عزیزم واقعا ناراحت شدم برات...یه سوال...از اونجایی که ازدواج سنتی داشتین..این احتمال رو نمیدین که دلش پیش کسی دیگه گیر باشه...؟؟ اخه با بهانه های بنی اسرائیلی که شما میگین ...یه خورده ادم مشکوک میشه...چرا ازش نمیخواهی که صادقانه حرف دلش رو بهت بزنه....توی فامیل ما نمونه شوهر شما بود.....که شوهره خانمش رو طلاق داد..واسه اینکه عشق مجردیش که ازدواج کرده بود ..از شوهرش طلاق گرفته بود...یعنی در کل شوهره واسه فراموش کردن اون دختر تن به ازدواج داده بود که فراموشش کنه...اما خب وقتی خبر طلاقش رو شنیده بود..فوری زنش رو به امید اینکه به عشق قبلیش برسه..طلاق داد......!!
یا نه......شاید جدیدا دلش جای دیگه گیر کرده باشه...
عزیزم کاش یه خورده تحقیق میکردی...یه سوال..شوهر شما...از اقوام شماست؟؟؟؟ یعنی از گذشته اش به اندازه کافی خبر داری؟؟؟نمیخوام توی دلت رو خالی کنم..ولی خب احتمال همه چیز رو باید داد..ارام باش..و فقط سعی کن دنبال فرصت باشی تا جدی و قاطع باهاش حرف بزنی..و دلیل کاراش و اینکه دنبال طلاقه رو ازش بپرسی.









علاقه مندی ها (Bookmarks)