به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 42

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1392-12-08
    نوشته ها
    64
    دستاوردها:
    100 Experience PointsTagger Second ClassOverdrive7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 43 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بله کاملا متوجه شدم
    و همش دقیقا حرفای من بود
    و به نظر من باید ادم به این درجه از شعور و اینده نگری برسه که مثلا دیدن ماهواره یا فیلم ها یا حتی دوستیای ساده چه با همجنس های بد چه با جنس مخالف باعث بشه در اینده گناه های بزرگی بکنه که کلیدشون همین گناه های کوچیک بوده

    گر درهای ادراک و آگاهی پاکیزه گردند ،همه چیز همانگونه که وجود دارند به نظر می رسد،بیکران و نا محدود
    جملات فلسفی خواننده های دیوانه راک جیم موریسون

    می گن کاری نکن که توبه بکنی اگه توبه خوب بود و صواب داشت حتما معصومینم گناه می کردن و بعد توبه این نشون می ده درسته توبه روح ادم پاک می کنه و ادم به بهشت برین می بره ولی باعث می شه تو این دنیا خودش اسیب ببینه دقیقا با علم به این موضوعات من تا به حال گناه کبیره نکردم هرچند ادم عصبی و پرخاشگریم
    خانم به نظر من بهتر به جای این که فرهنگ توبه رو باب کنیم (نسل ما که نشد)نسل اینده رو طوری تربیت کنیم و عاقل بار بیاریم که بدونن این دنیا اونقدر محدود و کوچیکه که لذت ها توش گمن باید معنی عشق انسانیت رو بهش تمییز بدیم با هوسلا من عاشق فلسفم و قبل از اینکه اهنگیو گوش کنم شعرشو می خونم به خاطر همین دیگه بعد راک گروه های خاص اهنگ دیگه ای گوش کنم
    حتی باید طوری بارشون بیاریم که سلیقشون پخته تر بشه حتما این کار با بچه های خودتون بکنین و از همون بچگی با هنر متعالی اشناشون کنین سبک های نقاشی عکاسی و طوری بارش بیارین که زندگیو تو مادیات مقامش نبینه مدرک براش مهم نباشه
    به بقیه این رو توصیه نمی کنم ولی چند روز پیش مشاورم حرف می زدم بهش می گفتم اونقدر به مسائل جنسی فکر نکردم که غریزم از بین رفته بماند اون چی گفت
    الان که تاپیک قفل بشه

  2. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 دی 96 [ 22:59]
    تاریخ عضویت
    1392-11-30
    نوشته ها
    297
    امتیاز
    6,423
    سطح
    52
    Points: 6,423, Level: 52
    Level completed: 37%, Points required for next Level: 127
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    625

    تشکرشده 345 در 183 پست

    Rep Power
    53
    Array
    افرین مصباح الهدی عزیز بسیار شیوا بود سخنانتون***توی تاپیک اقا فرشید هم بچه ها نظرات خوبی دادن و لب مطلب این بود که ادم خودش پاک باشه و پاک از خدا بخواد و یه سری معیار فضایی واسه ازدواج نداشته و بخاطر رضایت خدا باشه ازدواجش***نکته پهن!!! : ترازویی که خدا پاکیو باهاش اندازه میگیره با ترازوی ما فرق داره***چه بسا الان خانوم مجرد که این روابطو داشتن از منی که نداشتم بسیــــــــــــــــــــــ ــــــار پــــاکـــــــــــــــ تر باشه(واقعا قلبا و عمیقا اینو حس میکنم)

    - - - Updated - - -

    افرین مصباح الهدی عزیز بسیار شیوا بود سخنانتون***توی تاپیک اقا فرشید هم بچه ها نظرات خوبی دادن و لب مطلب این بود که ادم خودش پاک باشه و پاک از خدا بخواد و یه سری معیار فضایی واسه ازدواج نداشته و بخاطر رضایت خدا باشه ازدواجش***نکته پهن!!! : ترازویی که خدا پاکیو باهاش اندازه میگیره با ترازوی ما فرق داره***چه بسا الان خانوم مجرد که این روابطو داشتن از منی که نداشتم بسیــــــــــــــــــــــ ــــــار پــــاکـــــــــــــــ تر باشه(واقعا قلبا و عمیقا اینو حس میکنم)

