الان ٤٠ ديقه اس گوشيش اشغاله دارم رواني ميشم بي محلياي من نتيجش اين ميشه
اينم نتيجه ي غرور من بدتر از بد ميشه آخه خدااااا اين چه آدمايييه چي كم دارن كه اينكارارو ميكنن آخه
تشکرشده 547 در 219 پست
الان ٤٠ ديقه اس گوشيش اشغاله دارم رواني ميشم بي محلياي من نتيجش اين ميشه
اينم نتيجه ي غرور من بدتر از بد ميشه آخه خدااااا اين چه آدمايييه چي كم دارن كه اينكارارو ميكنن آخه
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
سحر چرا نمی ری مشاوره؟
چرا با خانواده ات صحبت نمی کنی؟
چرا با خانواده اش صحبت نمی کنی؟
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
تشکرشده 496 در 196 پست
اولا که وابستگیتو قطع کن خیلی وابسته ای تو با اون یا بدون اون زندگیت ادامه داره. دوما چه دلیلی داره وقتی که شما اطمینان دارید رابطه ای وجود داره و ایشونم اصلا به شما اهمیت نمیدن سکوت کنید اینم ضعف شماست که اینجوری بهم میریزید ببینید همسرشما این ضعف شما رو فهمیده که از جیغ و دادش میترسید و کنار میکشید اونم راهشو یاد گرفته.
تنها کاری که الان واجبه که شما انجام بدید اینه که اول تمام جریانات رو به خونواده خودتون بگید بعدم از طریق پدرومادرتون به پدرومادر همسرتون ابلاغ کنید نترسین که یکبار طلاق گرفتم مگه شما مقصر بودید که همسر اولتون معتاد بوده بهتر بود با یه بچه طلاق میگرفتید کاری به حرف مردم نداشته باشید برای خودتون زندگی کنید
تشکرشده 547 در 219 پست
ممنونم شيداي عزيز و نيلوفر
امروز به خاهرم اينا گفتمو اونام رفتن با عمه هام حرف زدن كه به پدرش بگن
ولي همه ي ماجرا رو نتونستم بگم فقط اينكه اطرافيانش آدماي خوبي نيستن و پولشو از دست داده و بيكاره و يه فكري براعروسي بكنن و اين جور چيزا
بخدا نميدونيد برا يه خانوم عذاب آور ترين چيز اينه كه بخاد به خانوادش بگه كه همسرش داره بهش خيانت ميكنه
غرووووور آدم له ميشه ديگه هيچي براش نميمونه ...
احساس ميكنم ديگه دوسم نداره اگه من تووي ٢٤ ساعت يه اس دادم كه دادم وگنه اون اصلاً براش مهم نيست ،
ميگم وقتي مياد خوبه ولي تا ميره ١٨٠ درجه عوض ميشه خودش ميگه اونجا منبع تنشو اعصاب خورديه برام شرايطش بعد ازينكه ١٠٠ ميليونو از دست داده خيلي خرابه
ولي متاسفانه بازم داره دستو پا ميزنه كه شايد بتونه پولو برگردونه ولي متاسفانه ...
تشکرشده 547 در 219 پست
ديگه انقد كه بهش زنگ زدمو سرم داد زده و بي احترامي كرده خسته شدم غرور برام نمونده
نميدونم چطوري اينطوري شد اون كه انقد عاشق بووووووود چي شد يعني رفتاراي من باعث شد ؟؟؟
خيلي فكر ميكنم به كارام ديگه مخم كار نميكنه
تشکرشده 547 در 219 پست
تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
حداقل شخصیت تو با این زنگ زدن ها و خواهش و تمناها زیر سوال نمی ره و غرورت له نمی شه.
شما که زنگ بزنی یا نزنی اون کار خودش را می کنه.
سحر جان، یه مدت ولش کن به حال خودش.
بذار اون فکر کنه چی شد سحر دیگه محل نمی ذاره؟ چرا سحر زنگ نمی زنه؟
بذار نگران بشه و به خودش بیاد.
اینقدر دنبالش ندو.
