به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 65

موضوع: خيانت

  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 مرداد 88 [ 08:00]
    تاریخ عضویت
    1387-10-22
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    3,317
    سطح
    35
    Points: 3,317, Level: 35
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خيانت

    باسلام.دوستان عزيز من باهمسرم حدود 3سال دوست بودم واو اولين وآخرين دوست پسرم بود وخودشم اين ميدونست.اون زمان من ايشون رادوست نداشتم ولي به خاطر اينكه پسرخوب وپاكي بود وبه هردري زد تا منو به دست بياره باهاش ازدواج كردم خيلي رفت واومد تا خانواده من قبول كردند كه ما با هم ازدواج كنيم.خلاصه عقد كرديم و2 سال نيز عقدكرده بوديم توي اين مدت خيلي سختي كشيديم تا تونستيم بريم سر زنگديمون.آبان ماه سال 85 عروسي كرديم وزندگي خوبي باهم داشتيم البته هردو باهم تلاش كرديم ويك زندگي معمولي ساختيم.
    البته ناگفته نمونه كه من به علت خستگي از كار زياد براي شوهرم وقت نميذاشتم وتنها دليل او براي اين خيانت بزرگ اين بوده كه ميگه تو سردبودي واون طوري كه من ميخواستم نتونستي من ارضاكني.
    ولي به نظر من اين دليل قانع كننده اي نيست چون او رفته بايك دختر دوست شده وبه او دل بسته وقسم مي خوره كه هيچ رابطه اي با او نداشته.
    حدود 8 ماه با اون دختر رابطه داشته اولش بهش نگفته كه متعحل وبه قول خودش اون دختر شيفته خودش كرده وخودشم عاشق اون دختر شده وحالا از من ميخواد كه من اون دخترو به عنوان خواهر دركنارمون نگه دارم ومن هم قبول نكردم.
    درحال حاضر از من ميخواد كه يك فرصت ديگر بهش بدم ولي ميخواد بره فكر كنه بيبينه ميتونه دوباره به زندگي برگرده يا نه چون ميگه از زندگي بامن دلسرد شده ولي منو دوست داره ميگه ديگه نميخواد منو اذيت كنه وتصميم بگيره كه اگه دوباره به زندگي برگشت ديگه از اين كارا نكنه.
    ومن اين فرصت را به او دادم چون براي زندگيم زحمت كشيدم ونميخوام براش نجنگم.
    فقط براي من دعا كنيد واز خدا بخواهيد كه هرچه كه به صلاحم صورت بگيره. متشكرم

  2. #32
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: خيانت

    سلام دوست عزیز
    اهاش صحبت کردی در این زمینه؟ من متوجه نمیشم یعنی ایشون ممکنه قصد جدایی داشته باشه؟

  3. #33
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 مرداد 88 [ 08:00]
    تاریخ عضویت
    1387-10-22
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    3,317
    سطح
    35
    Points: 3,317, Level: 35
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خيانت

    بله صحبت كردم وميگه اگر نتونه تصميم بگيره بله ديگه جدايي.
    من فكر ميكنم جدايي از اون دختر هم براش خيلي سخته وبه قول خودش ميگه من به دونفر ظلم كردم ونسبت به دونفر عذاب وجدان دارم.وميگه تو تازه 24 سالت وميتوني زندگي بهتري داشته باشي من لياقت توروندارم.

