به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 52
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    بله خانم veis من هم نمیتونستم بهش نگاه کنم. وقتی کنارش بودم حس خوبی نداشتم. به نظر من در رابطه شما دیگه حرفی باقی نمی مونه

    که باید بهش جواب رد بدین. خیلی ببخشید خانم veis من چون خودم خودخواه بودم یه جورایی گفتن این جمله برام سخته ولی شما به نظر من

    خیلی خودخواهین که تا همین جا تونستین ادامه اش بدین.

    - - - Updated - - -

    در ضمن با جمله محمد که گفته بود ظاهر بعد از مدتی عادی میشه من موافق نیستم. ظاهری که به دل نشسته آره عادی میشه یعنی زیبایی هایی

    که ما توی اولین دیدارها در اون میدیدیم و هیجان فوق العاده ای در ما بوجود می آورده تقریبا به مرور زمان عادی میشه ولی ظاهری که به دل ننشسته

    باشه بعید میدونم عادی بشه.

  2. 5 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    sanjab (شنبه 19 مرداد 92), shapoor (شنبه 19 مرداد 92), فرهنگ 27 (شنبه 19 مرداد 92), نیلا (سه شنبه 22 مرداد 92), سیمین‌دخت (شنبه 19 مرداد 92)

  3. #32
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    بله . مرسی آقای توجیه .
    راستش به این فکر می کردم که شاید درست بشه احساسم.
    شاید شما درست میگین. من عمده ترین دلیلی که فکر می کنم که انتخابش کنم اینه که بعدا مورد مناسبی برام پیش نیاد و این دقیقا متاسفانه خودخواهی منه .
    اما در شرایطی این فکرو می کنم که احساسم بعدا درست بشه .
    راستش من مدام به اون 50 درصدی فکر می کنم که زندگیشون درست شده و این با توجه به مثال ظرف ها و غذاهای سمی که آقا محمد زدن غلطه .
    یعنی به نظر شما این خودخواهی ماست که باعث این اتفاق می شه ؟


    راستی کسی شماره تلفنی از یه مرکز داره که من بتونم تلفنی هم مشاوره بگیرم ؟ امروز مرکزی باز هست که من مشاوره تلفنی بگیرم ؟

  4. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    بله . متاسفانه هفت هشت ماهه
    می دونم زیاده
    ما تو این مدت در مورد خیلی چیزا صحبت کردیم و به توافق ها رسیدیم.
    تقریبا همه چیز حل شد. اما این احساس من ...
    راستش از اولش هم روم نشد بهش بگم.
    بزرگترین خیانت تو حق اون بنده خداست،بزرگترین مشکلی که اولش نادیده گرفته میشه!!!مگر توی امر مهمهی مثل ازدواج چیزی به اسم خجالت وجود داره،خانم اصلا دلیلت قانع کننده نیست،باور کنید این چیزا شوخی بردار نیست،حتما بهش بگو این حرفا رو و نه باعث شکست خودت شو و نه اونه بنده خدا
    من عمده ترین دلیلی که فکر می کنم که انتخابش کنم اینه که بعدا مورد مناسبی برام پیش نیاد و این دقیقا متاسفانه خودخواهی منه .
    ببخشید گناه اون اقا چیه که باید پای خودخواهی شما بسوزه؟؟؟ببخشید تند حرف زدم چون خودتونم قبول دارید که دارید خودخواهی میکنید،و دارید تو مسیری قدم میذارید که اخرش معلوم نیست ،جلوی ضرر رو هر وقت بگیرید منفعته پس به نظر منم تمومش کنید به صلاح جفتتونه
    ویرایش توسط samanft : شنبه 19 مرداد 92 در ساعت 14:08

  5. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    نه . خواهش می کنم. خودمم خیلی از دست خودم ناراحتم و مدام خودم رو سرزنش می کنم .
    این موضوع باعث شده از خودم بدم بیاد.

    اما با این حال من فکر می کردم درست میشه . هنوزم همش فکر می کنم درست میشه .
    همه میگن موقع عقده که محبت یه شخص به دل آدم می افته .

