به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 47

Hybrid View

  1. #1
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام

    من یه چیزی رو نفهمیدم چرا شما خواستید که همسرتون یه خونه جدا بگیره؟مشکل با خودش دارید یا با مادرش؟

    چرا انقدر زود کار رو به داگاه کشوندین اخه ؟

    به نظرم فعلا دست از مهریه گرفتن و این بازیها دست بکش.اجازه بده که هم اون اروم بشهو هم شما.مهریه اجرا گذاشتن وقتیه که شما واقعا تصمیم به جدایی گرفته باشید.گذشت زمانیکه از مهریه به عنوان یک حربه برای ترس مردها استفاده میشد....

    الان هیچ اقدامی انجام نده....نه ارتباط برقرار کن و نه کسی رو واسطه کن....کمی زمان به هر دو تون بدین...شما به هیچ عنوان هچ اقدامی برای طلاق نکن
    چون اگر این کارو بکنی همه چیز به ضررت تموم میشه

    فقط صبر صبر و صبر رو سرلوحه کارت کن.الان اگر خودت برگردی اشتباه کردی...اگر اقدام به طلاق کنی اشتباه کردی ....الان فقط سعی کن این مهریه رو قضیه اش رو حل کنی.و منتظر عکس العمل همسرت باشی.
    بهترین کاری که باید انجام میدادی به جای مهریه اجرا گذاشتن میرفتی پزشکی قانونی و یک نامه میگرفتی و یه جایی میذاشتی که کسی ندونه.اون نامه به شما برای ادامه زندگی و یا جدایی کمک میکرد.

    آرام جان
    خلاصه میکنم برات:
    1.جریان کارهای دادگاه رو متوقف کن و بیشتر از این سردی وارد نکن.
    2.هیچ ارتباطی با شوهرت و اقوامش برقرار نکن.
    3.مثل اسمت ارام و صبور باش شاید این پروسه بازهم زمان بخواد.
    4.نگران اینده نباش
    5.بگذار همسرت بفهمه که تحت هیچ شرایطی نباید روی شما دست بلند کنه
    6.در صورتیکه سر و کله اشون برای طلاق پیدا شد محکم و با جدیت بگو که قصد طلاق ندارم.
    موفق باشی
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  2. 2 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    کامران (سه شنبه 02 دی 93), zolal (چهارشنبه 03 دی 93)

  3. #2
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    سلام

    دیر کردی امیدوارم دست پر بیای من تاپیک شما رو دنبال میکنم . منتظرم تا آخرین وضعیتت رو برامون بگی البته امیدوارم راه درست رفته باشی .
    دادگاه متوقف کرده باشی و به کوچکترین قدم همسرت از جانب هرکسی برا برگشت قدم بلندی برداری . برگرد برا ترمیم بی حرمتی همسرت به شما راه وجود داره فعلا یکی شدن زیر یه سقف مستقل مهمتره .

    ترس من از طلاق عاطفی فیمابین شماست که خیلی خطرناکتره . تلاشتو برا برگشت بذار. سنگ تراشی تو این مرحله جایز نیست چون در وضعیت قانونی قرار گرفتی و نه یه قهر خانوادگی معمولی. دقت کن و دوباره پست بخون .عمل کن

    جرات اختیار گرفتن زندگیتو داشته باش و با بسته ها و پیشنهادات غلط راه برا خودت نبند . از هر گون تخریب دوری کن .

    منتظریم

  4. کاربر روبرو از پست مفید parsa1400 تشکرکرده است .

    هم آوا (یکشنبه 14 دی 93)

  5. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 01 [ 17:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-10
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    6,404
    سطح
    52
    Points: 6,404, Level: 52
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 34 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط parsa1400 نمایش پست ها
    سلام

    دیر کردی امیدوارم دست پر بیای من تاپیک شما رو دنبال میکنم . منتظرم تا آخرین وضعیتت رو برامون بگی البته امیدوارم راه درست رفته باشی .
    دادگاه متوقف کرده باشی و به کوچکترین قدم همسرت از جانب هرکسی برا برگشت قدم بلندی برداری . برگرد برا ترمیم بی حرمتی همسرت به شما راه وجود داره فعلا یکی شدن زیر یه سقف مستقل مهمتره .

