به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 62
  1. #31
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 25 مهر 94 [ 20:51]
    تاریخ عضویت
    1394-1-26
    نوشته ها
    249
    امتیاز
    2,867
    سطح
    32
    Points: 2,867, Level: 32
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 327 در 165 پست

    Rep Power
    52
    Array
    عزیزم خانم خوب من درکت میکنم شرایط تورو تاحالا نداشتم اما احساست ورفتار شوهرت تجربه کردم خیلی سخته تو خودت حس میکنه زن خوب اروم وبسازی بودی فکرمیکنی در حد خوب راضیش کردی وزن نسبتا عالی براش بودی واین شوهرت هست که داره بدی میکنه ویهو میبینی پای حرف دل شوهرت نشستی اون اصلا تورو خوب ویه زن رویایی ندیده اون چقدر ازت گله داره واصلا خوبیاتو وکمکاتو ندیده بلکه یه کار کوچیکتو بزرگ کرده واحساس دیگت اینکه الان میبینی کم اوردی قفل کردی میبینی خودت نیاز داری که یه مدت شوهرت کمکت کنه یمدت اون دمبال نیازات باشه وبهت انرژی بده ولی حالا تو مجبوری رو این حس پا بزاری وخودت منبع انرژی شوهرت بشی وقتی میبینیش کاراش وحرفاش یادت میاد دوست داری ناراحت باشی محلش نزاری واون بفهمه ناراحتی سمتت بیاد ولی حالا میشنوی که باید توروش بخندی بغلش کنی و...
    اینارو گفتم که بهت بگم خیلی خوب درکت میکنم وقبول دارم واقعا سخته اما میدونی گاهی اوقات ما فقط یه راه داریم باید قبول کنی گزینه دیگری برای خوشبخت شدن نداری اگر میخوای واقعا بهت خیانت بشه طلاق بگیری با هر کار اسیبی که میشه به این زندگی زد راه زیاده اما اگر میخوای شوهرت برگردونی وکمی طعم خوشبختی بچشی وگرما توی زندگی حس کنی بچت حضورپدرشو حس کنه یه راه داری واونم راهیه که اقای سوشیانت وخانم رنگین عزیز بهت گفتن این راه سخته وتمام کسایی که میخوان بهت راهکار بدن میفهمن این راه بدجور سخته اما تنهاترین راهه باید انتخابش کنی ولی خانومی یه قولی بهت بدم مدت این تلاشت کمه تا اخر تابستون قبوله؟بیا این سه ماه باهم قرار بزاریم که هرچقدر سخت بود تحمل کنیم باشه؟
    اینو بدون مهمترین چیزی که کمکت میکنه تلقین نکردنه همین تلقین نکردن! رنگین عزیز درست گفت عزیزم تو داری از کاینات خیانت شوهرت میطلبی وواقعا تاثیر این خیانت هات رو روی زندگیت نمیبینی از امروز دیگه به خودت تلقین نکن که اره الان با صدنفر داره حرف میزنه به خودت نگو شوهرم الان دمبال خانم بازیه وداره اونارو لایک میکنه قبول دارم که اگه ما زنا داریم روزبه روز بدبخت تر میشیم وبدترخیانت میبینیم تقصیر همجنسای بی وجدان خودمونه اینکه شوهرت اومده گفته دوست دارم وبعدش گفته بهم گفتن که بهت بگم دوست دارم نشونه بدی نیست بلکه خوبه چون نشون میده شوهرتم
    مثل تو دنبال راهکاره واسه بهتر شدن زندگیتون شیدا توی یه تاپیک دیگه حرفی زد که خلاصش این بود که جسمت روی روح وروانت تاثیر مستقیم داره ورزش کردن لباس زیبا پوشیدن وخندیدن تاثیر زیادی روی روانت داره حتی ادای اینکارو دراوردن فوق العاده است مطمین باش عطر روی شوهرت اثر داره ببین تو باید نقطه جذابی رو کنی تا توجهش متوجه خودت کنی ووقتی تونست ببینتت اونوقت دردها ورنجاتم میفهمه والتیامت میشه ولی اون الان تورو نمیبینه یه زن غرغرو میبینه وقتی میخوای حرف بزنی میگه ایناها این باز میخواد مخم بخوره اهنگ دوست داری؟اهنگای هیجانی میخوای اشپزی کنه یه اهنگم بزار یه لباسیم که دامن داره رنگ خوشگل وروشن وبراق بپوش واسه خودت
    چرخ بزن انقدر حال میده یه دستور غذا جدید یاد بگیر ودرست کن ببر سر کار شوهرت البته اگه کارش اداره ای نیست خیلی کارا میتونی بکنی فقط اگه موقع تلقین کردن به خودت فش بدی تا دیگه تلقین بد نکنی

  2. 3 کاربر از پست مفید دختر جوان تشکرکرده اند .

