به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 59

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    [QUOTE=faghat-KHODA;293229]سلام
    سلام
    میدونم.به قول مهرااد گرامی اینم از ضعف سیستم نوشتاریه دیگه.خوشحالم که بودنم ازارتون نمیده.

    اون شب من خیلی تعجب کرده بودم.اولش خندم گرفت.گفتم حتما شوخیه.اما وقتی پستتون رو خوندم.نمیدونم حس اون شب رو چطور بیان کنم.میبینید به جز شمنا افراد دیگری هم هستن که نمیتونن با نوشتن حسشون رو بیان کنن.شما یه پست گذاشته بودی.من 3 تا .بقیش اصلا یادم نمیاد.اسم بچه هایی که پست گذاشتن.نوشته هاشون.یادمه دومین پست رو که گذاشتم سیستم رو خاموش کردم و رفتم.اما بنا به دلیلی مجدد برگشتم و یه پست اضافه کردم.مجموعا شدن 7 یا 8 پست.منم فرصت نکردم پست دیگران و احتمالا پستهای جوابیه شما رو بخونم.فرداش که اومده بودم منفجر شده بود.
    كاش ميزاشتن همونجا به نتيجه برسم.اما شايد كسي حرف ناجوري گفته كه مثل يك مين خنثي كردن.

    اینکه تو این محیط ادمها حرف همدیگر رو صد در صد بفهمن عجیبه.اگه کسی بتونه فقط 60 یا 50 درصد ما رو درک کنه عالیه به نظرم.اتفاقا همیشه یکی از دلایل پست گذاشتنم براتون این بود که فکر میکردم حرفاتون رو خوب درک می کنم.چه جوری بگم مثل کسی که انگار سالهاست میشناختمش.فکر کنممن از اونجا نفهمیدم چی می گید که ابهامات و تناقضات زیاد شد.
    یه سوال از خودتون می پرسم.جوابش رو هم نمیخواد به من بدید.شما برای یه یه نفر پستهای زیادی میذارید و صاحب تاپیک هم در پستهای بعدی از شما تشکر میکنه،لایک میکنه. اما یهومی بینید که همون دوست یه تاپیک زده و ....ایا دچار بهت نمی شید ؟ ایا فکر نمی کنید تمام تفکرات قبلیتون چیزی جز اشتباه نبوده ؟اولش چرا اما اگر تا حدودي از حرفاش متوجه شده باشم كه دروغگو نيست بهش فرصت ميدم خودش بفهمه چي تو ذهنشه واينقدر سردر گم نباشه.
    اما رفتار شما تو اون شرايط خيلي بهتر از خودم بود.اگر تو محيط اينجا اخلاق شما رو نميدونستم كه صبوريد اصلا اون حرفارو نميزدم.


    منم دیدم نسبت به سابق یه جورایی عوض شده.فکر می کنم تو خیلی مسائل فرقی بین دنیای مجازی و واقعی نیست.درسته.

    این مشکل بخش اعظم جامعه ماست.تو کمتر خونواده ای می بینید که بچه ها بتونن(یاد گرفته باشن) به بزرگترهاشون در مورد احساساتشون بگن.کمک بخوان.واسه همین تو اون تاپیک ازتون خواستم که اون تاپیک رو حتما به سر انجام برسونید.به چند دلیل.یکی اینکه مطمئن بودم بواسطه اون تاپیک من و شما رو تحلیل می کنن(بخصوص شما) و احساساتی رو به ما نسبت میدن که واقعیت نداره.دلیل دیگر هم این بود که این احساستون به طور صحیح شناساسیی بشه.ریشه یابی بشه.خب منم ميخواستم همينطور بشه.اما همه دختر32ساله اي رو ديدن كه ازش اون احساس كه خودشم دنبال يك اسم خوب وراه حل خوب واسش بود ديده شده.شايد اون فقط يك احساس زود گذر بود كه واقعا همينطور بود.
    اينجا هممون گاهي يادمون ميره يكي ميخواد كمك بگيره.


    از يه چيزي خيلي بدم مياد"اينكه وقتي كسي حرفي ميزنه بعضيا كاسه داغتر از آش ميشن "
    در مورد استادم هم اينو تجربه كردم.كلي تمرين باروشها ي مختلف واسش فرستادم تا ميانترم كامل بگيرم اما آقا اونقد سرش شلوغ بود كه تمرينامو نديده بود اونوقت هيچ نمره ميانترمي نداد.
    گفت تمرينات ارور داده.در صورتي كه با بچه هاي سايتمون كلي امتحان كرده بودم واونجا هم تاييد شده بود.
    اونوقت چند تا از بچه ها كه خودشون يه جوري ازش نمره گرفته بودن (اوناپسر بودن)گفتن نه امكان نداره استاد اشتباه كنه.تازه آقا با كمال پررويي گفت اگر دوست داشتم يه نگاه ميندازم.
    البته پايان ترم نمره هيچكسو ردنكرده بود.اونوقت هيچكس
    جرات نداشت بگه استاد خوبه يا بده.

    هممون فقط ياد داريم قضاوت كنيم.خودمم همينطور.



    میشه دل بست.اما باید توان دل کندن هم داشت.دلیلشم مشخصه.هیچ چیز این دنیا همیشگی نیست.
    مساله اينه كه اگر نشه به هيچكس اعتماد كرد پس اونطوري اصلا نميشه ازدواج كرد.جدا شدن براثر عوامل طبيعي فرق داره.


    نمیدونم منظورتون از سوء برداشت چی بوده اما منم حس میکنم شما هم جاهایی دچارسوء برداشت شدید.خب معلومه چون منو انسانم.

    با تمام این تفاسیر من هرگز باور نکردم که شما به من حسی دارید.علیرغم پست مهرااد و تایید شما.اینکه گفتم دل نبندید برای امروز و تو این سایت نبود.برای دنیای واقعیتون بود و ادمای دور و برتون.
    ممنون از يادآوريتون.من كه گفتم واسه همين با جنس مخالف مگر درشرايط خاص ارتباط برقرار نميكنم.
    بازهم تاکید دارم که این تفکر اشتباه در مورد حس به خودم رو من هرگز باور نکردم و نمی کنم.

    ولی بابت یه چیز دلم میسوزه.به نظرم احساس شما به من هر چیزی بود به جز اونی که مهرااد گفت.نمیدونم شاید یه همراه.یه همصحبت.یه هم دل.ولی قطعا نه اون چیزی که مهرااد گفت.خداروشكر كه بالاخره شما فهميديد چي گفتم ومنظورم از اون تاپيك چي بود.

