به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 41
  1. #31
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 آبان 01 [ 10:33]
    تاریخ عضویت
    1393-7-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    8,639
    سطح
    62
    Points: 8,639, Level: 62
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    346

    تشکرشده 262 در 104 پست

    Rep Power
    37
    Array
    میشل جان مشکلت چی بود باهاش که رابطه رو تموم کردی؟

  2. 3 کاربر از پست مفید محیا ناز تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (جمعه 01 اسفند 93), فرهنگ 27 (جمعه 01 اسفند 93), میشل (شنبه 02 اسفند 93)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 01 اسفند 93 [ 16:54]
    تاریخ عضویت
    1393-11-30
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    31
    سطح
    1
    Points: 31, Level: 1
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    تشکرها
    0

    تشکرشده 8 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام. بنظر من اینکه طرفتون پیگیر هست و تماس میگیره داره از غرور و شخصیتش مایه میذاره واسه آشنایی و این حق دو طرف هست . بدون تماس گرفتن و دیدار چطوری میخواهید همدیگرو بشناسید؟! بهرحال اینها بخشی از پروسه آشنایی و ازدواجه. اگه گوشی خاموش میکنید و نمیخواهید باهاش حرف بزنید یا حرفاش بنظرتون بی جهته پس چرا اصلا آشنایی را شروع کردید؟! باهاش حرف بزنید و صحبتها را در مسیری بدرد بخور و هدفمند هدایت کنید تا زودتر به نتیجه برسید. حالا یا وصل میشیه یا فصل. موفق باشید.

  4. 4 کاربر از پست مفید طبقه هفتم آسمان تشکرکرده اند .

    inventor (جمعه 08 اسفند 93), فرهنگ 27 (شنبه 02 اسفند 93), نادیا-7777 (شنبه 02 اسفند 93), میشل (شنبه 02 اسفند 93)

  5. #33
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    فکر میکردم بلاخره اینم دوام نمیاره پس پروندیش!
    درست توضیح بده دلیلش چی بود اینجور که تو میگفتی معلوم بود خیلی تمایل داره به این وصلت چرا یهو تموم کرد؟!
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.

    ویرایش توسط abi.bikaran : جمعه 01 اسفند 93 در ساعت 12:55

  6. 4 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    inventor (جمعه 08 اسفند 93), فرهنگ 27 (شنبه 02 اسفند 93), کامران (جمعه 01 اسفند 93), میشل (شنبه 02 اسفند 93)

  7. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بانو میشل تا جایگاه احساس در زندگی را به درستی نشناسه و مانند عقل که جایگاه درستشو شناخته و سرجای خودش ازش استفاده میکنه، جایگاه و نحوه درست استفاده از احساس را پیدا نکنه،همه را دیر یا زود میپرونه
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  8. 3 کاربر از پست مفید کامران تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (شنبه 02 اسفند 93), فرهنگ 27 (شنبه 02 اسفند 93), میشل (شنبه 02 اسفند 93)

  9. #35
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    آخه چه دوست هایی هستین شما؟ همیشه اسلحه هاتون آمادست تا من یه تاپیک بزنم...

    من نه تنها بی احساس نیستم، خیلی هم عاطفی ام. فقط عواطفم در چارچوب عقلمه.

    در هر حال کات شدن این رابطه هیچ ربطی به بی احساس بودن یا نبودن من نداره.

    جریان از این قراره که ایشون هرچند که از اولین برخوردی که باهاش داشتم، به دلم نشسته، اما ما یه سری عدم تناسب با هم داریم.

    یکیش تفاوت محیط تربیتی ماست.

    ایشون یه غیر مذهبی متمایل به مذهب، از یه خونواده غیر مذهبی. من یه غیرمذهبی بی میل به مذهب، از یه خونواده ی مذهبی.

    البته این رو قبلا هم میدونستم، اما دیشب با مثال در موردش صحبت کردیم. و معلوم شد چیزهاییکه برای اون خیلی عادیه، برای من خیلی از مرز غیرعادی گذشته.

    مثلا رفتن کنار دریا در مسافرت های خارجی.

