به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 50
  1. #31
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    تنهایی جان،

    توی این مراسم مثل یک خواهر نقش داشته باشه و مشارکت و کمک کن.
    نگفتم جاری، چون توی ذهنمون معمولا مثل جاری بودن، مثبت نیست. ولی در واقع باید بگم مثل یک جاری.
    در حدی که لازمه و درسته کمک کن. مهربان باش. مثبت باش.
    و توقع نداشته باش مشکلات زندگی شخصی شما را اونها حل کنند.

    شما مسائل را با هم قاطی کردی.
    مشکلاتی که با همسرت داری، از چشم برادرشوهر و حتی عروس تازه رسیده می بینی.
    اینجا هم فقط پست می زنی و غر می زنی.
    نه جواب کسی را می دی. نه راهنماییها را دنبال می کنی. نه خودت کار مثبتی می کنی.

    اشکال از رابطه شما و همسرت هست.
    اشکال از خودت هست.
    گیر دادی به عروسی برادرشوهرت و رفتار خانواده ی عروس و ....

    تو مهربونی.
    دلت نمی آد و نمی تونی کمک نکنی.
    از اونطرف بخاطر یه سری توقعات اشتباه که داری و مشکلات شخصیت،
    داری اذیت می شی.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  2. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    واحد (دوشنبه 09 تیر 93), zendegiye movafagh (شنبه 07 تیر 93)

  3. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 مرداد 00 [ 08:55]
    تاریخ عضویت
    1392-5-14
    نوشته ها
    202
    امتیاز
    10,223
    سطح
    67
    Points: 10,223, Level: 67
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 227
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 260 در 112 پست

    Rep Power
    37
    Array
    خانواده شوهرت نیاز دارن که تو دختر و خواهرشون باشی. به نظر من که فرصت خوبی هست که بتونی خودتو بهشون نشون بدی و با روی باز اینکارها رو واسشون بکنی. به این فکر کن که وقتی تو میخواستی عروسشون بشی زنی توی خونشون نبوده که راهنماییشون کنه و خیلی چیزا رو شاید راحت از کنارش گذشتن در صورتی که اگر زنی توی خونه داشتن اینجور نمی بود. باید کمی گذشت کنی ولی آرامش رو از خودت نگیر. جلوی خانواده جدید هم خودتو دت کم نگیر. حتی شاید بتونی با جاریت دوست هم باشی.

  4. 3 کاربر از پست مفید دلسا تشکرکرده اند .

    واحد (دوشنبه 09 تیر 93), zendegiye movafagh (شنبه 07 تیر 93), شیدا. (شنبه 07 تیر 93)

  5. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-27
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    5

    تشکرشده 94 در 53 پست

    Rep Power
    33
    Array
    شيدا جان
    من به حرفهاي شما اهميت دادم
    و سعي كردم كه خوب و منطقي با اين موضوع برخورد كنم تا جايي كه همراه برادر شوهرم رفتم براي خانمش انگشتر نشون خريديم

    پس من ميتونم اين حس بد بزارم كنار
    راستي بچه من امروز ميرم براي طلاق اقدام كنم چون همسرم كاملا اخلاقش بدتر از روز قبل شده ......

    فحش ميده و به پدرم كه اعتياد داره كلي توهين كرده ... ديگه تصميم دارم نمونم تا ديگه بهم توهين نشده .....

    آيا طلاق من تاثيري داره توي روند ازدواج برادر شوهرم دلم نميخواد به هر حال اونا تازه دارن زندگيشون درست ميكنن

    الان فكر ميكنم برم و جدا بشم هم بهتر باشه چون به هر حال برادر شووهرم از بدهني هاي بردارش ديگه پيش خانمش خجالت نميكشه و هر دفعه سر هر چيزي بحث و مشاجره و كتك كاري همسرم منو نميبينه ... زندگي توي خانواده خودم هم سخته فكر ميكنم ولي اين تنها راه .....ديگه بريدم

    خوب و خوش رفيتم خريد كرديم امديم .... سر يك بشقاب كه چرا نذاشتم روي ميز كلي با من دعوا كرده .... مشكل جنسي هم كه حل نشده ..... پيش دكتر هم نميره بهتر به حال خودش باقي بمونه ..... توكل برخدا امروز اولين روز ماه رمضون ميرم جلو تا ببينم خدا چي ميخواد .. بچه ها برام توي اين ماه عزيز دعا كنيد.....