    ترس من از طلاق عاطفی فیمابین شماست که خیلی خطرناکتره . تلاشتو برا برگشت بذار. سنگ تراشی تو این مرحله جایز نیست چون در وضعیت قانونی قرار گرفتی و نه یه قهر خانوادگی معمولی. دقت کن و دوباره پست بخون .عمل کن

    جرات اختیار گرفتن زندگیتو داشته باش و با بسته ها و پیشنهادات غلط راه برا خودت نبند . از هر گون تخریب دوری کن .

    منتظریم
    سلام اقای پارسا،ممنون که پستامو دنبال ميکنيد،ن مهرو

  6. کاربر روبرو از پست مفید aram68 تشکرکرده است .

    parsa1400 (سه شنبه 16 دی 93)

  7. #4
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 01 [ 17:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-10
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    6,404
    سطح
    52
    Points: 6,404, Level: 52
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 34 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقای پارسا،ممنون که پستامو دنبال ميکنيد ،دادگاه مهريرو برگذار شد،همسرم با سه شاهد برای اينکه مهرو قسط بندی کنه اومده بود ،جلوی اون سه نفر کاملا به من توهين کردو منم در کمال ارامشو و سکوت اجازه گرفتمو جمعو ترک کردو همراه پدرم برای نفقه رفتم دادگاه،دم در دادگاه گوشيمو تحويل دادم وقتی برگشتيمو گوشيمو پس گرفتم ديدم دو دفعه به گوشيم زنگ زده منم با اجازه پدرم باهاش تماس گرفتم،گفت ميخواد ببينمت،اول بهش گفتم ميام خونه مابقی لباسامو برميدارم و با هم حرف ميزنيم اما چون پدرم همراهم بود ازش خواستم بياد دنبالم سر کارم،وقتی ديدمش ديدم چقدر داغون شده!بهم گفت تو اين مدت دائما به فکرت بودم،لباساتو بو ميکردم،فهميدم بهتر از تو برام نيست و همدم دوران پيريم فقط تو هستيو،...بهم گفت الان سه تا راه داری،اول اينکه همين راهو که داری ميريرو بريو مهرو نفقتو بگيريو منم طلاقت نميدم.دوم اينکه مهرو ببخشيو دوستانه جدا بشيم و سوم اينکه با 14تا سکه بيای سر زندگيتو هر وقت پول دستم اومد از اون خونه بريم،منم تا آخر عمرم نوکريتو ميکنمو...خيلی خيلی خلاف انتظارو باور من راه سه را انتخاب کردم،همسرم هم اومد با پدرم صحبت کردو دستشو بوس کردو اظهار ندامت کرد،پدرم هم بهشون گفت تا خونه مستقل نگيری اجازه نميدم دخترم برگرده،تو اين مدتم خانواشم هيچ اقدامی نکردندو به مدت 1هفته هر روز ميومد و همديگرو ميديديم ولی اصلا دلم به حرفی که زده بودم راضی نميشد تا اينکه بهش پيام دادم که من نه مهرمو ميبخشم نه توی اون خونه ميام فکراتو بکن بهم خبر بده که با اين شرايط ميتونی زندگى بکنی يا نه الانم داره فکر ميکنه،...خبری بشه حتما در جريان ميذارمتون.

