به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 85
  1. #31
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما اروم باشید با ارامشتون انشاالله که دلش به رحم میاد. من اگه جای شما بودم برای اینکه برگردم به شوهرم میگفتم تو این مدت همش داشتم به تو فکر میکردم.خیلی دلم برات تنگ شده و دلم میخواد دوباره باهم زندگی کنیم.بچتون حرف میزنه که بهش یاد بدید بگه بابا دوباره با مامان اشتی کن.؟؟خیلی قضیه شما کش دار شده من تاپیک قبلی شما که زیتون جون بودید رو دیروز خوندم.شما یک بار هم همین مساله براتون پیش اومده یه سوال بپرسم شما با رفتار نامناسب شوهر و مادرشوهرتون به تندی برخورد میکنید؟

  2. #32
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    جنبه نداره که بهش بگم دلم برات تنگ شده از این حرفم سو استفاده میکنه و بیشتر عذابم میده
    نه ماسفانه بچم فقط بلده بابا بگه تازه اونم با افتخار میگه ببین بابا میگه یعنی تورو نمیخواد میخواد پیش من باشه

    بعد قضیه که با نام زتون جون نوشته بودم ما باهم آشتی کردیم و مدتی خوب بودیم اما متاسفانه با اینکه ما رضایت داده بودیم واسه مسئله چاقو کشی اما چون جرم عمومی بود دولت ازش نگذشت تا بهمن 91 یعنی بعد 1سال هنوزم گیرو کش دادگاه داشتیم تا رفتن دیوان عالی کشور بماند که چی کشیدم سر همین قضایا البته اون گفت من تبرئه شدم نمیدونم چه اصراری داشت دروغ بگه منم باور کردمو گفتم خدارو شکر که تموم شد تازه متوجه شدم که شلاق هاش تبدیل به پول شد و تبرئه شدنش دروغ بوده

    بعد از اینکه رفت تهران و برگشت (با مامانش رفت) رابطمون خیلی سرد شد 1ماه که بهونه کرد عرق سوز شدم نمیتونم رابطه داشته باشم بعد عید شد 2هفته شهرستان بودم بعد مامانش اینا اومدن 13بدر شمال کلا تعطیل شده بود تا اینکه اون روزی که مامانش میخواست بیاد بعد 2-3 ماه ابراز احساسات کرد و منم برام خیلی سنگین بود احساس کردم از نیاز من داره سو استفاده میکنه خیلی داغون بودم واسه همین ایستادم جلوش

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط یاسمینا25 نمایش پست ها
    یه سوال بپرسم شما با رفتار نامناسب شوهر و مادرشوهرتون به تندی برخورد میکنید؟
    متاسفانه اشتباهی که من کردم این بود که مادرشوهرمو محرم راز و حلال مشکلات دونستم تا با شوهرم جرو بحث میکردم به اون میگفتم اونم اون مشکل خاص و حل میکرد ولی از حرفام بعدا علیه خودم استفاده میکرد نمونش همون مسئله بالا که دیگه نتونستم طاقت بیارم

    شوهرم هم هر وقت بحث و دعوامون میشد زنگ میزد به مامانم و کلی و فحش و بد وبیراه میگفت برخورد او با مامانم خیلی بدتر از برخورد من با مامانش بود ولی من گذشت میکردم و چیزی نمیگفتم و سعی میکردم خودمو تغییر بدم اما اون پا میشد منو بخاطر مامانش به باد کتک میگرفت

    فقط دوبار دست روم بلند کرد هر دوبارم بخاطر مامانش بود

  3. #33
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بهار خوبم- حالا که متوجه شدی انشاالله وقتی که برگشتی همش از خوبی های شوهرت بگو.حساسیتت رو نسبت بهش کم کن.اگه میخواد بیاد خونتون به شوهرت نگو که مادرش نباید بیاد.اصلا خودت دعوتشون کن.دایم ازش قدردانی کن.شما اینکارهارو میکردی عزیزم؟یه چیز بگم برای رابطه زناشویی حتما نباید ایشون اول اقدام کنند شما اقدام کنید چه اشکالی داره محرمته باید از هم لذت ببرید اگه تو رابطه زناشویی یه خورده موفق باشید به نظرم کمک بهتون میکنه هر دوتون به ارامش میرسید اگه میگه نه شما تحریکش کنید.بعضی از مردا کلا تو رابطه سرد مزاجند.اصلا فکر نکنید به غرورتون لطمه ای وارد میشه.به نظر من شما خیلی زودرنجید اصلا بخاطر این مسایل خودتون رو عذاب ندید.گفتید شوهرتون اگه شما ابراز علاقه کنید سو استفاده میکنه.شما کارتون رو بکنید منظورم محبته اصلا اهمیت ندید که اون چی فکر میکنه.فکر نکنید اگه سنگین برخورد کنید نتیجه میگیرید.میدونم به شما بد کردند شما هم یه مقدار لج بازی رو کنار بزارید به ارامش بچتون فکر کنید.اگه شوهرتون میگه ببین بچه میگه بابا شما بگید خوشحالم که اول بابا یاد گرفته به بچتون یاد بدید عمه یا مادربزرگ یا هرچی که صداشون میزنه بگه مخصوصا جلو شوهرتون.که ذهنش از این که با خانوادش مشکل داری پاک بشه.جسارتا شما چند سالتونه و همسرتون چند سالند؟اگه دوست نداشتی نگو