    خب طبیعی هم هست. من نه تنها هیچ مسافرت خارجی ای نرفتم، بلکه تو خونمون یه ماهواره هم نداریم و نداشتیم. اما اون نه تنها از یه فضای کاملا متفاوته، بلکه ازش انتظار می رفته که چنین سدهای ذهنی ای نداشته باشه. مثلا یبار که با پدرش رفته ساحل، پدرش ازش می پرسه بعدها که ازدواج کردی، وقتی همسرت رو بیاری اینجا چه حسی داری؟ که این جواب میده: هیچی، اینجا که کسی به کسی نگاه نمی کنه. و به این ترتیب از اون آزمون سربلند بیرون میاد....

    البته این فرد از نظر شخصیتی کاملا تو خونواده ما پذیرفته شده و مورد احترامه. در واقع شخصیتی اجتماعیش خیلی شبیه پدرمه.

    در هر حال دیروز که راجع به این مسائل صحبت کردیم، حسابی کلاهمون رفت تو هم... تصور کنید من از یه چنین آدمی پرسیدم فیلم های صحنه دار رو چیکار می کنه؟ رد می کنه؟ نمی کنه؟ که فکر کنم اینجاشو تند رفتم.

    بگذریم.

    همونطور که گفتم دیشب (بعد از ملاقاتمون) ما تو خونه به این نتیجه رسیدیم که رابطه قابل ادامه دادن نیست. مادرش هم تماس گرفت و از مادرم تشکر و خداحافظی کرد.

    مادر من هم خوشحال و دل آرامه که مشکل حل شد و خانواده از یه خطر نجات پیدا کرد. اما من صبح دلم براش تنگ شده بود.... البته خودم رو متقاعد کردم که این بهترین تصمیم بود، و آروم و مطمئن شدم. اما عصر که می خواستم شمارشو حذف کنم، بهش مسیج دادم: عجله نکردیم؟

    فکر می کردم جواب میده: نه. و من هم با خیال راحت فراموشش می کنم.

    اما جواب داد نمیدونم، واقعا نمیدونم، خیلی کلافه ام. موافقی بریم مشاوره و مسئله رو بصورت علمی بررسی کنیم؟

    من با مغزم مسیج نداده بودم، با قلبم مسیج داده بودم. برای همین اولش نمیدونستم چه کاری درسته. به هرحال بعدش صحبت کردیم، و گفت که دیروز حال هیچکدوممون خوب نبود، تو میشل همیشه نبودی، روی من هم اثر گذاشتی. و غیره.

    من هم گفتم که یه جاهایی رو تند رفته بودم.

    خلاصه قرار شد بریم مشاوره. اما من میدونم که مادرم از دوباره مطرح شدن موضوع ناراحت می شه. برای همین قرار شد که فعلا به مادرم نگم. اگه اولین جلسه مشاوره اوکی بود، خودش با مادرم صحبت کنه.

    اما بعد از صحبتمون، من دوباره منطقا این جریان رو نگاه کردم، و می بینم که ما به جایی نمی رسیم. البته مطمئنا مشاور هم به همین نتیجه می رسه. خوشبختانه احساس می کنم مهرش هم از دلم رفته.

    حالا هی بگید میشل تو پروندی! آخه من کجا می پرونم! واقعا مشکل هست... حالا تازه یه سری مشکلات هست که برای خودم زیاد مشکل نیست. و اینجا ننوشتمشون. به هرحال من یه جور چیزی هستم که با هیچکی جور در نمیاد! یه نمونش اینکه با مذهبی ها که جور نمی شم، چون خودم غیرمذهبی هستم. با غیرمذهبی ها هم اینجوری می شه.

    البته مهم نیست....... هرچند دلم می خواد یه خونواده تشکیل بدم، اما نشد هم نشد، چاره ای نیست. همینجوریشم از زندگیم راضی هستم. ازدواج برام زیباست اما الزامی نیست.

    =========================================

    گزارش نویسی کردم... اونم خارج از موضوع تاپیک. خواستم تو دلتون جوجه نشه. می بینید؟ دوست به این میگن.

