ملکه عزیز درسته من دفترچه بیمه رو بهونه قرار دادم که بهش زنگ بزنم اما هیچ دروغی بهش نگفتم..همه چیو راست گفتم..
شوهرم اخه ادمی نیست که من اینجوری غرورمو زیر پا بدارم واسش..میدونم بعد این قهر اگه من اشتی کنم خیلی گستاختر میشه..
از یه طرفم حس میکنم باباش حالا حالاها اجازه نمیده باهم اشتی کنیم که به اصطلاح منو ادب کنن..
الان اگه اونم یه کم دلش بخواد که باهم اشتی کنیم بیاد حداقل یه اس بده حالامو بپرسه.بد میگم؟مریضیم مریضیه خیلی ساده ا ی نسیت که..هان؟
- - - Updated - - -
بهار جان حرفتو قبول دارم که دوست داشتم بهم ترحم کنه ولی نکرد و منو خیلی اذیت کرد با این کارش..
بعدشم من فاصله ام از اینجا تا خونم 700 کیلومتره میفهمید واسه دفترچه نرفتم..
قبل امروزم اون هفته بهش گفته بودم شوهر خواهرم داره میاد بده بیاره که نداد{احتمالا باباش اونجا بوده نذاشته}
خسته شدم..
تو حرفاش هیچ نشونی از اشتی کردن نبود..![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)