به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 48

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 08 خرداد 99 [ 15:45]
    تاریخ عضویت
    1391-10-02
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    8,219
    سطح
    61
    Points: 8,219, Level: 61
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 231
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 833 در 318 پست

    Rep Power
    60
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    آقا سجاد ببخشید من چون پست هام یکم طوالانی میشه برای همین یادم رفته بود جواب آقا حامد را بدهم. اگر اشکال نداشته باشه اول جواب آقا حامد را بدهم بعد ان شاالله در فرصت مناسب باقی نظراتم

    را خواهم گفت.





    سلام آقا حامد.واقعا ببخشید که دیر پاسخ می دهم .آخه پست هام تو این تاپیک خیلی بلند می شد.

    خواهش می کنم. جملتون کاملا مشخص بود که مزاح است و جدی نیست.و به هیچ عنوان ناراحت نشدم.
    من هیچ گرایش سیاسی ندارم. اصلا سیاسی نیستم و به هیچ وجه سیاست با روحیات من سازگاری نداره.اگر بخوام به حزبی گرایش واقعی داشته باشم باید یه حزب جدید اختراع بشه. چون من تو سیاست دو حزب چیزی جز دروغ و فریب و شعار نمی بینم. برام فرقی نداره هر کس حرف درست را بزنه قبول می کنم.و موقع رای دادن هر کس بهتر باشه به اون رای می دم. ولی مثلا دیدم تو کاندیداها فردی که به نظرم سیاستمدار تر و مودب تر بوده اصلاح طلب بوده و فردی بوده که تنش کمتری با صحبت هاش و...ایجاد می کرده و برای وضعیت اقتصادی کشور در حال حاضر بهتر از سایرین بوده.


    مطمئنید اصلاح طلبان انصافشون کمتره؟ فکر کنم اصلاح طلبان راجع به اصولگرایان همچین فکری بکنند ها! و اصول گرایان تندرو می دونن.ولی در کل اگر بخواهیم بحث کنیم نگران نباشید:دی چون تعصبی تو زمینه سیاسی ندارم که بخوام همش حرف خودم را ثابت کنم. برای همین بحث بالا نمی گیره.

    در مورد باقی صحبت هاتون هم خیلی ممنون و واقعا خیلی به من لطف داشتین و برام وقت گذاشتین .متوجه منظور شما شدم و درسته ولی با این حال مطالبی را خواستم به جز این ها اشاره کنم.


    واقعا با اصل این احکام مشکلی ندارم. ولی شرایط واقعا مهمه. بله شاید آقایی که از بعضی نظرها از همسرش راضی نمیشه و بتونه عدالت را رعایت کنه حق داشته باشه. یا اگر شرایط کشور به گونه ای باشه که بسیاری از زنان بی سرپرست و مجرد بمونند این کار حتی ثواب زیاد هم داشته باشه.ولی مساله اینه وقتی در شرایط عادی تقریبا تعداد متولیدین زن و مرد مساویست اون وقت اگر ثواب داشته باشه که هر مرد بیشتر از یک زن داشته باشه یا صیغه کنه تکلیف باقی پسرهای مجرد چی میشه.اگر پسران مجرد از این طریق این اولویتشون را ارضا کنند اون وقت چه کسی بره دختران مجرد را بگیره و سن ازدواج بالا نره.چون در اون صورت عجله ای که نیست.

    نمی دونم چرا من از الان این قدر ندیده روی همسر آیندم حساسم و عاشقش هستم :)

    من حجاب را درسته که اول به خاطر رضای خدا قبول کردم. ولی این تکلیف را فقط برای ترس از جهنم و رفتن به بهشت انجام نمی دم.اگر این ها هم نبود حجاب را دوست داشتم چون حجاب را تکلیف عاشقانه ای می بینم که باعث میشه تمام عشق و زیبایی هام فقط و فقط برای یکی باشد و بس! (اشاره به همون شعر)

    وقتی یه دختر از الان روی همسر آیندش تعهد داشته باشه و زیبایی هاش را فقط برای او به نیت عشق پاک حفظ کرده باشه این انتظار در او به وجود میاد که همسرش هم قبل از او از زیبایی های زن دیگه ای استفاده نکرده باشه و او هم جلوی خودش را گرفته باشه.


    شاید برای کسانی که دیدشون نسبت به عشق سطحیه مسخره و دیوانگی باشه اگر بدونن مثلا من با اینکه همسر آیندم را نمی دونم کیه و ندیدم ولی این ماه مبارک را به نیت همسر آیندم قرآن خوندم و یا چقدر براش دعا کردم که خدا بهش کمک کنه و بتونه تو این شرایط خودش را حفظ کنه.

