پدرم باهاش حرف زده
ولي هرچي دروغي بوده پشت سر من گفته
وااااااي ديگه نميتونم تحمل كنم
كاش بميرم دارم از غصه ميميرم
پشت سرم ي عالمه دروغ گفته
اين ادم واقعاً نامرده
دوست دارم بميرم فقط
تشکرشده 547 در 219 پست
پدرم باهاش حرف زده
ولي هرچي دروغي بوده پشت سر من گفته
وااااااي ديگه نميتونم تحمل كنم
كاش بميرم دارم از غصه ميميرم
پشت سرم ي عالمه دروغ گفته
اين ادم واقعاً نامرده
دوست دارم بميرم فقط
تشکرشده 3,056 در 916 پست
سلام سحر جان میشه بگید به پدرتون چی گفته ؟ از خدا میخوام هر چی به صلاحته برات پیش بیاره .
بارن (چهارشنبه 05 فروردین 94)
تشکرشده 547 در 219 پست
گفته من هرجايي كه دلم خاسته رفتم بدون اجازش
حجاب نداشتم
خيلي چيزارو رعايت نكردم
كارايي كه خودش ازم خاسته رو انجام دادم ولي الان گفته من نخاسته بودم
اصلاً باورم نميشه اصلاً اين قضايايي كه گفته انقد مسخره و بيخوده كه ادم خندش ميگيره
باورم نميشه اونوقت من اس دادم ميگه من با شما حرفي ندارم
انقد ادم بي قيد و بي غيرت
كم اوردم دارم از غصه ميميرم
حتي حاضر نشده بياد رودررو حرف بزنه اين نامرده ناااااامرد
من چيكار كنم ديگه بريدم
اجازه نداد حتي پدرم بامن باهاش حرف بزنيم فقط فرار ميكنه ميدونه گناهكاره تحمل روبرو شدن نداره
mohi (جمعه 07 فروردین 94)
تشکرشده 6,911 در 1,649 پست
سلام سحر جان،
شاید این تاپیک به دردت بخوره:
http://www.hamdardi.net/thread-9560.html
هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...
mohi (جمعه 07 فروردین 94)
تشکرشده 547 در 219 پست
مممنونم ميشل عزيز مطالعه ميكنم
ولي احساس ميكنم دوسش دارم
بنظر شما ديگه منو نميخاد يا داره زهر چشم ميگيره ؟؟؟؟
من هر شب خابشو ميبينم حتي يك ثانيه از يادش بيرون نميام ، تمام مدت اس ام اساشو ميخونم ، عكساشو ميبينم فيلماشو ميبينم
يعني عاشقم ؟؟؟ خودم نميفهمم
ميگم شايد تقصير منه ك به اينكه كمبود محبت داره كم محبت كردم
متاسفانه با وجود پدر مادر بي پدر مادر محبت نديده عقده ايه
الان من منتظرم بياد تكليفو معلوم كنه
اگه بياد البته دروغ زياد ميگه متاسفانه
با وجود نمازو قران و دعا بازم اروم نميشم ديشب شب سختي بود برام
mohi (جمعه 07 فروردین 94)
تشکرشده 63 در 33 پست
سلام
از خوندن تایپیکات خیلی ناراحت شدم و یک جور همزادپنداری باهات دارم
کاملا درکت میکنم
شما فقط به خاطر طلاق قبلیتون دارید اصرار به این زندگی میکنید
آگاهانه تر برخورد کن خودتو به جایی نرسون که هیچی برات نمونه..
