به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 66
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    اره دیگه، کلی‌ آدم رو سین جیم میکنین، بالا پایین میکنین، آخرش میگید باشه دیگه، حالا که اینجوریه برو جدا شو، خوش بگذره، موفق باشی!! خوب من دارم میگم که نمیدونم چطور باید دل‌ بکنم ازش، چطور باید راضی کنم همسرم رو اصلا. ‌ای بابا عجب گیری کردما
    شما تکلیفتون با خودتونم مشخص نیست،راهکار برا ادامه زندگی بهتون میدن میگید منطق من و شما فرق میکنه،میگیم خب اگه واقعا قطعیه تصمیمتون خب کاریش نمیشه کرد چون یه طرف زندگی شما هستید میگید چرا به من راحت میگید جدا شو،بلاخره کدوم وری؟اینوری با اون وری؟؟؟؟؟؟؟؟اول تکلیف خودتونو با خودتون مشخص کنید بعد نظر بخواهید،کاملا معلومه دارید با تردید حرف میزنید،من از اولین نوشتتون اینو فهمیدم برا همینم بهتون گفتم بیشتر فکر کنید

  2. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    Toojih jan

    دارم میگم عقلم میگه باید جدا شم، دیگه کنارش احساس شادی و آرامش نمیکنم، از نظر عشقی و احساسی هم همونطور که گفتم الان هم دوستش دارم و هم نفرت دارم ازش، روز به روز پژمرده‌ و افسرده تر دارم میشم، باز میگی بمونم باهاش؟ آخه مگه میشه


    saman khan

    تردید ندارم، چطور بهتون ثابت کنم؟ میگم وقتی لطف میکنید و میگید جدا شو، لطفا راهش رو هم توضیح بدید. مثل اینکه به یک نفر که اعتیاد داره و می‌خواد ترک کنه بگید پاشو برو ترک کن، خوب دارم میپرسم چه طوری، اما اصلا توضیح نمیدین

    - - - Updated - - -

    Saman khan

    آقای سامان، البته که ممنون بخاطر دقت و توجهتون، اما نمیدونم چرا لحن صحبت کردنتون یک مقدار تند و آزار دهنده هست برای من. توی هر کامنتی هم که لطف میکنید و میگذارید، بارز‌ترین و پر کاربرد‌ترین واژه‌ای که استفاده میکنید، لغت "من" هستش. همه چیز رو از دید و زاویه خودتون می‌‌بینید، به کل دنیا تعمیمش میدید و به جای همه تصمیم میگیرید. این تاپیکه منه، راه حل هایی هم که قراره ارایه بشه باید بر اساس نقاط قوت و ضعف من باشه. ممنون میشم دیگه تو کامنت هایی که لطف میکنید برای من میگذارید، خودتون رو مرکز کائنات و ستون آفرینش قرار ندید. ممنون
    ویرایش توسط Sarvin : سه شنبه 30 مهر 92 در ساعت 00:07

  3. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 22 خرداد 95 [ 13:31]
    تاریخ عضویت
    1390-10-16
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    3,442
    سطح
    36
    Points: 3,442, Level: 36
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    26

    تشکرشده 63 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست خوبم میتونی یه سر به این پست بزنی من یکسری تجربیاتم رو اونجا نوشتم چک کن ببین اینکارا رو کردی یا اگه انجام بدی عکسالعمل همسرت چی میتونه باشه؟ به هرحال طلاق آخرین راهه و برای طلاق هیچ وقت دیر نیست شما 6ماه بعدهم میتونی اقدام کنی همین فردا هم میتونی اقدام کنی فرقش اینه که حداقل تا 6ماه دیگه از کمک های خیلیا یا تجربه هاشون میتونی با خبر بشی خیلی ها میتونن حتی تو همین تالار شرایط مشابه شما داشته باشن...تلاشت رو بکن دنیای بعد طلاق رو هم کاملا مثل روز با تمام واقعیت هاش تصور کن یعنی بخون و بپرس و اطلاعات جمع کن و اگه بالای 60% یقین کامل پیدا کردی میتونی اقدام کنی و پشیمون هم نشی اما به نظرم حالا که داری تلاش میکنی و مشکلت رو مطرح کردی یکم هم بیشتر تلاش کن ببین میتونی مشکلاتت رو حل کنی؟ میتونی مساله زندگیت رو پیدا کنی؟