    - - - Updated - - -

    سلام آقای پارسا،ممنون که پستامو دنبال ميکنيد ،دادگاه مهريرو برگذار شد،همسرم با سه شاهد برای اينکه مهرو قسط بندی کنه اومده بود ،جلوی اون سه نفر کاملا به من توهين کردو منم در کمال ارامشو و سکوت اجازه گرفتمو جمعو ترک کردو همراه پدرم برای نفقه رفتم دادگاه،دم در دادگاه گوشيمو تحويل دادم وقتی برگشتيمو گوشيمو پس گرفتم ديدم دو دفعه به گوشيم زنگ زده منم با اجازه پدرم باهاش تماس گرفتم،گفت ميخواد ببينمت،اول بهش گفتم ميام خونه مابقی لباسامو برميدارم و با هم حرف ميزنيم اما چون پدرم همراهم بود ازش خواستم بياد دنبالم سر کارم،وقتی ديدمش ديدم چقدر داغون شده!بهم گفت تو اين مدت دائما به فکرت بودم،لباساتو بو ميکردم،فهميدم بهتر از تو برام نيست و همدم دوران پيريم فقط تو هستيو،...بهم گفت الان سه تا راه داری،اول اينکه همين راهو که داری ميريرو بريو مهرو نفقتو بگيريو منم طلاقت نميدم.دوم اينکه مهرو ببخشيو دوستانه جدا بشيم و سوم اينکه با 14تا سکه بيای سر زندگيتو هر وقت پول دستم اومد از اون خونه بريم،منم تا آخر عمرم نوکريتو ميکنمو...خيلی خيلی خلاف انتظارو باور من راه سه را انتخاب کردم،همسرم هم اومد با پدرم صحبت کردو دستشو بوس کردو اظهار ندامت کرد،پدرم هم بهشون گفت تا خونه مستقل نگيری اجازه نميدم دخترم برگرده،تو اين مدتم خانواشم هيچ اقدامی نکردندو به مدت 1هفته هر روز ميومد و همديگرو ميديديم ولی اصلا دلم به حرفی که زده بودم راضی نميشد تا اينکه بهش پيام دادم که من نه مهرمو ميبخشم نه توی اون خونه ميام فکراتو بکن بهم خبر بده که با اين شرايط ميتونی زندگى بکنی يا نه الانم داره فکر ميکنه،...خبری بشه حتما در جريان ميذارمتون.

  8. کاربر روبرو از پست مفید aram68 تشکرکرده است .

    parsa1400 (پنجشنبه 18 دی 93)

  9. #5
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 خرداد 97 [ 13:17]
    تاریخ عضویت
    1392-8-26
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    9,405
    سطح
    65
    Points: 9,405, Level: 65
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,386

    تشکرشده 653 در 231 پست

    Rep Power
    55
    Array
    خواهر خوبم ... تشویق به جدایی ت نمیکنم ولی دارم فکر میکنم که چرا شما باید مهریه ت رو به 14 سکه کاهش بدی ؟؟؟؟؟ مگه اشتباهی کردی که میخای با اینکار حسن نیتت رو ثابت کنی!!!!
    همسر شما توانایی پرداخت مهریه رو نداره بنابراین با این شیوه پا پیش گذاشته تا با یک تیر دو نشون بزنه و هم مهریه رو برای بعدها کاهش بده و هم اینکه قائله رو ختم کنه لطفا اگه قصد دارید به زندگی تون برگردید بدون اینکه از مهریه بگذرید اینکارو بکنید ... دیگه برگشتن شما شرط و شروط نداره که ... از یک طرف میگه شما رو دوس داره از اون طرف میگه 14 سکه مهریه کن ... چه جالب

  10. #6
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 اسفند 93 [ 11:51]
    تاریخ عضویت
    1393-7-22
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    2,189
    سطح
    28
    Points: 2,189, Level: 28
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 45.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    213

    تشکرشده 213 در 91 پست

    Rep Power
    32
    Array
    خیلی خوشحالم که داری به یک جاهایی میرسی اما رفتار اخرت بی سیاست بود هم قبول کردن انی شرطش هم اینکه پیام دادی یک مورد مثل شما بودکه مدیر همدردی میی گفت که نباید انی این موضوع قبول کنی چون انگار داری از چیز بی ارزشی میگذری باید چند تا چند تا می اومدی پایین بعدش چرا دوباره پیام دادی می تونستی رودر رو این موضوع وحس تواز این جریان کم کردن سکه بگی

    kelidemard
    نمیدونم رفتار جرات مندانه رو خوندی یا نه ولی حتما این فایل دانلود گوش کن

  11. کاربر روبرو از پست مفید کیانا 93 تشکرکرده است .

    zolal (پنجشنبه 18 دی 93)