    قطعا اینطور نبود.من مطمئنم حق مطلب ادا نشد.و دلم میسوزه حرفهایی زده شد که درست نبود.
    فقط نفهمیدم منظورتون از پستهای اخیرم چی بود؟؟؟بهتره حرفي در اينمورد نزنم چون باز هم نميدونم چطور بگم.

    فکر کنم مشکل هم همینجا بود.همیشه سعی کردم باشم.در حالی که تاثیری نمیذاشتم.اگه ذره ای یقین داشتم که بودنم مفیده قطعا بازم در خدمتتون بودم.شك نكنيد خيلي خيلي كمكم كرديد امابهتره ديگه واسه من پستي نزاريد.باز حرفا شروع ميشه ومن نميخوام مورد اتهام قرار بگيرم.
    من خودمو عادت دادم كه احساس خوب وبدمو ميگم اما از اين به بعد حتما اسم احساسمم ياد ميگيرم وبعد ميگم.
    تو دانشگاه يا هر جاي ديگه يا درمورد دوستامم هيچوقت حرفي كه دوست ندارمو يا مطمئن نيستمو تاييد نميكنم.وسعي ميكنم حرف دلمو بگم تادروغ نگفته باشم.


    تو این محیط و با این شرایط شناخت خیلی سخته.اگر هم تا حالا حرف همدیگر رو فهمیدیم به خاطر شباهتهای احتمالی در شخصیتمون بوده که اونم هرگز صد در صد میسر نمیشه.
    وگرنه هر دومون همون ادمیم.چطور آدمي؟

    به نظر من ادمیزاد اگه تو این دنیا کاری ازش بر بیاد و نکنه مسئوله.این نظر شخصیمه.در مورد شما هم فکر میکردم دارم کمک می کنم.و گرنه ... .
    كمك كرديد.

    ان شاءالله هرگز به هیچ بنده ای نیازی نداشته باشید و خودش راهگشا باشه براتون.اما خدا کارهاش رو با وسیله انجام میده.باید از این وسایل بهره برد.هر یک از این دوستان میتونن وسیله رهایی شما از مشکلاتتون باشن.خودم ميدونم.

    ولی مطمئن باشید خیلی ها دوست دارن بیان و به من و شما کمک کنن.بدون منت.با کمال میل و افتخار.پس کاری نکنیم که احساس بیهودگی کنن و برن.من از هركس كه تا الان هر طور تونسته كمكم كرده نهايت سپاسگذاري رو دارم.منظورم اين نبود كه محبت كسي روفراموش كردم.حداقل شما خودتون بارها گفتين اينقدر زيادي تشكر نكن.

    نمیدونم.شاید یه مدت برم مرخصی تا تالار قدرمو بدونههمه بيشتر از من قدرتونو ميدونن چون ميدونم وديدم به خيلياخيلي كمك كردين.
    فقط تنها چیزی که الان میدونم اینه که دیگه نمیخوام واسه کسی پست بذارم.

    انشاءالله شما هم به زودی از دست پست های من خلاص میشید.فقط امیدوارم سوالی یا ابهامی پیش نیاد که ناچار به جواب گویی بشم.لطفا این رو به حساب هر چی میخوای بذاری بذار جز منت گذاشتن و کلاس گذاشتن و ایجور حرفها.من شمارو اينطور نشناختم شما منتي نميزاريد.

    تا حالا براتون باکمال میل و افتخار دهها پست گذاشتم.اينو بارها گفتيد وازتون ممنونم.

    اما میخوام تو چند جمله چکیدش رو براتون بگم.

    با خودتون مهربون تر اشید.زندگی رو اینقدر سخت نگیرید و از همه مهمتر گذشته رو به دست گذشته بسپارید.بازم ممنون به خاطر همه چیز.از من ممنونيد؟شما به من كمك كرديد.
    امیدوارم هر چه زودتر شرایط شما واسه یه ازدواج موفق و یه زندگی شاد و پر از محبت که بتونید احساسات پاک و زیباتون رو توش بدون ترس از انتقاد خرج کنید،فراهم بشه.ممنونم.

    - - - Updated - - -

    [QUOTE=faghat-KHODA;293229]سلام
    سلام
    میدونم.به قول مهرااد گرامی اینم از ضعف سیستم نوشتاریه دیگه.خوشحالم که بودنم ازارتون نمیده.

    اون شب من خیلی تعجب کرده بودم.اولش خندم گرفت.گفتم حتما شوخیه.اما وقتی پستتون رو خوندم.نمیدونم حس اون شب رو چطور بیان کنم.میبینید به جز شمنا افراد دیگری هم هستن که نمیتونن با نوشتن حسشون رو بیان کنن.شما یه پست گذاشته بودی.من 3 تا .بقیش اصلا یادم نمیاد.اسم بچه هایی که پست گذاشتن.نوشته هاشون.یادمه دومین پست رو که گذاشتم سیستم رو خاموش کردم و رفتم.اما بنا به دلیلی مجدد برگشتم و یه پست اضافه کردم.مجموعا شدن 7 یا 8 پست.منم فرصت نکردم پست دیگران و احتمالا پستهای جوابیه شما رو بخونم.فرداش که اومده بودم منفجر شده بود.
    كاش ميزاشتن همونجا به نتيجه برسم.اما شايد كسي حرف ناجوري گفته كه مثل يك مين خنثي كردن.

    اینکه تو این محیط ادمها حرف همدیگر رو صد در صد بفهمن عجیبه.اگه کسی بتونه فقط 60 یا 50 درصد ما رو درک کنه عالیه به نظرم.اتفاقا همیشه یکی از دلایل پست گذاشتنم براتون این بود که فکر میکردم حرفاتون رو خوب درک می کنم.چه جوری بگم مثل کسی که انگار سالهاست میشناختمش.فکر کنممن از اونجا نفهمیدم چی می گید که ابهامات و تناقضات زیاد شد.
    یه سوال از خودتون می پرسم.جوابش رو هم نمیخواد به من بدید.شما برای یه یه نفر پستهای زیادی میذارید و صاحب تاپیک هم در پستهای بعدی از شما تشکر میکنه،لایک میکنه. اما یهومی بینید که همون دوست یه تاپیک زده و ....ایا دچار بهت نمی شید ؟ ایا فکر نمی کنید تمام تفکرات قبلیتون چیزی جز اشتباه نبوده ؟اولش چرا اما اگر تا حدودي از حرفاش متوجه شده باشم كه دروغگو نيست بهش فرصت ميدم خودش بفهمه چي تو ذهنشه واينقدر سردر گم نباشه.
    اما رفتار شما تو اون شرايط خيلي بهتر از خودم بود.اگر تو محيط اينجا اخلاق شما رو نميدونستم كه صبوريد اصلا اون حرفارو نميزدم.