    ماه رمضان پارسال برای همسر آینده ندیده ام نامه ای عاطفی و برخی جاها طنز آمیز نوشتم.

    یه بند از این نامه را راجع به حیای عاشقانه نوشتم و انتظاری که از این جهت ازش دارم.

    برام خیلی سخته که من این قدر حواسم از الان به همسر آیندم و تعهدم باشه ولی او به این دلیل سطحی که هنوز ازدواج نکرده بخواد فکر کنه تعهدی نسبت به همسر آینده اش نداره و یا حتی فقط از دید احکام و... به مساله نگاه کنه.( از نگاه ملامت کردن نمی گم. از این نگاه دارم می گم که چرا برام سخته)

    ماه رمضون داره تموم میشه و من واقعا خیلی ناراحتم.نه اینکه فکر کنید فقط از تموم شدن ماه رمضون ها!راستش نه.این قدرها هم باایمان نیستم. از اینکه یه حس آلرژی شدید در من به وجود اومده و من واقعا دوست ندارم خواستگار بعدیم را که قراره بعد ماه مبارک بیاد،ببینم . دیگه دوست دارم مستقیم همسر آیندم خواستگاریم بیاد. حالم دیگه از خواستگاری و... بد میشه. شاید به قول آقای پناهیان خدا پشت پرده قایمش کرده تا امتحانم کنه و رفتار منو ببینه ولی من این قدر هم بنده صبور و شاکری نیستم که!خسته می شم بالاخره.

    شاید هیچ وقت همسری نباشه که بتونم این نامه را بهش بدم. شاید هم باشه ولی من هیچ وقت حس نکنم بتونه درک عاطفی داشته باشه و نتونم بهش این نامه را بدم.

    ولی یه امیدی تو دلم هست که خدا شاید دعای منو براورده نکنه.ولی ممکنه دعای امام زمانم را تو شب قدر براورده نکنه؟


    فقط ای کاش این حس آلرژیم می رفت.الان واقعا جدی جدی نمی خوام این خواستگار را ببینم.این حس آلرژیم هم خیلی چیزها باعث به وجود اومدنش شده.که همش خواستم تاپیک بزنم ولی نمیشه.یا حتی حس می کنم ممکنه بدتر هم بشم.به دلیل قضاوت های فکر نشده برخی افراد فکر کنم برام ریسکه


    تو این لحظات آخر ماه مبارک التماس دعا دارم و برای شما آرزوی بهترین ها را دارم.

    موفق و موید باشید


    سلام.این متنی که این خانم نوشته رو چند بار بخونید.صدرصد باهاش موافقم.تعهد واقعی یعنی این.افرین

  2. کاربر روبرو از پست مفید samanft تشکرکرده است .

    sajad98 (یکشنبه 05 مرداد 93)

  3. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام آقا سجاد می بخشید که دیر پاسختون را می دهم.

    در ابتدا لینکی را به شما معرفی می کنم که ابتدا لطفا این لینک را بخوانید و سپس ادامه صحبت ها.
    دیوار شیشه ای ذهن

    ادامه...
    گاهی ما تو ذهنمون دیوار شیشه ای می سازیم و فکر می کنیم عبور از این دیوار ممکن نیست. درحالیکه این گونه هم نیست و این فقط یک فکر ذهنی بیشتر نیست.

    این دیوار شیشه ای را از ذهنتون بردارید. و جلو برید و تجربه کنید.مطمئن باشید هیچ اتفاق بدی رخ نخواهد داد.

    اگر تا حالا براتون سخت بوده که جلوی جمع صحبت کنید و اگر مثلا قبلا خاطره ای داشتین که فکر کردین مسخره شدین دلیلی نداره همچین اتفاقی دوباره بیفته! چون زمان های مختلف کاملا مستقل از هم هستند و ربطی به هم ندارند!
    فوقش هم اگر صحبتی کردین و پاسخی دیدین که باب میل شما نبود نباید این قدر اعتماد به نفستون پایین باشه که به دل بگیرید. فقط مثال می زنم:فرض اگر دوباره صحبتی کردین و مسخره شدین تو دلتون بگید: خب حتما منظوری نداشته. یا چی میشه مردم بخندند دلشون شاد بشه اصلا شما هم همون موقع بخندین و انگار که همچین مساله ای براتون مهم نیست. یعنی واقعا هم نباید خیلی مهم باشه. به هرحال همه که کامل و بی نقص نیستند.همون شخص هم که به شما می خنده تو صحبت هاش بیشتر از شما خطا داشته.