  6. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    نه عزیزم هیچ تاثیری نمی ذاره فقط می گن چقدر موقعیت نشناس بود که تو چنین زمانی برای طلاق اقدام کرد همون بهتر که طلاقشو بدیم بره !!!!
    این طرز فکر اونا راجع به شماست که واقعا هم زمان خوبی رو انتخاب نکردید و اصلا به توصیه دوستان عمل نمی کنید
    خب عصبانی بوده چند تا داد هم زده شما سکوت کن چرا جوابشو میدی که کار به کتک کاری برسه ؟اونم جلوی خانواده همسرت
    دلتون برای برادرشوهرتون هم نسوزه ایشون از چنین چیزی خجالت نمی کشه و تو دلش میگه اگه خانوم برادرم میتونست زندگیشو جمع کنه کار به اینجا نمی رسید .
    و در نهایت همه چی به شما برمیگرده
    شما اصلا مهارتهای زندگی داری شوهر داری رو بلد نیستی و احتمالا توی هر زندگی دیگه ای هم که باشی به این نقطه میرسی
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟
    ویرایش توسط zendegiye movafagh : یکشنبه 08 تیر 93 در ساعت 12:37

  7. 2 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    واحد (دوشنبه 09 تیر 93), شیدا. (یکشنبه 08 تیر 93)

  8. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-27
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    5

    تشکرشده 94 در 53 پست

    Rep Power
    33
    Array
    خوب دارم بهش شام تعارف ميكنم ميوه كلي بهش احترام ميذارم... اتفاقا اصلن من جوابشو ندادم اون شروع ميكنه به حرفهاي بي ربط زدن
    من تا ده دقيقه جواب ندادم
    سر بشقاب به بردار و پدرش ميگه ديگه به من نگيد بيام خريد حلقه ها ... اصلن چيزهايي رو گشيد وسط كه ربطي به دعوا نداشت

  9. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    شما باید صبر داشته باشی تا یه بار با حوصبه برخورد کردید سریع جواب نمی گیرید که تا 6 ماه یا یه سال باید بدون اشتباه با احترام بدون بحث کردن پیش برید تا خودتون ببینید چه تغییراتی پیش میاد و چقدر زندگی بهتر میشه
    تمامی خواسته هاتون با احترام و محبت باشه
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  10. کاربر روبرو از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده است .

    شیدا. (دوشنبه 09 تیر 93)

  11. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-27
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    5

    تشکرشده 94 در 53 پست

    Rep Power
    33
    Array
    ديگه تصميم گرفتم فعلن طبقه بالا نرم
    ديشب چون من نرفتم بالا رفت با پدرش شام خورد ..... اصلن ناراحت نشدم ... نميدونم چرا اينطوري شدم هر چي نميبينمش اعصابم راحتتره ..... هر چي بهش كاري ندارم به حال خودش رها كردم خوشحالترم ... الان اصلن خريد ها رو هم اصلن بهش نميگم ميرم خودم ميخرم .... چون اگر بهش بگم خريد چند روز ديگه ميگه تو گفتي برم اين بخرم اونو بخرم
    ديشب اصلن جواب ندادم و براي اينكه نرفتم طبقه بالا... هي شروع كرد به غر زدن .... تو شلخته ايي يكسري حرف ديگه ..... خواستم بگم از بس اينا گفتي از چشمم افتادي گفتم ولش كن ..... يكم غر زد رفت بالا... بالا هم رفت پدرش گفت حق با زنت تو اخلاقت گنده ...... تو بدي .. اينا رو بهش گفت .... امام نيامد پايين غذاشو خورده بود امد پايين
    بچه ها دستم خودم نيست حس ميكنم با وجود اون توي زندگيم تنها هستم و هيچ پشتي ندارم ... حس ميكنم بايد روي پاي خود بايستم .....

