سلام دوستهاي خوبم.
امروز خيلي ناراحنمديروز با آقا دعوام شد بعد از 4 روز كه از سر كاربرگشت(رزمايش) هي سعي ميكرد كه بگه و بخنده و به قول خودش تلافي اي چند روز دلتنگي و تنهايي منو دربياره.اما من هر كاري ميكردم نميتونستم باهاش راحت باشم يه حس بد بهم ميگفت:كه يه كاري كرده ، اما سعي كردم آروم باشم و تونستم. فقط يه بارم ازش پرسيدم كه چيزي رو ازم پنهون نميكنه و مثل هميشه گفت نه ، منم كه مشكوك! تا اين كه بهش گفت دايي ديروز داشته از اتوبان رد ميشده دستت سيگار ديده(اصلا نميدونم چطوري اين حرف رو زدم) كه آب دهنش پريد توي گلوش و شست ما هم خبر داره شده كه احساس اشتباه نبوده و آقا يه غلطي كرده.بعد شروع شد به خدا مال هادي(همكارش) بوده داده به من داد كه از شيشه ماشين بندازمش دور منم دو پك زدم-به جون تو من سيگار نميكشم-همينطوري كشيدم-خلاصه گفت كه:اين دو سه روز كه همگي اماده باش بوديم بچه ها همه ميكشيدن منم يكي دو بار چند تا پك زدم
آقا پك زده اما حرفهاش واسه من مثل پتك بود ، منم گفتم ديدي بي جنبه اي و نميشه كنترلت نكرد اول قيلون بود الان شده سيگار فردا هم ميشه مشروب.تمام ين حرفها رو زدم اما با آرامش و بدون داد و بيداد اما الان خودم دارم منفجر ميشم نميدونيد چه حال دارم ميترسم بدتر بشه.!. اگه يه زماني خونوادم بفهمن من چه جوابي دارم بدم ؟ اگه بهم بگن اين همون پسرييه كه به خاطرش تو روي همه وايستادي و گفتي قيد شما رو ميزنم اما از.... چي جواب بدم هميشه زبونم دراز بود كه آقا سالمه.
واقعا براي آينده ميترسممتاسفانه يه آدمي هم هست كه اگه يه بار كسي رو ببينه ميگه آدمه خوبيه و باهاش رفاقت ميكنه و تلفن بازي و اين حرفها....شما بگيد من چيكار كنم؟







ديروز با آقا دعوام شد بعد از 4 روز كه از سر كاربرگشت(رزمايش) هي سعي ميكرد كه بگه و بخنده و به قول خودش تلافي اي چند روز دلتنگي و تنهايي منو دربياره.اما من هر كاري ميكردم نميتونستم باهاش راحت باشم يه حس بد بهم ميگفت:كه يه كاري كرده ، اما سعي كردم آروم باشم و تونستم. فقط يه بارم ازش پرسيدم كه چيزي رو ازم پنهون نميكنه و مثل هميشه گفت نه ، منم كه مشكوك! تا اين كه بهش گفت دايي ديروز داشته از اتوبان رد ميشده دستت سيگار ديده(اصلا نميدونم چطوري اين حرف رو زدم) كه آب دهنش پريد توي گلوش و شست ما هم خبر داره شده كه احساس اشتباه نبوده و آقا يه غلطي كرده.بعد شروع شد به خدا مال هادي(همكارش) بوده داده به من داد كه از شيشه ماشين بندازمش دور منم دو پك زدم-به جون تو من سيگار نميكشم-همينطوري كشيدم-خلاصه گفت كه:اين دو سه روز كه همگي اماده باش بوديم بچه ها همه ميكشيدن منم يكي دو بار چند تا پك زدم
آقا پك زده اما حرفهاش واسه من مثل پتك بود ، منم گفتم ديدي بي جنبه اي و نميشه كنترلت نكرد اول قيلون بود الان شده سيگار فردا هم ميشه مشروب.تمام ين حرفها رو زدم اما با آرامش و بدون داد و بيداد اما الان خودم دارم منفجر ميشم نميدونيد چه حال دارم ميترسم بدتر بشه.!. اگه يه زماني خونوادم بفهمن من چه جوابي دارم بدم ؟ اگه بهم بگن اين همون پسرييه كه به خاطرش تو روي همه وايستادي و گفتي قيد شما رو ميزنم اما از.... چي جواب بدم هميشه زبونم دراز بود كه آقا سالمه.
متاسفانه يه آدمي هم هست كه اگه يه بار كسي رو ببينه ميگه آدمه خوبيه و باهاش رفاقت ميكنه و تلفن بازي و اين حرفها....شما بگيد من چيكار كنم؟

علاقه مندی ها (Bookmarks)