    آبی آسمان (یکشنبه 17 خرداد 94), رنگین (یکشنبه 17 خرداد 94), عاشق خانواده (یکشنبه 17 خرداد 94)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 خرداد 94 [ 15:56]
    تاریخ عضویت
    1393-12-18
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    1,952
    سطح
    26
    Points: 1,952, Level: 26
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second Class3 months registered
    تشکرها
    235

    تشکرشده 155 در 73 پست

    Rep Power
    30
    Array
    سلام عزیزم
    کتاب هنر زن بودن را دانلود کنوبخونش خیلی کمکت ميکنه
    راستی این برنامه هائی که میتونی پستهای شوهرتو ببینی حذف کن یه مدت بیخیال باش و به اصطلاح فقط زن باش ببین چی میشه انتظار نداشته باش تو یکی دو ماه همه چی درست شه
    عزیزم اگه وضع ماليت خوبه چرا ميري سر کار اگه تو خونه باشی میتونی زندگی بهتری و ازدواج محکم تری داشته باشي

  4. 3 کاربر از پست مفید آبی آسمان تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 19 خرداد 94), رنگین (یکشنبه 17 خرداد 94), عاشق خانواده (دوشنبه 18 خرداد 94)

  5. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 مهر 95 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-09
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    96

    تشکرشده 225 در 103 پست

    Rep Power
    39
    Array
    دختر جوان و آبی آسمان عزیزم از شما ممنونم
    فکر نمیکنم زن بودن من اونو از موبایلشو دوستای مجازیش دور کنه

    شاید از نظر بقیه کم اهمیت باشه اما قلب منو به درد آورده خستم. به ظاهر همه چی خوبه حتی دیشب که اومد خونه دید غذای مورد علاقشو پختم گفت وااای زنم چه خوب شده.

    اما دل من خیلی گرفته سرشو از تو گوشی در نمیاره. مطمینم گروهی یا خصوصی داره با کسی چت میکنه. آخه چرتا به من نمیگه مگه من غریبه

    بچه ها راهنمایی کنید. دیشب تصمیم داشتم آخر شب بهش بگم مهدی جان لطفا زودتر بیا خونه و وقتی میای خونه دیگه گوشی و کنار بزار. ما تو خونه دو سه جمله بیشتر حرفی نداریم حتی با بچه ها

    اما گفتم اول از شما مشورت بخوام.
    به نظرتون در مورد چیزهایی که میدونم باهاش صحبت کنم.؟ چطوری بگم. بگم که مهمترین فرد زندگیت کیه که براش شعر فرستادی؟

    من نمیخوااام سربار زندگی کسی باشم.
    صبخ که میومدم سر کار خواب بود آومدم تو ماشین دیدم شارژرمو جا گذاشتم دو دقیقه هم نشد رفتم بردارم دیدم بیدار شده اومده تو حال با صدای در رفت سمت دستشویی ولی جای گوشیش عوض شده بود چی کار میکنه که میترسه؟ الانم از غصه اشکم بیخودی میاد.
    دلم خیییییلی گرفته

  6. #34
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 مهر 95 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-09
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    96

    تشکرشده 225 در 103 پست

    Rep Power
    39
    Array
    ودوستان راهنمايي مي خوام
    دلم خيلي گرفته . يعني ممکنه همسرم دست از اين کارش برداره .
    وقتي توي سايت ميخونم که آقايون به خانمها خيانت کردند يا اينکه مثلا الان خوندم يکي خيانت کرده و تازه طرف باردار هم هست خيلي ناراحت مي شم.
    همسرم به من مي گه به من اعتماد داشته باش اما مگه مي شه . اعتماد رو بايد به دست آورد.
    حداقل به من بگه داره چي کار مي کنه
    ویرایش توسط عاشق خانواده : دوشنبه 18 خرداد 94 در ساعت 10:19