اصلا توجه به حرف بچه ها و راهنماییهاشون نداری.میخای معجزه بشه برات؟؟؟؟
همسرت باهات همکاری نداری
شما هم که نمیدونم تا این حد منفعل که چی؟؟؟؟
فقط جدا نشی؟؟؟؟همسرت احتیاج به مشاوره داره و بیشتر خود شما
من واقعا تایپیکهای پشت سرهم و تکراری و بی هدف شما رو میبینم ناراحت میشم
دختر به این خوبی چیت کمه این همه ضعف؟؟؟؟فقط برای یک طلاق قبل؟؟؟
اگه ازدواج اولت بود بازم جدا نمیشدی؟؟
یا جدی تر برخورد نمیکردی با همسرت برای اصلاح این روند؟؟؟
درکت میکنم کاملا چون خودم هم مثل شما دقیقا شبه زندگی شما رو داشتم
مثل شما به خاطر یک عقد ناموفق خیلی کوتاه اومدم برای حفظ زندگیم تا بازداشتگاه نرفتم به خاطر آقا نفهمیدم اشکالم کجاست
خواهشا به فکر خودت باش
نمیگم طلاق با زندگی
فقط روندتو تغیر بده فقط داری ناله میکنی و دنبال تاییدی
برات دعا میکنم
[SIGPIC][/SIGPIC]
تشکرشده 312 در 128 پست
سلام سحر جان
میشه بپرسم شما و ایشون چند سالتون هست؟؟ایشون از نظر مذهبی چطوری هستن؟؟
البته عزیزم این درسته همسر شما هست ولی خود شما هم در بزرگ کردن ایشون و این حسایی که داری دخیل هستی همیین که مدام عکساشو میبینی یا اس هاش رو مرور میکنی باعث تشدید احساست میشه...بازم میدونم حق داری و به هر حال همسرته و باهاش خاطره داری ولی عزیزم سعی کن تا میتونی خودت رو کنترل کن و سمت مروز عکس و حتی خاطراتت نری ...
تشکرشده 6,911 در 1,649 پست
داره امتیاز می گیره. تو مثل یه اناری که (در دست های خودت و همسرت) داری چلونده می شی تا حداکثر آب انار رو تولید کنی.
متاسفانه زندگی فلاکت بار شما اینجا تموم نمی شه.
اگرم باشی، ربطی به احساسات فعلیت نداره. در موقعیت کنونی، شما فقط به فلاکت و بیچارگی افتادی.
============
این راهکار آقای اس سی آی برای مقابله با قهره. شاید در اون تاپیک مطالبی پیدا کنی که به کارت بیاد.
اما سوالي پرسيديد:در مواقعی که طرف حرف نمیزنه و قهر و سکوت می کنه، باید نشانه ها رو بگیرم و جواب بدم؟
باید چه کار کنم؟ بپرسم چرا ناراحتی؟ (من احساس می کنم که تو حالت خوب نیست!؟)
اگر واکنش نشون بدم (که معمولا نشون میدم) اون بیشتر از این ابزار قهر و نشانه ها استفاده میکنه ولی به نظرم اگر من به روی خودم نیارم یاد میگیره که اگر مشکلی هست باید راجع بهش حرف بزنه!
خب شما ببينيد با چه كسي طرف هستيد؟ با كسي كه قهر كرده و حرف نمي زنه! قهر فراز از انفعال يك نفر هست. فردي كه قهر مي كنه منفعله! پرخاشگر هم هست.
پس اگر شما بپرسيد چرا ناراحتي امكان داره به شما پرخاش كنه! ولي اين ارتباطي با شما نداره! ايشون با قهر مي خواد موقعيتي رو براي شما ايجاد كنه كه شما دچار پريشاني و نگراني بشويد! خب بهتره شما قواعد بازي ذهني ايشون رو بهم بزنيد و نگذاريد چرخه بوجود بياد! يعني توجه كنيد كه قهر خط قرمز شماست
شما بصورت كاملا عادي رفتار كنيد و تا زمانيكه ايشون حرفش رو به شما نزده لازم نيست چيزي بپرسيد.