  3. کاربر روبرو از پست مفید baitollah-abbaspour تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (سه شنبه 20 اسفند 92)

  4. #3
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    آقا محمد
    من می گم برای اینکه شما این تجربه های تلخ براتون دوباره تکرار نشه؛باید یک بازبینی اساسی در نحوه انتخابتون بفرمایید.تجربه را تجربه کردن خطاست! این خیلی مهم تره!
    ببینید کجای کارتون اشتباه بوده.این بار اون اشتباهات را تکرار نکنید.
    به نظر من مطالعاتتون را بیشتر کنید و ببیند دختران پاک چه ویژگی هایی دارن و چه طور احتمال انتخاب آنها بیشتر می شود!
    لطفا تاپیک زیر و تاپیک های پیشنهادی در آن را حتما بخوانید:
    می خواستم همون پست هایم را در اون تاپیک را براتون بنویسم.اما بهتره خودتون مطالعه کنید.
    موفق باشید
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  5. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (پنجشنبه 22 اسفند 92), خانوم مجرد (سه شنبه 20 اسفند 92)

  6. #4
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 02 مهر 95 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1392-2-09
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    3,832
    سطح
    39
    Points: 3,832, Level: 39
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    128

    تشکرشده 312 در 128 پست

    Rep Power
    34
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها



    اما شما دقت کن این ها در شرایط بدی گیر کرده بودن.همین جوری از روی دلخوشی و بدون مشکل نرفتن سمت این کار که.

    اگه کسی اعتقاد داشته باشه,احتمالش کمتر می شه.اگر هم بره در شرایط سخت می ره.اگر هم رفت حتما عذاب وجدان بیشتری می گیره.حتما توبه می کنه.خلاصه حداقلش اینه که برای این ها براشون سرعت گیر هست.

    ولی کسی که براش محرم نا محرمی مهم نباشه چه قدر احتمال داره تو وضع الان جامعه دوست پسر نداشته باشه و کارش حداقل به بوس و بغل نکشیده باشه.برای او که مهم نیست دستش به نامحرم بخوره.

    پس یک ترمز مهم را نداره و احتمال اینکه خطا بره بیشتره!و دیر تر عذاب وجدان می گیره.

    ببین از احتمالات صحبت شد.وگرنه فقط غیرممکن،غیر ممکنه!

    یعنی همه چیز ممکنه.



    عزیزم اول اینکه از کجا مطمئن هستین و اینقدر با اطمینان میکین که از سر دلخوشی نرفتن؟؟؟ من خودم مثالهایی رو میشناسم که دقیقا به همان دلایلی که دختران کم حجاب رفتن سراغ اینکارا اونها هم رفتن سر اینکار ....
    بعدش هم اون دختری که کم حجاب اینکارو میکنه لااقل دیگه با ظاهرش کسی رو فریب نمیده و داره میگه که به محرم نامحرمی اعتقادی نداره و طبق همون عمل میکنه...

    - - - Updated - - -

    البته امیدوارم به خانمهای کم حجاب برنخوره چون من ادمی نیستم که به این راحتی کسی را قضاوت کنم که چون فلان تیپ رو داره دیگه حتما...

  7. کاربر روبرو از پست مفید gisooo تشکرکرده است .

    فرهنگ 27 (پنجشنبه 22 اسفند 92)

  8. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط gisooo نمایش پست ها
    عزیزم اول اینکه از کجا مطمئن هستین و اینقدر با اطمینان میکین که از سر دلخوشی نرفتن؟؟؟ من خودم مثالهایی رو میشناسم که دقیقا به همان دلایلی که دختران کم حجاب رفتن سراغ اینکارا اونها هم رفتن سر اینکار ....
    بعدش هم اون دختری که کم حجاب اینکارو میکنه لااقل دیگه با ظاهرش کسی رو فریب نمیده و داره میگه که به محرم نامحرمی اعتقادی نداره و طبق همون عمل میکنه...