  7. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 28 خرداد 94 [ 15:56]
    تاریخ عضویت
    1393-12-18
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    1,952
    سطح
    26
    Points: 1,952, Level: 26
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 43.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second Class3 months registered
    تشکرها
    235

    تشکرشده 155 در 73 پست

    Rep Power
    30
    Array
    سلام عزیزم اون هیچوقت بهت نميگه چکارميکنه یا هرچیزی که تو میخوای ازش بشنوي فقط اگه بهش چیزی بگی قبح اينکارش ميشکنه راحت تر به کاراش ادامه میده
    ببین عزیزم تو اگه میخوای شوهرت به خودت برگرده باید صبر زیادی داشته باشی وهم چنین خیلی هم قوی باشی من واقعا درک میکنم و با تمام وجودم حرفاتو ميفهمم چون شوهر منم اينجوريه البته الان خیلی بهتر شده یا شایدم منم که عوض شدم نمیدونم!!!!!!
    من میدونم چه دردی داره وقتی یه پستی که هیچ معنی نداره ولی شوهرت براش وقت گذاشته و لايکش کرده و حتی چند خط در موردش نظر داده چون که فقط یه خانوم اونو گذاشته درصورتی که تو خونه حاضر نیست حتی............... عزیزم نمیخوام ناراحتت کنم فقط میخوام بگم خودتو عوض کن تا هرچه زودتر به آرامش برسی

    ولی با تمام این حرفا هرچه که هست به نظر من اگه زن خوب وباسياست رفتار کنه وهم چنین قوی باشه و هیچ وابستگی به شوهرش نداشته باشه یعنی در کل آويزوون نباشه میتونه با یه کم تلاش و وقت گذاشتن قلب مردشو تصاحب کنه ولی متأسفانه اکثر ما زنا خودخواهيم و همه چيو واسه خودمون میخوایم
    راستی عزیزم اون کتابيو که گفتم حتما حتما حتما بخونش خیلی تاثیر گذاره

  8. 4 کاربر از پست مفید آبی آسمان تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 19 خرداد 94), الهام 5566 (پنجشنبه 24 دی 94), رنگین (دوشنبه 18 خرداد 94), عاشق خانواده (دوشنبه 18 خرداد 94)

  9. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مرداد 00 [ 00:24]
    تاریخ عضویت
    1392-10-04
    محل سکونت
    چه فرقی میکنه
    نوشته ها
    127
    امتیاز
    9,442
    سطح
    65
    Points: 9,442, Level: 65
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    819

    تشکرشده 166 در 90 پست

    Rep Power
    33
    Array
    عزیزم من نه مشاورم و نه روانشناس یکی هستم مثل شما که انگار تو چند سال بعد شما قرار داره.منم یک سال سرکار نرفتم و گفتم تو دوست نداری نمیرم و آخرش هم خودش گفت برو .الانم سعی میکنم تو خونه از هیچی کم نگذارم.کلید مرد رو تونستی گوش کنی شاید مشکلت تو همین موضوع تعمیین مرد باشه.کاش میشد بفهمی که همسرتون دوست دارند شما چطور باشید یا اینکه از چه چیزهایی ناراحت میشن و چیزی نمیگن.فکر میکنم زندگی تون به شور و هیجان نیاز داره و یکنواخت شده.کاش بزرگوارانی چون خاله قزی به تایپیک شما سر میزند. واقعا چطور میشه علایق مردی رو که کم حرف میزنه و گله هاش رو کمتر بیان میکنه فهمید.چطور میشه روابط و رفتار رو اصلاح کرد، وقتی که با برداشت شخصی فقط میشه تصمیم گرفت.برامنم خیلی مشکله که بدونم همسرم دقیقا چی میخواد و از چی ناراحت میشه.و اون قسمتی رو هم که دیگه الان میدونم و رعایت میکنم تاوان سنگینی برای فهمیدنش دادم.