    کسی شماره تلفنی داره که بشه مشاوره تلفنی گرفت؟


    آخه همون طور که فرهنگ 27 گفتن من که بدم نمیاد ازشون. فقط اشتیاق ندارم. من دختر خیلی شادی هستم. یعنی بودم. اما کنار ایشون بودنی اصلا شاد نیستم. انقد ساکت و آروم و کم حرف میشم که خودم برا خودم دلم می سوزه.
    اصلا نمی فهمم علتش چیه ؟
    ویرایش توسط veis : شنبه 19 مرداد 92 در ساعت 14:21

  6. #35
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 شهریور 92 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1389-12-08
    نوشته ها
    390
    امتیاز
    3,339
    سطح
    35
    Points: 3,339, Level: 35
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    1,374

    تشکرشده 1,334 در 350 پست

    Rep Power
    55
    Array
    بنده خدا گناه داره ...به نظرم بهش نگی بهت احساس ندارم و از چهرت مثلا خوشم نمیاد یا هم چین چیزایی

    لطفا بهش حرفی نزن که تو روحیش اثر بذاره و تداخل ایجاد کنه تو ارتباط های بعدیش...
    دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت


    دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
    [size=medium]
    [/size]

  7. #36
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اولین باری که دیدیش ، دقیقا همون لحظه اول چه احساسی نسبت بهش داشتی ؟ ازش خوشت اومد ؟ یا نه ؟

    من اولین باری که همسرم رو دیدم ، همون نگاه اول ازش خوشم اومد ... اما بعد از 2 هفته یکم دو دل شدم ، قیافش رو دوست نداشتم و از بودنش اصلا لذت نمیبردم ...... اما الان عاشق همسرم هستم ، و نمیتونم فکر کنم که بدون همسرم یک روز بتونم زندگی کنم . میدونی چطور عاشقش شدم ؟ چون بیشتر معیارهای من رو برای ازدواج داشت ، وقتی به تمام خوبی هاش فکر میکردم به مرور زمان عاشقش شدم .

    اگر در نگاه اول برات جذاب بوده ، و معیارهات رو برای ازدواج داشته باشه ، به نظرم بیشتر بهش فکر کن .

    اما اگر از همون نگاه اول یک ذره هم به دلت ننشسته ، بزارش کنار . نه خودت رو بدبخت کن و نه اون آقا رو ، تا حسرت کمبود عشق رو هیچ وقت توی زندگیت نداشته باشی ، ادامه و تحمل مشکلات زندگی بدون عشق غیر ممکنه .

  8. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    خانم به نظرم مشاوره هیچ کمکی نمیتونه بهتون کنه،مشاوره دل شماست،ببین دلت چی میگه (البته همراه با عقل و منطق،ضمناا سر خودتونم شیره نمالید و با خودتون رو راست باشید)

  9. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    شوکای عزیز ممنونم. می بینی توام که دختر هستی (اگه درست حدس زده باشم ) دقیقا مثل من فکر می کنی. مثلا آقا سامان میگه چرا بهش نگفتی . در حالی که گفتنش برا آقایون راحته . ولی برا دخترا سخته این حرفارو به کسی بزنن . منم همش فکر می کنم با گفتن این حرف غرورش رو می شکنم . اصولا همه دخترا این طوری هستیم.

    تمنا جان ممنونم از راهنماییت
    بله . معیارارو داره . اما اولین بار ما همو تو خواستگاری ندیدیم. تو دانشگاه دیدمش . یه مدتی که اصلا هیچ احساسی نداشتم. چون چیزی بینمون نبود. اما یه مدت که بهم توجه کرد ، دوستم گفت که از تو خوشش میاد. من اون لحظه اولین بار بود که بهش فکر کردم و واقعا برام جذاب نبود. به مروز دیدم که شخصیت خوبی داره . آروم و پاکه و شرایط خودمم که این طوری . این بود که دچار شک شدم.