  12. #7
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 01 [ 17:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-10
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    6,404
    سطح
    52
    Points: 6,404, Level: 52
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 34 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط کیانا 93 نمایش پست ها
    خیلی خوشحالم که داری به یک جاهایی میرسی اما رفتار اخرت بی سیاست بود هم قبول کردن انی شرطش هم اینکه پیام دادی یک مورد مثل شما بودکه مدیر همدردی میی گفت که نباید انی این موضوع قبول کنی چون انگار داری از چیز بی ارزشی میگذری باید چند تا چند تا می اومدی پایین بعدش چرا دوباره پیام دادی می تونستی رودر رو این موضوع وحس تواز این جریان کم کردن سکه بگی

    kelidemard
    نمیدونم رفتار جرات مندانه رو خوندی یا نه ولی حتما این فایل دانلود گوش کن
    ممنون کيانا جان،روزی که ديدمش بعد هشت ماه اصلا فکرم کار نکرد ترس از دست دادنش باعث شد بی اختيار گزينه سه رو انتخاب کنم اما بعد از گذشت زمان و مشورت با پدرم ديدم خيلی اشتباه کردم به دليل اينکه اون خطا کرده نه من پس اون بايد کارهاشو جبران کنه نه من درنتيجه اون اقدامو کردم اگر واقعا توی حرفاش صادق باشه و منو زندگيش براش مهم باشه شرطمو قبول ميکنه-رفتار جرات مندانه رو هم خوندم خيلی جالب ببود مرسی!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط کیانا 93 نمایش پست ها
    خیلی خوشحالم که داری به یک جاهایی میرسی اما رفتار اخرت بی سیاست بود هم قبول کردن انی شرطش هم اینکه پیام دادی یک مورد مثل شما بودکه مدیر همدردی میی گفت که نباید انی این موضوع قبول کنی چون انگار داری از چیز بی ارزشی میگذری باید چند تا چند تا می اومدی پایین بعدش چرا دوباره پیام دادی می تونستی رودر رو این موضوع وحس تواز این جریان کم کردن سکه بگی

    kelidemard
    نمیدونم رفتار جرات مندانه رو خوندی یا نه ولی حتما این فایل دانلود گوش کن
    ممنون کيانا جان،روزی که ديدمش بعد هشت ماه اصلا فکرم کار نکرد ترس از دست دادنش باعث شد بی اختيار گزينه سه رو انتخاب کنم اما بعد از گذشت زمان و مشورت با پدرم ديدم خيلی اشتباه کردم به دليل اينکه اون خطا کرده نه من پس اون بايد کارهاشو جبران کنه نه من درنتيجه اون اقدامو کردم اگر واقعا توی حرفاش صادق باشه و منو زندگيش براش مهم باشه شرطمو قبول ميکنه-رفتار جرات مندانه رو هم خوندم خيلی جالب ببود مرسی!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط کیانا 93 نمایش پست ها
    خیلی خوشحالم که داری به یک جاهایی میرسی اما رفتار اخرت بی سیاست بود هم قبول کردن انی شرطش هم اینکه پیام دادی یک مورد مثل شما بودکه مدیر همدردی میی گفت که نباید انی این موضوع قبول کنی چون انگار داری از چیز بی ارزشی میگذری باید چند تا چند تا می اومدی پایین بعدش چرا دوباره پیام دادی می تونستی رودر رو این موضوع وحس تواز این جریان کم کردن سکه بگی

    kelidemard
    نمیدونم رفتار جرات مندانه رو خوندی یا نه ولی حتما این فایل دانلود گوش کن
    ممنون کيانا جان،روزی که ديدمش بعد هشت ماه اصلا فکرم کار نکرد ترس از دست دادنش باعث شد بی اختيار گزينه سه رو انتخاب کنم اما بعد از گذشت زمان و مشورت با پدرم ديدم خيلی اشتباه کردم به دليل اينکه اون خطا کرده نه من پس اون بايد کارهاشو جبران کنه نه من درنتيجه اون اقدامو کردم اگر واقعا توی حرفاش صادق باشه و منو زندگيش براش مهم باشه شرطمو قبول ميکنه-رفتار جرات مندانه رو هم خوندم خيلی جالب ببود مرسی!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط کیانا 93 نمایش پست ها
    خیلی خوشحالم که داری به یک جاهایی میرسی اما رفتار اخرت بی سیاست بود هم قبول کردن انی شرطش هم اینکه پیام دادی یک مورد مثل شما بودکه مدیر همدردی میی گفت که نباید انی این موضوع قبول کنی چون انگار داری از چیز بی ارزشی میگذری باید چند تا چند تا می اومدی پایین بعدش چرا دوباره پیام دادی می تونستی رودر رو این موضوع وحس تواز این جریان کم کردن سکه بگی

