به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 33 , از مجموع 33
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 17 مرداد 05 [ 23:19]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,286
    امتیاز
    26,032
    سطح
    96
    Points: 26,032, Level: 96
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 318
    Overall activity: 65.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    226
    Array
    شما بهش گفتی بهت شک دارم
    نگفتی چه شکی؟
    نگفتی چرا؟
    گفتی چون با پسرم ست می کنی

    پسر شما از سلام کردن این خانم ترسیده؟ یعنی شما این موارد رو به پسرت نگفتی یا مثلا جلو پسرت به مادرت نگفتی؟که پسرت پیش زمینه داشته باشه

    یک سوال خیلی مهم
    الان مادر شما دقیقا در مورد این موضوع نظرش چیه؟ آیا اصلا حقی به شما میده دراین باره؟ آیا چیز مشکوکی می بینه؟
    اگه مادر شما چیز خاصی نمی بینه همش ناشی از حساسیت بیش از حد شماست

  2. #32
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 دی 02 [ 13:45]
    تاریخ عضویت
    1394-2-15
    نوشته ها
    1,099
    امتیاز
    18,366
    سطح
    86
    Points: 18,366, Level: 86
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 484
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    269

    تشکرشده 1,106 در 598 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چشم من قطع ارتباط میکنم و کردم
    ببین مامانم فقط برای من تعصب داره عروساش زنبرادراش و برای همه یه حالت لارج
    مثلا یکی در دوران متاهلی و در خانه شوهر رفته بود تو پارک با یک مرد بگو حرف اینا حالا من دقیقا نمیدونم چی بهم گفته بودن و این مرد نیت بد داشت چون به ما گفته بود و دنبال زن می‌گذشت و این خانوم راحت ریلکس با این مرد حرف زده بود از زندگیش درد دل کرده بود و گفته بود
    مامانم خیلی ریلکس برخورد کرد با این اتفاق و انگار هیچ اتفاقی نیفتاده
    و قربون صدقه خانومه رفت
    من الان با خواستگارم رفتم پارک فقط که صحبت کنیم من مطلقه هستم و مرد بعدش اومد خواستگاری بابام با من دعوا کرد

    نمیدونم فقط خانوادم زورشون زدن منو تربیت کنند انگار
    این خانم اصلا هیچ وقت به پسر من سلام نکرده میگم به منم شده سلام نمی‌کنند حتی جواب سلام نمیدن بعد الان اینجوری
    اینجا سایت مشاورست یا من وبلاگ میرم مینویسم بابام با من دعوا میکنه
    ویرایش توسط خادم رضا : سه شنبه 09 دی 99 در ساعت 17:26

  3. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 بهمن 00 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1395-2-16
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    5,588
    سطح
    48
    Points: 5,588, Level: 48
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 162
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    103

    تشکرشده 75 در 34 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام خانم خادم الرضا
    بسیاری از بزرگواران هم خوب احساس شما رو درک کردند و هم بهترین راهنمایی ها رو ارائه دادند.
    به نظر بنده نگرانی شما در مورد از دست دادن فرزندتون شما رو به شدت مضطرب کرده و یک پرده تاریک جلوی دید منطقیتون قرار داده و اجازه نمیده رفتار درست داشته باشین.

    اون خانم همانطور که میفرمایین قطعا مریضه که با گوشزدهای شما این رفتار رو نشون میده!!
    اما اینا همش تقصیر خودتونه!
    بنده میگم بر فرض حدس شما درست باشه! آخه چرا رفتین گذاشتین کف دست اون خانم؟!تا اون خانم از معصومیت شما سو استفاده کنه؟
    کلی براش ساعت تفریح درست کردین ... الان لذت میبره که شما رو عذاب بده .
    مادر عزیز،یکم صبور باشین. بی خیالش بشین و اصلا بهش فکر نکنین. لطفا مشاور حضوری برین که راهنماییتون کنن چه رفتاری داشته باشین که اسیب کمتری ببینین.
    اولین قدم برای کمک به خودتون تغییر افکارتون هست.
    این فرمول یادتون نره:
    فکر_______هیجان_________رفتار
    وقتی من فکر کنم که خانمی میخواد پسرم رو گمراه کنه_______میترسم __________ازش فرار میکنم
    قتی من فکر کنم که خانمی میخواد پسرم رو گمراه کنه_______خشمگین میشم__________باهاش تند میشم،به دیگران تند میشم و اعتراض میکنم
    اما
    وقتی من فکر میکنم خانمی با پسرم ست کرده شاید اون رنگ رو دوست داره_______خوشحال میشم____________با لبخند از کنارش رد میشم
    وقتی من فکر میکنم خانمی برای لج در اوردن من با پسرم ست میکنه_______متاسف میشم برای بی عقلیش______________هیچی نمیگم و از کنارش رد میشم و دعا میکنم خدا عقلش بده

    می بینین نتیجه نوع تفکرمون باعث میشه بهم بریزیم یا ارامش پیدا کنیم
    امیدوارم به ارامش برسین

  4. کاربر روبرو از پست مفید همراهی تشکرکرده است .

    nana0cute (چهارشنبه 10 دی 99)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:35 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.