به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 112
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 بهمن 99 [ 08:27]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,981
    سطح
    63
    Points: 8,981, Level: 63
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    474

    تشکرشده 304 در 105 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سوده جان نوشته هات واقعا بهم آرامش میده
    اما در مورد اینکه میکید باهمسرم صحبت کنم که باهم تصمیم بگیریم.
    بخدا من بارها چه در دوران عقد چه بعد از عروسی باهاش صحبت کردم که مسائل و مشکلاتمون رو پیش بقیه نگو و بزار خودمون حلش کنیم و اصلا و ابدا تغییری نکردن.
    من چون فرزند اول خانواده هستم و خواهر و برادرم با فاصله کمی از تولد من بدنیا اومدن،از بچگی خیلی مستقل بودم.همیشه مشکلاتمو خودم حل میکردم.
    اما همسرم دقیقا برعکس من....
    دردوران عقد حتی اگر اختلاف نظر کوچیکی باهم داشتیم همسرم وقتی برای صحبت دونفره نمیذاشت .و اولین کاری که میکرد این بود که مساله روبا مادرش و خواهرش در میون میذاشت و بعد هم با پدر من تماس میگرفت.البته بعد از یکی دو ساعت خودش آروم میشد و منم فراموش مبیکردم ولی بزرگترها دست بردار نبودن!
    حتی گاهی اوقات که من با تلفن همراه شوهرم تماس میگرفتم مادرش جواب میداد و اصلا اجازه نمیداد ما باهم صحبت کنیم.
    در این مواقع من حتی باید به خانواده خودمم جواب پس میدادم که چرا به عنوان مثال اون قضیه رو بهشون نگفتم و وقتی که میگفتم این یه مشکلی بود که باید خودمون حلش میکردیم سرزنش میشدم.و میگفتن پس چرا اون اینطور نیست.و تو اصلا مارو به حساب نمیاری.
    باور کنید اگه این آقا این کارارو نمیکرد اصلا مشکلی پیش نمی یومد.چون نه من کینه ای بودم نه همسرم.
    توی این سه ماهی که باهم زیر یه سقف زندگی کردیم نهایتا دلخوریمون از هم 20 دقیقه طول میکشید و اینطور نبود که باهم حرف نزنیم.و خیلی زود یکیمون پیش قدم میشد برای آشتی.
    در مورد بچه هم که من حدود دو هفته پیش باهاش تماس گرفتم و گفتم این بچه گناه داره و باید در موردش تصمیم بگیریم.البته من اون موقع راضی به سقط شده بودم.اما همسرم میگفت گناه داره و نمیشه و به من گفت راجع به این قضیه زنگ بزن خونمون و با مادرم صحبت کن!!!
    که من در جواب گفتم این مساله به مادرت هیچ ربطی نداره و این بچه خودش پدر و مادر داره که براش تصمیم گیری کنن.. دیگه هم باهاش تماس نگرفتم.
    در مورد تهمت هم خونه خودمون که بودم براش توضیح دادم و پزشک هم براش توضیح دادو همسرمم مشخص بود که تهه ذهنش هنوز ابهام هست ولی بازم رفتارش با من بسیار خوب بود و حتی روز قبل از اینکه بره پیش مادرش،وقتی ناراحتی منو دید اومد بغلم کرد و گفت من به اندازه تمام دنیا بهت اعتماد دارم. .حتی وقتی بهش گفتم دوباره پیش یه پزشک دیگه بریم ناراحت شد از دستم.
    اما خب میدونم که رفته اونجا و احتمالا مادرش دلیل ناراحتیشو پرسیده و ایشونم براش توضیح داده و علیه من حکم صادر کردن.
    اما من خودم مقصر اصلی رو همسرم میدونم.
    همسر من قابل تغییر نیست. من واقعا هرکاری کردم ولی نشد.حتی من گفتم مسائلمون رو با پدر خودمم در میون نزار ودر دوران عقد از پدرمم محترمانه خواستم که اجازه بدن خودمون مشکلات رو حل کنیم که ایشون از دستم ناراحت شدن و از طرف همسرمم محکوم شدم که احترام بزرگترو نگه نمیدارم.
    اصلا عقیده همسر من اینه که بزرگترها حق دارم باخبر باشن و اونا باید همه چیزو حل کنن.
    همسر من همیشه همینطور بوده وسنش هم کم نیست.
    یه چیزی که برای من عجیبه اینه که همسرم وقتی من کنارش باشم حتی اگه بدترین دعواروهم کرده باشیم خیلی سریع فراموش میکنه و میاد بغلم میکنه و همه چی تموم میشه.
    اما اگه یه روز ازش دور باشم انگار نه انگار من وجود دارم!و صدوهشتاد درجه تغییر میکنه.
    نقل قول نوشته اصلی توسط kataioon نمایش پست ها
    بنده هم انقدر بیسواد نیستم ونگفتم چیز عجیبیه فقط پاسخی دادم به نگرانی بیش از حدتون...و اما من فکر میکنم شما کلا قدرت تصمیم گیری پایینی دارید...تو عقد که باید طلاق میگرفتین تعلل کردین...اونجا که باید از لوازم جلوگیری استفاده میکردین و با مطالعه اقدام به نزدیکی میکردین همه چی رو سپردین دست تقدیر...الان که تو دو راهی سقط و نگهداشتن هستین منتظرین یکی دیگه واستون تصمیم بگیره...بارها تو. جاهای مختلف گفته شده درباره ی موضوع سقط اگه ادم مذهبی یی هستین باید به مرجع تقلید خودتون مراجعه کنید ( مراجعه به مرجع تقلید خودتون یعنی مشورت کردن معادل کشک سابیدنه)...اگه غیر مذهبی هستین: هیچ عقل سالمی نمیگه اگ شما شاغل نیستید بچه رو نگه دارید..(.خیلی ببخشید که یه مقدار تند شد )
    کتایون عزیز من اصلا قصد نداشتم شما رو ناراحت کنم و اگر ناخواسته باعث شدم شما از حرف های من این طور برداشت کنید معذرت میخوام.
    من قبل از عروسی سرکار میرفتم و توی یک شرکت خصوصی کار میکردم ولی بعد از اون چون همسرم راضی نبود و مسیر هم خیلی دور شد برام دیگه نرفتم.و به دنبال پیدا کردن یک کار دولتی بودم.
    الان هم اگر بخوام میتونم برگردم سرکارم،ام ترجیح میدم جایی باشم که آینده شغلی بهتری داشته باشه.من کارشناسی ارشد از یک دانشگاه معتبر دارم و اگر این مشکلات تموم شه با کمی تلاش میتونم جای خوبی استخدام شم.
    اما در مورد قدرت پایین تصمیم گیری،شما واقعا درست میگین.و خودمم میدونم که خیلی تصمیمات اشتباهی داشتم.و نگرانیمم به همین دلیله که دوباره اشتباه نکنم.