    kelidemard
    نمیدونم رفتار جرات مندانه رو خوندی یا نه ولی حتما این فایل دانلود گوش کن
    ممنون کيانا جان،روزی که ديدمش بعد هشت ماه اصلا فکرم کار نکرد ترس از دست دادنش باعث شد بی اختيار گزينه سه رو انتخاب کنم اما بعد از گذشت زمان و مشورت با پدرم ديدم خيلی اشتباه کردم به دليل اينکه اون خطا کرده نه من پس اون بايد کارهاشو جبران کنه نه من درنتيجه اون اقدامو کردم اگر واقعا توی حرفاش صادق باشه و منو زندگيش براش مهم باشه شرطمو قبول ميکنه-رفتار جرات مندانه رو هم خوندم خيلی جالب ببود مرسی!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط هم آوا نمایش پست ها
    خواهر خوبم ... تشویق به جدایی ت نمیکنم ولی دارم فکر میکنم که چرا شما باید مهریه ت رو به 14 سکه کاهش بدی ؟؟؟؟؟ مگه اشتباهی کردی که میخای با اینکار حسن نیتت رو ثابت کنی!!!!
    همسر شما توانایی پرداخت مهریه رو نداره بنابراین با این شیوه پا پیش گذاشته تا با یک تیر دو نشون بزنه و هم مهریه رو برای بعدها کاهش بده و هم اینکه قائله رو ختم کنه لطفا اگه قصد دارید به زندگی تون برگردید بدون اینکه از مهریه بگذرید اینکارو بکنید ... دیگه برگشتن شما شرط و شروط نداره که ... از یک طرف میگه شما رو دوس داره از اون طرف میگه 14 سکه مهریه کن ... چه جالب
    خودمم با نظر شما کاملا موافقم!ميگه مهرتو ببخش که من باورم بشه به خاطر مهريه نرفتی،هر چی فکر کردم ديدم تنها سلاح توی دستای من مهرمه اگه ببخشم خلع سلاح شدم،اون موقع خيلی راحت اون 14تارو بهم ميده و ميگه برو،الان تا مرحله کيش شدن بردمش نميخوام با يه بچگی اون ماتم کنه!

  13. #8
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    سلام
    ببخش بی پرده حرف میزنم
    بی خود مگه هر چی اون بگه همون باید بشه .

    مگه تو چیکار کردی هاااااااااااااا . کار خطای ازت سر زده . آرام اینجا مجازیه صادق باش اگه چیزی هست بگو تا به موضوع و روند برگشت اشراف بهتری داشته باشیم .
    خوبه صحبت خوبی بوده ولی اونچه که من برداشت کردم ایشون با هدف شومی سعی در خر کردن شما داره. مشخص که با وکیل صحبت داشته .نیت داره با سازش سیاست مدارانه و ادامه یه زندگی کاذب برا خودش راه فرار باز کنه . به خود من هم از این پیشنهادها از سوی وکلا شده بود ولی خب موضوع من فرق میکرد و میکنه

    گفتی مهرت چندتا بود ؟؟؟؟؟؟؟ اصلا هرچی ؟؟؟؟ یه وقت این کار نکنی هااااااااا

    خوب گوش کن اون مجبور برای تو خونه مستقل بگیره و از طرف مددکار و دادگاه این قضیه برسی خواهد شد و شما رو در خونه ای مستقل تحویل آقااااا دادماااااد خواهند داد تا روزی هم که خونه گیره باید نفقه بده .

