سلام دوستان ... چراکسینظر نمیده .... پس این همه ادم انلاین چرا راهنمایی نمیکنن .....
دیروز مامانم میگفت من دوست دارم هرکسی میاد یکسال اذیتش کنم ... باید ببینم چقدر میخوادت ....
تشکرشده 1,447 در 508 پست
سلام دوستان ... چراکسینظر نمیده .... پس این همه ادم انلاین چرا راهنمایی نمیکنن .....
دیروز مامانم میگفت من دوست دارم هرکسی میاد یکسال اذیتش کنم ... باید ببینم چقدر میخوادت ....
تشکرشده 1,447 در 508 پست
آهااااااااااااااااااااااا اااااای .... جمعه این کارو انجام بدم یا نه ؟ ....
تشکرشده 5,213 در 1,375 پست
شما بزرگتری ندارین که مادرتون حرفوشنو گوش کنن؟
ااگه ندارین، میتونین ببرینسون پیش مشاور و همین رفتار مادرتون و مورد بررسی قرار بدین. ازشون بخواین با مادرتون منطقی صحبت کنن که روشی ک پیش گرفتن اشتباهه.
خودتون هم میتونین به مادرتون بگین، خب شما که اینکارارو میکنین، ممکنه دیگه برای من از این فرصت ها پیش نیاد.
من که قصد ازدواج دارم، احساس میکنم آمادگیشم دارم، بریم پیش مشاور بدونیکه سنمو بهش بگم، ازشون میخوام باهام حرف بزنن ببینن من واقعا آمادگیشو دارم یا نه.
یه مشاور خوب هم بریم، نمیشه که فقط روی سنم تصمیم بگیرن، مشاور که از آینده من خبر نداره، نمیدونه من چند سال دگه همین تعداد خواستگار با این کیفیت خواهم داشت یانه. شما هم نمیدونین.
منم نمیگم ندیده و نشناخته بپذیریمشون، فقط میگم میتونیم آشنا که بشیم، شاید مورد خوبی باشن.
راسی با یک دیدار کوتاه مدت نمیشه به اخلاقیات یه نفر پی برد و فهمید خیلی آدم خوبیه !! حواستون باشه، یوقت احساسی تصمیم نگیرین.
**برخی آدم ها درست مثله بادبادکهای دنیای کودکیم هستند،
فقط یه یک دلیل از مسیر زندگیم رد میشند، تا به من درسهایی بیاموزند
که اگر می ماندند؛ شاید هیچوقت
یاد نمیگرفتم .....! **
ویرایش توسط دختر بیخیال : دوشنبه 27 مرداد 93 در ساعت 09:22
تشکرشده 1,447 در 508 پست
مرسی دختر بیخیال ....
من از دخالت ها خیلی بدم میاد و متاسفانه مادرم مجدد این اجازه رو داره به اطرافیان میده دیروز جلوی خالم داره با من بحث میکنه ... منم گفتم مامان بعدا حرف میزنیم خالمم ناراحت شد .... در صورتی که خالم خودش با یه پسره تریپ ازدواج و من اصلا دخالت نمیکنم و نظر نمیدم ....
مامان دوستم که پسره رو دیده قراره بیاد با مامانم حرف بزنه ....
به نظرتون جمعه من و مامانم و دویتم و مامانش بریم بیرون بعد مامان دوستم با مامانم صحبت کنه بعدش بگم پسره هم بیاد بیرون مامانم ببینش؟؟؟؟؟
تشکرشده 60 در 32 پست
سلام فکر کنم شما اشتباهاتتون تمومی نداره. دختر خوب اگه اینکارو بکنی بدتر میشه. به هیچ وجه قبل از خواستگاری رسمی مادرتون رو با اون اقا پسر رو برو نکنید که بزرگترین اشتباهه. اول به اون اقا بگید با خانوادشون رسما بیان جلو بعد زیر نظر خانواده ها و با حضور مادرتون و اون اقا میرین بیرون و بیشتر اشنا میشین. از کجا مطمئن هستین اون اقا مرد ارزوهای شماست هم به خودتون و هم به مادرتون اجازه بدید مرد اینده زندگیتونو بهر و بیشتر بشناسید. پس اول با خانواده اشنا میشید و بعد کم کم شما و مادرتون و اون اقا هم با شما و اخلاقیاتتون اشنا میشه اوکی؟
تشکرشده 1,447 در 508 پست
واااای چه میدونم میگم اول مامانمو قشنگ بسازم امادش کنم بعد بگم خانوادش بیاد اینطوری مامانم دلش اروم تر میشه ...
تشکرشده 1,447 در 508 پست
دوستاااااای خوبم ایشون گفت میخوان با پدرشون صحبت کنن که بیان برای خواستگاری ...... موندم چیکارکنم اگه پدرشون زنگ زد مادرم بد صحبت کرد باهاشون چی؟؟؟
چرا اینجا کسی ج نمیده![]()
تشکرشده 60 در 32 پست
سلام اینطور بهتر شد. حالا با مادرتون صحبت کنید و بگید که درست نیست هرکی میاد جلو اینطور باهاش برخورد کنه(البته بدون تعصب که فکر نکنه شما با اون اقا رابطه داریی) اگه فکر میکنی حرف شما رو قبول نداره به کسی که مادرتون خیلی قبولش داره بگید کمی باهاش صحبت کنه اگه واقعا کسی نیست که مادرتون به حرفتش توجه کنه برید پیش یه مشاور کاربلد تا هم شما و هم مادرتونو راهنمایی کنه.
همون حرفهایی که دوستان تو تاپیکهای قبلی گذاشتن واسه مادرتون بگید و با محبت باهاش صحبت کنید . نذارید فکر کنه خواستگار رقیبشه. اون از تنهایی میترسه. فضایی اماده کنید تا اونم سفره دلش رو باز کنه و حرف دلش رو بگه .
تشکرشده 1,447 در 508 پست
مامان دوستم هست که باهاش صحبت کنه .... اما اول میخوام از طرف خود پسره مطمئن بشم که منو میخواد یا نه بعد رو مامانم کار کنم امروز پسره قرار خبر بده درباره اینکه با باباش صحبت کرده و نتیجه چی شده ....
یکی دو سری هم با دوستام و پسره رفتیم بیرون حس میکنم دوستام میخوان ازم بدزدنش .....
تشکرشده 1,447 در 508 پست
سلام پدرش به مادرم ز زده بود .... فکر میکنید مامانم بهش چی گفته؟؟؟
1.من اصلا قصد ندارم دخترم رو شوهر بدم
2.دخترم سنش واسه این صحبتا کمه!!!!
3.دخترم اول باید بره دانشگاه مدرکشو بگیره بعد اسم شوهر بیاره
4.من یک روزم طاقت دوری بچمو ندارم نمیتونم ازم دور باشه
5.پسرتون سربازی رفته؟؟؟؟؟؟
6.آپارتمان داره؟؟؟؟؟؟؟
7.لیسانسشو گرفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من الان باید ه خاکی تو سرم کنم؟؟؟؟؟؟
حالا پدر ایشون هم مخالفت کردن ...
- - - Updated - - -
باباش گفته از الان که داره این شرایط رو میزاره فردا روز میخواد چی بگه .... بعد گفته تو این شرایط جامعه ما انسانیت و خانواده دار بودن مهم بعد مامان ایشون چسبیده به مسائل کلیشه ای ....
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)