من این طرز رفتار و تحقیر مداوم انسانی نیست.

    عذر می خوام نتوستم این چند خط رو ننویسم.

  7. 3 کاربر از پست مفید martin98 تشکرکرده اند .

    reyhan (یکشنبه 06 مرداد 92), tamanaye man (یکشنبه 06 مرداد 92), بی دل (یکشنبه 06 مرداد 92)

  8. #5
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 تیر 94 [ 19:49]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,831
    سطح
    25
    Points: 1,831, Level: 25
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    45

    تشکرشده 122 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما یک فرد غیر مسئول هستین و با وجود سنتون خیلی ناپخته و بجه گانه فکر می کنین. با تعجب می پرسی که باورتون میشه بله باورم میشه در مقابل رفتارهای عجیب و افراطی که شما دارین کوه هم تحملش تموم میشه چه برسه به یک دختر 23 ساله. آقای محترم اون دختر همسر شماست 23 سالشه ده سال از شما کوچک تره نگران ایندشه چه طور به راحتی می گی خودش خواست بکارتش رو از دست بده. نمی دونم به شما چی میشه گفت. فقط می تونم بگم اگر دین ندارید لاالاقل ازاده باشین. مذهبی نیستین نباشین مرام مردانگی معرفت اینا چی به اینا هم اعتقادی ندارین.

  9. 6 کاربر از پست مفید جویا تشکرکرده اند .

    asemani (یکشنبه 06 مرداد 92), dokhtare kordestan (یکشنبه 06 مرداد 92), tamanaye man (یکشنبه 06 مرداد 92), یکی مثل شما (یکشنبه 06 مرداد 92), مهرانا9 (یکشنبه 06 مرداد 92), بی دل (یکشنبه 06 مرداد 92)

  10. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 شهریور 93 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    858
    سطح
    15
    Points: 858, Level: 15
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points1 year registeredTagger Second Class
    تشکرها
    3

    تشکرشده 17 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فرهنگمون شده دیگه.............اگه طرف به خانوادش نخوره طرد میشه خیلی راحت

  11. کاربر روبرو از پست مفید helen avizhe تشکرکرده است .

    مهرانا9 (یکشنبه 06 مرداد 92)

  12. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آبان 92 [ 23:37]
    تاریخ عضویت
    1392-4-10
    نوشته ها
    101
    امتیاز
    597
    سطح
    11
    Points: 597, Level: 11
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    64

    تشکرشده 101 در 50 پست

    Rep Power
    24
    Array
    دنیا هر کاری با دیگران کنی سر خودت میاره ها... حتی اگر تصمیم به جدایی داری هم حق نداری شخصیت این ادم و خانواده اشو له کنی! می خوای طلاق بگیری مرد و مردونه راهکار داره چرا مثل یک بچه 6 ساله جیغ و داد و تهدید می کنید؟ البته نظر شخصی من اینه شاید جدایی بیشتر به نفع اونه یک مدت سختی می کشه ولی یک عمر اسارت و حقارت تحمل نمی کنه... جلوی ضرر را از هر جا بگیره ادم منفعت است. واقعاً متأسفم.

  13. کاربر روبرو از پست مفید مهرانا9 تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (چهارشنبه 09 مرداد 92)

  14. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    سلام مجدد...
    من اولش حدس زدم که احتمالا خانومت دلت رو زده و یه جورایی پشیمون شدی و دیگه نمیخوای ادامه بدی... اما حالا دیگه مطمئن شدم.

    اینکه شما به هرررر دلیلی میخوای از این خانوم جدا بشی که بارزترینش الان تفاوت عقیده است ربطی به اعضای تالار نداره. شما قبل از اینکه به این تالار بیای هم تصمیمت رو گرفته بودی برای طلاق. منتها دلیل اومدنت به این تالار اینه که دنبال تأیید بقیه میگردی.
    دلت میخواد همه بهت حق بدن.
    ما به شما حق میدیم. ولی اونجایی به شما حق میدیم که خانومت قبل از ازدواج شرایط رو دیده و پذیرفته و الان داره میزنه زیرش! این کارش اشتباهه و حق داری ناراحت بشی... اما هیچ کس بهت حق نمیده چون ناراحتی اینجوری برخورد کنی.
    من اگه احتمال میدادم که خانومت دلت رو زده و دنبال بهونه واسه طلاقی، حالا دیگه مطمئن شدم. این که دیگه تاپیک زدن نداره. تصمیمت رو اجرا کن.

    - - - Updated - - -

    برادر بزرگوار!

    حفظ آرامش و نشون ندادن رفتارهای هیستیریک !!! خیلی خوبه... آفرین به شما که اینقدر آرومی و میتونی خودت رو کنترل کنی. جدی میگم.

    ولی دو تا از کارایی که شما کردی، برای روانی کردن یه زن! اونم یه دختر 23 ساله احساساتی کافیه و تأثیرش از هزارتا فحش و داد و بیداد بیشتره...

    من دیگه مطمئنم که سخت گیری خانومت سر حجاب و این مسائل، بیشتر از اینکه برگرده به عقاید قلبی و باورهاش ، یه جور مبارزه و راه انداختن جنگ روانی با شوهریه که زورش بهش نمیرسه !!! م مجبوره مثل بچه مجسمه بشکونه !!!

    دلم براش سوخت.