    همین طور این مساله دیوار شیشه ای در مورد خجالت در محبت به پدر و مادر صدق می کنه. قابل تحسینه که همیشه احترام پدر و مادرتون را دارید ولی می تونید از این به بعد ارتباط عاطفی خوبی هم با هم داشته باشید.

    شما گفتین که نیاز عاطفی به ازدواج دارید. خب می تونم بپرسم اگر فرض الان ازدواج می کردین چه طور ابراز عواطف به همسرتون می کردین؟ اگر برای شما بیان عواطف این قدر سخت باشد بعد از ازدواج هم همین قدر سخت هست.
    اگر الان به کامپیوتر معتاد باشید بعدا هم بعید نیست همسرتان حس کند که کامپیوتر هوویش هست.

    درحالیکه این مساله صمیمی شدن با پدر و مادرتون واقعا مساله پیچیده و مشکلی نیست که شما تو ذهنتون فکر می کنید. در ابتدا هم لازم نیست خیلی سخت شروع کنید. آرام آرام شروع کنید. همین که وقتتون را با پدر و مادرتون سپری کنید. همین که با آنها به تفریح و گردش برید خیلی شروع خوبیست.تو گذر زمان خود به خود هم شرایط برای ابراز علاقه پیش میاد.مثلا روز مادر. روز عید.و.... بعد می بینید کم کم مساله صمیمیت اتفاق افتاده و تازه پدر و مادر چون این بازخورد صمیمیت را به شما می دهند سرعتش بیشتر هم هست.

    شما پرسیدین چگونه علاقه مندی ایجاد کنم؟
    به نظر من همان طور که به کامپیوتر علاقه مند شدین.
    شما اول که کامپیوتر را تجربه نکرده بودین نمی دونستین که علاقه دارید.درسته؟ اول تجربه کردین بعد یکسری خوبی هایی در این مورد دیدین پس علاقه مند شدین.

    شما وقتی یک کاری را انجام بدین و خاطرات خوبی برای شما در پی داشته باشه با تکرار اون کار بهش علاقه مند می شید.
    نمیشه تجربه نکنید و بگید من چه جوری علاقه هام را زیاد کنم و یا پیدا کنم.
    همین رفتن به تفریحات سالم مثل کوه و استفاده از هوای سالم و طبیعت زیبا خودش باعث تغییر رویه شما می شه.همین امتحان کردن مسائل مختلف.

    شنیدین برخی به ورزش معتاد شده اند؟ کسانی که ورزش کار هستند در ابتدا بدنشون از ورزش درد می گیره و شاید ورزش براشون فقط خستگی داشته باشه.ولی وقتی این کار را تکرار می کنند دیگه هورمون های نشاط بخش در آنها به وجود میاد و باعث میشه این بار اگر ورزش نکنند خوشحال و سرحال نباشن.

    به نظر من از یک ورزش مفرح شروع کنید.مثلا شنا یا هر ورزشی که فکر می کنید براتون خوبه.مثل بدمینتون و...
    بعد از مدتی روحیتون بالا می ره.

    چون واقعا گذروندن زمان پشت کامپیوتر باعث کسالت میشه باید کنارش فعالیت های دیگه هم داشته باشین.

    اجتماع هم به همین منوال هست.اگر وارد اجتماع بشید و اتفاقات خوبی را تجربه کنید به مرور به اجتماع علاقه مند می شید.
    حتما اون مهمونی را برید.

    به این هم فکر نکنید من درونگرام پس حق دارم خوشم میاد. یا من همیشه از جمع خوشم نمیومده یا...
    این ها یک سری گیرهای ذهنی است که خودتون می دین و باعث میشید از عمرتون استفاده نکنید. این افکار منفی که در شما به وجود آمده را رها کنید.فقط همین.

    لینک زیر را بخونید:
    شكار ميمون زنده و رابطه آن با ذهن انسان

    همین طور به این نکته مثبت حضورتون تو اجتماع فکر کنید که باعث میشه EQ شما که اهمیتش را قبلا براتون ذکر کردم بالا بره.

    در کل می بینم که این تاپیک توفیق اجباری برای شما شد تا ضعف هاتون را شناسایی کنید .برای ازدواج هم تنها کار و پول و مسکن لازم نیست. مهارت ها و درک برخی مسائل مهم تر هست. ازدواج کردن این قدر مهم و سخت نیست که خوشبخت شدن و همسر خوب شدن مهمه و مهارت می خواد.