  2. 2 کاربر از پست مفید آرامش خیال تشکرکرده اند .

    اعجاز عشق (شنبه 03 بهمن 94), سوده 82 (شنبه 03 بهمن 94)

  3. #32
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array
    سلام ارامش خيال عزيز


    اگر خدا صلاح نمي دانست شما فرزندي داشته باشيد اصلا الان جنيني وجود نداشت. داشت؟

    خدا اين هديه رو داده كه براي رهايي از شرايط سخت او را از بين ببريد؟

    مگر همه بايد اعتقاد ما رو داشته باشند و تاييدمون كنند .

    اگر تمام دنيا جمع بشن و خلاف خواست خدا حكم بدهند ما بايد اطاعت كنيم؟

    پست اقاي مدير را چند بار بخونيد.


    ارامش خيال عزيز هر طور ميخواهيد درد و دل كنيد و از ترديدهايتان بگيد.اما از همون لحظه كه پذيرفتيد وجود جنين در وجود شما بي حكمت نيست اجازه ندين حرفهاي به ظاهر دلسوزانه ارامشي كه از اين تصميم گرفتيد را از شما بگيره.

    خودتون به عنوان يك ا نسان انقدر جرات داريد كه اين اجازه را به خود بدهي براي بنده اي كه خداوند افريده چنين حكمي صادر كنيد؟

    چطور مي شود به مادري كه نگران اينده فرزندش هست به اين راحتي پيشنهاد سقط داد .كار ما انسانها به كجا رسيده كه به يك مادر مي گوييم بچه را سقط كن و راحت شو.