    - - - Updated - - -

    عزیزم من نه مشاورم و نه روانشناس.کلید مرد رو تونستی گوش کنی شاید مشکلت تو همین موضوع تعمیین مرد یکی هستم با مشکلات شبیه به خودت.منم یک سال سرکار نرفتم و بعد با موافقت خودش به کار برگشتم. کاش میشد بفهمی که همسرتون دوست دارند شما چطور باشید یا اینکه از چه چیزهایی ناراحت میشن و چیزی نمیگن.فکر میکنم زندگی تون به شور و هیجان نیاز داره و یکنواخت شده.کاش بزرگوارانی چون خاله قزی به تایپیک شما سر میزند. واقعا چطور میشه علایق مردی رو که کم حرف میزنه و گله هاش رو کمتر بیان میکنه فهمید.چطور میشه اصلاح کرد روابط و رفتار رو وقتی که با برداشت شخصی فقط میشه تصمیم گرفت.برامنم خیلی مشکله که بدونم همسرم دقیقا چی میخواد و از چی ناراحت میشه.و اون قسمتی رو هم که دیگه الان میدونم و رعایت میکنم تاوان سنگینی برای فهمیدنش دادم.

  10. کاربر روبرو از پست مفید رنگین تشکرکرده است .

    عاشق خانواده (دوشنبه 18 خرداد 94)

  11. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 مهر 95 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-09
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    96

    تشکرشده 225 در 103 پست

    Rep Power
    39
    Array
    ممنون دوستان نمي دونيد چقدر خوشحال مي شم که همراهميد
    آبي آسمان عزيزم اين همه رو خودم کار کردم اما باز انگار داره همه چي خراب مي شه جيگرم داره آتيش مي گيره . سرکارم اما بي خودي اشکام مياد.
    هي با خودم مرور مي کنم
    کاري بهش نداشته باش
    ارام باش
    صبر داشته باش
    به خدا توکل کن
    به خودت برس
    زنانه رفتار کن
    اينا چيزايي هست که از شما بزرگواران دريافت کردم . اما باز ناراحتم. اصلا توي روز بهش زنگ نمي زنم که ناراحت نشه اما مي دونم داره چي کار مي کنه. فقط اميدم خداست . خدا خودش کمکم کنه من دختري بودم که حتي دو زمان مجرديم با پسري حرف نزدم چه بخوام دوست بشم الان هم همينطور . اما انصاف نيست که همسرم اينطوريه

    رنگين عزيزم من براي شما و آسمان آبي مهربانم هم دعا مي کنم بياييد در حق هم دعا کنيم. خواهش مي کنم برام دعا کنيد.
    من هم از آقاي خاله قزي گله مندم که به من سر نمي زند شايد از من قطع اميد کرده شايد هم ديده ديگه اين زندگي درست بشو نيست. بي خيال شده .

    من کتابي رو که آسمان آبي گفتند رو دانلود نکردم يعني نتونستم بايد برم بخرم
    اما کليد مرد رو گوش دادم .
    بازم ازتون سپاسگزارم
    ممنون دوستان

  12. 3 کاربر از پست مفید عاشق خانواده تشکرکرده اند .

    hafez2014 (سه شنبه 19 خرداد 94), khaleghezey (سه شنبه 19 خرداد 94), رنگین (دوشنبه 18 خرداد 94)

  13. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 مرداد 00 [ 00:24]
    تاریخ عضویت
    1392-10-04
    محل سکونت
    چه فرقی میکنه
    نوشته ها
    127
    امتیاز
    9,442
    سطح
    65
    Points: 9,442, Level: 65
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 208
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    819

    تشکرشده 166 در 90 پست

    Rep Power
    33
    Array
    دانلود کتاب هنر زن بودن دانلود هنر زن بودن

  14. 3 کاربر از پست مفید رنگین تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 19 خرداد 94), آبی آسمان (سه شنبه 19 خرداد 94), عاشق خانواده (دوشنبه 18 خرداد 94)

  15. #39
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 15 شهریور 98 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1393-10-23
    نوشته ها
    198
    امتیاز
    5,315
    سطح
    46
    Points: 5,315, Level: 46
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 247 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خداشاهده نه بحث سرزنش کردنه نه دعوا کردن! شاید لحن حرفام تند بود, اما نیتم فقط کمک کردنه.
    یه سوال
    دقیقا چند وقته وارد دنیای مجازی و گوشی بازی شده?