    موفق باشید و عیدتون هم مبارک


    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
    ویرایش توسط مصباح الهدی : چهارشنبه 08 مرداد 93 در ساعت 00:51

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1393-5-01
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,655
    سطح
    23
    Points: 1,655, Level: 23
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    54

    تشکرشده 48 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.
    وااقعا ممنون.
    از وقتی که صحبتام رو اینجا نوشتم و شما کمکم کردید خیلی بهتر شدم.خـــیلی زیاد.
    امشب اون مهمونی رو رفتم.خیلیم خوش گذشت.
    تا حالا هیچ وقت نشده بود یه مهمونی اینقدر بهم خوش بگذره.
    حالا این مهمونی نبود یعنی عروسی بود یعنی فوق العاده بود.اولین باری بود که خوشم اومد و خوش گذشت.
    قبل از این صحیتایی که شما بگید اصلا کلا از همه کس فراری بودم.
    این پستو الان خوندم یعنی به زمان عروسیه نرسید ولی خوب بود.
    قبلش دل شوره داشتم ولی خیلی خوش گذشت.
    فکر نمیکردم صحبتهای یه نفر اینقدر روم تاثیر بزاره.
    از اون وقتی که گفتید به پدر و مادر محبت کنید شروع کردم به این کار ولی هنوز به اون بخشی که شما گفتید نرسیدم.یعنی خوب خجالت میکشم ازشون.
    نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم.
    فقط میتونم بگم ایشالله توی همه ی مراحل زندگیتون موفق باشید.

  5. کاربر روبرو از پست مفید sajad98 تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (چهارشنبه 08 مرداد 93)

  6. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام

    خواهش می کنم.

    خیلی از این بابت که در مسیر درست قرار گرفتین خوشحال شدم.
    بدون شک نیت شما در محبت به پدر و مادر موجب افزایش این تاثیرات بر روی شما شده.و یقین بدونیدبا این دیدگاه کیفیت و سطح رضایتمندی زندگیتون در آینده بالا خواهد رفت.

    گاهی خیلی دوست دارم تو بعضی تاپیک ها بگم تمام مشکلات شما کلیدش یه جاست: خشنودی از ته دل پدر و مادر!

    همین که شروع کردین عالیست خدا خودش کمک خواهد کرد.

    از همین مهمانی نیز می توانید برای نزدیکی به پدر و مادر استفاده کنید. از پدر و مادرتون تعریف کنید.مثلا بابا اون لباس چقدر دیشب به شما میومد.

    پیشنهاد می کنم حالا که نیت به این زیبایی پیدا کردید، این نیت را در سایر اهدافتون دخیل کنید. مثلا درس می خونید، بگید مادرم چقدر خوشحال میشه من معدلم الف بشه.معدلتون الف شد با اشتیاق به مادرتون نشون بدین و خوشحالی را در وجودش حس کنید. پدر و مادرتون را در موفقیت ها و شادی هاتون شریک کنید.ببینید چقدر اون موفقیت برکت می گیره. خوشحالیتون را ابراز کنید. و تو مشکلات و حتی همین امتحانات دانشگاه صبحش از مادرتون بخواهید براتون دعا کنند. همین درخواست دعا ارتباط عاطفی خوبی محسوب میشه.

    و نکته دیگه که خواستم بهتون اشاره کنم اینه که برای ثبات این احساسات خوب حالا هر چیز مثل مهمانی و...می تونید خاطراتتون را ثبت کنید.

    می تونید فرض اگر مسافرت یا تفریحی رفتین دوربین عکاسی با خودتون ببرید و عکس های خانوادگی دور همی بگیرید.کنار پدر، کنار مادر،اقوام و... و مثلا بعد از مدتی این عکس ها را نگاه کنید و اون احساسات خوب را دوباره تجربه کنید.

    می تونید دفتر خاطرات کوچکی داشته باشید و هر از گاهی چندخطی بنویسید.

    ان شاالله دوستان خوبی هم پیدا کنید تو فضاهای اجتماعی دوستان خوب پیدا می شن. مثل ورزش و... و خاطرات خوبی را برای خودتون رقم می زنید.

    بعد از مدتی می بینید چقدر تنها نبودن راحت و تنها بودن سخت بوده وشما اصلا تنها نیستین.

    نکته دیگر هم اینکه باز هم می خوام تاکید کنم که احترام به والدین با دخالت ندادن آنها در زندگی مشترک و مستقل بودن منافاتی ندارد و در این زمینه باید با سیاست احترامشون را حفظ کرد.(به اصطلاح ببخشید این عبارت را به کار می برم می گن مرد نباید بچه ننه باشد)

    کلیپ 10 دقیقه ای زیر هم راجع به پدر و مادر هست که توصیه می کنم بشنوید.زیباست.

    http://www.aparat.com/v/Digbr


    مشخصه در سراشیبی تغییرات مثبتی قرار گرفتین. امیدوارم همین جور ادامه بدهید.