    منم دیدم نسبت به سابق یه جورایی عوض شده.فکر می کنم تو خیلی مسائل فرقی بین دنیای مجازی و واقعی نیست.درسته.

    این مشکل بخش اعظم جامعه ماست.تو کمتر خونواده ای می بینید که بچه ها بتونن(یاد گرفته باشن) به بزرگترهاشون در مورد احساساتشون بگن.کمک بخوان.واسه همین تو اون تاپیک ازتون خواستم که اون تاپیک رو حتما به سر انجام برسونید.به چند دلیل.یکی اینکه مطمئن بودم بواسطه اون تاپیک من و شما رو تحلیل می کنن(بخصوص شما) و احساساتی رو به ما نسبت میدن که واقعیت نداره.دلیل دیگر هم این بود که این احساستون به طور صحیح شناساسیی بشه.ریشه یابی بشه.خب منم ميخواستم همينطور بشه.اما همه دختر32ساله اي رو ديدن كه ازش اون احساس كه خودشم دنبال يك اسم خوب وراه حل خوب واسش بود ديده شده.شايد اون فقط يك احساس زود گذر بود كه واقعا همينطور بود.
    اينجا هممون گاهي يادمون ميره يكي ميخواد كمك بگيره.


    از يه چيزي خيلي بدم مياد"اينكه وقتي كسي حرفي ميزنه بعضيا كاسه داغتر از آش ميشن "
    در مورد استادم هم اينو تجربه كردم.كلي تمرين باروشها ي مختلف واسش فرستادم تا ميانترم كامل بگيرم اما آقا اونقد سرش شلوغ بود كه تمرينامو نديده بود اونوقت هيچ نمره ميانترمي نداد.
    گفت تمرينات ارور داده.در صورتي كه با بچه هاي سايتمون كلي امتحان كرده بودم واونجا هم تاييد شده بود.
    اونوقت چند تا از بچه ها كه خودشون يه جوري ازش نمره گرفته بودن (اوناپسر بودن)گفتن نه امكان نداره استاد اشتباه كنه.تازه آقا با كمال پررويي گفت اگر دوست داشتم يه نگاه ميندازم.
    البته پايان ترم نمره هيچكسو ردنكرده بود.اونوقت هيچكس
    جرات نداشت بگه استاد خوبه يا بده.

    هممون فقط ياد داريم قضاوت كنيم.خودمم همينطور.



    میشه دل بست.اما باید توان دل کندن هم داشت.دلیلشم مشخصه.هیچ چیز این دنیا همیشگی نیست.
    مساله اينه كه اگر نشه به هيچكس اعتماد كرد پس اونطوري اصلا نميشه ازدواج كرد.جدا شدن براثر عوامل طبيعي فرق داره.


    نمیدونم منظورتون از سوء برداشت چی بوده اما منم حس میکنم شما هم جاهایی دچارسوء برداشت شدید.خب معلومه چون منو انسانم.

    با تمام این تفاسیر من هرگز باور نکردم که شما به من حسی دارید.علیرغم پست مهرااد و تایید شما.اینکه گفتم دل نبندید برای امروز و تو این سایت نبود.برای دنیای واقعیتون بود و ادمای دور و برتون.
    ممنون از يادآوريتون.من كه گفتم واسه همين با جنس مخالف مگر درشرايط خاص ارتباط برقرار نميكنم.
    بازهم تاکید دارم که این تفکر اشتباه در مورد حس به خودم رو من هرگز باور نکردم و نمی کنم.

    ولی بابت یه چیز دلم میسوزه.به نظرم احساس شما به من هر چیزی بود به جز اونی که مهرااد گفت.نمیدونم شاید یه همراه.یه همصحبت.یه هم دل.ولی قطعا نه اون چیزی که مهرااد گفت.خداروشكر كه بالاخره شما فهميديد چي گفتم ومنظورم از اون تاپيك چي بود.

    قطعا اینطور نبود.من مطمئنم حق مطلب ادا نشد.و دلم میسوزه حرفهایی زده شد که درست نبود.
    فقط نفهمیدم منظورتون از پستهای اخیرم چی بود؟؟؟بهتره حرفي در اينمورد نزنم چون باز هم نميدونم چطور بگم.

    فکر کنم مشکل هم همینجا بود.همیشه سعی کردم باشم.در حالی که تاثیری نمیذاشتم.اگه ذره ای یقین داشتم که بودنم مفیده قطعا بازم در خدمتتون بودم.شك نكنيد خيلي خيلي كمكم كرديد امابهتره ديگه واسه من پستي نزاريد.باز حرفا شروع ميشه ومن نميخوام مورد اتهام قرار بگيرم.
    من خودمو عادت دادم كه احساس خوب وبدمو ميگم اما از اين به بعد حتما اسم احساسمم ياد ميگيرم وبعد ميگم.
    تو دانشگاه يا هر جاي ديگه يا درمورد دوستامم هيچوقت حرفي كه دوست ندارمو يا مطمئن نيستمو تاييد نميكنم.وسعي ميكنم حرف دلمو بگم تادروغ نگفته باشم.


    تو این محیط و با این شرایط شناخت خیلی سخته.اگر هم تا حالا حرف همدیگر رو فهمیدیم به خاطر شباهتهای احتمالی در شخصیتمون بوده که اونم هرگز صد در صد میسر نمیشه.
    وگرنه هر دومون همون ادمیم.چطور آدمي؟

    به نظر من ادمیزاد اگه تو این دنیا کاری ازش بر بیاد و نکنه مسئوله.این نظر شخصیمه.در مورد شما هم فکر میکردم دارم کمک می کنم.و گرنه ... .
    كمك كرديد.

    ان شاءالله هرگز به هیچ بنده ای نیازی نداشته باشید و خودش راهگشا باشه براتون.اما خدا کارهاش رو با وسیله انجام میده.باید از این وسایل بهره برد.هر یک از این دوستان میتونن وسیله رهایی شما از مشکلاتتون باشن.خودم ميدونم.

    ولی مطمئن باشید خیلی ها دوست دارن بیان و به من و شما کمک کنن.بدون منت.با کمال میل و افتخار.پس کاری نکنیم که احساس بیهودگی کنن و برن.من از هركس كه تا الان هر طور تونسته كمكم كرده نهايت سپاسگذاري رو دارم.منظورم اين نبود كه محبت كسي روفراموش كردم.حداقل شما خودتون بارها گفتين اينقدر زيادي تشكر نكن.

