تشکرشده 14,732 در 3,979 پست
danger (جمعه 29 اسفند 93)
تشکرشده 52 در 22 پست
اصلا فکر نکنيد خودتون رو به آب و آتيش بزنيد مثال هايي هم که زدم برات معنيش اين نيست که شما ازش خواستگاري کني . با اين نمونه هايي که فرمودي پسرايي که من ميشناسم اون آقا دلش پيشت گيره و فقط نياز به يه کم توجه شما داره براي درخواستش . فرهنگ و زمونه الان عوض شده اون آقا شايد خيلي سادس و پيش خودش يه فکرايي داره .شايد براش با توجه به برحورد شما خيلي دست نيافتني هستي و در حد يک رويا و آرزو براش هست نيازه شما با رفتارت به ايشون
در مورد خودت اعتماد به نفس بدي يه کم دلش قرص بشه و بيشتر گير کنه .آحر حرفشو ميزنه. ايشون هم ازت خواستگاري میکنه يه خواهش ازت ميکنم من حال اون پسر رو درک ميکنم بلایی که سر من اومده شما سر اون آقا نیار پس جان هرکسي دوس داري با توجه به تمايل خودت هم نزار براش يه آرزوي دست نيافتني بموني و بعدا حسرتشو بخوري بزار براش آرزویی باشی که باید برات تلاش کنه تا بهت برسه
این کار درست نیست به نظرم هم شخصیت دختر خانوم پایین میاد هم پسر پر رو میشه (ببخشید اصطلاحی دیگه به ذهنم نرسید) باید بهش بفهمونه تلاش کنه به نتایج خوبی خواهد رسید
ویرایش توسط Maxpayne : جمعه 29 اسفند 93 در ساعت 00:46
تشکرشده 145 در 78 پست
عزیزم لازم نیس کار خاصی بکنی وقتی دیدیش(فک کنم زیاد میبینیش اگرم نه یه بهانه ای واسه تصادفیدیدنش جورکن)وقتی دیدیش با لبخند وارتباط چشمی خوب(چشاتم باید بخنده) باهاش سلام واحوالپرسی کن واگه چیزی گفت خیلی راحت وخوشرو چند کلمه باهاش گفتگو کن اینکارو بکن مطمئن باش اگه قصدش جدی باشه فورن میاد جلو انقد خجالتی نباش این زمونه معمولن خجالتی بودن رو به حساب سردوبی احساس بودن میزارن نه نجابت
![]()
تشکرشده 329 در 91 پست
مرسی اقای دیر وهاب .. سعی میکنم توی سال جدید این پیشنهاد شما رو روش فکر کنم و ببینم چه کار میشه کرد.. این اقا خیلی با شخصیت و همیشه با احترام برخورد میکنه و یه بارم توی راه پله ها اتفاقی دیدمش با لبخند بهم شلام کرد و بعدش ام با این که موقع رفتن بود و کار تعطیل بود و میتونست راحت بره خونه اشون.. الکی وایستاد دم در .. و تک تک بچه ها انگشت زدن و موقع خروچ چون اون دقیقا کنار در وایستاده بود از اونم خداجافظی کردن و تا نوبت من رسید و وقتی داشتم از کنارش رد میشدم گفتم خداحافظ و اون دوباره با لبخند گفت خسته نباشید و خداحافظ و منم سرم زیر بود که شنیدم یکی از دوستاش که بیرون بود با خنده صداش زد بیا دیگه دیوانه امون کردی.... اون لحظه خنده ام گرفت و رفتم ..... همش حس میکنم دوستم داره.. هر وقت میاد توی واحد خیلی با همه مهربون برخورد میکنه... من هم ته دلم خوشم میاد ازش ولی اصلا نه بلدم و نه دوست دارم کاری کنم...خانم شمیم بهار از خوندن تایپیک شما هم کلی خوشحال شدم از این که نوشتین تونستین راحت به دوستای متاهل اتون بگین ... ار این که شرایط مشابه ای داریم و ار این که این قد خوب حالمو درک کردین... من میدونم پسرها هم خیلی گناه دارن و کلی مسولیت و سختی هست توی مسیر رسیدن به دختر مورد علاقه اشون ... ولی دخترها هم این جور وقت ها کاملا دستشون بسته استوو پسر میتونه مردونه بیاد حرف دلش بزنه اما دختر نمیتونه هم بنا بر ذات دخترونه اش و هم بنا به عرف... من دلم میخواد مجترمانه ازم تقاضای ازدواج بشه .. نه این که خودم رو به اب و اتیش بزنم.. ازدواج به هر قیمتی اصلا دوست ندارم... کاش همه چی سر جاش بود و مطابق طبیعت ولی خان شمیم بهار راست میگی و ظاهرااا باید ما ها تغییر کنیم هر چند ناخوشایند
تشکرشده 32 در 15 پست
سلام.عزیزم من کاملا درکت میکنم.اما مبادا خدای ناکرده به خاطر فشار سنی وتنهایی و ...به ازدواج با کسی که لیاقتت شمارو نداره ازدواج کنی.خیلی حواستو جمع کن.تنهایی بهتراز بودن با کسیه که تنهاترت کنه.غصه نخور.این نیز بگذرد....مرد واقعی خیلی کم پیدا میشه تو این دوره زمونه
- - - Updated - - -
شما یه لیست بلند بالایی از ویژگیهایی که میخوای همسرت داشته باشه تهیه کن و خیلی هم دقیق بنویس چی میخوای.هرچی دقیق تر بنویسی زودتربه خواستت میرسی.حتی میتونی لیستتو به دوستات نشون بدی.عزیزم از زوم کردن روی این موضوع خارج شو این چیزا فقط با دعا به درگاه خدا وتسلیم حل میشه.