    =========================================


    ممنون میشم اگه کسی از مدیرها از این دور و بر رد شد، این تاپیک رو قفل کنه. گزارش هم کردم، نمیدونم چرا قفل نشده.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : شنبه 02 اسفند 93 در ساعت 01:26

  10. 4 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (شنبه 02 اسفند 93), meinoush (شنبه 02 اسفند 93), فرشته اردیبهشت (شنبه 02 اسفند 93), کامران (یکشنبه 03 اسفند 93)

  11. #36
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خوب برای اینکه باز فردا میری مشاوره و این داستان ادامه دار میشه! پس قفلش نکن تا ببینیم اخر شاهنامه چی میشه و آبجیمون میره ت ولباس سفید یانه؟
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  12. 2 کاربر از پست مفید کامران تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (شنبه 02 اسفند 93), میشل (شنبه 02 اسفند 93)

  13. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    چقدر ادما دیر مهرشون به دل تو میشینه ولی مثل برق هم از دلت میره صبح خواستی شمارشو پاک کنی دیدی دلت براش تنگ میشه ولی بعد تلفنت میگی مهرش از دلت رفته عجبا!!!!!!!!
    پس واقعا بهش احساسی داشتی و داری وهمین باعث شد به خودت بیای که داری از دستش میدی پس بهش پیام دادی

    میشل جان به نظرم باز هم فرصت بده این جلسه مشاوره رو هم برین الکی هم پیش داوری نکن مثل اون شخصیت تو گالیور
    همش نگو من میدونم نمیشه......
    باز هم میگیم تو نمیتونی کسی رو پیدا کنی که صد درصد دیدگاهش مثل تو باشه چون تو زیادی خاصی دیگران عادی هستن! پس گاهی باید یه جایی تو کوتاه بیای!

    این تایپیک هم قفل نکن از دست ما نمیتونی در بری از در بیرون کنی از پنجره میایم تازه من از رو دیوار هم میتونم بیام بعله دوست به ما میگن !!!!
    من منتظر میمونم تا با لیاس سفید در این تایپیک ببندی(چقدر از این شکلک متنفرم ولی مجبورم ازش اینجا استفاده کنم)
    مرا با حقیقت
    بیازار
    اما،
    هرگز با دروغ
    آرامم نکن.

    ویرایش توسط abi.bikaran : شنبه 02 اسفند 93 در ساعت 10:33

  14. 7 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    inventor (جمعه 08 اسفند 93), meinoush (شنبه 02 اسفند 93), فرهنگ 27 (شنبه 02 اسفند 93), فرشته اردیبهشت (شنبه 02 اسفند 93), واحد (دوشنبه 04 اسفند 93), میشل (شنبه 02 اسفند 93), اثر راشومون (شنبه 02 اسفند 93)

  15. #38
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array
    میشل جان شاید لازم باشه یه تاپیک بزنی و یه انسجامی به اصول ، ارزش ها و عقایدتون بدید.

    عقاید مذهبی خانوادتون در شما نهادینه شده اما نمی دونم چه اصراری دارید که بگید غیر مذهبی بی میل به مذهب هستید.

    همین تناقض ها باعث می شه در انتخاب هاتون هیچ وقت به نتیجه نرسید.
    ویرایش توسط بی نهایت : شنبه 02 اسفند 93 در ساعت 12:45

  16. 9 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (شنبه 02 اسفند 93), inventor (جمعه 08 اسفند 93), meinoush (شنبه 02 اسفند 93), meysamm (یکشنبه 03 اسفند 93), فرهنگ 27 (شنبه 02 اسفند 93), فرشته اردیبهشت (شنبه 02 اسفند 93), کامران (یکشنبه 03 اسفند 93), واحد (دوشنبه 04 اسفند 93), میشل (شنبه 02 اسفند 93)

  17. #39
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    سلام

    میشل عزیز

    با توجه به پستهات تا کنون نه فقط در این تاپیک. تعارضهایی در درونت و واکنشهایی وارونه در رابطه با احساساتت مشاهده می کنم . اینها سد راه رشدت در مسیر اصلی خلقت هست و لذا ممکنه داده ها و انباشت های ذهنیت خیلی زیاد باشه و بشه اما در حل این تعارضها کمکت نمیکنه بلکه پیچیده ترش میکنه.

    بزار یکی از این واکنش وارونه ها را بگم .... انکار احساس ..... و .... مصداقش جلوه گری عقلانیت در همین موضوع است در حالیکه احساست درگیر شده بوده و ....