    و یک توصیه دیگر این که بر روی نماز اول وقتتون هم تاکید داشته باشید.که خودش در نظم دهی افکار و برنامه هاتون تاثیر زیادی دارد. و وقتتون برکت می گیرد.

    مطمئنا آینده خوبی در انتظارتان هست. ان شاالله.

    موفق و موید باشید


    - - - Updated - - -



    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه
    ویرایش توسط مصباح الهدی : چهارشنبه 08 مرداد 93 در ساعت 05:19

  7. کاربر روبرو از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده است .

    sajad98 (چهارشنبه 08 مرداد 93)

  8. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 دی 98 [ 13:15]
    تاریخ عضویت
    1393-4-15
    نوشته ها
    382
    امتیاز
    12,547
    سطح
    73
    Points: 12,547, Level: 73
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    894

    تشکرشده 1,236 در 375 پست

    Rep Power
    102
    Array
    سلام،
    با احترام به خانم مصباح الهدی و رفتار قابل تقدیرشون یه حرف کوچولو داشتم که نقد حرفهای ایشون نیست بلکه تفاوت نگاه تربیتی و فرهنگی هست.

    برای شخص من ابراز محبت و احترام یک پسر به والدینش جور دیگه فرهنگ سازی شده و شاید این فرهنگ برای آقا سجاد هم نوع دیگه ای باشه.

    مادر من ما رو به شدت از بوسیدن پاشون پرهیز میده و آخرین باری که این کار کردم مادرم به طور ناخودآگاه آنچنان پاشون رو توی صورتم کوبید که دندونم توی لبم نشست،ولی خوب توفیق این رو دارم که هر روز صورتشون رو ببوسم(اجازه بوسیدن دستشون رو هم نمیدن مگر خیلی اصرار کنیم)

    پدرم هم به نوع دیگه ای اینجورین،خود من بهترین محبت و احترامی که پسرم (اگر خدا انشاالله روزی ام کنه البته خودم فکر کنم دختر بیشتر دوست دارم)میتونه در حق من کنه نگاه توام با احترام در درجه اول و در درجه دوم با محبت هست،شاید یکی از بزرگترین ولذت بخش ترین چیز ها توی دنیا این باشه که خدا پسری به آدم بده که قوی ،محکم ،خوش اخلاق ،شجاع و با ایمان باشه و ببینه که داره نماز میخونه و برای خدا خاضعانه سجده میکنه،حساب دخترا هم توی دل باباجونشون جداست وقتی اونهارو توی چادر نماز میبینی،انشاالله روزی همه باشه.

    اللهم عجل لولیک الفرج.

  9. 3 کاربر از پست مفید hamed-kr تشکرکرده اند .

    man-bedoone-sahar (یکشنبه 12 مرداد 93), نازنین2010 (یکشنبه 12 مرداد 93), مصباح الهدی (شنبه 11 مرداد 93)

  10. #6
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1393-5-01
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,655
    سطح
    23
    Points: 1,655, Level: 23
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    54

    تشکرشده 48 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    واقعنم همینطوره که شما میگید.
    من که اصلا اهل رفیق بازی نیستم ولی دیدم توی دانشگاهمون چجوریه.
    دیگه اصلا خجالتم نمیکشن رااحت میگن که مثلا با یه دختر یا یه پسر دوست شدیم.
    بخوام راستشو بگم خوب منم بهشون حسودیم میشه یعنی بازم که تصمیم گرفتم دیگه اصلا به این چیزا فکر نکنم بازم حسودیم میشه بهشون.
    ولی با این صحبتهایی که خامم مصباح الهدی کردن واقعا ارومتر شدم.
    مثلا اینکه گفتن به همسر ایندت فکر کن
    اینکه کارهای الانته که ایندتو میسازه
    یا مجرد خوب میشه یه متاهل خوب
    این جمله هاشون خیلی روم تاثیر گذاشت.
    مخصوصا مورد اولی.یادمه گفتن اگه پسرای الان یکبار به فکر نگاههای همسر آبندشون باشن هیچ وقت این کارو نمیکنن.به خاطر همین فکرمم هست که الان آرومتر شدم.اصلا بخوامم دیگه نمیتونم دست از پا خطا کنم.
    امیدوارم تا اون موقع هم که میخوام ازدواج کنم همین حس رو داشته باشم و نشم دوباره مثل قبل
    ویرایش توسط sajad98 : یکشنبه 12 مرداد 93 در ساعت 04:00

  11. کاربر روبرو از پست مفید sajad98 تشکرکرده است .