کار خوبی کردی که خانواده ها را در جریان گذاشتی.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
khaleghezey (یکشنبه 01 تیر 93), maryam240 (شنبه 27 تیر 94)
تشکرشده 496 در 196 پست
خوب کردی راجعبه این مسیله حرفی نزدی بذارید درمورد مسایل دیگه به یه نتیجه ای برسید چون درمورد این مسیله بنظر من فقط یه شکه و شما اطمینان صددرصد ندارید حضرت علی(ع) میفرمایند: اگر دونفر نامحرم کنارهم خوابیدن بهشون گمان بد نکنید شاید به اندازه تار مویی بینشون فاصله باشه
عزیزم چون همسر منم مشکل مالی داشت و مشکل مالی خیلی تغییرش داده بود براهمین میگم به این چیزا گمان بدنکنین ولی من طوری رفتار کرده بودم که هربار بعدازقهر خودش میومد دنبال من و به زبون خودمونی منت کشی ازطرف اون بود
ببینید هیچ اتفاقی بی دلیل نیست هیچ تغییری بی دلیل صورت نمیگیره هرکسی که یه مشکلی داره خودشم در اون مشکل دخیله بنظر من طرز رفتار شما اشتباه بوده و خودتون باید مسایلتون رو ریشه یابی کنید تابه نتیجه برسید
یه طور دیگه میگم ببینید وقتی انگشت اشاره تو به طرف همسرت دراز میکنی و میگی تو مقصری یکی از انگشتاتون بطرف همسرتونه و چهارتای دیگه به طرف خودتون.
اینجا که همسر شما حضور ندارند پس شما مشکل یا مشکلاتی که باعث و بانیش بودید رو حل کنید و خواهید دید که تغییر شما باعث تغییر همسرتون میشه و تنها با تغییر دوطرف قضیه قضیه تغییرمیکنه
اول از همه وابستگیتونو قطع کنید خیلی وابسته به همسرتون هستید
maryam240 (شنبه 27 تیر 94)
تشکرشده 547 در 219 پست
آخه اينم امتحان كردم دوروز نه زنگ نه اس اما ديدم اصلاً ازش خبري نشد بدترم شد نميدونم به خاطر اينكه چند وقت پيش بهش اعتماد نكردمو پول واممو بهش ندادم ازون به بعد اون ديگه خيلي تغيير كرد آخه با اين حتي تواين شرايطم دست از ولخرجي برنميداره من خيلي مراعات ميكنم ولي اون همينطور خرج ميكنه ميترسم من مراقب باشمو اون برا دخترا خرج كنه خيلي دروغ ميگه جديداً همه فهميدن ،،
آره ميدونم مشكل من اين بود كه خيلي صبورو آرومو ساده ام و نميتونم حرفمو بزنم البته انقد جيغو داد ميكنه كه من جرات ندارم ولي اينو خوب ميدونم اون تو شهر غريب تنها با خونه ي مبله فقط دنبال بهونه از طرف من بود كه شروع به دختر بازي كنه بخدا اگه من هر رفتاري داشتم بازم اون بهانشو پيدا ميكرد حالا ميخام برم كلاساي مشاوره وقت گرفتم ،، فقط دوس دارم قوي باشم آخه همه ي رفتاراي بدشو گذاشته بخاطر بي پولي هرچند از دست دادن ١٠٠ ميليون كه تماااام سرمايشم بوده حتي به زبونم راحت نيس
ميخام برم اونجا بدون اينكه بهش بگم
يا ميذاره برم خونش يا از همونجا برم ميگردونه ديگه نميخام دست رو دست بذارم
تشکرشده 63 در 33 پست
سحر جان نامزد شما دقیقا رفتاراش مثل نامزد من هست
درسته شما باید بری مشاوره...ولی نامزدت کاراش عادی نیست و باید بره مشاوره
نمیخام نا امید بشی ولی چون شرایط تو را دارم
درکت میکنم
فکر می کنم شما اگه نامزدت رو ببر دکتر و روانشناس از سلامت روحیش اطمینان پیدا کن
و بعد تصمیم بگیر
تمام این پول خرج کردن و داد و بیداد و نوو نوسان اخلاق و اینا همه رو دیدم و کاملا میدونم چی میکشی
من نتونستم راه حلی پیدا کنم ،،،فقط خودم انگاری افسرده شدم
[SIGPIC][/SIGPIC]
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)