    ما خودمان در برابر قدرت و حكمت خدا هيچ برتري نداريم كه براي خدا هيچ سخت نيست همينطور كه با خيال راحت پشت مانيتور نشسته اي نفست برود و ديگر بازنگردد .

    پس در حد و حدود خودتان مشاوره بدهيد لطفا.

    در ضمن همسرتان به نظر من قابل بازگشت هستند مادرشان برايشان چكاري انجام مي دهد كه شما نمي توانيد؟
    اصلا اگر ايشان از خودشان اراده ندارند بهتر مي تونيد ايشون رو به زندگي برگردانيد.

    همسر شما بدون دخالت مادرشان براي شما قابل قبول هستند ؟ به خاطر پيوندي كه ميان شما بسته شده و به خاطر فرزندتون بيشتر فكر كنيد.

    شما به اندازه كافي براي نگهداشتن اين زندگي تلاش نكرده ايد .ديروز فقط همسر شما بودند امروز پدر فرزندتون هم هستند. و خودتان به خوبي مي دانيد تحت تاثير مادرشون هستند كه بايد خيلي مسالمت اميز نقش خود و فرزندتان را براي ايشان پررنگ تر كنيد.

    منظور اين نيست كه بسوزيد و بسازيد اما با كمي سختي مي توانيد زندگيتان را بسازيد.

    مشكلات سخت تر از شما هم در تالار بوده و هست و هيچ كس بدون مشكل به اينجا نيامده ...

    نمونه هايش فراوان است اگر ممكن است انها را سرچ كنيد و بخوانيد.
    ویرایش توسط اعجاز عشق : شنبه 03 بهمن 94 در ساعت 14:33

  4. 7 کاربر از پست مفید اعجاز عشق تشکرکرده اند .

    Hadi99g (شنبه 08 اسفند 94), skyzare (سه شنبه 25 اسفند 94), فرشته مهربان (شنبه 03 بهمن 94), یا مجیر (چهارشنبه 07 بهمن 94), مدیرهمدردی (شنبه 03 بهمن 94), آرامش خیال (شنبه 03 بهمن 94), سوده 82 (شنبه 03 بهمن 94)

  5. #33
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    طبق اخلاق روانپزشکی، و اخلاق حرفه ای و هم به لحاظ فنون و تکنیک های مشاوره ، هرگز ما چنین حقی نداریم که توصیه به طلاق کنیم یا توصیه به سقط جنین کنیم!!! و صرفا باید بینش و آگاهی و مهارت به فرد بدهیم تو در نهایت خودش برای زندگی اش تصمیم بگیرد.

    با سلام

    شما ابتدا تکلیف خودت را با معیارت برای زندگی و تصمیم گیریهایت روشن کن .... آیا معیارت برای تصمیم گیریها و زندگی کردن صرفاً اجتهاد خودت و دیگران هست یا بالاتر از آن به خدایی اعتقاد داری و خودت را به دستورات خالقت که مطمئناً بی حساب و کتاب و بی مصلحت و از روی خودخواهی نیست و هرچه هست خیر و صلاح بنده اش هست عرضه می کنی و معیارت برای زندگی کردن و تصمیم گیری را مطابق وحی و عقل قرار می دهی و برای این منظور هرجا نمیدانی که تکلیفت بر این مبنا با نظر به نگرانیها و احتمالات مشکل آفرین چه چیز هست از اهل فن جویا می شوی و پی گیری می کنی ؟؟ مثلاً جویا می شوی از نظر شرعی با توجه به فلان نگرانی ها و احتمالات چه باید بکنم و رضایت خدا در چیست اونوقت جواب مطمئن دریافت می کنی و بعدش دیگه دست خودته که پشت پا بزنی به آنچه خدا برایت می پسندد عمل کنی یا به آنچه استرسها و نگرانی های خودت و حرف اطرافیان و دیگران می گوید عمل کنی که در هردو صورت پیامدهای خاص خودش را دارد و پیش خواهد آمد .....