    نمیدونم.شاید یه مدت برم مرخصی تا تالار قدرمو بدونههمه بيشتر از من قدرتونو ميدونن چون ميدونم وديدم به خيلياخيلي كمك كردين.
    فقط تنها چیزی که الان میدونم اینه که دیگه نمیخوام واسه کسی پست بذارم.

    انشاءالله شما هم به زودی از دست پست های من خلاص میشید.فقط امیدوارم سوالی یا ابهامی پیش نیاد که ناچار به جواب گویی بشم.لطفا این رو به حساب هر چی میخوای بذاری بذار جز منت گذاشتن و کلاس گذاشتن و ایجور حرفها.من شمارو اينطور نشناختم شما منتي نميزاريد.

    تا حالا براتون باکمال میل و افتخار دهها پست گذاشتم.اينو بارها گفتيد وازتون ممنونم.

    اما میخوام تو چند جمله چکیدش رو براتون بگم.

    با خودتون مهربون تر اشید.زندگی رو اینقدر سخت نگیرید و از همه مهمتر گذشته رو به دست گذشته بسپارید.بازم ممنون به خاطر همه چیز.از من ممنونيد؟شما به من كمك كرديد.
    امیدوارم هر چه زودتر شرایط شما واسه یه ازدواج موفق و یه زندگی شاد و پر از محبت که بتونید احساسات پاک و زیباتون رو توش بدون ترس از انتقاد خرج کنید،فراهم بشه.ممنونم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (دوشنبه 18 شهریور 92)

  3. #2
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام
    من نميدونم هر دختري اينجا مياد بهم كمك كنه چرا بعد چند پست خبري ازش نميشه!!!!ايراد كار كجاست؟

  4. #3
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    122
    Array
    به دلایل مختلف گلم:

    دلیل اصلی: نداشتن حرف جدید و گفتن هر انچه به ذهنشون می رسیده


    ولی حقیقتش من با دیدن پاسختون به جناب فقط خدا هنگ کردم!!! دیگه تصمیم گرفتم پستی نزارم!


    بعدش هم پستها روی شما خ اثر می زاره از لحاظ احساسی منظورم هست. خدا یناکرده منظور درست منتقل نمیشه شما ناراحت م یشی! همین عزیز

    - - - Updated - - -

    به دلایل مختلف گلم:

    دلیل اصلی: نداشتن حرف جدید و گفتن هر انچه به ذهنشون می رسیده


    ولی حقیقتش من با دیدن پاسختون به جناب فقط خدا هنگ کردم!!! دیگه تصمیم گرفتم پستی نزارم!


    بعدش هم پستها روی شما خ اثر می زاره از لحاظ احساسی منظورم هست. خدا یناکرده منظور درست منتقل نمیشه شما ناراحت م یشی! همین عزیز

  5. کاربر روبرو از پست مفید مهرااد تشکرکرده است .

    roze sepid (سه شنبه 19 شهریور 92)

  6. #4
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    [quote=مهرااد;293448]به دلایل مختلف گلم:

    دلیل اصلی: نداشتن حرف جدید و گفتن هر انچه به ذهنشون می رسیده


    ولی حقیقتش من با دیدن پاسختون به جناب فقط خدا هنگ کردم!!! دیگه تصمیم گرفتم پستی نزارم!

    من حرف بدي زدم
    ؟ميخوام ايرادمو بدونم.من اومدم اينجا تا اگر مساله اي هست حل بشه.

    بعدش هم پستها روی شما خ اثر می زاره از لحاظ احساسی منظورم هست. خدا یناکرده منظور درست منتقل نمیشه شما ناراحت م یشی! خب ناراحت بشم.اگر حرف حق باشه وبرداشت درستي بشه قبول ميكنم.
    همین عزیز



    - - - Updated - - -

    سلام فقط خداي محترم.
    لطفا برگرديد وبه همه كمك كنيد خيليا دوست دارن شما باشيد.
    خودتون ميدونيد چرا گفتم به تاپيك من نياين.در صورتي كه تنها كسي كه هميشه همراهم بود شما بوديد.

    من از بعد از اون تاپيك دچار عذاب وجدان شدم.اگر شما تو تالار باشيد وبه بقيه كمك كنيد من كمي راحتتر ميشم.

    واسه من نه.واسه دل خودتون وبقيه برگرديد وكمك كنيد.
    ديگه نميخوام بيشتر حرف بزنم تا باز مساله اي پيش نياد.

    - - - Updated - - -

    تاپيك منم بعد دوهفته از رده خارج ميشه.خدارو شكر قفل ميشه تا كسي رنجيده نشه.

    - - - Updated - - -


  7. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 مرداد 96 [ 23:40]
    تاریخ عضویت
    1392-3-09
    محل سکونت
    گیلان
    نوشته ها
    294
    امتیاز
    4,808
    سطح
    44
    Points: 4,808, Level: 44
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 142
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,335

    تشکرشده 839 در 268 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    43
    Array
    سلام

    تو این محیط و با این شرایط شناخت خیلی سخته.اگر هم تا حالا حرف همدیگر رو فهمیدیم به خاطر شباهتهای احتمالی در شخصیتمون بوده که اونم هرگز صد در صد میسر نمیشه.
    وگرنه هر دومون همون ادمیم.
    چطور آدمي؟

    منظورم این بود که نمیشه که ادمها چند ماه همدیگر رو بشناسن و یه دفعه واسه هم به کل ناشناخته باشن.


    لطفا برگرديد وبه همه كمك كنيد خيليا دوست دارن شما باشيد.
    ای بابا،انگار حالا فرشته مهربان میخواد بره!من کاربر فقط خدا هستم.

    خودتون ميدونيد چرا گفتم به تاپيك من نياين.در صورتي كه تنها كسي كه هميشه همراهم بود شما بوديد.
    میدونم.منم تو این مملکت بزرگ شدم.یه چیزایی رو خوب می فهمم.سخت نگیرید.این هزار بار.من پوست کلفت تر از این هام.

    من از بعد از اون تاپيك دچار عذاب وجدان شدم.اگر شما تو تالار باشيد وبه بقيه كمك كنيد من كمي راحتتر ميشم.
    ای بابا،یه ضرب المثلی هست که می گه " شاه می بخشه،شیخ علی خان نمیبخشه! ".حالا حکایت ماست.اصلا ذره ای خودتون رو واسه اون موضوع ناراحت نکنید.به چه زبونی بگم.زبان خارجه هم خیلی بلد نیستم.اگه محلی هم بگم لو میرم!

    واسه من نه.واسه دل خودتون وبقيه برگرديد وكمك كنيد.
    نکنه من مدیر همدردی هستم و خودم نمیدونم!!!

    تاپيك منم بعد دوهفته از رده خارج ميشه.خدارو شكر قفل ميشه تا كسي رنجيده نشه.
    چه اصراری که بگید بقیه رنجیده میشن.