  12. #38
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    عزیزم اخلاق پدر شوهر شما بد بوده همسرتون هم از اون یاد گرفته بلد نیست با همسرش چطور رفتار کنه . و چطور حرف بزنه . ولی مهربونیها وکمکهای شما در پدر شوهرتون تاثیر گذاشته . برای همین به همسرت گفته اخلاقت رو درست کن . ما که به همسر شما دسترسی نداریم . تا رفتارهای بدش رو بهش یاد اوری کنیم . ولی شما با ادامه دادن خوبی و مهربونی میتونی اخلاقش رو تعدیل کنی . به مهربونی به پدر شوهرت ادامه بده . بذار به مهربونی و خوب بودنت ایمان بیاره . اونوقت خودش پسرش رو ادب میکنه . هر وقت رفتار های پرخاشگرانه و غیر اصولی با تو داشت . بدون اینکه برخوردی داشته باشی سکوت کن . اگه به پدت توهین کرد بهش بگو پدرت هر چی که هست پدرته و تو دوستش داری اگر هم معتاده تقصیر تو نبوده . همسرت شاید اگه طرز زندگی و رفتار برادر شوهر و جاریت رو ببینه رفتار خودش رو اصلاح کنه . زندگی شادی رو برات ارزو میکنم .

  13. کاربر روبرو از پست مفید واحد تشکرکرده است .

    شیدا. (دوشنبه 09 تیر 93)

  14. #39
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    آفرین که جواب ندادی
    ببین چه خوب تونستی به خودت تسلط داشته باشی و جوابشو ندی
    باز هم میتونی
    اگر چند بار دیگه اتفاق بیفته خود همسرت عذاب وجدان می گیره . شما همینطوری پیش برو وظایفت رو کاملا درست انجام بده که نتونه ایرادی بگیره اگر هم ایراد گرفت و غر زد هیچ چی نگو
    مطمئنم می تونی درست کنی همه چی رو
    پشت هر کوه بلند، سبزه زاری است پر از یاد خدا, و در آن باغ کسی می خواند, که خدا هست، دگر غصه چرا ؟

  15. کاربر روبرو از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده است .

    شیدا. (دوشنبه 09 تیر 93)

  16. #40
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    تنهایی عزیز،

    همسر شما مشکل داره. کسی نمی گه ایشون بی عیب و ایراده و همه ایرادها از شماست.
    توی خونه بدون محبت زن زندگی کردن، اخلاقهای خاص پدرشون، مشکلات کار و درآمد، مشکل جنسی ...
    اینها همه عواملی هست که دست به دست هم می ده، تا ایشون رفتار مناسبی نداشته باشه.

    نظر من این هست که می تونی زندگیت را خوب کنی، اگر بخواهی.
    ولی اول خودت باید این حس مقایسه و تحقیر شدگی را از خودت دور کنی.
    شما خیلی بهشون محبت می کنی ولی دائم حس تحقیر داری. توقعات برآورده نشده داری.
    دلخور می شی. با شوهرت بگو مگو می کنی و ...

    یه چیز دیگه که من حس کردم، این هست که شما انگار با سه مرد همزمان زندگی می کنید (ببخشید اینطور نوشتم. منظورم از نظر محرم نامحرمی نیست)
    همزمان هر محبتی می کنی به هر سه می کنی. هر توقعی داری از هر سه داری.
    مرزی بین رابطه خودت با همسرت، و دو مرد دیگه اون خانواده نذاشتی.

    البته ضعف این مساله بیشتر در رابطه با شوهرت هست. به نظرم باید بیشتر به شوهرت نزدیک بشی.
    رابطه تون را صمیمانه تر و دوستانه تر کنی.

    شما مثل یک عضو خانواده 4 نفره هستی تو اون خانواده.
    در حالی که باید شما دونفر، حریمتون، خانواده تون و ... کاملا جدا باشه.

    برای ساده ترین مشکلاتت با همسرت، به بابا شکایت می کنید (مث خواهر برادر توی یه خونه)

    با آمدن جاری جدید، خدا را شکر زحمات شما کمتر می شه.
    سعی کن فاصله ات را بیشتر کنی.
    شاید پدرشوهر هم به فکر ازدواج بیفته.

    ببخشید زیاد شد. البته هنوز نصفش مونده
    کاش عضو بشی یا فرشته مهربان یا مدیر بیان تاپیکت، مشکل شخص شما را بررسی کنند و راه حل بدن.
    به شرط این که عمل کنی. اگر بتونی اشکال شخصیتی ات را برطرف یا کنترل کنی، عالیه.
    به طلاق فکر نکن و حرفش را هم نزن.
    تو هیچ تلاشی برای زندگیت نکردی، اشکالش هم به نظر من قابل رفعه.
    طلاق آخرین راه هست، نه اولین.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  17. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    واحد (دوشنبه 09 تیر 93)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.