  15. 5 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    dokhtare kordestan (یکشنبه 06 مرداد 92), sah@r (یکشنبه 06 مرداد 92), tamanaye man (یکشنبه 06 مرداد 92), مهرانا9 (یکشنبه 06 مرداد 92), عسل. (یکشنبه 06 مرداد 92)

  16. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل نمایش پست ها
    خوب پس چرا نمیری وکیل بگیری یا بری دادگاه درخواست طلاق بدی؟
    توی این سایت مشاوره دنبال چی هستی؟

    جمله ات رو که در جواب سوال ایشان گفتی، اگر هر زن دیگری بود، یه بلایی سرت میاورد که هیچ وقت یادت نره. ایشون خیلی خویشتن داری کرده.

    بی دل عزیز
    دقیقا چه بلایی میخواست سرم بیاره؟! من اصلا مساله ی بکارت برام اهمیتی نداره. همون اول ازدواجم اگه میدونستم باکره نیست باهاش ازدواج میکردم.الانم بخوام ازدواج کنم مساله ی بکارت ذره ای برام اهمیت نداره. اصلا اعتقادی به این مساله ی پوچ ندارم. این رو ابتدا هم بهش گفتم. ضمناً افرادی که اصرار بر عقد قبل عروسی دارن چرا این مساله ی از بین رفتن بکارت رو به عنوان یه سلاح برای طلاق نگرفتن مطرح میکنن؟! این یعنی عواقب کاری که میکنن رو در نظر نمیگیرن.همه ی عقد هاکه به عروسی منجر نمیشه. منم که مثل خیلی از آقایون اصرار نکردم بر داشتن سکس.خودش بسیار مشتاق بود. الان تقصیر من چیه در مورد این مساله؟! چرا باید یه زن انقدر خودشو ضعیف بدونه که سلاحش چنین چیزی باشه؟
    من در زندگی شخصیم و حتی کاریم با کسی شوخی ندارم به هیچ وجه.احترام بذارم احترام هم میخوام. کسی که بی احترامی کنه به هیچ عنوان نمی بخشمش و رفتار خشنی رو هم باهاش در پیش میگیرم. آدم بسیار موفقی هم هستم تو کارم. دوستای خوب بسیار زیادی دارم. فکر نکنید منزوی هستم و بخاطر اخلاقم هیچکس با من دوست نمیشه.
    اشتباه خودم رو در این زمینه میپذیرم که شناخت کافی از این خانم بدست نیاوردم و ازدواج کردم. اشتباه دومم هم این بود که سریع عقد کردم.
    واقعاً مساله ی بکارت ایشون مشکل من نیست. چون از ابتدا هم من اصراری نکردم و همچنین نظر خودم رو در مورد مساله ی بکارت به ایشون گفتم و اینکه یه خانوم میاد از این مساله برای دفاع از خودش استفاده میکنه ذره ای نمی پذیرم. انسانها باید به عواقب اعمال خودشون فکر کنن
    بی دل عزیز وکیل و دادگاه میخوام چیکار؟ گذاشتم به عهده ی خودشون.گفتم تمایل به دادگاه و وکیل دارین مشکلی نیست ولی من خودم دنبالش نمیرم.احضاریه فرستادن برام من میرم. من محضر دار آشنا دارم چه اصراریه به وکیل و دادگاه؟! ضمنا من تمام حق و حقوق ضمن عقد رو هم به ایشون دادم. همه رو. کاری که دیدم توی همین سایت خیلی از آقایون عار میدونن برای خودشون. از حق طلاق به ایشون دادم الی آخر. خودم هم پیشنهادشو دادم. گفتم زن من باید تمام حقوقی که من دارم رو داشته باشه. من رفتار غیر انسانی دارم؟! نخیر بنده شوخی ندارم با کسی. همین. یه زن باید غرور داشته باشه.یه زن باید قوی باشه. زن که بازیچه ی دست نیست. من آرزو میکردم این خانوم وقتی گفتم دیگه نمیخوام ادامه بدم فقط بپرسه چرا و با غرور تمام بگه لحظه ای دیگه با کسی که منو نمیخواد نمیمونم و اصلا خودش بره. نه اینکه بیاد مساله ی چرندی مثل بکارتو علم کنه و با اون از خودش دفاع کنه.

    - - - Updated - - -

    خدمت یکی از دوستان بزرگواری که در مورد ازدواج فامیلی فرموده بودن باید بگم ما چنین چیزی تو خانواده مون نداریم. دخترها و پسر های فامیل مثل خواهر و برادر هستیم برای هم چون از بچگی با هم بزرگ شدیم و اصلا نمیتونیم به همدیگه چنین دیدی داشته باشیم

  17. کاربر روبرو از پست مفید nima23 تشکرکرده است .

    الهه آذر (سه شنبه 08 مرداد 92)

  18. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 21 شهریور 92 [ 16:08]
    تاریخ عضویت
    1388-8-29
    نوشته ها
    120
    امتیاز
    4,088
    سطح
    40
    Points: 4,088, Level: 40
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    220

    تشکرشده 223 در 68 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حاصل سبزترین باور من برگ زردیست که از لای ورق های دلم می ریزد... مانده ام سخت غریب! دیگر از سبزترین حادثه ها می ترسم...!!!
    ویرایش توسط sah@r : یکشنبه 06 مرداد 92 در ساعت 18:18

  19. کاربر روبرو از پست مفید sah@r تشکرکرده است .

    reihane_b (یکشنبه 06 مرداد 92)


 
صفحه 4 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.