    تو هم برا اون سه راه بذار اولی با شرط اول اون مشترکه هیچی اما دومی از طرف تو خونه مستقل عین حرفیکه پدرتون گفته اگه دست پدرتو بوسیده باید به این شرط احترام بذاره حتی اگه بگه ندارم و لازم بشه پدرت و یا خانوادت به نام شما و مقداری پول از اون خانه ای استیجاری تهیه کنن و برید سرخونه زندگیتون .

    آرام تا اسم کمک از طرف پدرت میاد جبهه گیری نکن شاید واقعا دست همسرت خالیه و نباید بهانه دستش داد باید در حالت کیش قرارش داد یا عقل داره و نیتش پاکه رفع کیش میکنه یا مات میشه .

    بهش بگو من صادقانه بهت علاقه دارم ولی از اومدن های مکرر شما پیش خانوادم شرمندم برا همین به صداقت شما شک کردم
    ارام جدی میگم ببین مشکل همسرت در تهیه خونه چیه ؟؟؟؟ با خانوادت مطرح کن . حتی حاضر شو طلاهاتو برای یه خونه مستقل بفروشی ولی زندگیت از دست نره . بهش بگو هر چقدر داره با خودش بیاره بنگاه تو هم ببر ولی خونه به نام تو اجاره بشه ونه همسرت ونه پدرت .
    بگو اگه تو واقعا راست میگی بیا زندگی کنیم . اولم جلو خودت از روند دادگاه جلو گیری میکنم

    اما مهریه
    اولا بهش بگو لیاقت من بیشتر از کل مهریمه ولی حالا
    بهش بگو تو مرد زندگی باش من یه دونشم نمیخوام 14 تا 500 تا بخوره تو سر هرچی نامرده. زندگیم بپاشه سکه به چه دردم میخوره . اینم که گذاشتم اجرا به خاطر نامردی خودت بود . خواستم مرد بشی خواستم بفهمی در قبال همسرت یه مسئولیتهایی هم داری .

    بهش بگو تو اگه واقعا نیت داری اون خوشبختی که بهم وعده دادی عمل کنی من همشو بهت میبخشم ولی نه الان اول تو همسریتو ثابت کن . اعتماد خنده ای که از دلم گرفتی بهم برگردون طعم تلخ جدایی تو دو تا خانواده شیرین کن .

    گفت کی میبخشی . در جا گوشی قطع کن . بدون هدفش زندگی نیست دنبال حرف و نیت خودشه .

    ببخش من دنبال جدای نیستم . ناراحت شدم . حلالم کن . آرام سخت نگیر بذار به عهده بزرگترها ولی نه در جهت تخریب در جهت وصال . به خودت آسیب نزن خدا بزرگه

  14. #9
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 تیر 01 [ 17:02]
    تاریخ عضویت
    1393-9-10
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    6,404
    سطح
    52
    Points: 6,404, Level: 52
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 34 در 14 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط parsa1400 نمایش پست ها
    سلام
    ببخش بی پرده حرف میزنم
    بی خود مگه هر چی اون بگه همون باید بشه .

    مگه تو چیکار کردی هاااااااااااااا . کار خطای ازت سر زده . آرام اینجا مجازیه صادق باش اگه چیزی هست بگو تا به موضوع و روند برگشت اشراف بهتری داشته باشیم .
    خوبه صحبت خوبی بوده ولی اونچه که من برداشت کردم ایشون با هدف شومی سعی در خر کردن شما داره. مشخص که با وکیل صحبت داشته .نیت داره با سازش سیاست مدارانه و ادامه یه زندگی کاذب برا خودش راه فرار باز کنه . به خود من هم از این پیشنهادها از سوی وکلا شده بود ولی خب موضوع من فرق میکرد و میکنه

    گفتی مهرت چندتا بود ؟؟؟؟؟؟؟ اصلا هرچی ؟؟؟؟ یه وقت این کار نکنی هااااااااا

    خوب گوش کن اون مجبور برای تو خونه مستقل بگیره و از طرف مددکار و دادگاه این قضیه برسی خواهد شد و شما رو در خونه ای مستقل تحویل آقااااا دادماااااد خواهند داد تا روزی هم که خونه گیره باید نفقه بده .