تشکرشده 27 در 12 پست
اوه...
4 صفحه خوندم چشام در اومد....
بالاخره تموم شد
دم سال تحویله و هر صفحهای که خوندم اوضاع بهتر میشد خدا رو شکر
خواستم با توجه به اطلاعاتی که دریافت کردم یه چیزی بگم...
"یه دختر سرگردان" شاید ایشون برای شما مناسب باشه شاید هم نه ایشالا که 99 % ایشون همونی باشه که مورد پسند شماست اما برای همون احتمال 1% هم ارزش قائل شین و سعی کنین توی تعطیلات عید بهش فکر نکنین چون یه مقدار کار شما رو سخت میکنه شیوهای که "زی زی گولو" پیشنهاد کرد بسیار خوبه(لیست کردن تمامی خواسته های شما)...
سعی کنین به معیارهاتون وزن(امتیاز، درجه اهمیت) بدین(این خیلی مهمه) در فرآیند وزن دادن شما متوجه میشی چقدر برخی نکات براتون مهمه و برخی دیگه نه... البته این کار رو باید چند بار انجام بدین تا همه وزن ها درست و حساب شده باشه
خلاصه این که براتون آرزوی خوشبختی میکنم
راستی یه نکتهای یادم رفت بگم میدونی چرا پدر مادر شما در مورد ازدواج حرفی با شما نمی زنن؟ به نظرم اونها اینطور فکر میکنن که دختر ما از هر لحاظ بسیار با کمالات و با ایمانه و امکان نداره به خاطر تعویق در ازدواج و از این جور حرفا خدایی نکرده به گناه بیافته یا اصلاً افسرده بشه، دختر ما در جامعه زندگی میکنه و خیلی هواسش جمع هست.
اونها رو از این اشتباه در بیارین یک جلسه با مادر و بیان مشکلات و سختیها خیلی کمک میکنه... برای من که همینجور بود
پدر و مادر من 14 و 17 ساله بودن که ازدواج کردن یک سال بعد هم بچه دار شدن من از زمان ازدواج پدرم 13 سال بزرگترم ولی...
پدرم همیشه به من میگه تو از سن من جلوتری یعنی من توی 30 سالگی از پدرم که 30 سالش بوده بیشتر متوجه مسائل هستم ولی این دلیل نمیشه... هر انسانی نمیتونه نیازهای فطری خودش رو سرکوب کنه حتی اگر هم دست به این کار بزنه یک آستانه طاقتی داره و به نظرم این حالا که متوجه اش شدین براش تلاش کنین زندگی تون رو هم یه مقدار ماجرا جویانه(ورزش، هنر، علم) سپری کنین که این دوران زودتر بگذره و انشا الله شرایط ازدواج جور بشه و همه ما رو خوشحال کنین
راستی عید همگی مبارک![]()
تشکرشده 0 در 0 پست
خودتو ناراحت نکن. ازدواج خیلی هم اش دهن سوزی نیست. مطمئن باش
تشکرشده 329 در 91 پست
مرسی خانم مصباح الهدی...مثل همیشه خیلی خوب و کامل نوشتین و راهنمایی کردین... خیلی ممنونم و واقعا همین طور هست و کلا ازدواج توی شرایط الان خیلی سخته شده هم برای پسرها و هم دخترها.. امیدوارم همه چی درست بشه و همه یه همدم مناسب داشته باشن ... چون واقعا ازدواج خوب خیلی مهم نه صرفا ازدواج کردن... مرسی از لطف اتون..من قبلا هم که به صورت مهمان میومدم تالار ،پست های شما رو دوست داشتم ...امیدوارم خوشبخت بشی دختر گل
- - - Updated - - -
سلام به همه دوستای خوبم و خیلی ممنونم از همگی که در تایپیکم شرکت کردین و راهنمایی میکنید و نظرات خودتون نوشتین ..خیلی خوشحال شدم از پست های تک تک اتون و استفاده کردم... سال نو هم مبارک باشه و امیدوارم شروع امسال چر از خیر و شادی باشه برای همه.... من از طریق همکارم فهمیدم اون اقای مورد نظر به مدت سه ماه سفر کاری رفتن به خارج از ایران... بنابراین اقای دیر وهاب پیشنهاد شما رو فعلا نمیتونم انجام بدم ... توی این مدت فکر کنم باید ذهنم رو از این اقا دور نگه دارم..البته با راهنمایی دوستای خوبم در اینجا تصمیم گرفتم به مادرم حرف دلم رو بزنم هر چند خیلی سخته.. خانم ا اتیتا 123 خیلی خوشحال شدم از این که خواستکار مناسبی اومده و به سلامتی دارین ازدواج میکنید..امیدوارم خوشبخت باشین
![]()
مصباح الهدی (سه شنبه 11 فروردین 94), آنیتا123 (سه شنبه 11 فروردین 94), شیدا. (دوشنبه 10 فروردین 94)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)