    - - - Updated - - -

    البته امیدوارم به خانمهای کم حجاب برنخوره چون من ادمی نیستم که به این راحتی کسی را قضاوت کنم که چون فلان تیپ رو داره دیگه حتما...
    بله عمده حرف من هم همینه که نباید قضاوت کرد.نمی شه قضاوت کرد که کسی که محجبه است حتما پاکه!چون ما نمی دونیم حجابش را از روی اعتقاد انتخاب کرده یا از روی جبر.که اگه از روی جبر باشه،ناپاک تره.چون منافقه.ظاهرش یک چیز ولی باطنش یک چیز دیگه است و براش اتفاقا می تونه یک فرصتی باشه تا راحت تر با این ظاهر گناه کنه.
    (تو پرانتز بگم حجاب فقط چادر نیست!پوشش متین است.همین طور رفتار متین و موقر.که رفتار مهمتره! نه اینکه ظاهر خوب باشه اما اصلا هیچ حریمی نباشه و...)
    همین طور نمیشه قضاوت کرد که اگه کسی حجاب نداشت الزاما ...
    چون ممکنه حجاب را در چیز دیگه ای بدونه و به همون پایبند باشه.و برای خودش خط قرمزی داشته باشه و واقعا از اون خط قرمز نگذره.
    اما صحبت از احتمالات هست.
    کسی که سیگار می کشه الزاما سرطان نمی گیره.
    ما نمی تونیم بگیم اگه کسی سیگار کشید و سرطان نگرفت،پس سیگار سرطان نمیاره! علم ثابت کرده سیگار احتمال سرطان را به شدت بالا می بره!
    حالا اگه کسی روابط نامحرمی براش مهم نیست.ممکنه رابطه جنسی را تجربه نکنه و با احتمال کمتر ممکنه دست دادن و... را هم تجربه نکنه.اما این دلیل نمی شه که بگیم نداشتن این خط قرمز محرم نا محرمی هیچ کمکی نمی کنه به حفظ پاکی جامعه!
    امیدوارم منظورم را رسونده باشم.
    به نظر من بیشتر از ظاهر حجاب(که بهش پایبندم) ؛ باطن و رفتار و نحوه ارتباط اهمیت بیشتری دارد. هر چند ظاهر هم میتونه تو رفتار و کردار خیلی خیلی موثر باشه و فرد را به صورت اتوماتیک از خیلی چیزها بازدارد.اما به شرطی که ظاهر از روی باطن منشا گرفته باشد.


    - - - Updated - - -

    این جمله هم می خواستم بگم ولی گزینه ویرایش نداره:
    نمیشه قضاوت کرد ولی نمیشه هم بگیم ربطی نداره!
    (منظورم دین داری و حجاب و... است)
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  9. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 01:13]
    تاریخ عضویت
    1392-12-08
    نوشته ها
    64
    دستاوردها:
    100 Experience PointsTagger Second ClassOverdrive7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 43 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط gisooo نمایش پست ها
    عزیزم اول اینکه از کجا مطمئن هستین و اینقدر با اطمینان میکین که از سر دلخوشی نرفتن؟؟؟ من خودم مثالهایی رو میشناسم که دقیقا به همان دلایلی که دختران کم حجاب رفتن سراغ اینکارا اونها هم رفتن سر اینکار ....
    بعدش هم اون دختری که کم حجاب اینکارو میکنه لااقل دیگه با ظاهرش کسی رو فریب نمیده و داره میگه که به محرم نامحرمی اعتقادی نداره و طبق همون عمل میکنه...

    - - - Updated - - -

    البته امیدوارم به خانمهای کم حجاب برنخوره چون من ادمی نیستم که به این راحتی کسی را قضاوت کنم که چون فلان تیپ رو داره دیگه حتما...
    دقیقا گیسو خانم
    حدیثم دارین اگه حدیث های اخر زمان بخونی این موردم هست که کسی با لباس دین گناه می کنه و مردم بدبین و گفته شده اونا بدترین امتن و گناهشون چند برابر یک ادم عادیه
    چون باعث بدبینی به یک قشر خاص که قراره الگو باشن می شن