    - - - Updated - - -

    بخاطر بچته که دوست داری برگردی یا واقعا شوهرتو از ته قلبت دوست داری؟شوهرت چی دوستت داره؟اگه همدیگر رو دوست دارید نباید بزارید دخالت های دیگران زندگیتون رو به تباهی بکشه.علت چاقو کشی همسرتون چی بوده؟

  4. #34
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    یاسمینا عزیز ممنونم ازت بخاطر راهنماییت
    فکر میکنی من نرفتم طرفش؟ بخدا آرزوم شده بود یه بارم که شده اون بیاد سمتم اما نمیومد تحریک میشد رابطه برقرار نمیکرد
    من 24سالمه اون 31سال
    بیشتر بخاطر بچه م میخواهم برگردم خودمم دلم براش تنگ شده حتما دوستش دارم که دلم براش تنگ شده دیگه
    فکر نکنم دوستم داشته باشه اگه داشت یه نیم نگاهی بهم میکرد

  5. #35
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    جمعه 30 خرداد 04 [ 16:15]
    تاریخ عضویت
    1388-7-01
    محل سکونت
    همین حوالی
    نوشته ها
    2,584
    امتیاز
    67,964
    سطح
    100
    Points: 67,964, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 97.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialRecommendation Second ClassTagger First Class50000 Experience Points
    تشکرها
    13,216

    تشکرشده 14,131 در 2,566 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    308
    Array
    به هزار و یک دلیل دوستت داره ،
    دوستت داره ، بر اساس راه و روش خودش
    دوست داره
    راه رو اشتباه میره
    راهنما و مشاور درستی نداره

  6. #36
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    خیلی دنبال یه نشونه ازش بودم که ببینم دوستم داره
    خیلی سایتارو زیروو رو کردم ولی نشونه ای پیدا نکردم یه دونه از اون هزارو یک دلیل را برام بگو

  7. #37
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بهار جان ازینکه هی دخالت میکنم ببخشید دوست دارم کمکت کنم. شده تا به حال پای صحبتهات بشینه؟شده اصلا بهت بگه چه توقعاتی ازت داره؟یعنی انقدر ازت متنفره.من اینطور فکر نمیکنم حتما دل اون هم واسه شما تنگ شده.شما مادر بچشی.کدورت هایی که بینتون پیش اومده باعث شده که از هم سرد بشید.شما میگید دوستش دارید پس حتما قدری خوبی ازش دیدید که دلتنگش شدید.امیدوارم فردا روز موفقیت امیزی براتون باشه.

  8. #38
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    ممنون یاسمینا جان اومدم اینجا که راهکار بگیرم و حداقل دردو دل کنم تا خالی بشم

    خیلی کم باهم حرف میزدیم اصلن خونه نبود وقتی هم حرف میزدیم رویا پردازی میکردیم واسه آینده

  9. #39
    Banned
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 خرداد 93 [ 02:56]
    تاریخ عضویت
    1392-7-07
    نوشته ها
    63
    امتیاز
    750
    سطح
    14
    Points: 750, Level: 14
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 26 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بهارم چطوری خانمم؟واسه فردا خودتو اماده کردی؟قبل رفتن ایه الکرسی رو بخون و برو.توکلت به خدا باشه.همه حرفهایی که میخوای بزنی تو خونه تمرین کن و فقط با ارامش باهاشون صحبت کن.اوندفعه ای که همین جریان برات پیش اومد شوهرت برات شرط و شروط گذاشته بوده؟و شما با قبول شرایط رفتید؟

  10. #40
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 06 آذر 93 [ 02:54]
    تاریخ عضویت
    1392-6-04
    محل سکونت
    زیر سایه خدا...
    نوشته ها
    517
    امتیاز
    3,053
    سطح
    34
    Points: 3,053, Level: 34
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    143

    تشکرشده 599 در 247 پست

    Rep Power
    64
    Array
    دفعه قبل هر دو دست از شکایتامون برداشتیم منم که حقوقشو بخاطر مهریه توقیف کرده بودم آزاد کردم


 
صفحه 4 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ایا برای تامیین اینده ام…"""…… بیمه عمر ……"" تصمیم و گزینه درستی هست؟؟؟
    توسط عروس خوشبخت در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 اسفند 95, 21:30
  2. خوشبختی یعنی "رضایت"
    توسط khaleghezey در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 14 شهریور 94, 17:40
  3. توصیه نوروزی یک روانپزشک: نه "چاقی" خانمها را به روی شان بیاورید، نه "کچلی" مردها را
    توسط khaleghezey در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 فروردین 93, 13:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.