    میدونید دارم چیکار میکنم.همه چیزایی رو که از کوچکی ارزوش رو داشتم و بهش نرسیدم دارم لیست می کنم.بعضی هاش تقریبا دیگه از دستم رفتن.خب فدای سرم.چاره ای نیست.اما یکی از ارزو هام همیشه این بوده ویولن زدن یاد بگیرم.اونم به چندید دلیل موجه و غیر موجه نشد.تصمیم گرفتم با 31 سال سن تازه شروع کنم.من که نمیخوام بشم ب.م.میخوام واسه دل خودم بزنم.باور نمی کنید چند نفر تو این دو سه روزه سعی کردن رای منو بزنن.اما من این کار رو می کنم.کل دیروز رو گشتم دنبال ساز خوب.ان شاءالله بعدش میرم سراغ گزینه های دیگر لیستم.

    شما هم به نظرم یه مدت به خودتون استراحتی بدید.ما یه همسایه داریم که خانوم میانسالیه.خیلی خوش برخورده.ایشون مشاوره بهزیستس هستن.یک روز که مادرم رفت خونشون میگه دیدم چند تا قرص رو داره با هم میخوره.ازش پرسید اون در جواب گفت اینقدر با مشکلات مردم روزام رو شب کردم که خودمم دچار هزار تا مشکل روحی شدم.این عجیب نیست.ما هم نباید خیلی تو این مسائل حل بشیم.این کار تو روحیمون تاثیر میذاره.بهتره گزیده کار بشیم.انتخاب کنیم .حتی تاپیکای این سایت رو.

    شما زود نا امید میشید.بعد از دو روز که کسی پستی نمیذاره فکر می کنید که با شما لج هستن و مشکل دارن.واقعیت همونیه که مهرااد گفت.حرفی نمی مونه واسه گفتن.دیگه بیان چی بگن.همه که عین من پررو نیستن.

    واقعیت دیگری هم که هست اینه که اقبال با تاپیکهای خیانت و خودکشی و ...هست.خب هیجانش بیشتره.من یه شب شاهد بودم که تو کمتر از دو ساعت یه تاپیک خیانت به نزدیک 70 پست رسید و جالب اینکه خود صاحب تاپیک جمعا 3،4 تا پست نذاشته بود.

    در هر صورت امیدوارم محکمتر از همیشه برگردید.

    راستی حواسم نبود.تو تاپیک خداحافظیتون یه پست گذاشتم و خواستم بچه ها تایید کنن.اما یادم نبود که چون اون تاپیک دیر به دیر پست توش میذارن میره پایین و کسی نمی بیندش.پس ملاک خوبی نبود.

    فقط خدا

  8. کاربر روبرو از پست مفید faghat-KHODA تشکرکرده است .

    roze sepid (شنبه 23 شهریور 92)

  9. #6
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    122
    Array
    ********

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331

    ویرایش توسط مهرااد : چهارشنبه 20 شهریور 92 در ساعت 21:18

  10. #7
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اول جواب جناب فقط خدای عزیز:بله حق باشماست گاهی فکرمیکنم مخاطب ،یه آشنایی کلی با پستی که میخام بذارم داره وسعی میکنم بعضی جملات رومنقطع واشاره ای بگم تاپست طولانی نشود.اما نکته شما هم درست وبجاست شایدگاهی من کم حوصله ام وپست روبه سرعت تایپ وبه حواشی توجه نمیکنم .

    خانم یوسف گم گشته. ببخشیدکه دیرجواب پستت روگذاشتم منتظریه فرصت مناسب بودم تا باصبروحوصله بیشتر جوابتوبدهم.

    من قبلا گفتم حدسم اینه زیادی خودت
    و محدودمیکنی واین باعث مشکلاتی خواهدشد.مثلا بعضی ازافراد اگه یه کم صداشون خش داشته باشه به دلایلی محدودترو حساسترصحبت میکنن تا عکس اون چیزی که درمورد خودشون فکرمیکنن روبروزبدهند

    چون اون جنبه ازخودشون رو نمیپذیرن یا هنوز درالگوی
    دخترخوب،پسرخوب موندن.ومبنای رفتارشون ساخت یک شخصیت یابعضی از رفتارهای محدود،تا افراد موردنظرشون به اونا جلب بشه یاهزاران دلیل دیگه،مثل والدین سخت گیر و ایجادشدن یک کنترلگرآزار دهنده در ذهن که باعث میشود فردمحدودشود.

    خیل
    عظیمی ازانرژی واحساس وافکاری که قراره فردبروزبدهد به این دیوارمحدودشده برخورد ومثلافقط ۴۰درصدش واقعی یاسانشورشده ابرازو۶۰درصدش بازگشت میخوره وممکنه باعث بشه فردبرای ابرازخودش دست به فعالیتهای زیر زمینی بزند.
    ازغیبت ودروغ بگیرتا مسائل جنسی ونهایش اینه که هیچکدام ازاینارو هم انجام ندهدوانرژی خالی نشده به شکل افسردگی یا اضطراب یادلسوزیهای بی مورد برای دیگران خالی بشود.

    کمال مطلوبش همسری هست که مابهش اعتمادکنیم وبا اواحساسات وعواطف ودغدغه هارودرمیان بگذاریم.البته رابطه خداوند_وبندگی ما محفوظ هست(که خودت دراین زمینه صاحب نظری).

    اینم اضافه کنم که منظورم این نیست قبل یابعدازدواجت ۱۰۰درصدبایدابرازشخصیت داشته باشیم همه ماملزم به تقواهستیم وبسیارپیش می آید شرایط رومسنجیم وگاهی سکوت گاهی شمرده شایدم زمانی فریادبزنیم.

    امامن فکرمیکنم شما بخشی از وجود وافکارخود روکه قابل ابرازهست محدودمیکنیدوبه جاش احتمالا
    حساسیت روانتخاب میکنید.همه ماگاهی نیازمندیم گوشه چشمی هم به همسن هامون داشته باشیم تابیشترخودمون روبسنجیم امیدوارم دراین زمینه بامشاورت صحبت کنی.