    - - - Updated - - -

    برای اینکه از موضوع جدا نشیم شما گفتین دلت گرفته نمی دونم با این پست احتمال اخراج هست یا نه ولی یه شعر شاهکار بهت معرفی می کنم که بهت می گه خوشی های این دنیا یعنی اینکه سر خودتو کلاه بزاری
    این شعر فارسی نیست که بگی یکی واسه مجوز خونده بلکه کار گروه ایگلز یک گروه راکه
    کل شعر به این اشاره داره که با خوشی های ظاهری این دنیا روحمونو می فروشیم

    گروه ایگلز در سال 1971 توسط دان هنلی، رندی میسنر، گلن فری و باری لیدن تشکیل شد. ترانه هتل کالیفرنیا توسط گروه سروده و اجرا شد و مدتی طولانی به عنوان یکی از محبوب ترین ترانه های زمان خود مورد استقبال قرار گرفت. ایگلز در سال 1982 منحل شد.

    هتل کالیفرنیا مضمونی رازآلود دارد، شاید رازآلود بودن ترانه ها و اشعار راک دهه هفتاد را بخوبی بتوان در این ترانه دریافت. هتل کالیفرنیا مکانی است جادویی، جایی که در شبی غیرمنتظره وارد آن می شوی، همهمه آدمها را می شنوی و کسانی را می بینی که نمی دانی وجود دارند یا نه، آیا آنچه می بینی واقعی است؟ آیا آنچه می بینی فقط تصویر ذهنی تو نیست؟ و سرانجام زمانی که از وحشت یا از فرط سووال راهی به سوی بازگشت می یابی، می بینی هیچ راهی برای بازگشت نیست. هتل کالیفرنیا شاید پایان تست، پایان همه چیز...



    ================

    ترجمه ی آهنگ جاودانه ی هتل کالیفرنیا!

    On a dark desert highway,
    در بزرگراه بیابانی تاریکی
    Cool wind in my hair,
    باد سردی در موهایم می وزید
    Warm smell of "colitas"
    Rising up through the air,
    بوی گرم گیاهان بیابینی در هوا پیچیده بود

    Up ahead in the distance
    I saw a shimmering light,
    و در آن دوردست سوسوی نوری را دیدم

    My head grew heavy and my sight grew dim,
    (از خستگی) سرم سنگین شده بود و چشمانم تار
    I had to stop for the night.
    پس مجبور شدم شب را در آنجا بمانم

    There she stood in the doorway,
    و آن بانو در درگاه ایستاده بود
    I heard the mission bell
    صدای زنگ پیغام را شنیدم که به صدا در آمد
    And I was thinkin' to myself :
    داشتم با خودم فکر می کردم که:
    "This could be heaven and this could be hell"
    "این بهشت است یا جهنم؟!"

    Then she lit up a candle,
    سپس او شمعی را روشن کرد
    And she showed me the way,
    و راه را به من نشان داد
    There were voices down the corridor,
    صدا هایی از انتهای رهرو می آمد
    I thought I heard them say
    که انگار می گفتند:

    Welcome to the Hotel California,
    به "هتل کالیفرنیا" خوش آمدید
    Such a lovely place, (Such a lovely place) Such a lovely face
    چه مکان دوست داشتنی،( چه مکان دوست داشتنی)، چه صورت دوست داشتنی
    Plenty of room at the Hotel California,
    Any time of year, (Any time of year) You can find it here
    هر زمان از سال که بخواهید میتوانید در "هتل کالیفرنیا" اطاق خالی پیدا کنید

    Her mind is Tiffany-twisted,
    نظرش به کل تغییر کرد
    She got the Mercedes Bends,
    مرسدس بنز داشت
    She got a lot of pretty, pretty boys
    و خادمان زیبایی
    she calls friends
    دوستانش را صدا زد
    How they dance in the courtyard,
    تا در حیاط برقصند
    Sweet summer sweat
    در گرمای مطبوع تابستان
    Some dance to remember,
    بعضی می رقصیدند تا بخاطر بیارن
    Some dance to forget
    بعضی می رقصیدند تا فراموش کنن
    So I called up the Captain
    و من کاپیتا را صدا زدم
    "Please bring me my wine"
    "لطفا مشروب من را بیاورید"
    He said, "We haven't had that spirit here
    Since nineteen sixty-nine"
    و او گفت:"ما یک همچین مشروبی را از سال 1969 اینجا نداشتیم!"
    And still those voices are calling from far away,
    و هنوز آن صدا ها را از دور دست می شنوم که
    Wake you up in the middle of the night
    وقتی تورا نیمه های شب بلند می کرد
    Just to hear them say:
    تا بگویند:

    Welcome to the Hotel California,
    به "هتل کالیفرنیا" خوش آمدید
    Such a lovely place, (Such a lovely place) Such a lovely face
    چه مکان دوست داشتنی،( چه مکان دوست داشتنی)، چه صورت دوست داشتنی
    They're live it up at the Hotel California,
    آنها زندگی راحتی در "هتل کالیفرنیا" داشتند
    What a nice surprise, (What a nice surprise) Bring your alibis
    چه سورپریز زیبایی،( چه سورپریز زیبایی)،

    Mirrors on the ceiling,
    سقفهای آینه کاری شده بودند و
    The pink champagne on ice, and she said:
    "شامپین صورتی در لیواهای پر از یخ ، و آن بانو گفت:
    "We are all just prisoners here,
    Of our own device"
    "ما همگه اینجا زندانی مکر و حیله خود هستیم"
    And in the master's chambers
    و در اطاق صاحب خانه
    They gathered for the feast,
    همه برای ضیافت جمع شده بودند
    They stabbed it with their steely knives,
    آنها آن را با چاقوهایشان زخمی کرده بودند
    But they just can't kill the beast
    ولی تنها چیزی که نمی توانند بکشند حیوانات هستند

    Last thing I remember, I was running for the door,
    آخرین چیزی که به یاد دارم اینست که در حال دویدن به سمت در بودم
    I had to find the passage back to the place I was before,
    باید راه بازگشت را پیدا می کردم، جایی که از آنجا آمده بودم
    "Relax," said the night man, "We are programmed to receive,
    نگهبان گفت "آرام باش"، ما دستور داریم که (روحت) را بگیریم
    You can check out anytime you like... but you can never leave"
    هر زمانی را که بخواهی می توانی انتخاب کنی، ولی هرگز نمی توانی از اینجا خارج شوی


    - - - Updated - - -

    برای اینکه از موضوع جدا نشیم شما گفتین دلت گرفته نمی دونم با این پست احتمال اخراج هست یا نه ولی یه شعر شاهکار بهت معرفی می کنم که بهت می گه خوشی های این دنیا یعنی اینکه سر خودتو کلاه بزاری
    این شعر فارسی نیست که بگی یکی واسه مجوز خونده بلکه کار گروه ایگلز یک گروه راکه
    کل شعر به این اشاره داره که با خوشی های ظاهری این دنیا روحمونو می فروشیم

    گروه ایگلز در سال 1971 توسط دان هنلی، رندی میسنر، گلن فری و باری لیدن تشکیل شد. ترانه هتل کالیفرنیا توسط گروه سروده و اجرا شد و مدتی طولانی به عنوان یکی از محبوب ترین ترانه های زمان خود مورد استقبال قرار گرفت. ایگلز در سال 1982 منحل شد.

    هتل کالیفرنیا مضمونی رازآلود دارد، شاید رازآلود بودن ترانه ها و اشعار راک دهه هفتاد را بخوبی بتوان در این ترانه دریافت. هتل کالیفرنیا مکانی است جادویی، جایی که در شبی غیرمنتظره وارد آن می شوی، همهمه آدمها را می شنوی و کسانی را می بینی که نمی دانی وجود دارند یا نه، آیا آنچه می بینی واقعی است؟ آیا آنچه می بینی فقط تصویر ذهنی تو نیست؟ و سرانجام زمانی که از وحشت یا از فرط سووال راهی به سوی بازگشت می یابی، می بینی هیچ راهی برای بازگشت نیست. هتل کالیفرنیا شاید پایان تست، پایان همه چیز...



    ================

    ترجمه ی آهنگ جاودانه ی هتل کالیفرنیا!