    nafiseh joon (یکشنبه 12 مرداد 93)

  12. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 مهر 93 [ 10:09]
    تاریخ عضویت
    1393-4-31
    نوشته ها
    254
    امتیاز
    976
    سطح
    16
    Points: 976, Level: 16
    Level completed: 76%, Points required for next Level: 24
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdrive500 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    156

    تشکرشده 290 در 156 پست

    Rep Power
    38
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sajad98 نمایش پست ها
    واقعنم همینطوره که شما میگید.
    من که اصلا اهل رفیق بازی نیستم ولی دیدم توی دانشگاهمون چجوریه.
    دیگه اصلا خجالتم نمیکشن رااحت میگن که مثلا با یه دختر یا یه پسر دوست شدیم.
    بخوام راستشو بگم خوب منم بهشون حسودیم میشه یعنی بازم که تصمیم گرفتم دیگه اصلا به این چیزا فکر نکنم بازم حسودیم میشه بهشون.
    ولی با این صحبتهایی که خامم مصباح الهدی کردن واقعا ارومتر شدم.
    مثلا اینکه گفتن به همسر ایندت فکر کن
    اینکه کارهای الانته که ایندتو میسازه
    یا مجرد خوب میشه یه متاهل خوب
    این جمله هاشون خیلی روم تاثیر گذاشت.
    مخصوصا مورد اولی.یادمه گفتن اگه پسرای الان یکبار به فکر نگاههای همسر آبندشون باشن هیچ وقت این کارو نمیکنن.به خاطر همین فکرمم هست که الان آرومتر شدم.اصلا بخوامم دیگه نمیتونم دست از پا خطا کنم.
    امیدوارم تا اون موقع هم که میخوام ازدواج کنم همین حس رو داشته باشم و نشم دوباره مثل قبل
    بله
    خوبه که شما زود این سایت رو شناختید

  13. کاربر روبرو از پست مفید nafiseh joon تشکرکرده است .

    sajad98 (دوشنبه 13 مرداد 93)

  14. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 29 فروردین 95 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1393-5-01
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    1,655
    سطح
    23
    Points: 1,655, Level: 23
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 45
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    54

    تشکرشده 48 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوباره دارم میشم مثل قبل.
    واقعا کم اوردم .... دیگه نمیتونم :(

  15. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sajad98 نمایش پست ها
    دوباره دارم میشم مثل قبل.
    واقعا کم اوردم .... دیگه نمیتونم :(
    سلام آقا سجاد.
    آخه چرا؟
    شما که خیلی خوب پیش رفته بودین. شما ذهنتون را گیر می دین.
    من پیشنهاد می کنم این پست را بخونید: #14
    کلا شاید بعضی پستهای تاپیک درمان غیرت بیجا با کتاب یا فیلم یا ... ؟ به دردتون بخوره.از نظر فهمیدن خط قرمزها و اینکه واقعا کدوم خط قرمز درست تره.
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  16. کاربر روبرو از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده است .

    sajad98 (جمعه 31 مرداد 93)

  17. #10
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 02:59]
    تاریخ عضویت
    1392-10-14
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    2,611
    سطح
    31
    Points: 2,611, Level: 31
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    448

    تشکرشده 166 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    والا من موندم اصلا از همون اول چجوري حالت خوب شد برا يه مدت؟؟؟
    همچين گفتي با خوندن جوابا تو همدردي بهتر شدم گفتم چ خبره حالا
    بيشتر در باره محبت به پدر مادر بود و رفتار درست
    بابا منم كه مشكلم مثل خودته همه اينا رو خوندم ولي بهتر نشدم
    چ ربطي داره
    هر كسي جايگاه خودشو داره
    شما ميتوني بگي مثلا من گشنه امه , پس ميرم يه نفس ميكشم خوب ميشم؟
    هر چيزي سر جاي خودشه
    چ ربطي داره
    درسته تو زندگي اينده ات تاثير ميذاره ولي خوب درد الان رو بايد چ كار كنيم
    اي كاش
    اي كاااااش يكي بود كه دقيقا همين مشكل رو حل كرده بود
    چون به نظر من افرادي كه از بيرون نگاه ميكنن
    يا يه ادمي ميبينن كه از بي مشكلي اين حرفا رو ميزنه (چون معمولا همچين تجربياتي داشتن و حالا فقط بدي هاشو ميبينن و فك ميكنن خوبي نداره ديگهيا فك ميكنن اصلا مشكل خاصي نيست و حل ميشه و دو روزه بعد يادش ميره و ...(كه بايد بگم من خودم فكر ميكنم بيشتر از يك ساله در گير اي قضيه ام)
    يا اينكه متوجه اين قضيه ميشن كه حس و حال ما براشون نا اشناست و بيخيال ميشن و ميرن
    حالا ايشالا تا فردا جواب هاي مشاور رو هم ميذارم همينجا برات ببين چجورياست