    اما
    آنچه به عنوان یک راهنما در اینجا بنده برای شما دارم این است که تا اینجا و در تصمیم گیری برای ازدواج بر اساس یک معیار درست عمل نکرده ای اما درس بگیر که از این به بعد و در ادامه درست عمل کنی که این هم صبوری میخواهد نه تعجیل و هیجان مداری .... در خصوص جنین که اگر باور و تعهد به خالقت و دستوراتش داری که جز در صورتی که جنین بیماری یا مشکلی داشته باشد که در ادامه جان مادر به خطر بیافتد آنهم بنا به تشخیص پزشک ، سقط جنین حرام است و دلایل شما یا دوستانی که متأسفانه بدون کارشناسی تجویز میفرمایند هیچ توجیه شرعی ندارد و حکم به سقط نمی دهد .... شما می توانی به دستور خدایت عمل کنی و پرهیز از سقط داشته باشی ولو سختی هایی داشته باشد به ظاهر و یا به میل خودت و دیگران بخواهی خودت را خلاص کنی که راحت باشی و .... در این صورت حتی اگر به ظاهر راحت و آزاد باشی و ... اما طوق قاتل بودن و عوارض آن که بعضی معلوم و بسیاری نامعلوم است را باید بپذیری و به دوش بکشی ....

    در خصوص زندگی با همسرت شما بررسی های مشاوره ای بطور حضوری به عمل بیاور و تصمیم درست بگیر .... آنچه مهم است این است که بر اساس معیار قوی و درست و مبتنی بر آگاهی درست ، تصمیم بگیری

    موفق باشی





  6. 8 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    alireza198 (دوشنبه 05 بهمن 94), Hadi99g (شنبه 08 اسفند 94), یا مجیر (چهارشنبه 07 بهمن 94), مدیرهمدردی (شنبه 03 بهمن 94), آرامش خیال (شنبه 03 بهمن 94), اعجاز عشق (شنبه 03 بهمن 94), سوده 82 (شنبه 03 بهمن 94), شمیم الزهرا (شنبه 03 بهمن 94)

  7. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 08 اسفند 03 [ 13:09]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    119
    امتیاز
    9,933
    سطح
    66
    Points: 9,933, Level: 66
    Level completed: 71%, Points required for next Level: 117
    Overall activity: 81.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    150

    تشکرشده 171 در 76 پست

    Rep Power
    33
    Array
    به نظر من یه اولیت بندی بکن

    مثلا شاید لازم باشه اولویت اولت حفظ ابروت باشه...

    اگه اشکال نداره میشه بپرسم خانواده شما در برابر تهمتی که خانواده همسرتون بهتون زدن چه کارهایی انجام دادن...؟

    شاید لازمه اون اقا از طرف خانواده شما برخورد مناسبی ببینن تا حتی در صورت جدایی حرف و حدیث نامربوطی پشت سر شما نباشه...

    اخه جدیدا خیلیارو دیدم که وقتی دلیل جداییشونو میپرسی میگن خیانت همسر...نمیگن خودم بچه ننه بودم یا دهن بین بود یا استقلال نداشتم یا....

    البته اینم میدونم که در دهن مردمو نمیشه بست...ولی ابروی مومن حرمتش از مکه هم بالاتر ..حیفه که نقل دهن مجلسای خاله زنکی باشی

  8. 3 کاربر از پست مفید cheshmakk تشکرکرده اند .

    skyzare (سه شنبه 25 اسفند 94), گیسو کمند (سه شنبه 06 بهمن 94), آرامش خیال (یکشنبه 04 بهمن 94)

  9. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 بهمن 99 [ 08:27]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,981
    سطح
    63
    Points: 8,981, Level: 63
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    474

    تشکرشده 304 در 105 پست

    Rep Power
    40
    Array
    سلام
    از همه و بخصوص فرشته مهربان سپاسگذارم
    پست های اعجاز عشق و فرشته مهربان رو از دیروز چندبار خوندم.جرف های شما کاملا درسته.من با اینکه به سقط فکر میکردم ولی به این نتیجه رسیدم که به هیچ وجه نمیتونم اینکارو انجام بدم.وبه خاطر بی مسئولیتی و نادانی همسرم و خانوادش یک انسان رو از بین نمیبرم.
    در مورد برگشتن به اون زندگی باید بگم اصلا تمایلی به اینکار ندارم.و به شدت از همسرم متنفرم.و روز به روز داره با کارها و حرفاش تنفر منو بیشتر میکنه.خیلی دلم میخواست این وضعیت تموم میشد. حتی میگم همه چی رو بهش ببخشم و فقط از دستش خلاص شم اما خونوادم مخالفن.
    اون حتی ذره ای به فکر من و بچه نیست . طی این چند روز فقط به من و خونوادم بی احترامی کرده.
    من نمیتونم آدمی رو قبول کنم که به راحتی دروغ میگه و حتی به قرآن قسم میخوره.از این آدم هر کار دیگه ای برمیاد.
    فقط زنگ میزنه که مادرم مریضه و پدرم مریضه و من فلان میکنم و....
    اصلا طرز فکرش برام قابل درک نیست.
    اصلا خودش رو آدم حساب نمیکنه ،فقط نشسته بقیه براش تصمیم بگیرن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط cheshmakk نمایش پست ها
    به نظر من یه اولیت بندی بکن