    On a dark desert highway,
    در بزرگراه بیابانی تاریکی
    Cool wind in my hair,
    باد سردی در موهایم می وزید
    Warm smell of "colitas"
    Rising up through the air,
    بوی گرم گیاهان بیابینی در هوا پیچیده بود

    Up ahead in the distance
    I saw a shimmering light,
    و در آن دوردست سوسوی نوری را دیدم

    My head grew heavy and my sight grew dim,
    (از خستگی) سرم سنگین شده بود و چشمانم تار
    I had to stop for the night.
    پس مجبور شدم شب را در آنجا بمانم

    There she stood in the doorway,
    و آن بانو در درگاه ایستاده بود
    I heard the mission bell
    صدای زنگ پیغام را شنیدم که به صدا در آمد
    And I was thinkin' to myself :
    داشتم با خودم فکر می کردم که:
    "This could be heaven and this could be hell"
    "این بهشت است یا جهنم؟!"

    Then she lit up a candle,
    سپس او شمعی را روشن کرد
    And she showed me the way,
    و راه را به من نشان داد
    There were voices down the corridor,
    صدا هایی از انتهای رهرو می آمد
    I thought I heard them say
    که انگار می گفتند:

    Welcome to the Hotel California,
    به "هتل کالیفرنیا" خوش آمدید
    Such a lovely place, (Such a lovely place) Such a lovely face
    چه مکان دوست داشتنی،( چه مکان دوست داشتنی)، چه صورت دوست داشتنی
    Plenty of room at the Hotel California,
    Any time of year, (Any time of year) You can find it here
    هر زمان از سال که بخواهید میتوانید در "هتل کالیفرنیا" اطاق خالی پیدا کنید

    Her mind is Tiffany-twisted,
    نظرش به کل تغییر کرد
    She got the Mercedes Bends,
    مرسدس بنز داشت
    She got a lot of pretty, pretty boys
    و خادمان زیبایی
    she calls friends
    دوستانش را صدا زد
    How they dance in the courtyard,
    تا در حیاط برقصند
    Sweet summer sweat
    در گرمای مطبوع تابستان
    Some dance to remember,
    بعضی می رقصیدند تا بخاطر بیارن
    Some dance to forget
    بعضی می رقصیدند تا فراموش کنن
    So I called up the Captain
    و من کاپیتا را صدا زدم
    "Please bring me my wine"
    "لطفا مشروب من را بیاورید"
    He said, "We haven't had that spirit here
    Since nineteen sixty-nine"
    و او گفت:"ما یک همچین مشروبی را از سال 1969 اینجا نداشتیم!"
    And still those voices are calling from far away,
    و هنوز آن صدا ها را از دور دست می شنوم که
    Wake you up in the middle of the night
    وقتی تورا نیمه های شب بلند می کرد
    Just to hear them say:
    تا بگویند:

    Welcome to the Hotel California,
    به "هتل کالیفرنیا" خوش آمدید
    Such a lovely place, (Such a lovely place) Such a lovely face
    چه مکان دوست داشتنی،( چه مکان دوست داشتنی)، چه صورت دوست داشتنی
    They're live it up at the Hotel California,
    آنها زندگی راحتی در "هتل کالیفرنیا" داشتند
    What a nice surprise, (What a nice surprise) Bring your alibis
    چه سورپریز زیبایی،( چه سورپریز زیبایی)،

    Mirrors on the ceiling,
    سقفهای آینه کاری شده بودند و
    The pink champagne on ice, and she said:
    "شامپین صورتی در لیواهای پر از یخ ، و آن بانو گفت:
    "We are all just prisoners here,
    Of our own device"
    "ما همگه اینجا زندانی مکر و حیله خود هستیم"
    And in the master's chambers
    و در اطاق صاحب خانه
    They gathered for the feast,
    همه برای ضیافت جمع شده بودند
    They stabbed it with their steely knives,
    آنها آن را با چاقوهایشان زخمی کرده بودند
    But they just can't kill the beast
    ولی تنها چیزی که نمی توانند بکشند حیوانات هستند