    - - - Updated - - -

    خوب حس و حال من رو كه باهاش اشنايي؟
    پس سوالم رو كه پرسيده بودم توضيح نميدم فقط اين جواب اوله:
    با سلام و احترام
    شما حق دارید که اینگونه آشفته باشید.
    اما چیزی که کلید رهایی شما هست اینست که دقیقا درک صحیحی از مشکل و راه حلش داشته باشید.
    به زبان ساده:
    صورت مسئله شما کاملا اشتباه هست.
    این انتظار از ارتباط با دختران خطا هست.
    چون دو حالت دارد
    :
    حالت اول:
    دختران اگر اهل ازدواج نباشند، اگر اهل خوش گذرونی و ارتباط با پسران دیگر برای لذت بردن باشند، این از شانس شماست که گرفتارشان تا کنون نشده اید وجان سالم به در برده اید. در غیر اینصورت بازیچه آنها شده و درگیری های وابستگی آنچنان آسیبی به شما می زد که در آینده هم نمی توانستید به درستی زندگی خود را جمع کنید و به دختران جهت ازدواج اعتماد کنید.

    اما اگر دختری اهل ازدواج باشد و معیارهای صحیح ازدواج را داشته باشد و مهارتهای لازم زندگی را داشته باشد، به هیچ وجه به پسرانی که قصد لذت ارتباط با آنها را دارند اعتماد نمی کند. و هرگز احساس خود را به پسری هدیه نمی کند که در حلقه ازدواج او نباشد.
    به دیگر سخن چنین دخترانی عشق خود را مخفی نگه می دارند تا نصیب آن پسری بکنند که مسئولانه و متعهدانه به صورت رسمی خواستگاریشان کنند و در چارچوبی منطقی آنها را مناسب ببینند. آنگاه عشق خود را به شوهرانشان هدیه می کنند. نه به پسرانی که در راه خانه و کار و تحصیلشان می بینند.


    حالا شما باید هدف خود را مشخص کنید.
    اگر هدفتان بازی با احساسات دختران و لذت بردن از رابطه با آنها بدون قصد ازدواج هست. که کلا ما مشاوران رد می کنیم.
    اما اگر هدفتان ازدواج مسئولانه هست. شما کافیست در مورد دختری که لذت می برید و دوست دارید اقدام عملی جهت خواستگاری و بررسی معیارهای ازدواج در خصوص او بکنید. اگر او را واجد شرایط مناسب دیدید با او ازدواج کنید .و اگر او را دارای شرایط مناسب ندیدید رد کنید.
    در واقع برای دختر هم همین طور هست.
    اگر خواستگاری که می آید و در نگاه اول دوستش دارد بررسی کند و ببیند واجد شرایط مناسب هست بله می گوید ، اما اگر با همه علاقه ای که دارد ، مشاهده کرد که تناسب ندارند او را رد می کند.

    جذاب بودن دختر یا جذاب بودن پسر همه آن چیزی نیست که در ازدواج نیاز هست.
    بلکه اولین معیار و البته مهم هست که باید وجود داشته باشد
    .
    گامهای بعدی شناخت های دقیقی هست که به صورت رسمی و علنی در جلسات شناخت و جلسات خواستگاری فراهم می شود.

    با توجه به همه موارد بالا :
    هیچ اهمیتی ندارد چه دختری از شما خوشش بیاید یا نیاید.
    چون در هر صورت این خوش آمدنها اصلا در خوشبختی و ازدواج شما نقشی نخواهند داشت.

    اما آنچه اهمیت دارد اینست که :
    شما از دختری که می پسندید رسما و علنا خواستگاری کنید و معیارهای ازدواج خود را با او بررسی کنید. و اگر مناسب بود ازدواج و اگر نبود سراغ دختر دیگری بروید.

    این عشقبازی هایی که اکنون در جامعه می بینید. یا در فیلمها مشاهده می کنید. همان فریب بزرگی هست که طلاق را از 1 درصد به تقریبا 60 درصد در جامعه ایرانی کشانده است.
    یعنی توجه به ظواهر زودگذر و لذتهای ارتباطی در ازدواج به جای شناخت و بررسی دقیق.