    البته شمابه لحاظ دختربودن وبعضی مسائل محدودیت هایی برای خودتون قائلیدکه به نظرم بایدمنطقی باشه مخصوصا درسنین جوانی وپختگی.درمورداینکه گفتی بایدکسانی اطراف ماباشندتاقابل اعتمادباشند وصادقانه ابرازاحساس کنیم حق باشماست

    اگراطرافیان نزدیک ما این خاصیت صداقت وقابل اعتمادبودن رو نداشته باشند،زندگی دشوارمیشه اما انسان یک موجود چندبعدیست که با توجه به تجارب قدیم خودمیتواند مهارتهایی داشته باشد هم برای شناسایی وانتخاب افراد قابل اعتمادهم برای نوع رفتاربا افراد کمترقابل اعتماد تا آسیب فکری نبیند.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  11. کاربر روبرو از پست مفید ammin تشکرکرده است .

    roze sepid (شنبه 23 شهریور 92)

  12. #8
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط faghat-KHODA نمایش پست ها
    سلام
    سلام

    منظورم این بود که نمیشه که ادمها چند ماه همدیگر رو بشناسن و یه دفعه واسه هم به کل ناشناخته باشن.
    ای بابا،انگار حالا فرشته مهربان میخواد بره!من کاربر فقط خدا هستم.

    میدونم.منم تو این مملکت بزرگ شدم.یه چیزایی رو خوب می فهمم.سخت نگیرید.این هزار بار.من پوست کلفت تر از این هام.

    ای بابا،یه ضرب المثلی هست که می گه " شاه می بخشه،شیخ علی خان نمیبخشه! ".حالا حکایت ماست.اصلا ذره ای خودتون رو واسه اون موضوع ناراحت نکنید.به چه زبونی بگم.زبان خارجه هم خیلی بلد نیستم.اگه محلی هم بگم لو میرم!
    قبلا بايك مثال خودتونو لو داديد.


    نکنه من مدیر همدردی هستم و خودم نمیدونم!!!

    چه اصراری که بگید بقیه رنجیده میشن.

    میدونید دارم چیکار میکنم.همه چیزایی رو که از کوچکی ارزوش رو داشتم و بهش نرسیدم دارم لیست می کنم.بعضی هاش تقریبا دیگه از دستم رفتن.خب فدای سرم.چاره ای نیست.اما یکی از ارزو هام همیشه این بوده ویولن زدن یاد بگیرم.اونم به چندید دلیل موجه و غیر موجه نشد.تصمیم گرفتم با 31 سال سن تازه شروع کنم.من که نمیخوام بشم ب.م.میخوام واسه دل خودم بزنم.باور نمی کنید چند نفر تو این دو سه روزه سعی کردن رای منو بزنن.باور ميكنم.اما من این کار رو می کنم.دقيقا مثل زندگي من .کل دیروز رو گشتم دنبال ساز خوب.ان شاءالله بعدش میرم سراغ گزینه های دیگر لیستم.
    تبريك ميگم.

    شما هم به نظرم یه مدت به خودتون استراحتی بدید.ما یه همسایه داریم که خانوم میانسالیه.خیلی خوش برخورده.ایشون مشاوره بهزیستس هستن.یک روز که مادرم رفت خونشون میگه دیدم چند تا قرص رو داره با هم میخوره.ازش پرسید اون در جواب گفت اینقدر با مشکلات مردم روزام رو شب کردم که خودمم دچار هزار تا مشکل روحی شدم.این عجیب نیست.ما هم نباید خیلی تو این مسائل حل بشیم.این کار تو روحیمون تاثیر میذاره.بهتره گزیده کار بشیم.انتخاب کنیم .حتی تاپیکای این سایت رو.
    درسته

    شما زود نا امید میشید.بعد از دو روز که کسی پستی نمیذاره فکر می کنید که با شما لج هستن و مشکل دارن.واقعیت همونیه که مهرااد گفت.حرفی نمی مونه واسه گفتن.دیگه بیان چی بگن.
    اصلا فكر نميكنم كسي با من لجه.
    همه که عین من پررو نیستن.
    هميشه كمكم كرديد.

    واقعیت دیگری هم که هست اینه که اقبال با تاپیکهای خیانت و خودکشی و ...هست.خب هیجانش بیشتره.من یه شب شاهد بودم که تو کمتر از دو ساعت یه تاپیک خیانت به نزدیک 70 پست رسید و جالب اینکه خود صاحب تاپیک جمعا 3،4 تا پست نذاشته بود.اون تاپيكها حساسترن.

    در هر صورت امیدوارم محکمتر از همیشه برگردید.خودمم اميدوارم خدا كمكم كنه آرامش داشته باشم.

    راستی حواسم نبود.تو تاپیک خداحافظیتون یه پست گذاشتم و خواستم بچه ها تایید کنن.اما یادم نبود که چون اون تاپیک دیر به دیر پست توش میذارن میره پایین و کسی نمی بیندش.پس ملاک خوبی نبود.چرا همتون محبتتونو نشون داديد.

    فقط خدا

    - - - Updated - - -



    خانم یوسف گم گشته. ببخشیدکه دیرجواب پستت روگذاشتم منتظریه فرصت مناسب بودم تا باصبروحوصله بیشتر جوابتوبدهم.
    ممنون.لطف كرديد.


    من قبلا گفتم حدسم اینه زیادی خودتو محدودمیکنی واین باعث مشکلاتی خواهدشد.مثلا بعضی ازافراد اگه یه کم صداشون خش داشته باشه به دلایلی محدودترو حساسترصحبت میکنن تا عکس اون چیزی که درمورد خودشون فکرمیکنن روبروزبدهند خب كوچيك كه بودم هميشه دوست داشتم دختر شروشادوآزادوراحتي باشم.پدرومادر من خيلي به ادب ما پيش بقيه وتو خونه اهميت ميدادن.اما من اونو ادب نميدونستم.فقط ميترسيدم كه دختر قابل قبولي نباشم.آخه ما از كودكي دور از فاميل ودر شهري كه همشون آرزوشو داشتن زندگي ميكرديم.لهجه ما با بقيه فرق داشت و همين مسائل باعث شده بود بيشتر توجه كنن وما هم بالتبع بايد از نظر پدرم بهترينها مي بوديم.شايد من خوب توضيح نميدم اما در كل ما زير ذره بين همه بوديم.

    چون اون جنبه ازخودشون رو نمیپذیرن یا هنوز درالگوی دخترخوب،پسرخوب موندن.ومبنای رفتارشون ساخت یک شخصیت یابعضی از رفتارهای محدود،تا افراد موردنظرشون به اونا جلب بشه یاهزاران دلیل دیگه،مثل والدین سخت گیر و ایجادشدن یک کنترلگرآزار دهنده در ذهن که باعث میشود فردمحدودشود.درسته.