  4. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: خيانت

    این حرف که زده فقط بهونه است عزیزم
    خیلی جدی بهش بگو این حرفها هیچ کدوم کار تو رو توجیه نمیکنه. اگه اشکالی در من بود تو وظیفه داشتی بگی . همون طوری که بر عکیس این مسئله هم هست. تو زمانی که به من تعهد داشتی چطور تونستی با کس دیگه ای بری. یه لحظه هم به من فکر کردی؟

  5. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 01 تیر 89 [ 06:57]
    تاریخ عضویت
    1387-8-15
    نوشته ها
    30
    امتیاز
    3,492
    سطح
    36
    Points: 3,492, Level: 36
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 8
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خيانت

    با سلام
    مشكل شما را يكي از اشنايان من هم داشت
    بهترين روشي كه جواب داد از طريق برادر بزگترش كه به او اعتماد داشت بود چون او به برادرش احترام ميگذاشت به طوري كه او نفهمد كه هيچ كس به بجز برادرش در جريان است برادرش او را از عواقب موضوع كه اگر ديگران بفهمند آگاه و او را راهنمايي كردكه تاثير بسيار زياد و بدون باز شدن موضوع و ريختن شرمش در برابر خانواده شد شما هم به نظر من اگه از طريق يك بزگتر مورد اعتماد شما و او وارد موضوع شويد و وقت بيشتري را براي همسرتان صرف كنيد ميتوانيد او را هدايت كنيد

  6. #36
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 09 آبان 91 [ 18:30]
    تاریخ عضویت
    1387-5-30
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    9,023
    سطح
    63
    Points: 9,023, Level: 63
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    450

    تشکرشده 476 در 164 پست

    Rep Power
    72
    Array

    RE: خيانت

    سلام
    به نظر من شوهر شما هنوز نفهميده كه ازدواج كرده و مفهوم مسئوليت ، وفاداري و تعهد رو نميدونه !!!
    البته من اينجا كلي چيز نوشته بودم ولي ترجيح دادم پاكشون كنم ...
    فقط عزيزم ،‌حتي اگه شوهرت هم برگشت و شما رو خواست به نظرم بهتره شما يك سري به مشاور بزنين ! به نظرم ايشون تنها يك چيز از زندگي فهميده و فقط يك نفر رو در زندگي محق ميدونه و اون خودشه و بس ! تا اونجا كه به خودش اجازه ميده كه نه تنها از نظر جنسي ( البته ايشون انكار كردن رابطه ي جنسي رو ولي اگه علت اصلي خيانت ايشون به شما مسائل جنسي بوده بعيده كه .... البته خدا داند ، من هيچ قضاوتي نميكنم )بلكه از نظر عاطفي هم يك نفر ديگه رو در گير كنه !!! يك خيانت همه جانبه !!
    به نظرم ايشون نياز به مشاور دارن تا بفهمن يك نفر ديگه هم در زندگيش هست كه به همون اندازه كه خودش حق رضايت ،‌آرامش و ... رو داره ، اون هم به همين اندازه حق داره !!!
    عزيزم ،‌شايد بعضي ها به من خرده بگيرن بگن چرا ، با حرفام شك شما رو بيشتر ميكنم ، و هدف فقط حفظ زندگي شما ست !‌ولي به نظر من بايد ببيني حفظ زندگي به چه قيمتي ؟؟؟!!!!!
    زحمت كشيدي درست ! ولي يه جورايي انگار زندگيتون رو سفت و محكم نساختين !!
    آيا اگه واقعا شوهر شما اينقدر بي مسئوليت باشه ! شما حاظر ميشي كه پدر فرزندانتون همچين آدمي باشه ؟؟؟
    البته من كه ايشون رو نميشناسم !!‌خودتون بهتر ميدونين !! ولي با اخلاقي كه ايشون دارن من ياد دوست خودم ميوفتم كه اصلا نميتونستم بپذيرم كه همسرم همچين تفكراتي داشته باشه !!(اينكه فكر كنه كه بهترين زندگي حقشه و واسه ي رسيدن به خوشي و زندگي بهتر حق داره هر كاري خواست بكنه و تا يك كم محلي ببينه ! بره و با يكي ديگه ....)
    بازم ميگم گلم ، فقط با برگشتن ايشون نيست كه شما احساس خوشبختي كني ! به نظرم بهتره خودت هم بشتر فكر كني !!