    مثلا شاید لازم باشه اولویت اولت حفظ ابروت باشه...

    اگه اشکال نداره میشه بپرسم خانواده شما در برابر تهمتی که خانواده همسرتون بهتون زدن چه کارهایی انجام دادن...؟

    شاید لازمه اون اقا از طرف خانواده شما برخورد مناسبی ببینن تا حتی در صورت جدایی حرف و حدیث نامربوطی پشت سر شما نباشه...

    اخه جدیدا خیلیارو دیدم که وقتی دلیل جداییشونو میپرسی میگن خیانت همسر...نمیگن خودم بچه ننه بودم یا دهن بین بود یا استقلال نداشتم یا....

    البته اینم میدونم که در دهن مردمو نمیشه بست...ولی ابروی مومن حرمتش از مکه هم بالاتر ..حیفه که نقل دهن مجلسای خاله زنکی باشی
    خانواده من اصلا در جریان نبودن تا زمانی که مادرشون با خانواده من تماس گرفت و تهمتاشو تکرار کرد و هرچقدر توضیح دادن که ما گواهی گرفتیم میگفتن گواهیتون جعلیه و حتی خونوادم گفتن خب بریم پزشک قانونی ولی میگفتن شما اونجا آشنا دارین.
    منم تنها راهی که برام موند این بود که ازشون بابت تهمت شکایت کنم و درخواست ارجاع به پزشک قانونی هم دادم.
    من اچازه ندادم که کسی خیلی از جریات تهمت هاشون باخبر بشه
    اما خب اگرهم اونا بخوان حرفی بزنن به این راجتی هم مردم قبول نمیکنن.چون به هرحال من و خونوادم خداروشکر وجه خوبی در بین فامیل و اطرافیان داریم و همه منو همیشه به عنوان یه دختر آروم میشناختن و هیچوقت رفتارم طوری نبوده که کسی بخواد چنین حرفایی رو باور کنه.حتی فامیل خودش هم منو قبول داشتن و قطعا این آقاروهم میشناسن .
    ودر هرصورت من با اینکه خیلی از شرایط ایجاد شده ناراحتم اما نگرانی در این مورد ندارم چون مطمئنم که ماه پشت ابر نمیمونه و من به زودی نجابتم رو بهشون ثابت میکنم واز طریق پزشک این مساله به راحتی قابل اثباته. مطمئنم که خدا هم نمیزاره آبروی منی که هیچ خطایی نکردم بره.
    در سوره نور هم اومده که مردی که به زن خودش تهمت بزنه هم این دنیا و هم در آخرت عذاب میکشه

  10. 2 کاربر از پست مفید آرامش خیال تشکرکرده اند .

    alireza198 (دوشنبه 05 بهمن 94), گیسو کمند (سه شنبه 06 بهمن 94)

  11. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 04 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1394-4-15
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    9,282
    سطح
    64
    Points: 9,282, Level: 64
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 102 در 59 پست

    Rep Power
    29
    Array
    سلام آرامش خیال عزیز.خداقوت .اینکه قوی هستی و با خدا خیلی خوبه .قوی تر شو .خانوادت کنارت هستند نگران نباش.اقدامت برای اعاده حیثیت عالی بوده و خوشحالم که خانوادت پشتت بودن و بابتش خداروشکر کن .چراکه برخی خانواده ها از ترس به اصطلاح ابرو هر باجی میدن و فقط دهن دخترشونو میبندن.این عالیه که چنین خانواده خوبی داری.مراقب تو راهیت باش .
    خدا گر ز حکمت ببند دری / ز رحمت گشاید در دیگری
    ایمان که قوی باشه همه چی حله .صبر داشته باش و به خودت استرس نده .