  16. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 23 مهر 95 [ 01:57]
    تاریخ عضویت
    1393-12-09
    نوشته ها
    163
    امتیاز
    4,080
    سطح
    40
    Points: 4,080, Level: 40
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    96

    تشکرشده 225 در 103 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام
    برادر گرامي
    من اصلا ناراحت نمي شم حاضرم براي اينکه حالم خوب شه شلاق هم بخورم حرف که هيچي . حاضرم دعوا شم که زندگيم خوب شه. اشکال نداره

    در باره سوالتون بايد عرض کنم تقريبا نه ماهه که گوشي اندرويد داره . اما به نرم افزارها همه وارده و من مي دونستم وايبر و تانگو و لاين داره ولي اوايل اشکال از من بود مي ديدم تو تانگو عکس مي زاره مي گفتم چرا عکس بچه ها رو نمي زاري . يا همش مي گفتم جرا من و لايک نمي کني چرا برام چيزي نمي نويسي، چرا خانمه رو لايک کردي چون توي تانگو يه جايي هست مي گه افرادي که ممکن است بشناسيد اگر کسي که شما شمارش رو داشته باشي کسي رو لايک کرده باشه آن شخص هم در ليست افرادي که ممکن است بشناسيد مي ياد. و تانگو رو پاک کرد. من فکر نمي کردم به خاطر حرفاي من باشه البته خيلي اشتباه کردم خيلي خيلي خيلي.
    لاين و وايبر و واتس آپ داشت اما من اهميت نمي دادم تا اينکه اواسط دي ماه چند شب ديدم زير پتو گوشي دستشه يه شب بيدار شدم گفتم چي کار مي کني که خنديد و گوشيشو قايم کرد و از اون شب بدبختي من شروع شد . اشتباهي گوشيشو برد روي يه صفحه ديگه که اونجا براي يکي از دوستاش نوشته بود چه خبر از اون
    دوستش هم براش نوشته بود سراغتو مي گيره . من رو اين زوم کردم . اما چيزي نگفت همش مي گفت زنگ بزن از دوستم از اون بپرس
    من مي گفتم مي خوام خودت بگي اما هيچي نگفت.
    چند شب بعد گفت که تو محل کار ، کارم رو مديريت کردم سرم خلوت تر شده منم گفتم تو هم راحت بشين وايبر بازي کن. اومد با پررويي گوشيشو شکست و با هم دعوا کرديم.
    اما من فرداش معذرت خواهي کردم و کمي آروم شد . و شب بعدش مهدي با من حرف زد گفت که تو دوازده سال پيش که رفتيم عروسي مختلط نيومدي و آبروي من رفت. حرفهايي زد که تا حالا نشنيده بودم . منم معذرت خواهي کردم گفتم که بچه بودم و بعد من رو وارد گروهش کرد و گفت اگه نخواهي بموني با هم بيرون ميايم.
    من رو تو گروه وارد کرد ديدم که اينا دو سه ماهه با هم رفيق شدن انقدر با هم راحت حرف مي زدن آتيش گرفتم. گفتم تمام روزهايي که من مي ترسيدم بهت زنگ بزنم که مي گفتي کار داري داشتي با اونا حرف مي زدي . مثلا همسر من تو اون گروه معاون بود وظيفش اين بود که همش به گروه سر بزنه تا گروه از هم نپاشه. به من گفت قبلا عضو يک گروه جک بودم ديدم که خيلي بد بود خوبا رو گلچين کردم باهاشون گروه جديد زدم. اينا خيلي خوب هستن.

    اما دوباره من طاقت نياوردم و ديوانه شدم وقتي مي ديدم جمعه است مي گه مي رم سر کار ولي همش تو گروه داشت با اونا و من حرف مي زد . من ياد جمعه هاي قبل افتادم که تنهايي داشتم دق مي کردم و ايشون در حال خوشگذراني با اونا بوده همونجا تو گروه ناراحتي مو اعلام کردم وقتي فهميدم خانمه گفت مهدي خيلي پفک دوست داره گفتم من که تا حالا نگفته . بعد خانمه گفت خودش مي گه هرشب پفک ميخورم منم گفتم با ما که نمي خوره و همسرم ناراحت شد همون موقع از گروه بيرون اومد و شب هم که اومد خونه با هم حرف زديم من رو هم از گروه بيرون اورد و قول داد که ديگه هيچ وقت وارد اين گروه ها نشه. ولي من همچنين غمگين بودم و دلم مي خواست همش باهاش دعوا کنم و اون هم مي گفت کارم اشتباه نيست