    البته اگه ايشون واقعا از كارشون پشيمون باشن ! و واقعا به اين نتيجه رسيده باشن ( قلبا و عقلا با هم ) كه كارشون اشتباه بوده ! شايد بتونين يك زندگي خوبي رو با هم ادامه بدين ! ولي به نظرم شما هم حق زندگي و حق انتخاب دارين ! زندگيتونه و واسش زحمت كشيدين ،‌درست ! ولي اگه قرار باشه پايه هاي زندگي با عقايد نادرست يكي از طرفين به يك مو بند باشه !! بهتره كه الان خراب بشه تا 10 سال ديگه با 2 تا بچه !!!!

    من با حرفام اصلا قصد ندارم كه نظر شما رو برگردونم يا بگم اشتباه فكر ميكنين ! اصلا !!!چون اولا كه زندگي شما ست و زندگي و آينده ي شماست و ثانيا خودتون بيشتر درجريانيد و ما از زندگيتون فقط در حد حرفهاي خودتون خبر داريم . فقط در همين حد !!! اين فقط يك نظر شخصي بود و بس
    فقط خواستم بگم گلم ! هميشه مصلحت به اين نيست كه زندگي هرجورش كه باشه بايد حفظ بشه !! اگه واقعا بشه درستش كرد كه قطعا بايد سعي در حفظش كرد ولي اگه پايه هاش شل باشه يا يه جاي كار بلنگه كه نهايتا يه روزي موجب ريزش كامل و نابودي بشه ، چه بهتر كه الان اين اتفاق بيوفته نه چندين سال ديگه .....
    اميدوارم كه شوهرتون درست ترين تصميم رو بگيره و پي به اشتباهش ببره !! ولي عزيزم شما هم اگه ميخواي زندگيتو حفظ كني بايد بيشتر به ايشون و خواسته هاشون اهميت بدي كه ديگه توي ذهنشون هم به همچين كارهايي فكر نكنه و وسوسه نشه !!
    واستون آرزوي موفقيت ميكنم دوست عزيز
    اميداروم هرچي صلاحه همون بشه !!
    راستي عزيزم اينها فقط نظر شخصي من بود !! شايد درست ترين كار چيز ديگه اي باشه ....اميدوارم شما هم بتونين درست ترين تصميم رو بگيرين ، بهتره كه به مشاور مراجعه كنين
    موفق و خوشبخت باشين

  7. #37
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: خيانت

    مريم جان
    همانطور که تو ارسال قبليم اشاره کردم بعد ازاينکه سر بزنگاه طوري که نتونه توجيه کنه باهاش روبرو شدي، بايد شدت عصبانيتت رو از اين رفتارش بهش نشون بدي ، عکس العمل تند، اينجا جاي چشم پوشي نيست ،‌ (البته برا شما ديگه نمي نويسم درجه عکس العملتان بايد بعه اندازه زشتي کارطرف باشه ، چون بنظر من شما زيادي گذشت داري) - درمورد اين آقا درمجموع با نظر Roya.b موافقم. آيا قبلا اين مشکلش رو که شما سردين باهاتون مطرح کرده بود؟ گيرم که مطرح کرده باشن آيا اين مجوزي براي اين کارشون ميشه؟ وکلا در طول زندگي چطور ميخوان مشکلاتشونو حل کنن؟؟!!!
    به نظر من ايشون صداقت نداره ، اون دختر بيچاره رو هم گول زده ،
    "حدود 8 ماه با اون دختر رابطه داشته اولش بهش نگفته كه متاهله وبه قول خودش اون دختر شيفته خودش كرده وخودشم عاشق اون دختر شده وحالا از من ميخواد كه من اون دخترو به عنوان خواهر دركنارمون نگه دارم ومن هم قبول نكردم."
    اول اينکه آيا اون دختر بعد ازاينکه فهميد ايشون متاهله بازم حاضره با هاش ازدواج کنه؟
    بنظرم اگر برخوردتون تند مي بود ايشون جرات نمي کردن اينطوري بگن که به عنوان يه خواهر درکنارمون نگه داريم ، يعني چي ؟؟!!