  12. 5 کاربر از پست مفید fariba293 تشکرکرده اند .

    alireza198 (دوشنبه 05 بهمن 94), Hadi99g (شنبه 08 اسفند 94), گیسو کمند (سه شنبه 06 بهمن 94), آرامش خیال (یکشنبه 04 بهمن 94), سوده 82 (چهارشنبه 07 بهمن 94)

  13. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    خانم آرامش خيال سلام
    موضوع وامتحان مهمي در زندگيت ايجاد شده درست ولي بهتون تبريك ميگم كه با صلابت و محكم و منطقي پاي زندگيت هستي و متعجب از دوستاني كه به ظاهر همدردي دارن ولي اصلاً به مفيد بودن و آرامش بخش بودن حرفهايشان دقت نميكنند و گويي ميخواهند نطق كرده باشن و احساسات شكست خورده خودشان را پوشش بدهند و سر ديگران آزمون و خطا كنند!!!! آرامش خيال عزيز توصيه هاي فرشته مهربان و مدير همدردي را كه جمعبندي اوضاع است ملاك همدردي قرار بده نه حرف من و سايرين را اما چند نكته در كنار حرفها و برخوردهاي خانواده شوهرت؟ .اينكه خواستار سقط جنين توسط خودت شدن براي دفاع از اتهامي است كه به تو زدن و تو دادخواست دادي ميخوان بگن ديدي خيانت كرده بود كه رفت سقطش كرد2- مرد 40 ساله به هر دليلي از مامان و باباش جدا نشود در آينده مشكلات بيشتري ايجاد ميكند بايد همه چي را بسنجي و براي بودن در اين زندگي تصميم بگيري يا زندگي را مستقلاً از نو بسازي بدون عجله.3- نياز به گفتن تكراري نيست براي قويتر شدن خودت تكرار ميكنم جنين بچه شماست و دستكاري نكنيد خداوند هرچي صلاح باشد براتون هديه ميكند . خدا نكرده ازدست دادن عمدي بچه عذاب ابدي براتون خواهد گذاشت و ظاهر طلاگونه زندگي هم نخواهد توانست قتل يك نفس را پوشش دهد. در تصميمتون مصمم باشيد.4- همه حق و حقوقتون را از شوهرت مطالبه كنيد و پيشقدم طلاق و بخشش مهر و نفقه و بچه نباشين مگر خير و آرامش قابل دسترس و نقدي در ميان باشد . توكل بر خدا و حمايت خانواده و حذف سخنان اين و اوون خاله زنكيها مثل برخي دوستاي همدردي.

    [QUOTE=fariba293;40
    [B]خدا گر ز حکمت ببند دری / ز رحمت گشاید در دیگری
    [/B]ایمان که قوی باشه همه چی حله .صبر داشته باش و به خودت استرس نده .

  14. 5 کاربر از پست مفید حسين40 تشکرکرده اند .

    alireza198 (سه شنبه 06 بهمن 94), Hadi99g (شنبه 08 اسفند 94), گیسو کمند (سه شنبه 06 بهمن 94), محیا ناز (دوشنبه 05 بهمن 94), آرامش خیال (دوشنبه 05 بهمن 94)

  15. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 29 مرداد 04 [ 22:02]
    تاریخ عضویت
    1394-4-15
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    9,282
    سطح
    64
    Points: 9,282, Level: 64
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    58

    تشکرشده 102 در 59 پست

    Rep Power
    29
    Array
    آقای حسین 40 ما از همدردی یادگرفتیم که به دیگران برچسب نزنیم.شاید بنده از نظر شما خاله زنک باشم اما اینجا جای این حرفا نیست.عنوان نمودن چنین چیزهایی در شآن همدردی نیست .اینجا هرکسی راه حل و مشاوره میده کسی هم مثل بنده در حد خودش همدلی میکنه.اگه ایمان نداشته باشه و به خدا توکل نکنه خیلی سریع تر از هرچی که فکرشو بکنی از پا در میاد .