    پس لطفا صورت مسئله را عوض کنید. و برای این مسئله اشتباهتان دنبال پاسخ نباشید.
    - - - Updated - - -

    خوب حس و حال من رو كه باهاش اشنايي؟
    پس سوالم رو كه پرسيده بودم توضيح نميدم فقط اين جواب اوله:
    با سلام و احترام
    شما حق دارید که اینگونه آشفته باشید.
    اما چیزی که کلید رهایی شما هست اینست که دقیقا درک صحیحی از مشکل و راه حلش داشته باشید.
    به زبان ساده:
    صورت مسئله شما کاملا اشتباه هست.
    این انتظار از ارتباط با دختران خطا هست.
    چون دو حالت دارد
    :
    حالت اول:
    دختران اگر اهل ازدواج نباشند، اگر اهل خوش گذرونی و ارتباط با پسران دیگر برای لذت بردن باشند، این از شانس شماست که گرفتارشان تا کنون نشده اید وجان سالم به در برده اید. در غیر اینصورت بازیچه آنها شده و درگیری های وابستگی آنچنان آسیبی به شما می زد که در آینده هم نمی توانستید به درستی زندگی خود را جمع کنید و به دختران جهت ازدواج اعتماد کنید.

    اما اگر دختری اهل ازدواج باشد و معیارهای صحیح ازدواج را داشته باشد و مهارتهای لازم زندگی را داشته باشد، به هیچ وجه به پسرانی که قصد لذت ارتباط با آنها را دارند اعتماد نمی کند. و هرگز احساس خود را به پسری هدیه نمی کند که در حلقه ازدواج او نباشد.
    به دیگر سخن چنین دخترانی عشق خود را مخفی نگه می دارند تا نصیب آن پسری بکنند که مسئولانه و متعهدانه به صورت رسمی خواستگاریشان کنند و در چارچوبی منطقی آنها را مناسب ببینند. آنگاه عشق خود را به شوهرانشان هدیه می کنند. نه به پسرانی که در راه خانه و کار و تحصیلشان می بینند.


    حالا شما باید هدف خود را مشخص کنید.
    اگر هدفتان بازی با احساسات دختران و لذت بردن از رابطه با آنها بدون قصد ازدواج هست. که کلا ما مشاوران رد می کنیم.
    اما اگر هدفتان ازدواج مسئولانه هست. شما کافیست در مورد دختری که لذت می برید و دوست دارید اقدام عملی جهت خواستگاری و بررسی معیارهای ازدواج در خصوص او بکنید. اگر او را واجد شرایط مناسب دیدید با او ازدواج کنید .و اگر او را دارای شرایط مناسب ندیدید رد کنید.
    در واقع برای دختر هم همین طور هست.
    اگر خواستگاری که می آید و در نگاه اول دوستش دارد بررسی کند و ببیند واجد شرایط مناسب هست بله می گوید ، اما اگر با همه علاقه ای که دارد ، مشاهده کرد که تناسب ندارند او را رد می کند.

    جذاب بودن دختر یا جذاب بودن پسر همه آن چیزی نیست که در ازدواج نیاز هست.
    بلکه اولین معیار و البته مهم هست که باید وجود داشته باشد
    .
    گامهای بعدی شناخت های دقیقی هست که به صورت رسمی و علنی در جلسات شناخت و جلسات خواستگاری فراهم می شود.

    با توجه به همه موارد بالا :
    هیچ اهمیتی ندارد چه دختری از شما خوشش بیاید یا نیاید.
    چون در هر صورت این خوش آمدنها اصلا در خوشبختی و ازدواج شما نقشی نخواهند داشت.

    اما آنچه اهمیت دارد اینست که :
    شما از دختری که می پسندید رسما و علنا خواستگاری کنید و معیارهای ازدواج خود را با او بررسی کنید. و اگر مناسب بود ازدواج و اگر نبود سراغ دختر دیگری بروید.

    این عشقبازی هایی که اکنون در جامعه می بینید. یا در فیلمها مشاهده می کنید. همان فریب بزرگی هست که طلاق را از 1 درصد به تقریبا 60 درصد در جامعه ایرانی کشانده است.
    یعنی توجه به ظواهر زودگذر و لذتهای ارتباطی در ازدواج به جای شناخت و بررسی دقیق.

    پس لطفا صورت مسئله را عوض کنید. و برای این مسئله اشتباهتان دنبال پاسخ نباشید.

  18. 2 کاربر از پست مفید Mr.Anderson تشکرکرده اند .

    azad73 (پنجشنبه 30 مرداد 93), sajad98 (جمعه 31 مرداد 93)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 95, 22:29
  2. منو زن داداشام دوستیم دوست دوست
    توسط ارشیدا در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 11 آذر 91, 11:00
  3. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  4. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.