    در کل و برای زندگیت باید بگم نیاز به حل تعارضات دارید و رهایی از واکنشهای وارونه ناشی از آن .

    بهتره تاپیک سازه های شناختی و تعارضات را بخوانید و .......

    موفق باشی





  18. 9 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    inventor (جمعه 08 اسفند 93), meinoush (یکشنبه 03 اسفند 93), meysamm (یکشنبه 03 اسفند 93), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 03 اسفند 93), کامران (یکشنبه 03 اسفند 93), واحد (دوشنبه 04 اسفند 93), میشل (یکشنبه 03 اسفند 93), مسافر زمان (یکشنبه 03 اسفند 93), بی نهایت (یکشنبه 03 اسفند 93)

  19. #40
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    مرسی بچه ها، از همه ممنونم.

    امروز دیگه حسم حقیقتا منفی بود (نه دقیقا به دلیلی که در این تاپیک صحبت شد)، و قرار مشاوره رو کنسل کردم.

    دلم نمیخواست حرفم دوتا بشه، خصوصا با توجه به اینکه اون شبی که قرار مشاوره رو گذاشتیم، مادرش مشتاق بود که ادامه بدیم. اما دیگه نتونستم.

    فرشته مهربان تشخیص شما درسته، اما مثالتون درست نیست.

    من احساسم رو پیش خودم انکار نکردم، هرچند به نظرم "به دل نشستن" عبارت مناسب تری باشه، نسبت به "احساس داشتن".

    در هر حال اگه اینجا چنین تصوری پیش اومده، بخاطر خطای ذهن شماست. من هیچوقت چیزی از احساسم نگفتم و شما اطلاعاتی از احساس من نداشتید، اما وقتی می دیدید من در مقابل ارتباط تلفنی مقاومت می کنم، ذهنتون اطلاعات لازم رو ساخته تا بتونه وضعیت من رو با تصورات و تجربیات قبلیتون وفق بده.

    فرض کنیم شما علاقه زیادی به پیتزا دارید. روزی رو در نظر بگیرید که روزه هستید. یه پیتزا مقابلتون روی میزه، و بوش هم فضا رو پر کرده.

    چه حسی بهش دارید؟ دلتون می خواد بخوریدش؟ نه.

    اما در عین حال، بهش کشش دارید. یعنی احساس دارید، اما تمایل ندارید.

    من کلمات رو درست نمی تونم استفاده کنم. شما بهتر می تونید همین مثال رو بسازید.

    در هر حال من الان روزه هستم. و حتی اگه حسی هم پیدا بشه، لذتی از خوردنش نیست. مگر وقتیکه برام حلال بشه.

    شاید این برای شما عجیب باشه. چون این خیلی متداوله که دختر ها و پسرها از مصاحبت با هم لذت ببرن. دلشون بخواد ساعتها تلفنی و غیر تلفنی صحبت کنن. اما من دلم نمیخواد.... من لذتی از این هم صحبتی ها نمی برم. مگر اینکه برام عینیت داشته باشه که در جهت درست هستیم. و الان لازمه که با هم صحبت کنیم.

    اینجا هیچ تناقضی نیست.

    اما در مجموع تشخیص شما درسته.

    ====================================

    بی نهایت جان، مرسی از یادآوریت. آره می شینم یه بازنگری اساسی می کنم.

    =====================================


    بچه ها بازم متشکرم که همفکری کردید.

    من یه مدت اینجا نمیام. خیلی وقته تو همدردی بودم. مراقب خودتون باشید.

    ممنون میشم اگه تاپیک قفل بشه، چون دیگه نیستم که ادامه بدم.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...


    ویرایش توسط میشل : یکشنبه 03 اسفند 93 در ساعت 21:59

  20. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    کامران (دوشنبه 04 اسفند 93)


 
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی مشکلات منو همسرم...ادامه یا جدایی؟
    توسط yasna1990 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: شنبه 21 فروردین 95, 21:19
  2. فرشته مهربون کجایی؟
    توسط بهار_68 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 شهریور 92, 21:40
  3. +دلی گرفته-قلبی پر اندوه-بچه-شوهر-آرامش-عشق وآیا جدایی؟
    توسط m.m.a در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 دی 89, 14:39

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 13:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.