    تو هم برا اون سه راه بذار اولی با شرط اول اون مشترکه هیچی اما دومی از طرف تو خونه مستقل عین حرفیکه پدرتون گفته اگه دست پدرتو بوسیده باید به این شرط احترام بذاره حتی اگه بگه ندارم و لازم بشه پدرت و یا خانوادت به نام شما و مقداری پول از اون خانه ای استیجاری تهیه کنن و برید سرخونه زندگیتون .

    آرام تا اسم کمک از طرف پدرت میاد جبهه گیری نکن شاید واقعا دست همسرت خالیه و نباید بهانه دستش داد باید در حالت کیش قرارش داد یا عقل داره و نیتش پاکه رفع کیش میکنه یا مات میشه .

    بهش بگو من صادقانه بهت علاقه دارم ولی از اومدن های مکرر شما پیش خانوادم شرمندم برا همین به صداقت شما شک کردم
    ارام جدی میگم ببین مشکل همسرت در تهیه خونه چیه ؟؟؟؟ با خانوادت مطرح کن . حتی حاضر شو طلاهاتو برای یه خونه مستقل بفروشی ولی زندگیت از دست نره . بهش بگو هر چقدر داره با خودش بیاره بنگاه تو هم ببر ولی خونه به نام تو اجاره بشه ونه همسرت ونه پدرت .
    بگو اگه تو واقعا راست میگی بیا زندگی کنیم . اولم جلو خودت از روند دادگاه جلو گیری میکنم

    اما مهریه
    اولا بهش بگو لیاقت من بیشتر از کل مهریمه ولی حالا
    بهش بگو تو مرد زندگی باش من یه دونشم نمیخوام 14 تا 500 تا بخوره تو سر هرچی نامرده. زندگیم بپاشه سکه به چه دردم میخوره . اینم که گذاشتم اجرا به خاطر نامردی خودت بود . خواستم مرد بشی خواستم بفهمی در قبال همسرت یه مسئولیتهایی هم داری .

    بهش بگو تو اگه واقعا نیت داری اون خوشبختی که بهم وعده دادی عمل کنی من همشو بهت میبخشم ولی نه الان اول تو همسریتو ثابت کن . اعتماد خنده ای که از دلم گرفتی بهم برگردون طعم تلخ جدایی تو دو تا خانواده شیرین کن .

    گفت کی میبخشی . در جا گوشی قطع کن . بدون هدفش زندگی نیست دنبال حرف و نیت خودشه .

    ببخش من دنبال جدای نیستم . ناراحت شدم . حلالم کن . آرام سخت نگیر بذار به عهده بزرگترها ولی نه در جهت تخریب در جهت وصال . به خودت آسیب نزن خدا بزرگه
    خيلی حرفاتون آرومم ميکنه،نه من تو زندگی بعضی وقتا انقدر خوبی کردم که خودم از کارهام حالم بهم ميخوره که الان ميگه به هر کسی که فکر کردم نهايت به خودت رسيدم ديدم يه تار موی گنديدت شرف داره به همه،گاهی برای حفظ زندگيمون از خودم گذشتم،طلاهامو همرو برای زندگيمون فروختم الان صفرهصفرم بهش گفتم اين برج حقوق بگيرم با جونو دل ميدم،شرايطمو امشب قبول کرد،نميدونم دارم راه درستو ميرم يانه،بعضی وقتا ازش بدم مياد(حالم بهم ميخوره) ولی با خودم ميگم طبيعيه حالت دافعه به مرور زمان ميگذره،هر کی ميبينتش ميگه تو خيلی سری هم از نظر چهره هم اخلاق،شايدم اينا باعث اين حسم شد،برادرم يه خونه قيمت مناسب پيدا کرده فردا قرار شد بريم ببينيم،از طرفی همه ی خانوادش خودشونو کشيدند کنار بهش گفتند به خودت ربط داره،من توى مدت زندگيم بيشتر از خانواده ی خودم به خانواده ی اون احترام گذاشتم فقط ميگه مامان وبابا دلشون برات تنگ شده!نميدونم چی خوبه چی بد.داشتم يواش يواش به شرايطم عادت ميکردم که يه دفعه ورق برگشت،خواهش ميکنم مثل هميشه کمکم کنيد،کمک کنيد اين حس کاذبم از بين بره،باورم نميشه آدمی که بهش تو ميگفتم سرم داد ميزد الان فقط نگاهم کنه و بگه عاشقتم همه چيزو خودم درست ميکنم نوکرتم،سرش داد زدم بهش توهين کردم پای حرفم نبودم اما بازم ميگه عمرم تو ناراحت نباش همرو درست ميکنم ،بعضی وقتا به خودم ميگم احمق سرکارت گذاشته،بيلش گل برنداشت اومد جلو تا الان اگه انقدر به قول خودش عاشقه کجا بوده،حالا که ماهی به دمش رسيد اومد!ميگه هر کاری بگی ميکنم که خودمو ثابت کنم...اين حسه دافعه داره ديوونم ميکنه،حقم دارم اصلا به این رفتارا عادت ندارم...منتظر راهنمايی های خوبتون هستم.