    من 2 ساله عضو تالارم ولی کم و بیش چیزی می نوشتم بیشتر در به در دنبال حل کردن مسایل و مشکلات زندگی خودم بودم...منهم بعضی از این مشکلاتی که شما مطرح کردی رو داشتم و خیلی وقتا به طلاق فکر میکردم اما مطمین بودم اشتباه ترین راه حله ولی آروم ننشستم و 5 سال تلاش کردم کتاب خوندم اینجا سر میزدم بیشتر تاپیک ها رو میخوندم مشاوره حضوری و خدا رو شکر الان تونستم مسیله زندگیم رو پیدا کنم..ببین
    باید فرق بین مساله و مشکل رو توضیح بدم...شما میدونی فرق بین مساله و مشکل چیه؟
    ممکنه هرکدوم از ماها تو زندگی مشکلات زیادی داشته باشیم مثلا
    شوهرم دست بزن داره
    شوهرم اجازه نمیده برم خونه مادرم
    شوهرم توقع های بیجا ازم داره
    فقط و فقط خودش رو و خواسته هاش رو می بینه
    عصبیه
    و....
    اینها همه مشکل هستن مشکل میتونه موضوعات مختلفی داشته باشه و زیاد باشه میتونه برای یه مدت برطرف بشه یا یه مشکل جدید ایجاد بشه چون.....
    مشکل نشات گرفته از مساله است!!!!!
    بندرت پیش میاد زندگی های ما از 3 یا 4 تا مساله بیشتر تشکیل بشه و هر مساله منجر به پدید اومدن چندین مشکل میشه....و اینکه ممکنه مشکلی حل و مشکل دیگه ای پدید بیاد به این دلیله که مساله حل نشده شکل بروز و ظهورش عوض شده...شما باید مساله زندگیت رو پیدا کنی که مثل مشکل به راحتی نمیشه تشخیص داد و لیستش کرد.ولی اگه بتونی مساله رو پیدا کنی حلش خیلی راحته چون مستقیم میری سراغ راه حل های موجود برای حل اون مساله...و با خل یک مساله چندین مشکل زندگیت حل میشه....پس برو دنبال اصل و اساس و براش تلاش کن و با یک سال دو سال تلاش درست و حسابی زندگیت رو برای تمام عمر بیمه کن

  4. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    Salam donya joon


    ممنونم عزیزم به خاطر توجه و همدلیت. حتما پستت رو میخونم، از قبل پیگیرش بودم البته. باور کن عجله ندارم، فقط وقتی که دوستان دائما میگن طلاق اله و بله، واسه من که از قبل تمام راه‌های دیگه رو امتحان کردم، پذیرش ‌اش سخته. در هر حال حتماً نصیحت‌ها و تجربیاتت رو به کار میگیرم. ممنون از تو و امیدوارم تو مسیری که انتخاب کردی موفق باشی

  5. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 بهمن 94 [ 01:16]
    تاریخ عضویت
    1392-7-27
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    2,623
    سطح
    31
    Points: 2,623, Level: 31
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 271 در 111 پست

    Rep Power
    31
    Array
    شما که خارج کشور هستید به هر حال مشکلات و محدودیت های داخل رو در زمینه طلاق و بعد از طلاق ندارید. بنابراین انجامش خیلی راحتتره.
    اگه واقعا می بینید ماندن با ایشون به جایی نمیرسه و از طرفی استقلال مالی هم دارید. فقط باید تصمیم بگیری برای جدا شدن ازش و یه ثانیه هم دیگه سعی کنی بهش فکر نکنی تا کم کم وابستگیت بهش کم بشه.
    تک تنها اونجایید یا آشنای دیگه هم دارید؟

  6. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 22 خرداد 95 [ 13:31]
    تاریخ عضویت
    1390-10-16
    نوشته ها
    45
    امتیاز
    3,442
    سطح
    36
    Points: 3,442, Level: 36
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    26

    تشکرشده 63 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    منم الان پست قبلیت رو خوندم فهمیدم که واقعا مشکلات زیاد داشتی مثلا اعتیاد خودش خیلی سخته ولی معلومه خیلی قدرتمند و توانمند هستی که تونستی کمکش کنی و خودت ازپا نیوفتی بهت حق میدم ولی میخوام ازت سعی کنی یه نیروی تازه بگیری میدونم که حسابی تحلیل رفته تو این سالها ولی اگه میتونی اول به اوضاع روحی خودت برس و خودت رو سرزنده و شاد کن بعد ببین میتونی یه تلاش دیگه هم بکنی واسه اینکه حداقل به خودت قطعی بودن تصمیمت رو ثابت کرده باشی ولی یه تلاش صادقانه و سختکوشانانانانه تر از قبل و با بکار گیری متدهای جدید که کسب میکنی....خودتو از مشکل بکش بیرون و از بالا بهش نگاه کن.اعتیاد و خیانت خیلی زیاد شده چون این افراد دچار پوچی میشن میخوان وجود خودشون رو به خودشون با مواد یا کس دیگه ثابت کنن چون دیگه نمی تونه به همسرش ثابت کنه ولی معلومه شما آدم توانمند با رح بزرگی هستی مطمینم اگه قدم برداری میتونی به همسرت هم کمک کنی وقتی یک انسان واقعا ساخته بشه روحش متعالی بشه دیگه اینکارا از نظرش پوچ میشه....میخوام که ریشه ای کار کنی نه حل مشکل ها....میتونی کمکش کنی خودش رو بشناسه دنیایی که تو براش تعریف میکنی کامل شو و کامل کن....اونوقت هرجای دنیا هم که باشید باهم خوشبختید.....ذات همه انسانها به سمت تعالی میره و اگه قبول داشته باشی باید بگم همه آدما خدا خواه هستن ولی اینو نمیدونن یا راهش رو بلد نیستن که از راه دل به عشق خدا برسن واسه همین روحشون همیشه تشنه اس و دل به همه چی میزنن ولی بدتر و بدتر میشه.....ولی کافیه خودشون و جهانبینی شون رو پیدا کنن
    اووووه چه فلسفی خودمم کف کردم....فقط خواستم یکم باهات حرف بزنم شاید نیاز به یه دوست داشته باشی ....