    Last thing I remember, I was running for the door,
    آخرین چیزی که به یاد دارم اینست که در حال دویدن به سمت در بودم
    I had to find the passage back to the place I was before,
    باید راه بازگشت را پیدا می کردم، جایی که از آنجا آمده بودم
    "Relax," said the night man, "We are programmed to receive,
    نگهبان گفت "آرام باش"، ما دستور داریم که (روحت) را بگیریم
    You can check out anytime you like... but you can never leave"
    هر زمانی را که بخواهی می توانی انتخاب کنی، ولی هرگز نمی توانی از اینجا خارج شوی

  10. کاربر روبرو از پست مفید mosbatman تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (سه شنبه 20 اسفند 92)

  11. #7
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 02 آذر 93 [ 13:22]
    تاریخ عضویت
    1392-12-21
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    789
    سطح
    14
    Points: 789, Level: 14
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    16

    تشکرشده 173 در 57 پست

    Rep Power
    0
    Array
    محمد جان به تاپیک منم سری بزن مشکلی تو حول و حوش مشکل خودت دارم نرسیدم همه ی پستاتو بخونم ولی همین افکاری که می گی چرا دوستام با هزار تا رابطه ای که داشتن رفتن .... به ذهن منم رسیده .
    عین مورد رو به چشمم دیدم که پسره با هزار نفر قبل از ازدواج دوست بود برای ازدواج رفت سراغ یه دختر خیلی پاک تر از خودش ولی متاسفانه بعد یک سال جدا شدن بگذریم از تمام مخارج سرسام آوری که کرد
    می دونی چرا نتونست خوشبخت باشه با اینکه بهترین مورد رو برای ازدواج انتخاب کرد؟
    برای اینکه انقدر با دخترای رنگ و وارنگ گشته بود که با اینکه خانمش از همه لحاظ تامینش می کرد بازم کم بود براش . هیچ وقت نتونست گذشته ای رو که با دیگران داشت رو از یاد ببره در واقع واسش عادت شده بود پس اینجوریام نیست که بعضیا می گن بزار تا مجردیم حال کنیم بعدا" ازدواج . این می شه واسشون عادت اگرم بعد ازدواج به خطا نرن به نظرم احتمالش خیلی زیاده که حسرتش رو بخورن یا لااقل با فکر گذشته هاشون خوش باشن
    راهی رو که در پیش گرفتی ادامه بده شاید منم مثل تو بعضی جاها غرغر کنم ولی ته دلم قرص و محکم می دونم که درست ترین راه رو انتخاب کردم و این جمله که ظاهر زندگی دیگران رو با باطن زندگی خودت مقایسه نکنخیلی توی موردای ما صدق می کنه
    موفق باشی

  12. 4 کاربر از پست مفید فرشته آسمان تشکرکرده اند .

    1234567 (پنجشنبه 22 اسفند 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 22 اسفند 92), مصباح الهدی (پنجشنبه 22 اسفند 92), صبوری (پنجشنبه 22 اسفند 92)

  13. #8
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 02 مهر 95 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1392-2-09
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    3,832
    سطح
    39
    Points: 3,832, Level: 39
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    128

    تشکرشده 312 در 128 پست

    Rep Power
    34
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mosbatman نمایش پست ها
    دقیقا گیسو خانم
    حدیثم دارین اگه حدیث های اخر زمان بخونی این موردم هست که کسی با لباس دین گناه می کنه و مردم بدبین و گفته شده اونا بدترین امتن و گناهشون چند برابر یک ادم عادیه
    چون باعث بدبینی به یک قشر خاص که قراره الگو باشن می شن

    - -
    دوست عزیز بحث من اصلا این حرفها نبود که شاید به قول خانم مصباح کسی گناهی کرده باشه و بعدش توبه کنه و پاکترین انسان بشه و... که درست هست .اما حرف من همون پست اولی بود که نقل قول کردم که یکی از مواردش مثلا گفته بود "کسی که اعتقاد نداره محاله بتونه چادر بپوشه یا نماز بخونه!!!!یا نوشته بود "کسی که نماز میخونه خود نماز هدایتش میکنه و ...که نمونه اش ادمهای زیادی هست که نماز میخونن اما دزدی و دروغ و....بگذریم
    ... به نظرم اینطور صفر و یک حرف زدن ها تو دنیای ادمها معنی نداره...




 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.