  15. کاربر روبرو از پست مفید aram68 تشکرکرده است .

    parsa1400 (جمعه 19 دی 93)

  16. #10
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    چه شرایطی براش گذاشتی ؟

    آرام خانم

    آرامشتونو حفظ کن . بدی ها رو در ذهنت متوقف کن . بهشون فکر نکن . مرور نکن .میدونم این قضیه یه نقطه سیاه شده تو دلت ولی فقط یه نقطه کوچیکه تو زندگی کردی و در آینده خواهی کرد و این دو خیلی بیشتر از این ناراحتی و تلخی می ارزه .

    آرام از این لحظه با زبان تهدید و گرو کشی با همسرت صحبت نکن . تو دلش عقده ایجاد نکن . براش احترام بذار اون مرد غرور داره بذار . نذار خودشو زیاد کوچیک کنه

    پررووووووش نکن کم کم نم نم ولی بذار برا زندگیش اون تصمیم بگیره . بذار حس کنه همسرش مطیعشه و دلسوز زندگیشه .
    خانوادتو از برخورد ها ی احتمالی آگاه کن و بگو در کلام ورفتار کمی احترامشو بگیرن تا احساس خورد شدن نکنه

    خونه ای که پیدا میکنید حد وسط باشه ویا نزدیک محل کار همسرت . به خونه مادرت شوهرت یا مادر خودت نزدیک نباشه بهتره. البته ببخشیدا این فضولی بود ولی خواستم بگم دور باشی بهتره . هردو در مهمانی های شبانه احترامتون بیشتر پیش خانوادها .

    . آرام سیاست داشته باش . یه نگاه بی اعتمادی تو چشمات نگه دار هر وقت لازم شد با اون نگاه بهش بنگر .

    . پرونده هارو مختومه نکن . به همسرت بگو خودش تو گذشت زمان مختومه خواهد شد نوبت دادگاه داشتی نروو

    البته به شرط برداشتن قدم های مثبت و نه حرفو صحبت الکی .

    خب مبارکه . خدارو صد هزار مرتبه شکر که با همسرت در ارتباطی . این خودش یه زندگیه . یه حس عاشق شدن برا کسیکه یه عمر عاشقش بودی وهستی

    شاد باش

  17. کاربر روبرو از پست مفید parsa1400 تشکرکرده است .

    هم آوا (سه شنبه 12 اسفند 93)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تصميم به جدايی از شوهرم در دوران عقد به دليل عدم علاقه
    توسط مریم پاییزی در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 17 دی 90, 19:03
  2. خودارضايی روانی
    توسط setareh در انجمن خودآگاهی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 18 خرداد 88, 07:15
  3. آقايان بيشتر جذب چه خانم هايی می‌شوند؟؟
    توسط keyvan در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: جمعه 27 دی 87, 17:36
  4. راههايی برای ايجاد آرامش در زندگی زناشويی
    توسط saleh1360 در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 آبان 87, 20:36
  5. توصيه هايی برای همسران دلشکسته
    توسط erfan25 در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: جمعه 23 فروردین 87, 13:49

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.