  16. 2 کاربر از پست مفید fariba293 تشکرکرده اند .

    alireza198 (سه شنبه 06 بهمن 94), آرامش خیال (چهارشنبه 07 بهمن 94)

  17. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 بهمن 99 [ 08:27]
    تاریخ عضویت
    1394-10-28
    نوشته ها
    145
    امتیاز
    8,981
    سطح
    63
    Points: 8,981, Level: 63
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    474

    تشکرشده 304 در 105 پست

    Rep Power
    40
    Array
    دلم میخواد کاری کنم که شادی به زندگیم برگرده
    اما هرچقدر سعی میکنم به مشکلاتم فکر نکنم و کمی آروم باشم بیشتر از یکی دو ساعت طول نمیکشه
    همش با خودم میگم حقم نبود به اینجا برسم
    حوصله ی هیچ کاری رو ندارم
    هنوز باورم نمیشه باهام اینکارو کرده
    احساس میکنم فرصت های خوشبختیمو از دست دادم
    دلم میخواد یه مدت برم یه جایی که هیچکس نباشه
    دلم میخواد همسرم بمیره تا این قضایا تموم شه
    میدونم خوب نیست آرزوی مرگ کسی رو بکنم...
    اما کاش نبود...
    ویرایش توسط آرامش خیال : سه شنبه 06 بهمن 94 در ساعت 20:14

  18. کاربر روبرو از پست مفید آرامش خیال تشکرکرده است .

    یا مجیر (چهارشنبه 07 بهمن 94)

  19. #40
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array
    سلام


    اوج ناراحتي شما از همسرتان درك مي كنم اما خداي نكرده مرگ ايشان هيچ مسئله اي را حل نخواهد كرد.


    به هر حال در صورت جدايي يا اشتي ايشان پدر فرزندتان هستند.

    راستش گاها حس شخصي من نسبت به بعضي تاپيكها اين بوده كه مثلا اين مشكل به جاي خوبي ختم نخواهد شد.اما در مورد شما يك حس دروني وادارم مي كندكه از شما بخواهم عجله نكنيد.



    به فكر شادي خود باشيد به فكر اينده فرزندي كه در راه داريد.... براي جدايي هم هيچ وقت دير نيست.......... مي توانيد به جدايي فكر نكنيد و به ماندن در زندگي اي كه تاكنون تحمل كرده ايد هم راضي نباشيد اما ذهنتان را درگير تبعات اين افكار و اينكه فردا چه خواهد شد نكنيد. فقط از ته دل دعا كنيد خدا بهترين مسير را مقابلتان قرار دهد و ...



    اگر همسر شما واقعا نسبت به شما و فرزندتان خيلي بي تفاوت باشند من فكر مي كنم خودشان براي جدايي پيشقدم خواهند شد.


    راستش حسرت شما به شادي و موفقيتي كه در گذشته داشته ايد و حس تنفر از وجود عاملي كه به از دست دادن اين عامل يعني همسرتان را من پاك كردن صورت مسئله تصور مي كنم.


    يادتان باشد كه اول از همه به سلامتي خودتون و جنين فكر كنيد.

    شرايط شما سخت هست اما تحمل اين وضعيت نسبت به سختي هايي كه مي توانست بر شما تحميل شود خيلي بهتر هست و جاي شكر دارد واقعا.



    اول از همه زير سايه ي خدايي هستيد كه با مواظبت از هديه اش و توكل به او مشكلتان انشاءالله رفع خواهد شد.

    دوم خود شما كه صبوري به خرج مي دهيد و خانمي قوي هستيد .

    شما تا دو يا سه ماه پيش يك خانم موفق و صبور بوديد اما از اون لحظه كه خدا جنين را در وجود شما قرار داد يك مادر هستيد. مادر يعني صبر و استقامت و با وجود اين فرزند خودتان كم كم متوجه خواهيد شد كه بيش از پيش مقاوم و صبورتر شده ايد.

    خود خدا بهتر مي دانسته امن ترين مكان براي رشد يك جنين وجود مادر است و بس.

    همچنين خانواده اي داريد كه از شما حمايت مي كنند .

    و .....

    ببخشيد سوال بي ربطي بپرسم؟
    اگر امكانش باشد تمايل داريد براي سرگرمي و نظم دادن به افكار و تقكر بيشتر در صندلي داغ شركت كنيد؟
    ویرایش توسط اعجاز عشق : چهارشنبه 07 بهمن 94 در ساعت 23:55

  20. 2 کاربر از پست مفید اعجاز عشق تشکرکرده اند .

    یا مجیر (چهارشنبه 07 بهمن 94), آرامش خیال (پنجشنبه 08 بهمن 94)


 
صفحه 4 از 12 نخستنخست 123456789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.