طوري رفتار نكنيد كه نشانه بي اهميتي ايشون باشه... عادي رفتار كنيد حتي اگر ايشون كلامي با شما حرف نمي زنند
اصرار نكنيد و اگر خواستيد سكوت كنيد: مي تونيد بگيد احساس مي كنم مي خواي تنها باشي، براي همين سكوت مي كنم
اما حواستون باشه كه كاري نكنيد كه تعارض بوجود بياد
به عبارت ديگه به ايشون نشون مي دهيد كه در تشخيص موقعيت اشتباه كرده اند و شما در موقعيت قهر ايشون، دچار ترس، اضطراب و نگراني نمي شويد! اون موقع هست كه روشش رو تغيير مي ده و صحبت مي كنه
شما مسئول پيگيري قهر ديگري نيستيد
این آدرسشه: http://www.hamdardi.net/thread30336-12.html
هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...
تشکرشده 547 در 219 پست
مرسي از كمك هاتون دوستاي عزيزم
بخدا اگه بار اولم ازدواج بود بهيييييييييچ عنوان اجازه اينكارارو بهش نميدادم
من قبلا فوق العاده با اعتماد بنفس و عزت نفس بودم بعد از شكست اولم به درسم ادمه دادم بهترين دانشگاه ايران درس خوندم و يكي از بهترين شغلارو پيدا كردم و اصلاً منفعل نبودم
خيليا بمن ميگفت سحر تو چه انرژي داري با اينهمه مشكلاتي كه داشتي
ب خودم ميرسيدم به درس خوندن به بالا بردن دانشم ورزش انواع كلاس ها و داوري درجه بالاي بدمينتون كه براي ليگ هاي برتر سوت ميزدم
ولي اين اقاي كمبود دار و عقده اي خيلي بمن ضربه زد داوريمو كنار گذاشتم اعتماد بنفس عزت نفسم بكلي از دست دادم و ١٠٠٪ منفعل شدم
واحساس ميكنم اگه دوباره شكست بخورم نابودم و انگشت نماي جامعه كوچيكي ك توش زندگي ميكنم و اين براي هم من هم خانوادم خيلي بد ميشه
٢٦ و ٢٩ ساله و از نظر مذهبي خانوادش خوب بودن ولي ايشو حتي يك ركعت نماز هم نميخونه البته اول گفت ميخونم و اعتقاداتش در حد صفر
تشکرشده 10,025 در 2,339 پست
سحر عزیزم
شما خودت خودت رو اذیت میکنی...ایشون حتی حاضر نیست ثانیه ای با شما همکلام بشه بعد شما عکسا و فیلما شو میذاری و میبینی؟!
خب اینجا صد در صد مشکل از شماست که خودت رو از لحاظ عاطفی تحریک میکنی و وقتی بازخوردی از همسرت دریافت نمیکنی شکسته تر میشی....دوست خوبم عشق خوبه قشنگه مقدسه اما جاده دوطرفه است...شما داری خودت با سرعت بالا این جاده رو یکطرفه میری و توقع داری به جای خوبم برسی....
نه دوست خوبم..همچین خبری نیست.
این فیلما و عکسا و ...رو جمع و جور کن و بذار کنار.
اوجه کن که قراره شما با این ادم تا هشتاد نود سالگیت زندگی کنی بچه دار بشی و .....بشین دو دو تا چارتا کن ببین میتونی بهش تکیه کنی؟
ببین در اتفاقات افتاده شده چقدر مقصر بودی؟سهم خودت رو حساب کن و به اندازه سهمت تلاش کن و باقیش رو بسپر به همسرت ..اگر باهات راه نیامد یعنی رفیقه نیمه راهه....
پس برای اتمام حجت و نداشتن عذاب وجدان بعدی اخرین تلاشت رو هم بکن.و به همسرت محکم و با اقتدار بگو(حالا با اس ام اس یا هرچیزی ) که میخوام اخرین تلاشم رو برای زندگیم بکنم و این قهر طولانی و بی توجهی هات و جواب ندادنهات پایه زندگیمون رو داره سست میکنه و اگر به این بازی بچه گانه پایان ندی من هم تمایلی به ادامه ندارم....
شما تا به حال با همسرت از راه انفعال و عز و جز وارد شدی...و جوابی نگرفتی .حالا بهتره محکم باهاش صحبت کنی و اخرین صحبتهاتو کنی.
گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)