  7. #37
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 خرداد 93 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1392-5-31
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    902
    سطح
    16
    Points: 902, Level: 16
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    75

    تشکرشده 139 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    من تاپیک قبلیتون رو هم خوندم. همونطور که دوستان گفتند اینجا معمولا" سعی در حفظ روابط هست ( با توجه به شرایط قبل و بعد از جدایی در خیلی از مناطق ایران). من فکر میکنم شما که از نظر فرهنگ خانوادگی در سطح بالایی هستید, کیفیت زندگیتون و انتظاراتتون هم باید بهتر باشه , پس به یک مرکز مشاوره ی معتبر برید . مشاورین اون کشور با توجه به سطح بالای زندگی و همچنین تساوی در روابط زناشویی بهتر میتونن کمکتون کنن.
    با این توصیفاتی که از زندگی زناشویی خودتون گفتید من رو یاد زندگی هنرمندا با معشوقه هاشون انداختید:که به احتمال زیاد کاریشون نمیشه کرد همینن که هستن!
    همین که حس میکنید بدون زندگی با شخص خاصی (کسی که شما رو آزار میده) نمیتونید ....پس نشون دهنده ی یک مشکل در روان شما هست.

  8. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    Aminn aziz

    ممنون از کامنتت،


    اینجا دوست و آشنا دارم، اما از هیچ نظر وابستگی بهشون ندارم و کلا از همه نظر مستقل هستم. همینه که به خودم میگم چرا باید وقتی دلم تا این حد شکسته انقدر خودم رو عذاب بدم. من همه کار کردم برای همسر و زندگیم، چون عاشقانه‌ دوستش داشتم، اما میبینم نمی‌شه، یعنی وقتی ستون و پایه خراب باشه، هر کار کنی نمیتونی بنا رو محکم و درست بسازی. هر چی‌ تو اینترنت سرچ میکنم، یا صحبت یا تاپیک‌های دختر‌های دیگه رو میخونم، میبینم که همش یک گیری دارن و به همون دلیل نمیتونن جدا شن. اما من هیچ کدوم از اون مشکلات سر راهم نیست. فقط این حس دلبستگی که باید از بین ببرمش.


    Donya joon

    عزیزم فلسفه‌هات رو دوست دارم . ممنون از تو ، دوست و هم صحبت همیشه لازمه. ممنون میشم باز هم بنویسی برام.




    اسکارلت عزیز،


    ممنون از کامنت شما. دلیل اصلیش می‌تونه این باشه که همسرم اولین عشق، دوست پسر و کلا اولین و تنها مردی بود که تو زندگیم اومد و فکر میکنم از بس که تمام این سالها تمام انرژی و حواسم رو روش گذاشتم، واسه همین انقدر وجودش برام مهم و حیاتی شده.
    ویرایش توسط Sarvin : سه شنبه 30 مهر 92 در ساعت 01:48

  9. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 خرداد 93 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1392-5-31
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    902
    سطح
    16
    Points: 902, Level: 16
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 98
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    75

    تشکرشده 139 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درکت میکنم. اما حتی اگر اون مرد بهترین مرد روی زمین هم باشه.....تو داری هویت خودت رو از خودت میگیری با این وابستگیت. منظورم طلاق نیست...منظورم کم کردن وابستگی افراطی احساسیه

  10. کاربر روبرو از پست مفید اسکارلت تشکرکرده است .

    golrirahatannom (سه شنبه 30 مهر 92)

  11. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 16:22]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    1,117
    سطح
    18
    Points: 1,117, Level: 18
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 33 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    قبول دارم، این رو گفتم که بدونی مشکل چندان خاصی در روانم ندارم


    راجع به اون جمله معروفش، باور کن کاملاً همین شکل میگه، سرش رو بالا میگیره و میگه همینه که هست (دارم بدش رو نمیگم ها، یعنی کلا عاشقه این دنیای فکریش ام). اصلا نمیخوام به مشاور و درست کردن و این چیز‌ها دیگه فکر کنم. ممنون که همگی تا این حد تلاش میکنید زندگیم حفظ بشه، اما من اصلا دیگه این زندگی رو نمیخوام

  12. کاربر روبرو از پست مفید Sarvin تشکرکرده است .

    اسکارلت (سه شنبه 30 مهر 92)


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.