  8. #38
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: خيانت

    مریم جان بر خلاف دوستان احساس می کنم به شوهرت به حد کفایت توجه نکرده ایی و خیلی زود طی سه سال درگیر روزمرگی و زندگی شده اید که شوهرت برای ایجاد یک تنوع دست به این اقدام زده و متاسفانه احساس هم برایش به وجود آمده .
    دوست من اگر زندگی ات و حفظ زندگی ات برایت اهمیت دارد باید خودت را هم تغییر دهی و واقعا فکر کنی چرا اینجور شده و این سردی از کی شروع شده و.... به فکر راه چاره باش نباید زندگی ات را از دست بدهی به شوهرت نشان بده که دوستش داری حداقل خیالت راحت خواهد بود که سعی خودت را برای حفظ زندگی ات کرده ای و از او هم بخواه درست به گذشته فکر کند وعلت این سردی و زمان ایجاد شده را پیدا کند و فکر کنید ببینید چه می توانید برای حفظ زندگی تان بکنید طلاق دنیای راحتی نیست . نمی خواهم دلت را خالی کنم ولی باید با کارهای اساسی زندگی ات را دریابی و به فکر چاره باشی .از آنچه هم اتفاق افتاده متاسفم ولی می دانم قطعا موقعیت خوبی می توانی ایجاد کنی که به زندگی ات کمک می کند

  9. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 اردیبهشت 88 [ 23:58]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    84
    امتیاز
    3,502
    سطح
    37
    Points: 3,502, Level: 37
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 14 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خيانت

    این هم یکی دیگه از مزایای دوست بازی.
    خود کرده را تدبیر نیست.

  10. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 02 اردیبهشت 88 [ 23:58]
    تاریخ عضویت
    1387-10-26
    نوشته ها
    84
    امتیاز
    3,502
    سطح
    37
    Points: 3,502, Level: 37
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 14 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خيانت

    نقل قول نوشته اصلی توسط ani
    مریم جان بر خلاف دوستان احساس می کنم به شوهرت به حد کفایت توجه نکرده ایی و خیلی زود طی سه سال درگیر روزمرگی و زندگی شده اید که شوهرت برای ایجاد یک تنوع دست به این اقدام زده و متاسفانه احساس هم برایش به وجود آمده .
    دوست من اگر زندگی ات و حفظ زندگی ات برایت اهمیت دارد باید خودت را هم تغییر دهی و واقعا فکر کنی چرا اینجور شده و این سردی از کی شروع شده و.... به فکر راه چاره باش نباید زندگی ات را از دست بدهی به شوهرت نشان بده که دوستش داری حداقل خیالت راحت خواهد بود که سعی خودت را برای حفظ زندگی ات کرده ای و از او هم بخواه درست به گذشته فکر کند وعلت این سردی و زمان ایجاد شده را پیدا کند و فکر کنید ببینید چه می توانید برای حفظ زندگی تان بکنید طلاق دنیای راحتی نیست . نمی خواهم دلت را خالی کنم ولی باید با کارهای اساسی زندگی ات را دریابی و به فکر چاره باشی .از آنچه هم اتفاق افتاده متاسفم ولی می دانم قطعا موقعیت خوبی می توانی ایجاد کنی که به زندگی ات کمک می کند
    خانوم
    یه مرد - اگه واقعا مرد باشه - هیچوقت زنشو برای تنوع عوض نمیکنه. هیچ رابطه ای رو به هیچ دلیلی شروع نمیکنه و با همه قدرتش وامیسه تا زندگیشو حفظ کنه.
    به نظر من هرکس که یکبار با کسی دوست بشه، باز هم با دیگران دوست میشه. قبح موضوع براش میریزه و این شامل دختر و پسر و مجرد و متاهل هست.
    بعدشم هر اشکالی منشا و ریشه اش داخل خود ماست و اون که در برون میبینیم انعکاس چیزی هست که در درون ما رخ میده.


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.