  10. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1392-4-15
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    287
    سطح
    5
    Points: 287, Level: 5
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    151

    تشکرشده 26 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط veis نمایش پست ها
    شوکای عزیز ممنونم. می بینی توام که دختر هستی (اگه درست حدس زده باشم ) دقیقا مثل من فکر می کنی. مثلا آقا سامان میگه چرا بهش نگفتی . در حالی که گفتنش برا آقایون راحته . ولی برا دخترا سخته این حرفارو به کسی بزنن . منم همش فکر می کنم با گفتن این حرف غرورش رو می شکنم . اصولا همه دخترا این طوری هستیم.

    تمنا جان ممنونم از راهنماییت
    بله . معیارارو داره . اما اولین بار ما همو تو خواستگاری ندیدیم. تو دانشگاه دیدمش . یه مدتی که اصلا هیچ احساسی نداشتم. چون چیزی بینمون نبود. اما یه مدت که بهم توجه کرد ، دوستم گفت که از تو خوشش میاد. من اون لحظه اولین بار بود که بهش فکر کردم و واقعا برام جذاب نبود. به مروز دیدم که شخصیت خوبی داره . آروم و پاکه و شرایط خودمم که این طوری . این بود که دچار شک شدم.
    عزیزم دقیقا حست رو درک میکنم ، اینکه تو نگاه اول واست جذاب نبوده ولی به مرور با هم صحبت کردین و به توافق رسیدین، دقیقا این اتفاقات واسه منم افتاد
    چند سال پیش سنم کمتر بود، از دیدنش حس خوبی نداشتم ولی پشت تلفن همه چیز خوب بود و دوسش داشتم، مثل شما هم 6 ماه کشش دادم تا اینکه باید تصمیم آخر رو میگرفتم، از نظر خانواده ها همه چی اوکی بود ولی آخرین بار بهش گفتم بیرون همدیگرو ببینیم، اینبار صادقانه با خودم کنار اومدم اصلا واسم جذابیتی نداشت، دوست نداشتم نگاش کنم.. همون شب جواب منفی دادم با اینکه خیلی اصرار کرد که دیگه کسی توو زندگیت پیدا نمیکنی که بیشتر از من دوست داشته باشه، ولی واقعا الان به گذشته فکر میکنم اصلا پشیمون نیستم..
    فقط به حرف دلت توجه کن، مطممئن باش تو شرایط جامعه امروز سنت سنی نیست که بخوای لذت عشق و دوست داشتن رو از دست بدی..

  11. #40
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array
    سلام.
    شاید خوندن این تاپیک بد نباشه
    http://www.hamdardi.net/thread-17514.html

    من خودم تجربه مشابهی داشتم. و درکتون میکنم.

    به نظر من ازدواج یک هدف نیست. ازدواج یک وسیله است برای رسیدن به یک سری هدفها. آدم ازدواج میکنه برای اینکه به آرامش بیشتری برسه، احساس خوشبختی بیشتری کنه، به نیازهای عاطفیش پاسخ بده که یکی از اونها دوست داشتن و دوست داشته شدن متقابل هست،رشد و تکامل پیدا کنه، باعث رشد و آرامش و تکامل طرف مقابلش بشه، کسی رو همراهی کنه و به هم در راه زندگی کمک کنند، فرزندانی سالم از نظر جسمی و عاطفی و اجتماعی و .. تربیت کنند و....

    اگر دلیلمون برای ازدواج حرف مردم، بچه دوست داشتن، نگرانی پدر و مادر، ترس از اینکه با بقیه عمرمون چیکار کنیم ، و حتی اینکه ازدواج یه رسم و چیزی معمولیه باشه، دلایلی اشتباه است.

    ظاهر و اندام و چهره یک فرد اولین چیزیه که از او میبینیم.اگر در موقع خواستگاری در این مساله مشکلی داریم و به دلمان نمینشیند، و بعد از گذر چندین ماه باز هم به دل نمینشیند، دلیلی کاملا منطقی برای رد کردن است. همانقدر که یک آقا پسندیدن ظاهر کسی براش مهمه برای خانوما هم مهمه.

    به نظر من اگر در ظاهر او، اعم از چهره و اندام و حالتها و اداها و... اکراهی دارید زیاد خودتونو اذیت نکنید.

  12. 2 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    tamanaye man (دوشنبه 21 مرداد 92), فرهنگ 27 (شنبه 19 مرداد 92)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.