    خیل عظیمی ازانرژی واحساس وافکاری که قراره فردبروزبدهد به این دیوارمحدودشده برخورد ومثلافقط ۴۰درصدش واقعی یاسانشورشده ابرازو۶۰درصدش بازگشت میخوره وممکنه باعث بشه فردبرای ابرازخودش دست به فعالیتهای زیر زمینی بزند.خيلي وقتا تودوران دبيرستان حسرت دوستايي رو ميخوردم كه به راحتي از دوست پسراشون حرف ميزدن اما تصور اينكه سرم لب باغچه بريده ميشه واسم عذاب آور بود.پدرم هميشه پسراي فاميلو سر كوچه مدرسه ميزاشت تا مراقب ما باشن.ميدونم تصورش واسه خيليا سخته.
    ازغیبت ودروغ بگیرتا مسائل جنسی ونهایش اینه که هیچکدام ازاینارو هم انجام ندهد.

    انرژی خالی نشده به شکل افسردگی یا اضطراب یادلسوزیهای بی مورد برای دیگران خالی بشود.دقيقا.

    کمال مطلوبش همسری هست که مابهش اعتمادکنیم وبا اواحساسات وعواطف ودغدغه هارودرمیان بگذاریم.درسته اماتا حالا خواستگار قابل اعتماد نداشتم.قبلا هم توضيح دادم.البته رابطه خداوند_وبندگی ما محفوظ هست(که خودت دراین زمینه صاحب نظری).

    اینم اضافه کنم که منظورم این نیست قبل یابعدازدواجت ۱۰۰درصدبایدابرازشخصیت داشته باشیم همه ماملزم به تقواهستیم وبسیارپیش می آید شرایط رومسنجیم وگاهی سکوت گاهی شمرده شایدم زمانی فریادبزنیم.

    امامن فکرمیکنم شما بخشی از وجود وافکارخود روکه قابل ابرازهست محدودمیکنیدوبه جاش احتمالا حساسیت روانتخاب میکنید.همه ماگاهی نیازمندیم گوشه چشمی هم به همسن هامون داشته باشیم تابیشترخودمون روبسنجیم امیدوارم دراین زمینه بامشاورت صحبت کنی.تمام رفتاراي من الان با كمك مشاور خيلي بهتر شده اما من دوست ندارم ونميتونم بايك مرد چشم توچشم باشم وراحت حرف بزنم.اميدوارم منظورمو متوجه بشيد.

    البته شمابه لحاظ دختربودن وبعضی مسائل محدودیت هایی برای خودتون قائلیدکه به نظرم بایدمنطقی باشه مخصوصا درسنین جوانی وپختگی.درمورداینکه گفتی بایدکسانی اطراف ماباشندتاقابل اعتمادباشند وصادقانه ابرازاحساس کنیم حق باشماست خدارو شكر كه اينارو گفتيد ومن فهميدم در اين مورد اشتباه نميكنم.

    اگراطرافیان نزدیک ما این خاصیت صداقت وقابل اعتمادبودن رو نداشته باشند،زندگی دشوارمیشه اما انسان یک موجود چندبعدیست که با توجه به تجارب قدیم خودمیتواند مهارتهایی داشته باشد هم برای شناسایی وانتخاب افراد قابل اعتمادهم برای نوع رفتاربا افراد کمترقابل اعتماد تا آسیب فکری نبیند.
    حق باشماست.ما به خاطر هر اشتباه تنبيه ميشديم.اين يك سال كه پدرم نبوده اعصابم راحتتره اما گاهي جاي خاليشو خيلي خيلي حس ميكنم.اون هميشه ميگفت بچه بايد به چشم خار باشه وبه دل عزيز.من هيچوقت نفهميدم فرق اين دوتا از نظر پدرم چه زمانيه.

    - - - Updated - - -



    خانم یوسف گم گشته. ببخشیدکه دیرجواب پستت روگذاشتم منتظریه فرصت مناسب بودم تا باصبروحوصله بیشتر جوابتوبدهم.
    ممنون.لطف كرديد.


    من قبلا گفتم حدسم اینه زیادی خودتو محدودمیکنی واین باعث مشکلاتی خواهدشد.مثلا بعضی ازافراد اگه یه کم صداشون خش داشته باشه به دلایلی محدودترو حساسترصحبت میکنن تا عکس اون چیزی که درمورد خودشون فکرمیکنن روبروزبدهند خب كوچيك كه بودم هميشه دوست داشتم دختر شروشادوآزادوراحتي باشم.پدرومادر من خيلي به ادب ما پيش بقيه وتو خونه اهميت ميدادن.اما من اونو ادب نميدونستم.فقط ميترسيدم كه دختر قابل قبولي نباشم.آخه ما از كودكي دور از فاميل ودر شهري كه همشون آرزوشو داشتن زندگي ميكرديم.لهجه ما با بقيه فرق داشت و همين مسائل باعث شده بود بيشتر توجه كنن وما هم بالتبع بايد از نظر پدرم بهترينها مي بوديم.شايد من خوب توضيح نميدم اما در كل ما زير ذره بين همه بوديم.

    چون اون جنبه ازخودشون رو نمیپذیرن یا هنوز درالگوی دخترخوب،پسرخوب موندن.ومبنای رفتارشون ساخت یک شخصیت یابعضی از رفتارهای محدود،تا افراد موردنظرشون به اونا جلب بشه یاهزاران دلیل دیگه،مثل والدین سخت گیر و ایجادشدن یک کنترلگرآزار دهنده در ذهن که باعث میشود فردمحدودشود.درسته.

    خیل عظیمی ازانرژی واحساس وافکاری که قراره فردبروزبدهد به این دیوارمحدودشده برخورد ومثلافقط ۴۰درصدش واقعی یاسانشورشده ابرازو۶۰درصدش بازگشت میخوره وممکنه باعث بشه فردبرای ابرازخودش دست به فعالیتهای زیر زمینی بزند.خيلي وقتا تودوران دبيرستان حسرت دوستايي رو ميخوردم كه به راحتي از دوست پسراشون حرف ميزدن اما تصور اينكه سرم لب باغچه بريده ميشه واسم عذاب آور بود.پدرم هميشه پسراي فاميلو سر كوچه مدرسه ميزاشت تا مراقب ما باشن.ميدونم تصورش واسه خيليا سخته.
    ازغیبت ودروغ بگیرتا مسائل جنسی ونهایش اینه که هیچکدام ازاینارو هم انجام ندهد.

    انرژی خالی نشده به شکل افسردگی یا اضطراب یادلسوزیهای بی مورد برای دیگران خالی بشود.دقيقا.

    کمال مطلوبش همسری هست که مابهش اعتمادکنیم وبا اواحساسات وعواطف ودغدغه هارودرمیان بگذاریم.درسته اماتا حالا خواستگار قابل اعتماد نداشتم.قبلا هم توضيح دادم.البته رابطه خداوند_وبندگی ما محفوظ هست(که خودت دراین زمینه صاحب نظری).