    مي گفت برو تو اون گروه با هر کي مي خواي برو خصوصي صحبت کن ببين که من چقدر خوب بودم و جاي خطا داشتم وخطا نکردم . و هر کس که بد بوده من از گروه اخراجش کردم . اما فکرش هم منو ديوانه مي کرد شنبه تا جمعه خونه نبود اما داشت با اونا حرف مي زدو مي گفت و مي خنديد

    با هم براي تمديد اجاره خونه صاحبخونمون که خانم شصت و پنج ساله و تنها و متشخصي هست رفتيم گفت اصلا همينجا بپرس و ببين که اين خانم هم مي گن کارم اشتباه نبوده من هم همه چي رو گفتم و همسايمون گفت (با اينکه خودش خانم راحتي هست و به قول خودش اين اسلام جديد و قبول نداره اما کاملا سنتي هست) که شما که مي دونستي خانمت به اين چيزا حساسه نبايد مي کردي و همسرم هم به ايشون گفت من مي دونم که کاري که بخواي مخفيانه انجام بدي اشتباهه اما اين منو خيلي کنترل مي کنه حتي با خواهرم راحت نيستم . و حتي براي اينکه راي اون خانم رو به نفع خودش بخره گفت که تازه ما اوايل که اومده بوديم اينجا همش به من غر مي زد که اين خانم چرا روسري سرش نمي کنه (آبروم رفت).

    وقتي اومديم خونه من واقعا سبک شده بودم و گفتم که ديگه اين ماجرا براي من تمام شده . و من وارد همدردي شدم و کتاب خوندم تا آروم شم و زن خوبي باشم . بهتر شده بودم تا اينکه دوباره توي عيد ديدم برنامه جديد نصب کرده من هم از قبول توي گوشيم بود من هم نصبش کردم و اين چيزهايي رو که براي شما گفتم ديدم و يه بار هم به روش آوردم دوباره همه رو پاک کرد اما الان دوباره نصب کرده . تازه ديدم که به خانمه گفت بيا pv بعد گفت الان بهت مي تکم . از اون شب هم دارم مي بينم با گوشي بدون اندرويدش که دوربين هم نداره داره اس مي ده فک کنم با همون خانمه . حتي امروز صبح هم ديدم. وقتي رفت دستشويي رفتم گوشيشو چک کنم اما دستام داشت مي لريزد اصلا گوشيشو نمي ديدم. قلبم اومد تو دهنم. اما همه چيز رو پاک کرده بود. خواستم بهش بکم مي تونم بهت اعتماد کنم؟ خواستم يه چور باهاش حرف بزنم اما نمي تونم مي ترسم چقدر بده که آدم بخواد خوب باشه؟ قبلا که بد بودم راحت حرف مي زدم خودمو خالي مي کردم اما الان همه حرفها تو قلبم تلمبار شده


    راستي من از اول تير مرخصي بدون حقوق گرفتم بهش گفتم و ايشون هم ديشب به من گفت تا تير مي توني با مترو بري سر کار من ماشينو بفروشم .
    نمي دونم هدفش چيه . از يه طرف مي گم ماشين نداشته باشم تا نگه همه کار و خودت بکن ماشين که داري
    از طرفي مي گم نکنه قصدي نيتي چيزي داره که ماشينو ميخواد بفروشه . شايد ماشينو مي خواد به خانمهاي مجازي گروه بفروشه شايد مي خواد ببينتشون

    برادر عزيزم واقعا ببخشيد که اينقدر ريز گفتم . احساس مي کنم اين طور که بگم شما مي توني يه نکته ازش در بياري و به من کمک کني . اصلا قاطي کردم ببخشيد
    واقعا از همتون ممنونم که کمکم مي کنيد

  17. کاربر روبرو از پست مفید عاشق خانواده تشکرکرده است .

    رنگین (سه شنبه 19 خرداد 94)


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.