    اینم اضافه کنم که منظورم این نیست قبل یابعدازدواجت ۱۰۰درصدبایدابرازشخصیت داشته باشیم همه ماملزم به تقواهستیم وبسیارپیش می آید شرایط رومسنجیم وگاهی سکوت گاهی شمرده شایدم زمانی فریادبزنیم.

    امامن فکرمیکنم شما بخشی از وجود وافکارخود روکه قابل ابرازهست محدودمیکنیدوبه جاش احتمالا حساسیت روانتخاب میکنید.همه ماگاهی نیازمندیم گوشه چشمی هم به همسن هامون داشته باشیم تابیشترخودمون روبسنجیم امیدوارم دراین زمینه بامشاورت صحبت کنی.تمام رفتاراي من الان با كمك مشاور خيلي بهتر شده اما من دوست ندارم ونميتونم بايك مرد چشم توچشم باشم وراحت حرف بزنم.اميدوارم منظورمو متوجه بشيد.

    البته شمابه لحاظ دختربودن وبعضی مسائل محدودیت هایی برای خودتون قائلیدکه به نظرم بایدمنطقی باشه مخصوصا درسنین جوانی وپختگی.درمورداینکه گفتی بایدکسانی اطراف ماباشندتاقابل اعتمادباشند وصادقانه ابرازاحساس کنیم حق باشماست خدارو شكر كه اينارو گفتيد ومن فهميدم در اين مورد اشتباه نميكنم.

    اگراطرافیان نزدیک ما این خاصیت صداقت وقابل اعتمادبودن رو نداشته باشند،زندگی دشوارمیشه اما انسان یک موجود چندبعدیست که با توجه به تجارب قدیم خودمیتواند مهارتهایی داشته باشد هم برای شناسایی وانتخاب افراد قابل اعتمادهم برای نوع رفتاربا افراد کمترقابل اعتماد تا آسیب فکری نبیند.[/QUOTE]حق باشماست.ما به خاطر هر اشتباه تنبيه ميشديم.اين يك سال كه پدرم نبوده اعصابم راحتتره اما گاهي جاي خاليشو خيلي خيلي حس ميكنم.اون هميشه ميگفت بچه بايد به چشم خار باشه وبه دل عزيز.من هيچوقت نفهميدم فرق اين دوتا از نظر پدرم چه زمانيه.

  13. کاربر روبرو از پست مفید roze sepid تشکرکرده است .

    ammin (شنبه 23 شهریور 92)

  14. #9
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    منظورمن راحت بودن بامرد غریبه نیست.شماهم این موارد روکاملارعایت میکنید منظورم رسیدن به سطحی از راحتیست که رفتارهات وانگیزه رفتارهات" متعالی تر"بشه. مثلا تو نمازرو واسه دل خودت ومعرفتی که به نماز داری انجام میدی.من وشما دربسیاری مهمانیها محدودتر رفتارمیکنیم براساس عرف ورسوم واینجا شایدنشه هرحرفی رو زدوراحت بود.اما مثلاباهمسالان دختر راحتتری وکاملاخودتی.بنابرایی ابراز آنچه هستیم یک روند تدریجی است ونیازبه مهارت در زمینه های مختلف وشجاعت دارد.دراین صورت به نظرم هم رشد میکنیم هم آرامش درون خواهیم داشت.کتاب "وضعیت آخر"نوشته هریس رو خانم مینوش توی همین سایت به من معرفی کرد به نظرم اگه مطالعش کنی مطالب مفیدی برات خواهد داشتموفق باشید

    - - - Updated - - -

    پ.ن:خانم مهرااد اگه من حدس بزنم شماقبلا کدوم کاربر بودی چه جایزه ای تعیین میکنی؟
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  15. کاربر روبرو از پست مفید ammin تشکرکرده است .

    roze sepid (یکشنبه 24 شهریور 92)

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 آبان 04 [ 04:30]
    تاریخ عضویت
    1392-5-13
    نوشته ها
    688
    امتیاز
    17,063
    سطح
    83
    Points: 17,063, Level: 83
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 287
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,002

    تشکرشده 1,784 در 580 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    122
    Array
    سلام.

    ببخشید یوسف جان پست غ مرتبط می زارم.

    از دست این اممینه : تو هم تو هم بنویسه عوض نشو و غ منعطفه و با هوش و حساس و تیزبین و گیر و فیلسوف و مهربون و دوست داشتنی و مغرور و احتمالا لاغر و پرخور و سر بزیر و یه دنده و کمال گرا و حواسش به همه و در اکثر موارد مهربان حتی اگه خودش حالش بد باشه و ...

    پیدا کردن من کاری نداره اخه البته پیدا کردن یه نام کاربریم ! عمرا اگه دوتای دیگه رو پیدا کردی( البته من مشکل داشتم و به مدیریت محنرم سایت اطلاع رسانی کردم)!


    میشه این بحثها رو عمومی بیان نکنی. ممنونم ازت( اگه دستم بهت برسه امیییییییییییییییین )

    تو پیام خصوصی بگو:

    اگه حدست درست بود یه جایزه داری و یه تنبیه ویژه: که انقدر وقت تلف می کنی و ذهنت رو با این چیزا پر میکنی


    اگه حدست اشتباه بود: باید بری موهاتو کوتاه کنی اول مهری

    راستی یوسف جان من خوشحالم که میبینمت

    نیایش به قصد این نیست که خدا را به برآوردن آرزوهایمان وادارد، بلکه برای آن است که اشتیاق به خدا را در ما برافروزد و ما را به سوی خدا فرا ببرد. دیونوسیوس مجعول می گوید:
    "کسی که در قایقی نشسته و طنابی را که از صخره ای به طرفش پرت شده می گیرد و می کشد، صخره را به طرف خود نمی کشد، بلکه خودش و قایق را به صخره نزدیک تر می کند".
    فریدریش هایلر، نیایش، ص 331


  17. 2 کاربر از پست مفید مهرااد تشکرکرده اند .

    ammin (شنبه 23 شهریور 92), roze sepid (یکشنبه 24 شهریور 92)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. اوراکا ... اوراکا: من، اكنون و اينجا تغيير مي كنم.
    توسط بالهای صداقت در انجمن شخصیت
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 01 دی 89, 12:09
  2. چرا تغيير نمي كنيم؟
    توسط Niloo55 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: جمعه 23 بهمن 88, 16:24
  3. کمک درتغيير روش
    توسط نگين در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 17 خرداد 87, 19:31
  4. +آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: جمعه 10 اسفند 86, 20:52
  5. آيا نظرش تغيير مي كنه؟
    توسط no1 در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 اسفند 86, 08:44

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.